بسم الله الرحمن الرحيم
---------------------------
آقاي عليخاني!
اين بار اعتراف ميكنم كه جواب سؤالات قبلي را گرفتم! بالاخره جوابي كه انتظارش را داشتم داديد.
و اما ادامه ماجرا...!
پس شما گفتيد:
[مجتهدين امروز هم به هيچ وجه از خودشون نمي تونن نظر بدن ...... يعني همونطور كه قبلا گفتم نگاه يه مجتهد تو مسائل تنها به احاديث پيامبر و معصوم عليهم السلام هستش و از خودش نمي تونه واسه مسائل حكم بتراشه . يه مجتهد بايد حكم الله رو بيان كنه نه حكم النفس رو .]
وهمچنين گفتيد:
[كار مجتهدين فقط اينه كه به واسطه ياد گرفتن انواع علوم بفهمن كه فلان حديث از كجا اومده . آيا واقعا از معصوم صادر شده يا نه جعلي هستش و اعتباري نداره .] (پس مجتهدين شما درواقع كار علماي جرح و تعديل ما را انجام ميدهند!)
سبحان الله!
پس مجتهدي كه شيعه دارد درمورد مسأله ي جديدي كه پيش مي آيد حتماً بايد نظر معصوم را جويا شوند! درسته؟!......بله.....
خوب...! در اينجا باز هم براي بنده سؤال پيش مي آيد:
اولاً: فرض كنيد يك صحابه اي كه مجتهد است در زمان خلافت حضرت علي رضي الله تعالي عنه در بلاد دور دستي تبليغ دين ميكند. طبيعتاً اين مجتهد با مسائل بسيار زياد و البته جديدي روبرو ميشود. مانند انواع خوراكيها، رسم و رسومات و يا انواع عقايد آن منطقه.
اين صحابه هرچه ميگردد چيزي از آنها در قرآن نميابد. و همچنين رسول الله نيز چيزي نگفته است.
حالا ايشان بايد چكار كند؟
آيا باز هم بايد قاصد بفرستد تا نظر حضرت علي را درمورد آن موارد بپرسد؟!
مسلماً تا قاصد برود و آن خبر را به حضرت علي برساند و باز برگردد و جواب را براي آنها بياورد خيلي طول ميكشد. اگر خيلي خوشبين باشيم ميگوييم يك هفته!
حالا توي اين يك هفته اين بيچاره ها چكار بايد بكنند؟!
آيا بايد منتظر قاصد باشند تا خبر بياورد؟!
ثانياً: يكي از منابع مجتهدين شيعه «عقل» است. وقتي قرار است مجتهد حكم مسأله اي را كه مشابهي در قرآن و سنت ندارد را از معصوم بپرسد ديگر عقل براي چه كاري است؟!
وقتي شما ميگوييد مجتهد نميتواند حكمي از خود صادر كند، ديگر منبع عقل ديگر چيست؟!
ثالثاً: به بنده بفرماييد آيا مجتهديني كه هم اكنون وجود دارند پيش امام زمان ميروند و از ايشان سؤال ميكنند؟!
شايد اگر اينها را هم مثل قبل روشن و واضح جواب دهيد از اين گام به گام بعدي منتقل بشويم!
درضمن اين را نيز بگويم كه اگر براي ديگر شبهاتي كه مطرح كرديد جواب ندادم فقط بخاطر منظم نگه داشتن متن است نه عجز.
بنده آدم باحوصله اي هستم. طعن و تمسخرات ديگران برايم اهميتي ندارند تا ماداميكه مربوط به مبحث نباشند. بخاطر همين است كه جوابهايم هميشه كوتاه هستند تا بالاخره به يه جايي برسيم. وگرنه فكر كنيد اگر بنده هم به همه ي مطالب و شبهاتي كه مطرح ميكنيد بخواهم جواب بدم متن چقدر طولاني و خسته كننده خواهد بود!
«ومن الله التوفيق»

