««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»
------------------------------------
جناب عليخاني!
بنده با بعد مسافت مشكلي ندارم كه همش به بنده تحميل ميكنيد!
بنده هم ميدانم كه در آن زمان هم نامه نگاري بوده و قاصد و پيكي هم بوده است. و شهرها با هم در ارتباط بودند. كسي نميتواند اينها را انكار كند!
اما مشكل بنده چند چيز است كه شما هي ناديده ميگيريد!
اولاً: شما گفتيد مجتهد اگر حكم مسئلهاي را در قرآن و سنت و عقل و اجماع پيدا نكند، بايد به معصوم مراجعه كند!
اصولاً اهل سنت هر عقيدهاي كه دارند بر اساس نصوص قرآني و احاديث متواتر هستند. و اگر حرفي از كسي بشنوند كه قبلاً از هيچ مجتهدي و يا عالمي نشنيده باشند و خلاف عقل هم باشد فوراً ميپرسند كه سند اين گفتهتان كجاست؟!
چون در دين اسلام هر عقيدهاي بايد داراي نص صريح باشد نه اينكه بگوييم چون هيچكس اين عقيده را رد نكرده پس مشكلي ندارد؟!! اگر اينطور باشد كه هركس ميتواند با فكر خودش بدعتي بيافريند و بگويد چون علماي پيشين اين را رد نكردند پس جائز است!! سبحان الله! ديگر ديني نميماند كه!
پس شما حق نداريد هرجا كه ديديد جوابي نداريد عقيدهي جديدي پياده كنيد و بدون سند آن را پياده كنيد!! نميگويم كه سندتان از اهل سنت باشد! فقط كافيست سندتان از تشيع باشد تا بحثمان روي آن ادامه يابد. چون بنده تابحال از هيچ عالم شيعهاي نشنيدم كه بگويد مرحلهي پنجم رجوع به امام است!
پس... بايد براي اين حرفتان (درواقع عقيدهتان) سند داشته باشيد كه نشان دهد اصول فقه شيعه چنين است. وگرنه معتبر نخواهد بود!
ثانياً: شما فكر ميكنيد چون زياد نطق ميكنيد پس دلايلتان زياد است و ردخور ندارد! آيا نشنيدي كه ميگن «زبان سرخ سر سبز دهد برباد!»؟! اين چيزي كه ميگي خلاف اصول مناظره است! چون هركسي ميتواند حرفهايي بزند كه هيچ اصل و اساسي ندارند و فقط از جيبش درآمده، اما چيزي كه مهم است و صحت گفتار را ميرساند استدلال منطقي است نه نطق طولاني!!!
ثالثاً: اگر معناي مجتهد را ميدانيد، لطفاً بگوييد شيعه كجا گفته كه مجتهدي كه داراي درجهي اجتهاد است هنوز هم درمورد استخراج و استنباط احكام نيازمند سؤال از امام معصوم است!؟
رابعاً: شما هي ميگويي كه حرف امامان برابر حرف رسول الله صلي الله عليه وسلم است. فرض كن قبول! اين چطور منبع پنجم شما را توجيه ميكند!؟!
مگر شما نميگوييد مجتهد اگر در قرآن و سنت و اجماع و عقل جوابش را پيدا نكند بايد برود پيش امام زمان! خوب عزيز من لطف كن پنج تا انگشتت را مشت كن و بعد دونه دونه بشمار!
1- قرآن 2- سنت 3- اجماع 4- عقل و پنجمي (انگشت كوچيكه!) رجوع به امام.
شمردي؟! چند تا شدند؟!
حالا هي بگو منبع جديدي معرفي نكردي!! اگر باز هم اصرار داري كه منبع جديدي نيست و جزو سنت است، پس قضيه اينطوري ميشه:
يعني اينكه مجتهد از يك مرحلهاي كه ميتونسته جوابش رو بدست بياره گذشته و دوباره داره برميگرده!!
من اگر جاي تو بودم نميگذاشتم بيشتر از اين اوضاع بدتر بشه و زودتر اعتراف ميكردم و سرغ دليل بعدي عصمت ميرفتم! حالا خود داني.
خامساً: از من سند خواسته بودي كه «كداميك از علماي شيعه گفته كه حرف امام حجت نيست»!؟!
باز هم داري مغالطه ميكني تا ذهن خواننده را تشويش كني! و تهمت دروغ هم ميزني! آيا بنده گفتم كسي از شيعه گفته كه حرف امام حجت نيست؟!
برادر عزيز و كمي لجوج! با عجله تصميم نگير! من گفتم كه شيعه چهار منبع را براي استخراج احكام ذكر كرده است. پس منبع ديگري نبايد باشد!
مثال همان معلم و شاگرد را به خودتان تفهيم ميكنم:
وقتي معلم به شاگرد ميگويد امتحان از اين چهارتا كتاب است، و فردايش اگر خارج از آن چهارتا كتاب سؤالي بيايد آيا شاگرد اعتراض نميكند؟! آيا نميگويد پس چرا پنجمي را ذكر نكرديد؟!
پس ذكر نكردن منبع ديگر يعني اينكه احكام اسلامي از همين چهار منبع استخراج ميشوند مگر اينكه منبع ديگري نيز ذكر شود!
و بنده ميگويم اگر قرار بود مجتهد به غير از اينها به منبع ديگري رجوع كند، پس چرا ذكر نشده است؟!
پس لطف كنيد بيشتر از اين با كلمات بازي نكنيد.
سادساً: اون مثالهايي كه گفتيد «گفتن الله اكبر» و «حكم جراحي پلاستيك» واقعاً مجتهد نميتواند اينها را از قرآن، سنت، اجماع و عقل استخراج كند؟!؟!
خواهشاً فكر كن و جواب بده! اگر مجتهد شما نميتواند، بنده ميتوانم!!! كافيست بگوييد!
و اگر ميتواند دوباره سؤالم را تكرار ميكنم:
مثالي بزنيد كه حكم آن را از قرآن، سنت، اجماع و حتي عقل نتوان استخراج نمود!!
«ومن الله التوفيق»
