««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»
««اللهم لك الحمد و لك الشكر»»
آقاي شيعه ميگويد:
[آقای عبدالله ! برای من مثل روز روشن است که شما ابدا قبول نخواهید کرد که تمامی گناهان پلید و زشت و رجس هستند . زیرا قبول این مطلب به معنی خروج زنان از دائره ی اهل البیت و عصمت اهل کسا است. اما برای اینکه حجت بر شما تمام شود و اگر روزی روزگاری قلبتان برای دریافت حقیقت نرم شد ، به یاد این حرفهای من بیفتید ، مطالبی را در این باره به عرضتان می رسانم .]
و سپس ميگويد:
[این حرف شما نشان از عدم معرفت شما به خدای بزرگ و متعال دارد. اینکه گناهان کوچک برای شما نفرت انگیز نیست به خاطر عدم معرفت شما به بزرگی و عظمت خالق هستی دارد. برای کسی که عظمت خالق کائنات و قادر مطلق را درک می کند گناه حتی اگر صغیره هم باشد بزرگ و عظیم است.]
متأسفانه آقاي شيعه به دليل ضعف دلايلشان رو به به قول معروف «ترور شخصيت» آوردند! سبحان الله...
بنده را به دليل رجس ندانستن گناهان صغيره به عدم معرفت(!!) متهم ميكند!! فتواي جالبي است!
آقاي شيعه! اگه نميدوني بدون! خداوند ميگويد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة/90)
[اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى بختآزمايى )، پليد و از عمل شيطان است،
از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد!]
اقاي شيعه! خداوند در اينجا سراب و قمار و بتها و ازلام را رجس مينامد. حالا شما بفرماييد آيا يك گناه كوچك با اين چيزها برابري ميكند؟!
من هرگز نگفتم گناه صغيره اهميتي برايم ندارد! هرگز نگفتم برايم زشت نيست! شما به همان روش جوسازي داريد افكار خوانندگان را نسبت به بنده تغيير ميدهيد!!
اما اين روش شما براي نفس خودت و الله جل جلاله بارز و آشكار است.
خداوند در قرآن كريم هرچيزي را كه رجس ناميده باشد منظورش كاريست حرام و گناه كبيره. شما بخاطر هواي نفستان نميتوانيد اين را قبول كنيد. چون اگر قبول كنيد آنوقت گفتهي بنده ثابت ميشود.
دوباره ميگويم: گناه صغيره هرگز با گناه كبيره برابري نميكند. اما بنده هرگز ادعا نكردم كه برايم اهميتي ندارد (كه شما بنده را متهم به عدم معرفت و اين حرفها ميكنيد!!!).
و سپس آقاي شيعه مثالي زدند كه فكر ميكنم خودشان نفهميدند كه اين مثال بر عليه خودشان است. توجه كنيد:
[آیا اگر کسی به من فحش بدهد همان اندازه زشتی و قباحت دارد که به پیامبر ناسزا بگوید؟ آیا عمل کسی که از رئیس اداره اش اطاعت نکند همان اندازه زشت است که از پیامبر اطاعت نکند؟]
خوب بندهي خدا! من هم همين را ميگويم! زشتي ناسزاگفتن به شما (روم به ديوار) هرگز برابري با ناسزا به پيامبر (نعوذ بالله) نميكند! بخاطر همين من ميگويم كه يك عمل مكروه تنزيهي (گناه صغيره) با خوردن شراب برابري نميكند!
بخاطر همين كه اطاعت نكردن از شما مانند اطاعت نكردن از الله نيست، گناه صغيرهي كوچك هم مانند گناه كبيره نيست. متوجه شديد؟!
و بارها هم گفتم، كلمهي «رجس» در شريعت به گناهان زياد و كبيره و كارهاي حرام اطلاق ميشود. كما اينكه خداوند گفته است:
...كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ (الانعام/125)
...أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ... (الانعام/145)
قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآَبَاؤُكُمْ... (الاعراف/71)
...إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (التوبة/95)
...فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ (التوبة/125)
...وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ (يونس/100)
...فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ (الحج/30)
...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الاحزاب/33)
مشاهده ميكنيد؟! در تمامي اين آيات منظور از رجس كفر، شرك و گناهان كبيره و اعمال حرام است.
حالا بنده از آقاي شيعه ميخواهم فقط يك نمونه بياورند كه گناه صغيره را رجس ناميده باشد!!
آقاي شيعه! گناه صغيره هم رجس و پليد است. اما مجازاً اينگونه است. در حكم شريعت «رجس» به چيزهاي حرام و گناهان كبيره اطلاق ميشود. خداوند هم در هرجاي قرآن كه رجس را بكار برده منظورش گناهان كبيره و يا اعمال حرام بوده است. و واضح است كه در اين آيهي تطهير هم همان خواهد بود.
متأسفانه شماها بخاطر اثبات گفتار خودتان از بسياري از حقايق چشمتان را بستيد!
ميگوييد اين آيه استطراد است، درحاليكه حتي يك آيهي استطرادي به اينگونه پيدا نكرديد!
ميگوييد رجس به همهي گناهان چه صغيره و چه كبيره اطلاق ميشود درحاليكه در قرآن هرجا كلمهي «رجس» بكار برده شده منظور اعمال حرام و گناهان كبيره و يا خود مشركان و كفار است.
ميگويد چرا ضمير مؤنث نيامده درحاليكه در قرآن هرجا لفظ «أهل» آمده ضمير جمع مذكر به خود گرفته است.
ميگوييد چرا بجاي «أهل البيت» «أهل البيوت» نيامده درحاليكه هواي نفستان نميتواند قبول كند كه اين اصطلاحي است.!
و ...!
---------------------------------------
آقاي شيعه گفته:
[ثانیا: به کدام دلیل گناهان کوچک پلید نیستند؟ به کدام دلیل گناه چه کوچک باشد و چه بزرگ نفرت انگیز نیست؟ ملاک کوچکی و بزرگی و نفرت انگیز بودن یا نبودن خدای متعال است یا مردم حقیر؟ خانم هدایت ! آقای اکبر ! آقای فاروق و دیگر دوستان اهل سنت ! آیا واقعا گناه صغیره پیش شما پلید و زشت و نفرت انگیز نیست؟]
آقاي شيعه! خودت ميدوني «نفرت انگيز» يعني چي...؟ آيا شما از فردي كه مرتكب كار مكروهي شده متنفر هستيد؟!؟!؟ نميتواني بگويي بلي!
چون در اينصورت از همه بايد متنفر باشيد! ميدانيد چرا؟!
چون همه ميدانند كه خودشان گناهكارند! لااقل هيچكس نميتواند بگويد كه گناه صغيرهاي مرتكب نشده!
پس آيا همه كاري نفرت انگيز انجام دادند؟!؟ با اين حساب شما از همه بايد متنفر باشيد!! حتي از خودتان!
من از اين تعجب ميكنم كه بخاطر اثبات عقيدهي سست و بي اساسي كه داريد دائماً داريد ادبيات فارسي و عربي را به هم ميريزيد!!
آخه چه كسي ميتواند ادعا كند كه كساني كه مرتكب «مكروه تنزيهي» شدند نفرت انگيز هستند!!! شايد بنده خدا مجبور شده باشد!
دين اسلام در موقع اجبار ايرادي بر انجام عملي مكروه تنزيهي نميگيرد. (البته در موقع اجبار)
حالا شما از خودت قانون جديدي ميسازي و ميگي من از او متنفر هستم!! اي ول!! چقدر در دينتان دقيق هستيد! چقدر معصوم هستي!! با اين حساب خودت هم معصوم بايد باشي ديگه!!
ميگويند «خشت اول چون نهد معمار كج .... تا ثريا ميرود ديوار كج!».
حكايت آقاي شيعه هم همين است! عقيدهي باطلي را انتخاب كرده، نفس خود را هم نميتواند غالب شود، حالا مجبور است براي اثبات گفتار خويش هي انكار حقيقت و ابداع شريعت و تغيير نظام ادبيات بكند!!
-----------------------------------------
عجب ب ب !!! تازه متوجه شدم كه آقاي شيعه جواب خودش رو خودش داده كه!!! ببينيد!
اولاً به بنده گفته [گناه چه صغیر باشد و چه کبیره ، زشت و پلید و تنفرانگیز است( اگر برای شما زشت و پلید نیست برایتان متاسفم)]
واه ه! كي گفته نيست!؟! براي من هم زشت و پليد است اما نه «رجسي» كه در آيهي تطهير وجود دارد. بارها گفتم «رجس» وقتيكه در قرآن بيايد منظور گناهان كبيره و حرام است. نه گناهان صغيره و يا خطاها!
سپس ميگويد [اگر گناه جوری زیاد شود که صفحه ی دل انسان را تیره و تاریک کند آنگاه چنین انسانی را می شود پلید خطاب کرد اما با یک گناه که تمام وجود انسان پلید نمی شود !]
حرف من هم همين است آقاي شيعه! پس نميتوانيم بگوييم كه با گناهان صغيره (درصورت كم بودن) به كسي بگوييم رجس و يا پليد است! درسته!!؟؟
بنده خدا! شما كه خودت جواب خودت رو دادي كه! حالا گوش كن!
خداوند گفته «رجس» را از وجود اهل بيت پاك ميكنم. خوب! شما كه ميگوييد «گناه صغيره» نميتواند كسي را رجس كند پس منظور خداوند نبايد گناه صغيره باشد.
ثانياً: گناهان صغيره (درصورتي كه از روي اصرار انجام نشود) به وسيلهي نماز و اعمال صالح از بين ميروند. پس يعني گناه صغيره، زياد در وجود انسان نميماند (البته اگر براي انجامش اصرار نكند).
اما خداوند براي زنان در ابتدا امر و نهي ميكند كه چنان كنيد و چنان نكنيد. و همهي اوامر و نواهياش (كه در آيات ماقبل گفته از قبيل زكات، نماز و تبرج و...) را اگر كسي انجام ندهد مرتكب گناه كبيره شده است و گناه كبيره نيز رجس است.
خداوند هم اين اوامر و نواهي را كرده و سپس ميگويد «خداوند فقط ميخواهد پليدي و رجس را از شما بزدايد»...! خوب آدم مؤمن! با اين حساب معلوم است كه رجس از انجام ندادن نماز، زكات و اطاعت الله و رسول، و انجام دادن بيحجابي و تبرج و ... پديد ميايد نه از خطاها و گناهان صغيره.
و بعد از آن خداوند ميگويد «رجس» را ميخواهم از شما بردارم. كدام رجس؟!؟!؟ واضح است كه منظور همان گناهان كبيره است.
سپس براي بنده مثالي زديد! بنده هم مجبورم براي توضيح خودتان همان مثال را بزنم (البته روم به ديوار!!)
گفتيد [من از شما سوال می کنم که آیا مدفوع انسان پلید و نفرت انگیز هست یا نیست؟ اگر هست پس آیا شما به صرف اینکه کسی در گوشه ای از زمین دفع انجام دهد ، تمام کره ی زمین را نفرت انگیز و پلید می دانید؟]
شما كاملاً داريد خواننده را گول ميزنيد!! ميگم چرا...
شما داريد ميگوييد (روم به ديوار!!) «مدفوع انسان» ...! خوب! شما اينجا داريد خود رجس را معرفي ميكنيد يعني «مدفوع انسان».
حالا «مدفوع مگس» چي؟!
اگر جملهي شما اينگونه بود [آیا مدفوع پلید و نفرت انگیز هست یا نیست؟]
اولاً وقتي لفظ «مدفوع» ميايد هركس به فكر همان كه شما گفتيد ميافتد. چون لفظ «مدفوع» بصورت عاميانه همينگونه است.
حالا شما بگوييد آيا با نفرت انگيز و نجس بودن مدفوع انسان، مدفوع مگس نيز نجس است؟!؟!
من كه فكر نميكنم. چون اندازهي نوك سوزن است! و هرجايي ممكن است وجود داشته باشد.
همين لفظ «مدفوع» در ميان مردم به همان صورت نجس ديده ميشود كه شراب پليد ديده ميشود. و اگربه كسي بگوييد جلوي در «مدفوع» وجود دارد كسي به فكر«مدفوع مگس» نميافتد! چون نگفته «مدفوع مگس».
در قرآن كريم هم خداوند هرجا لفظ رجس را بكار برده منظورش گناه كبيره است. و بخاطر همين در آيهي تطهير هم منظور گناهان كبيره است.
پس چي شد؟
مدفوع مگس را نميتوانيم نجس بناميم همانطور كه گناه صغيره را نميتوانيم «رجس» بناميم. (البته در حكم شريعت)
اما در ميان علما و شما (كه خيلي معرفتتان زياد است!) گناهان كوچك را هم پليدي ميبينيد. و خيلي هم خوب است. چون باعث تقواي بيشتر ميشود.
و مدفوع مگس هم در زير ذرهبين و يا ميكروسكوپ مانند مدفوع بزرگ است! ولي با چشم حقيقي نقطهاي بيش نيست.
حالا اگر خداوند به گناه صغيرهاي بخواهد بگويد «رجس»، در اينصورت آن نميتواند «گناه صغيره» باشد!
چون خداوند قبلاً گفته شراب و قمار رجس هستند. پس هرچيزي را كه رجس لقب دهد را در همين صف بايد قرار داد. يعني صف گناهان كبيره.
اميدوارم ديگر نگوييد «برايتان متأسفم اگر گناهان صغيره را زشت و پليدي نميدانيد!»!!!
نه آقاي شيعه! ما هم زشت و پليد ميدانيم. اما نه رجسي كه خداوند درآيهي تطهير گفته است.
براي بار آخر ميگويم [در قرآن كريم (تا جايي كه بنده ميدانم!) هر جا لفظ رجس بكار برده شده اشاره به گناهان كبيره و يا اعمال كفرآميز و يا اشخاص كافر و مشرك دارد.]
حالا اگر شما غير از اين را سراغ داريد بفرماييد. بنده هم قبول خواهم كرد. ان شاء الله.
----------------------------------------------------------------
جاي ديگر گفتيد [در ضمن خجالت هم دارد. زیرا به جایی رسیده اید که برای اثبات نظر خودتان حتی حاضرید واضحات را هم منکر شوید.]
آقاي شيعه! همان كه قبلاً گفتم. داري از راه ترور شخصيت وارد ميشوي!
واضحات، معناي أهل البيت است. كه شما آن را در چهار نفر تخصيص زديد!
واضحات، سياق و هماهنگي آيه است. كه شما كاملاً آن را بيربط از ماقبل و بعد ميدانيد!
واضحات، قرارگيري آيهي تطهير در بين سلسله آيات مربوط به زنان است. كه ميگوييد اتفاقي آمده!! سبحان الله...!
واضحات، لام تعليل است. كه از اين يكي همش داريد فرار ميكنيد!!
جالبه كه مرا به انكار واضحات متهم ميكنيد!! توضيحات رجس را هم در بالا دادم. بيانديشيد.
----------------------------------------------------------------
گفتيد [اینکه من تمام گناهان را رجس و پلید و زشت و نفرت انگیز می دانم به معنی حرام کردن حلالها است؟]
نه خير! درصورتي كه فقط ديدتان اينگونه باشد خير. ولي اگر باورتان اينگونه باشد بله. چون شريعت چيزي نيست كه چون از خون بدمان ميآيد خون ماهي را هم نجس بناميم! چون خون ماهي برطبق گفتهي رسول الله نجس نيست.
حالا اين كاري به من و شما و يا نظر و يا ديد شخصيمان ندارد كه چون از خون متنفر هستيم بگوييم خون ماهي هم نجس است! اين يعني تغيير حكم شريعت.
ولي اگر خودتان به خون حساس هستيد به كسي ربطي ندارد كه از خون ماهي هم متنفر باشيد! ولي مجاز نيستيد اگر كسي از شما بپرسد بگوييد خون ماهي نجس است!
حرف بنده اين است. شما داريد براي خودتان ميبريد و ميدوزيد. درحاليكه در قرآن واژهي رجس هروقت بكار برده منظورش چيزي بالاتر از گناه صغيره است.
ولي اين شما هستيد كه آنرا به دلخواه برداشت ميكنيد.
----------------------------------------------------------------
گفتيد [چه کسی گفت که مکروه یعنی حرام . اینکه من همه ی گناهان را زشت و پلید می دانم یعنی تغییر دادن حکم خدا ؟!!]
شما واقعاً داريد نقشتان را خوب بازي ميكنيد! قبلاً هم گفتم. پليد يا زشت دانستن شما مسأله نيست. مسئله اينست كه شما در جايي كه گناهان كبيره منظور است را گناهان صغيره را هم داخل ميكنيد! اين يعني دخالت در حكم خداوند.
ايرادي ندارد كه شما گناهان صغيره را هم زشت و پليد ببينيد. چون ديد شخصي خودتان است. اما حق نداريد با ديد شخصي عقيدهاي را ثابت كنيد. چون عقيده و باور در دين اسلام نص صريح ميخواهد نه متشابه و يا باور شخصي!!
----------------------------------------------------------------
گفتيد [حتما جناب خوک هم از گناهان کبیره هستند ، زیرا خداوند از گوشت خوک به عنوان رجس و پلید یاد کرده است : [لحم خنزير فانه رجس] . آقای عبدالله! رجس یعنی پلید و زشت و نفرت انگیز و ... ، حالا می خواهد گوشت خوک باشد یا گناه کبیره و یا صغیره یا هر چیز دیگری . فکر نمی کنم این مسئله آنقدر ها پیچیده باشد .]
بله! خوردن گوشت خوك هم از گناهان كبيره است. چون حرام است. ببينيد! خداوند دارد به گوشت خوك ميگويد «رجس»! يعني گوشت خوك آنقدر حرام و پليد است كه خداوند به آن ميگويد «رجس»...!
حالا شما چطو ميتوانيد گوشتي كه مكروه تنزيهي است را با گوشت خوك برابر بدانيد!؟!؟
حتماً ميگي «من كي برابر دانستم؟؟»
بنده خدا! شما همه را جمع كرديد و آخر سر گفتيد پليد و زشت هستند كه منظورتان همان «رجس» است. باز هم ميگم. هرگز نميتوان گوشتي كه حكم مكروه دارد را با گوشت خوك در يك رده قرار داد!
نتيجه گيري:
شما ميگوييد «گناهان صغيره را رجس ميدانم!» اين يعني اينست كه شما آنها را «رجس» ناميديد.
در احكام دين به مكروه تنزيهي حكم رجس نميدهند. چون خداوند قمار و شراب و امثال آن را رجس ناميده است نه خطاها و گناهان صغيره را!
حالا اگر ديد شخصي شما اين باشد كه گناهان صغيره را رجس ميدانيد، اين نشان از تقواي شماست! ولي هرگز به كس ديگري حق نداريد بگوييد «مكروه تنزيهي» رجس است. چون رجس قبلاً معلوم است كه چگونه چيزهايي است.
مانند اينست كه كسي كه عادت كرده هر روز به نماز تهجد بيدار شود از او بپرسيم حكم نماز تهجد چيست؟ او هم بگويد «واجب» است!! ده ه ه !
چون خودش عادت كرده، حالا بيايد مستحب را واجب بشمارد!!؟
او ميتواند براي خودش نماز تهجد را واجب بداند كه همان ديد شخصي اوست. ولي حق ندارد به كس ديگري بگويد «واجب» است! چون حكم آن قبلاً مشخص شده است.
حالا شما خودت را بكش و بگو گناهان صغيره «رجس» هستند.!!
حالا بفرماييد. آيا منظور خداوند از «رجس» در آيهي تطهير گناهان صغيره را نيز شامل ميشود...؟!
چگونه ميتوانيد ثابت كنيد؟!
خداوند بارها لفظ « ذنوب » را بكار برده است كه صراحتاً تمامي گناهان را شامل ميشود. مانند
وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (آل عمران/31)
چرا در آيهي تطهير اين واژه را بكار نبرده است؟! كمي فكر كنيد.
به دليل ازدياد مطالب فعلاً همين قدر بس است. يه وقت نگي «از جواب دادن فرار كردي!»
قبلاً هم گفتم من دوست دارم پله به پله برم. ولي نميدونم شما چرا مايل نيستيد!
ومن الله التوفيق...