اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بالله ان يحضرون ان الله هو السميع العليم
بسم الله الرحمن الرحيم
جواد هستم
و اما اصل مطلب. مطلبي كه عقلها رو حيرون و چشمها رو پر از اشك و دلها رو داغدار مي كنه .
عزيزان اينها فقط قسمتي از اشارات علماي اهل سنت به اين قضيه ننگين هستش .
1- ابن ابي شيبه : متوفاي 235 ه.ق در كتاب المصنف ج7 ص432 روايت شماره 37045 چاپ بيروت :
عمر به سوي خانه فاطمه رفت و گفت : اي دختر پيامبر به خدا قسم نزد ما هيچ كس دوست داشتني تر از پدرت نيست و بعد از پدرت هيچ كس نزد ما دوست داشتني تر از تو نيست . به خدا قسم اين محبت مانع نمي شود كه به خاطر اين افرادي كه نزد خود جمع كرده اي دستور بدهم خانه را بر سرتان آتش بزنند .
2- ابن قتيبه : متوفاي 276 ه.ق در كتاب الامامة و السياسة ج 1 ص 12 چاپ مصر :
ابوبكر ، عمر را به دنبال آنها كه در خانه علي جمع شده بودند فرستاد ، آنها از بيرون آمدن خودداري نمودند . در اين هنگام عمر دستور داد كه : هيزم بياوريد . پس خطاب به اهل خانه گفت : قسم به آنكس كه جان عمر در دست اوست بايد خارج شويد . والا خانه را با اهلش به آتش مي كشم .
شخصي به عمر گفت : آيا مي داني كه فاطمه در اين خانه است ؟ عمر گفت : اگر چه فاطمه در خانه باشد .
3- بلاذري : متوفاي 279 ه.ق در كتاب انساب الاشراف ج1 ص586 چاپ مصر :
ابوبكر براي بيعت گرفتن از علي بدنبال وي فرستاد. پس علي بيعت نكرد . در اين هنگام عمر با شعله اي از آتش روانه خانه علي شد . فاطمه در پشت در با او مواجه شد و گفت : اي پسر خطاب آيا مي خواهي خانه ام را آتش بزني ؟ عمر گفت : آري و اين كار من از دين پدر تو محكمتر است .
4- طبري : متوفاي 310 ه.ق در كتاب تاريخ الامم و الملوك ج2 ص443 چاپ بيروت :
زماني كه طلحه و زبير و عده اي از مهاجرين در خانه علي جمع شده بودند ، عمربن خطاب به آنجا رفت و گفت : به خدا قسم بايد براي بيعت خارج شويد و الا خانه را بر سر شما به آتش مي كشم .
5- مسعودي : متوفاي 346 ه.ق در كتاب اثبات الوصيه ص142 چاپ بيروت :
اميرمومنان با عده اي از پيروان و شيعيانش در منزلش جمع شده بودند . دراين هنگام عده اي به خانه اش حمله ور شده و به آنجا هجوم آوردند و در خانه اش را به آتش كشيدند و او را به زور از خانه خارج كردند . آنها سيده زنان را در پشت در فشار سختي دادند بطوري كه محسن را سقط كرد .
6- ابن عبد ربه : متوفي 328 ه.ق در كتاب عقدالفريد ج3 ص64 چاپ مصر :
ابوبكر به عمر دستور داد اگر از خروج از خانه خودداري كردند با آنها به جنگ بپرداز. پس عمر با شعله اي از آتش روانه خانه فاطمه شد تا آنجا را به آتش بكشاند . در اين هنگام عمر با فاطمه برخورد كرد و فاطمه به وي گفت : اي پسر خطاب آيا براي به آتش كشيدن خانه ما آمدي ؟ عمر گفت: آري مگر آنكه با ابوبكر بيعت كنيد همانطور كه امت چنين كردند .
7- مقاتل بن عطيه حنفي : متوفاي 505 ه.ق در كتاب الامامة و الخلافة ص160 چاپ بيروت :
هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت عمر و قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي و فاطمه فرستاد و عمر هيزم فراهم كرد و در خانه را آتش زد .
8- شهرستاني : متوفاي 548 ه.ق در كتاب الملل و النحل ج1 ص57 چاپ بيروت :
از جمله عقايد نظام آن بود كه مي گفت :
عمر به خانه فاطمه حمله ور شده در حالي كه فرياد مي كشيد : خانه را با اهلش به آتش بكشيد و اين درحالي بود كه كسي جز علي و فاطمه و حسن و حسين در خانه نبود .
تذكر : اگر از دوستان اهل سنت كسي مي خواد به ((نظام)) گير بده به خودم بگه تا با استفاده از كتب رجالي و يه سري از مطالب، براشون مذهب آقاي ابراهيم بن سيار بن هاني معروف به ((نظام)) رو البته به حول و قوه خدا مشخص كنم .
9- ابن ابي الحديد معتزلي : متوفاي 655 ه.ق در كتاب شرح نهج البلاغه ج2 ص56 چاپ بيروت از قول جوهري :
عمر به طرف آنها ( كه در خانه علي اجتماع كرده بودند ) حركت كرد و خطاب به آنها گفت : قسم به آنكس كه جانم در دست اوست يا براي بيعت كردن خارج شويد و يا آنكه خانه را بر سر شما به آتش مي كشيم .
و تو همون صفحه باز از ابوبكر جوهري مي نويسه :
عمر براي آتش زدن خانه به ايشان حمله ور شد كه زبير با شمشير از خانه بيرون آمد .
و تو ص 57 مي نويسه :
ابوبكر گفت : اي عمر و اي خالدبن وليد برخيزيد و به مكان آنها رفته و آنها را به نزد من بياوريد . پس آن دو به طرف خانه علي روانه شدند . عمر داخل شد و خالد بن وليد در آستانه در ايستاد .
10- اسماعيل عماد الدين متوفاي 732 ه.ق در كتاب المختصر في اخبار البشر ج2 ص 156 چاپ مصر :
ابوبكر به عمر بن خطاب دستور داد تا علي و كساني كه با او هستند را از خانه فاطمه خارج كند . ابوبكر به آنها دستور داد كه اگر از بيرون آمدن خودداري كردند با آنها جنگ كن . دراين هنگام عمر با قطعه اي آتش به سوي خانه فاطمه روانه شد تا آنجا را به آتش بكشاند . پس فاطمه گفت : كجا اي پسر خطاب ؟ آيا آمده اي خانه ما را به آتش بكشاني ؟ عمر گفت : آري مگر آنكه داخل شويد همانطور كه امت داخل شده اند .
11- عمر رضا كحاله : از علماي معاصر سني در كتاب اعلام النساء در حرف فاء ذيل نام فاطمه بنت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) چاپ بيروت :
عمر روانه منزل فاطمه شد و فرياد كشيد. آنان از بيرون آمدن خودداري كردند . در اين هنگام عمر هيزم طلبيد و گفت : قسم به آنكس كه جان عمر در دست اوست يا از خانه خارج شويد و يا اينكه خانه را با اهلش به آتش مي كشم .
شخصي به عمر گفت : اي اباحفص در اين خانه فاطمه است !!!!؟؟؟
عمر گفت : اگر چه فاطمه باشد .
12- عبدالفتاح عبدالمقصود : از علماي معاصر اهل تسنن در كتاب الامام علي بن ابي طالب ج1 ص190 چاپ بيروت :
آري چنين گفته شده كه عمر بن خطاب در روز سقيفه در حالي كه در ميان اصحاب و يارانش به طرف خانه فاطمه حركت ميكرد به اين نتيجه رسيد كه : آتش بهترين وسيله براي حفظ وحدت و آرامش ميان مسلمانان است !!
13- محمد حافظ ابراهيم : متوفاي 1351 ه.ق كه از شعراي معاصر و مشهور اهل تسنن است در ديوان خود ج1 ص 82 چاپ بيروت در قصيده عمريه مي گويد :
و قولة لعلي قالها عمر
اكرم بسامعها اعظم بملقيها
حرقت دارك لا ابقي عليك بها
ان لم تبايع و بنت مصطفي فيها
يعني اينكه :
چه نيكو سخني عمر به علي ( عليه السلام) گفت : چه بزرگوار است شنونده و چه با عظمت است گوينده آن . در صورتي كه بيعت نكني خانه ات را به آتش مي كشم و نمي گذارم در آن بماني اگر چه دختر محمد (صلي الله عليه وآله و سلم) در آن خانه ات باشد .
اين قضيه رو خيلي از علماء سني ياد آور شدن كه به چند نمونه ديگه اشاره مي كنم البته ديگه متن رو نميارم چون اكثرا شبيه هم هستن .
متقي هندي : كنزالعمال ج5 ص 651
نويري : نهايت الارب في فنون الادب ج19 ص40
صفدي : الوافي بالوافيات ج17 ص311
ابن عبدالبر : استيعاب ج3 ص975
يعقوبي : تاريخ يعقوبي ج2 ص 123
اينها رواياتي بود كه به هجوم عمر و رفقا به خونه وحي اشاره مي كردن .
همون خونه اي كه حضرت جبرئيل بي اجازه واردش نمي شد و حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم هر روز واسه نماز صبح تو چارچوبش مي ايستادن و صدا مي زدن :
الصلوة الصلوة يا اهل البيت . انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا .
حالا رواياتي كه به جناياتي سنگين تر و ننگين تر در رابطه با مضروب ساختن مادرم و كشتن حضرت محسن بن علي عليهما السلام اشاره دارن :
1- مسعودي در اثبات الوصية ص 142 :
آنان در هجوم به خانه ، فاطمه ، سيده زنان را در پشت در چنان فشار دادند كه محسن را سقط كرد .
2- شهرستاني در الملل و النحل ج1 ص57 چاپ بيروت مي نويسد :
نظام گفته است : همانا در روز بيعت چنان ضربه اي به فاطمه زد كه جنين خود را سقط كرد .
3- صفدي در الوافي بالوافيات ج6 ص 17 :
نظام معتزلي معتقد است كه عمر در روز بيعت چنان فاطمه را زد كه محسن را سقط كرد .
4- سفرائيني تميمي در الفرق بين الفرق ص107 مشابه عبارت بالا رو مياره .
5- ذهبي در كتاب ميزان الاعتدال ج1 ص139 رقم 552 :
ان عمر رفس فاطمة حتي اسقطت بمحسن
بدون شك عمر چنان لگدي به سينه فاطمه زد كه محسن از او سقط شد .
6- حموئي جويني شافعي در فرائد السمطين ج2 ص35 با اسناد خود از ابن عباس روايت مي كند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : بدرستي مي بينم كه بعد از من غم و غصه در خانه دخترم فاطمه وارد مي شود ، حرمت او شكسته و حقش غصب مي شود و از ارث خود منع و پهلويش شكسته مي گردد و ندا مي دهد : يا محمداه! پس جواب داده نمي شود .
7- ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه ج14 ص92 چاپ بيروت :
عده اي از مشركان مكه از جمله هبار ابن اسود به قصد اذيت كردن زينب ، ربيبه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كه از مكه به سمت مدينه حركت كرده بود ، ناقه او را تعقيب كردند . اول كس از مشركان كه به ناقه زينب رسيد هبار بن اسود بود كه به محض رسيدن ، نيزه اي به طرف هودج زينب پرتاب كرد . زينب كه حامله بود از اين حمله ترسيد و زماني كه به مدينه رسيد بچه اش را سقط كرد . از اين رو پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم دستور دادند كه هر كجا كه هبار بن اسود را ديدند به قتل برسانند .
آقاي ابن ابي الحديد بعد از بازگو كردن اين ماجرا مي گه كه :
اين خبر را براي استادم ((ابي جعفر نقيب)) خواندم و نقيب گفت : وقتي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به خاطر ترساندن زينب و سقط شدن فرزند او خون هبار بن اسود را مباح كرد روشن است كه اگر در زمان فاطمه زنده بود ، بدون شك خون كسانيكه فاطمه را ترسانده تا فرزندش را سقط كرد مباح مي كرد .
ابن ابي الحديد مي گه كه:
به نقيب گفتم : آيا مي توانم اين خبر را ـ كه عده اي فاطمه را ترساندند تا اينكه فرزندش محسن را سقط كرد ـ از شما نقل كنم ؟
نقيب گفت : نه از من نقل نكن و بطلان خبر را نيز از من نقل نكن ، چرا كه من در رابطه با اين خبر نظر و عقيده اي نمي دهم .
از مسائل ديگه اي كه اشاره به هجوم به خونه حضرت زهرا سلام الله عليها داره مي تونم به پشيموني ابوبكر دم مرگ اشاره كنم :
1- طبري : تاريخ الامم و الملوك ج2 ص619 :
ابوبكر گفت : همانا بر هيچ چيز از دنيا تاسف نمي خورم مگر بر سه كار كه انجام دادم و اي كاش انجام نمي دادم ...... اي كاش ! به خانه فاطمه بي احترامي نكرده بودم اگرچه عليه من اعلام جنگ مي نمودند .
2- مسعودي : مروج الذهب ج2 ص 194 :
ابوبكر گفت : باكي بر من نيست ، مگر بر سه چيز كه انجام دادم و اي كاش انجام نداده بودم ...... اي كاش خانه فاطمه را مورد تفتيش قرار نداده بودم .
3- طبراني : المعجم الكبير ج1 ص62 :
ابوبكر گفت : اي كاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را رها مي كردم اگرچه عليه من پيمان جنگ مي بستند .
4- ابن ابي الحديد : شرح نهج البلاغه ج2 ص 46 :
ابوبكر گفت : اي كاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا مي گذاشتم اگرچه در آنجا عليه من پيمان جنگ بسته مي شد .
5- متقي هندي : كنزالعمال ج5 ص631 :
ابوبكر گفت : اي كاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا مي گذاشتم اگر چه عليه من پيمان جنگ مي بستند .
و اين هم اسامي علمايي از اهل سنت كه عبارات بالا رو تو كتبشون آوردن :
6- دهلوي هندي : ازالة الخلفا ج2 ص 29
7- ذهبي : ميزان الاعتدال ج2 ص 215
8- ابن حجر عسقلاني : لسان الميزان ج4 ص 219
9- ابن قتيبه دينوري : الامامة و السياسة ج1 ص 18
از جمله قرائني كه مي تونه ما رو تو پيدا كردن حقيقت كمك كنه دلايل و شواهد و قرائن زير هستش :
1- محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح بخاري ج5 ص 177 چاپ بيروت :
با نقل سلسله سندي از عايشه مي گويد :
((((( فوجدت فاطمة علي ابي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتي توفيت و عاشت بعد النبي سته اشهر ، فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها ابوبكر )))))
حضرت زهرا سلام الله عليها ابوبكر را بخاطر (ماجراي فدك) ترك كرد و با او صحبت نكرد تا وفات يافت و بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم شش ماه زندگي كرد و وقتي وفات نمود همسرش علي عليه السلام او را شبانه دفن كرد و به ابوبكر اجازخ نداد تا در تشيع و تدفين او شركت كند .
2- بيهقي در سنن الكبري ج6 ص 300 چاپ بيروت :
(( فغضبت فاطمة علي ابي بكر و هجرته فلم تكلمه حتي ماتت فدفنها علي ليلا ))
حضرت فاطمه سلام الله عليها بر ابوبكر غضب كرد و خشمناك شد و از او اعراض نمود و با او صحبت نكرد تا اينكه وفات يافت . پس علي شبانه او را دفن كرد .
3- مسلم بن حجاج نيشابوري در صحيح مسلم ج3 ص 1380 چاپ مصر :
هنگامي كه فاطمه وفات يافت شوهرش علي عليه السلام شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود و به ابوبكر خبر نداد كه بر جنازه اش حاضر شود و بر او نماز بخواند .
4- ابن اثير در الكامل في التاريخ ج2 ص126 :
معمر از زهري و او از عايشه در مورد آنچه بين فاطمه سلام الله عليها و ابوبكر درباره ميراث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گذشت روايت مي كند كه : حضرت زهرا از ابوبكر اعراض كرد و با او صحبت نكرد تا اينكه وفات نمود و بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم شش ماه زندگي كرد و وقتي وفات نمود ، او را همسرش دفن كرد و به ابوبكر اجازه نداد كه بر جنازه او حاضر شود و نماز بخواند .
5- محمد بن ابي شبيه در المصنف ج4 ص141:
ان عليا دفن فاطمة ليلا
همانا علي عليه السلام فاطمه عليها السلام را شبانه دفن كرد .
6- ابي فلاح الحنبلي در شذرات الذهب ج1 ص15 چاپ قاهره :
و غسل فاطمة اسماء بنت عميس و علي و دفنها ليلا
علي عليه السلام و اسماء بنت عميس ، فاطمه سلام الله عليها را غسل دادند و شبانه دفنش كردند .
7- بلاذري در انساب الاشراف ج1 ص405 چاپ مصر :
علي سلام الله عليه و اسماء ، فاطمه عليها السلام را غسل دادندچرا كه خود او اينچنين وصيت نموده بودو ابوبكر و عمر از فوتش خبر نداشتند و علي عليه السلام فاطمه عليها سلام را در شب دفن نمود .
8- سيوطي در الثغور الباسمه ص 15 چاپ بمبئي :
و غسلها زوجها علي و صلي عليها و دفنها ليلا
فاطمه سلام الله عليها را همسرش علي سلام الله عليه غسل داد و بر او نماز خواند و شبانه دفنش كرد .
9- ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه ج6 ص 50 :
صحيح در نزد من اين است كه حضرت زهرا سلام الله عليها در حالي كه از ابوبكر و عمر خشمگين بود وفات نمودو بدرستيكه او وصيت كرده بود كه آن دو بر او نماز نخوانند .
براي مطالعه و تحقيق بيشتر مراجعه كنيد به :
10- صحيح بخاري ج5 ص9 و ج7 ص87
11- تاريخ يعقوبي ج2 ص 115
12- اكمال الرجال ص753
13- سنن الكبري ج4 ص29
14- مجمع الزوائد ص 211
15- طبقات الكبري ج2 ص128
16- تهذيب الاسماء ج2 ص353
17- حلية الاولياء ج2 ص 42 ( به نقل از ظلامات فاطمة الزهرا سلام الله عليها و رنجهاي حضرت فاطمه عليها سلام)
از موارد ديگه اي كه مي تونم نام ببرم و حتما تو فهم مساله به ما كمك مي كنه سخنان خود حضرت سلام الله عليها هستش :
ابن قتيبه در الامامة و السياسة ص 14 و محمد بن يوسف گنجي شافعي در كفاية الطالب باب 99 :
حضرت زهرا سلام الله عليها خطاب به ابوبكر و عمر فرمودند :
اني اشهدالله و ملائكته انكما اسخطاني و ما ارضيتماني لإن لقيت النبي لأشكونكما
خداوند و ملائكه اش را شاهد مي گيرم كه شما دو نفر مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد اگر پيغمبر را ملاقات كنم حتما از شما شكايت خواهم كرد .
حضرت زهرا سلام الله عليها در جائي ديگر خطاب به ابوبكر فرمودند :
والله لأدعون عليك في كل صلاة اصليها
به خدا سوگند در هر نمازي كه بخوانم تو را نفرين مي كنم . (الامامة و السياسة ص14)
و مطلب بعدي من خطبه ايشون هستش كه تو مسجد ايراد فرمودن . اين خطبه تو قديمي ترين نسخه كتاب ((بلاغات النساء)) كه مشتمل بر خطبه هاي بليغ زنان عرب هستش وجود داره (بلاغات النساء ص 23)
اين خطبه تو شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي هم يافت مي شه (ج16 ص11)
در ضمن اين خطبه تو كتابايي مثل المناقب احمد بن موسي و تو كتاب السقيفه ابوبكر احمدبن عبدالعزيز جوهري به سندهاي مختلف از جمله از عايشه نقل شده .
بعنوان حرف آخرم ميگم كه اولين و بزرگترين نظريه پرداز وهابيت ابن تيميه كه خود علماي اهل سنت به او لعنت فرستادن و قضيه هجوم به خونه وحي رو قبول كرده . اما دست آخر خواسته اونو توجيه بكنه و با دليلي كه حتي يه عقب مونده به اون دليل استنادنمي كنه خواسته دامن خلفا به همراه رفقا رو از اين لكه ننگين پاك كنه :
اينها به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هجوم بردند و وارد خانه ايشان شدند. ميخواستند ببينند که آيا در خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اموالي از بيت المال هست که ذخيره کرده باشند يا دزدي کرده باشند تا آنها را مصادره کنند و ميان مردم توزيع کنند. (منهاج السنه ج4 ص221)
حرفام در رابطه با شهادت مادرم زهرا سلام الله عليها تموم شد .
حالا نتيجه گيري از حرفام :
ازاهل سنت عزيز مي خوام يه جمع بندي بين مسائل مطروح شده قبل و مسائلي كه الان مي خوام مطرحشون كنم داشته باشن :
فاطمة بضعة مني فمن اغضبها اغضبني
فاطمه پاره تن من است هر كس او زا خشمگين كند مرا خشمگين كرده است .
(اين حديث رو علامه رحمت الله عليه تو كتاب الغدير از قول 232 نفر از علماي اهل سنت ميارن كه از جكله اونها مي شه به كتب زير اشاره كرد :
صحيح بخاري ج4 ص579 صحيح مسلم ج16 ص3 سنن الكبري بيهقي ج10 ص201 صواعق ابن حجر ص 112 ينابيع المودة قندوزي ص 171 مشكاة المصابيح خطيب تبريزي ص 560 و ... و ... و ... )
فاطمة بضعة مني يؤذيني ما يؤذيها و يغضبني ما يغضبها
شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج9 ص193
فاطمة بضعة مني يغضبني من اغضبها و يسرني من سرها و ان الله يغضب لغضبها و يرضي لرضاها
(علامه اميني رحمت الله عليه تو كتاب فاطمة الزهرا سلام الله عليها از ص 286 تا 294 اسم 50نفر از علماي اهل سنت رو ذكر كرده كه اين حديث رو با كمي اختلاف تو كتبشون ذكر كردن از جمله :
مسند احمد بن حنبل ج4 ص223 صحيح بخاري ج 5 ص92 صحيح مسلم ج4 ص1902 سنن ابي داود ج2 ص226 سنن ترمذي ج5 ص 154 سنن الكبري ج7 ص 307 شرح السنه ج7 ص 232 مقتل خوارزمي ج1 ص53 فرائد السمطين ج2 ص45 و ... و ... و...)
از طرفي داريم كه :
ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره و اعد لهم عذابا مهينا (57 احزاب)
والذين يؤذون رسول الله لهم عذاب اليم(61 توبه)
و من يحلل عليه عليه غضبي فقد هوي (81 طه)
يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم (13 ممتحنه)
اينها منابعي از كتب اهل سنت بود و حالا بعضي از منابع شيعه
هجوم به خانه و آتش زدن درب خانه :
1- كتاب سليم بن قيس ص 585
2- كشف المراد ص 402
3- عوالم العلوم ج11 ص 400
4- نوائب الدهور ج3 ص 157
5- بحارالانوار ج 43 ص 197
6- المحتضر ص 44
7- الشافي في الامامة ج3 ص76
8- خصائص الائمة ص 47
9- تخليص الشافي ج3 ص76
10- حلية البرار ج2 ص 652
11- الهداية الكبري ص 163 و 417
12- تجريدالاعتقاد ص 402 و ... و ... و ...
شهادت حضرت محسن بن علي
1- امالي صدوق ص99
2- اقبال الاعمال ص 625
3- بشارة المصطفي ص 197
4- ارشاد القلوب ص 295
5- جلاءالعيون ج1 ص 184
6- حديقة الشيعهص 265
7- دلائل الامامة ص 26
8- معاني الاخبار ص 205
9- مصباح كفعمي ص 522
10- علم اليقين ص 686
11- المحتضر ص 109
12- روضة اليقين ج5 ص 342
13- كامل بهائي ص 309
14- اثبات الهداة ج2 ص337 و ... و ... و ...
شكستن پهلوي حضرت زهرا سلام الله عليها و شهادت آن حضرت :
1- الارشاد ص 465
2- مصباح الزائر ص 25
3- جلاء العيون ج1 ص186
4- الاختصاص ص 184
5- امالي صدوق ص 99
6- روضات الجنات ج6 ص 182
7- اصول كافي ج1 ص458
8- اقبال الاعمال ص 625
9- كنزالفوائد ج1 ص458
10- بحارالانوار ج 43 ص 172
11- الاحتجاج ج1 ص210
12- عوام العلوم ج11 ص391
13- البلد الامين ص198
14- حديقة الشيعه ص 265
15- كامل بهائي ج1 ص314
16- علم اليقين ص 701 و ... و ... و ...
براي تحقيق بيشتر ميتونيد به كتاب رنج هاي حضرت زهرا سلام الله عليها نوشته علامه بزرگوار سيبد جعفر مرتضي عاملي مراجعه كنيد .
يكي از قطعيات هستش كه آزار و جسارت به حضرت سديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها به حد تواتر رسيده .
اما اي واي به كساني كه چشماي خودشونو به روي واقعيت بستن و اصلا نمي خوان با حقيقت مواجه بشن .
اين متن رو نوشتم تا بلكه بعضي با ديده حق گرايانه بخوننش و عبرت بگيرن و يا لا اقل حجت به اونها تموم بشه . فلله الحجة البالغة
يا رب الزهرا بحق زهرا اشف صدر الزهرا بظهور الحجة
در حريمش آتشي افروختند ...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لوليك الفرج .
