تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی
بسم الله الرحمن الرحیم

 

تهمت های سراسر کذب آقای شهیدی به گمان من دو عامل بیشتر ندارد:۱-نا آگاهی

 ایشان از قوانین وبلاگ و نحوه ی اداره ی آن و اختیارات مناظره کنندگان۲-آشنا نبودن

 ایشان با فن مناظره.حال به بررسی مطالب و تهمتهای ایشان می پردازم.(شاید تقوا

 پیشه کنیم)

اگر به دی ماه برگردیم من پستی تحت عنوان"دعوت به مناظره ی دوستانه جهت

آشکار شدن حقیقت"

نوشته شده توسط انصاف (سنی) در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 18:3به

وبلاگ فرستادم و

شیعیان را به مناظره ای علمی در مورد عبدالله بن سبا دعوت کردم.آغاز این پست با

این جمله بود:"یکی از بحثهای مهم بحث نقش داشتن یک یهودی به نام عبدالله بن

سبا در تشکیل اعتقادات مذهب تشیع است" و در پایان مناظره را با این موضوع و

سئوال بر پا نمودم:"اینگونه شروع می کنیم که ما عبد الله بن سبای

یهودی را حقیقت می دانیم چنانچه معتقدیدید چنین شخصیتی اصلا وجود نداشته دلایل خود را

در صفحه اصلی با ارسال پستی  ارائه دهید.لطفا در صفحه ی اصلی بنویسید و ایمیل نفرستید."

کسی جواب ما را ندارد تا در بهمن ماه جناب آقای شهیدی به این دعوت و مناظره با من لبیک گفتند.ایشان در پستی نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 22:31 فرموده بودند که تمام اخبار و احادیث عبدالله بن سبا تنها از طریق سیف بن عمر نقل شده.

بنده هم پستی تحت عنوان "جهل یا دروغ ؟!" نوشته شده توسط انصاف (سنی) در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و

ساعت 3:34 فرستادم و با آوردن منابع بحمد الله  ثابت کردم ایشان اطلاع و آگاهی ندارند و روایات سیف از

۱۰ راوی دیگر هم نقل شده که بجز یکی بقیه به شدت مورد وثوق و اطمینان قرار دارند.در همین پست نوشته

بودم که:"امیدوارم در پست بعدی آقای امیرحسین شهیدی و محمد

جواد علیخانی به اشتباه خود در باب اینکه معتقد بودند این روایات

تنها از طریق سیف بن عمر وارد شده اعتراف کنند ".

باز آقای شهیدی پستی فرستادند نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه)

در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 16:40  و در این پست بیعت داوطلبانه ی

امام علی رضی الله عنه با ابوبکر صدیق رضی الله عنه را تکذیب کرده بودند چونکه در

پست قبلی روایتی از سیف بن عمر آورده بودن که موید بیعت داوطلبانه امام رضی الله

 عنه بود.به نظر من این حاشیه روی بود و ایشان باید منابع را بررسی می کرد.به هر

حال من مجبور شدم اشاره ای گذرا به بیعت داوطلبانه ی امام علی رضی الله عنه

بکنم.ایشان چند روزی فرصت خواستند ما هم گفتیم چشم.(ایشان از هفتم بهمن

 وقت داشتند).از آنجا که آقای شهیدی جا خورده بودند و جوابی نداشتند چون گفته

 بودند فقط سیف روایت کرده اما ۱۰ نفر دیگر هم روایط کرده بودند و از آنجایی که

حدس میزدم که آقای شهیدی از اشاره گذارا این حقیر به ماجرای بیعت  به عنوان

کانالی برای فرار از موضوع تعیین شده مناظره(عبد الله بن سبا) استفاده کنند در 

پستی به نام  "عبدالله بن سبا حقیقتی انکار ناپذیر"نوشته شده توسط انصاف (سنی)

 در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 2:48 نوشتم :"آقای امیر حسین

شهیدی لطفا بحث را منحرف نکید و خلط موضوع هم نکنید و از مغالطه هم

بپرهیزید " و ادامه دادم:"خواهش میکنم به مباحث حاشیه هم نروید" و توضیح

 دادم:"در این پست هم اشارتی به بیعت امام

 علی رضی الله عنه با ابوبکر و تقیه و ...

بود که حسب سخنان آقای شهیدی مجبور

 شدم بنویسم و از ایشان هم می خواهم

از این موضوع ها به عنوان راه فراری از

مبحث حقیقت انکار ناپذیر ابن سبا

استفاده نکنند و فعلا به آنها نپردازند تا

مباحث قاطی نشود و از موضوع اصلی

فاصله نگیریم ."باز هم با طرح دو سئوال در همین پست به تاریخ دهم

بهمن سعی کردم ایشان به موضوع تعیین شده ی مناظره بپردازند و بحث بیعت را بعد

 موکول کنیم .می خواستم راه تغییر موضوع و فرار از حقیقت ابن سبا را با این دو

سئوال ببندم:"آیا پذیرفته اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق

مختلف و موثق روایت شده و تنها از سیف بن عمر

نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر واحد بودن این

موضوع را می پذیرید؟"

آقای شهیدی در جوابم پستی فرستادند نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی

 (شیعه) در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 1:28 .متاسفانه در این پست به

جای بررسی ۱۰ طریق دیگر عبدالله بن سبا و پاسخ دو سئوال فوق من

ایشان سئوال مطرح کردند!این نشان از ضعف در توانایی پاسخگویی یا به عبارتی

 درماندگی و ناکامی ایشان بود.شاید هم ایشان با فن مناظره آشنا نیستند.آقای

 محترم وقتی در مناظره یک طرف سئوالی مطرح می کند تا طرف دیگر

سئوال او را جواب نداده نمی تواند سئوال دیگری طرح کند چون بحث که به

جایی نمی رسد.اگر قرار باشد من سئوال طرح کنم و شما در جوابش سئوالی دیگر

 طرح کنید که بی ربط هم هست بحث ما چه نتیجه ای خواهد داشت؟آیا شما قرار

 نبود مدارک را بررسی کنید؟آیا من دو روز قبل از شما نپرسیده بودم:"پذیرفته

 اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق مختلف و موثق روایت شده و تنها از سیف

بن عمر نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر واحد بودن این موضوع را می

پذیرید؟"چرا جوابی ندادید و به دو روایت استناد کردید که جواب سئوالهای من

 و نتیجه بررسی مدارک ۱۰ روایت نبود؟.با اینکه به صراحت در پستم به تاریخ دهم

 بهمن  درج کردم:"در این پست هم اشارتی به بیعت امام علی رضی الله عنه

با ابوبکر و تقیه و ... بود که حسب سخنان آقای شهیدی مجبور شدم بنویسم

 و از ایشان هم می خواهم از این موضوع ها به عنوان راه فراری از مبحث

 حقیقت انکار ناپذیر ابن سبا استفاده نکنند و فعلا به آنها نپردازند تا مباحث

قاطی نشود و از موضوع اصلی فاصله نگیریم ."آقای شهیدی که نمی توانست

عبدالله بن سبا را به روش علمی(نه احساسی) انکار کند پستی با نام :"بیعت

داوطلبانه امیر المومنین ! شوخی یا جهل!"نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی

(شیعه) در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 13:47 فرستادند و همانگونه که از

نام پست پیداست مبحث بیعت را وسط کشیدند .آقای شهیدی آیا جمله فوق من را

نخوانده بودید؟آیا نگفتم به موضوعی که تعیین کرده ایم(برسی وجود ابن سبا)بپردازید

و بحث درباره ی ماجرای بیعت را به بعد از نتیجه گرفتن از این مناظره مان؟به هر حال

تمام دوستان اهل سنت و هر منصفی متوجه شد که آقای شهیدی نمی

خواهد یا نمی تواند منابع ۱۰ طریق روایات دیگر و سئوال من را پاسخ دهد لذا

 چنین می کند.با مشورت با دوستان تصمیم گرفتم جواب ایشان را  در مورد بیعت

فعلا ندهم تا من هم هدف آقای شهیدی (که می خواست مناظره تغییر موضوع یابد

چون اصطلاحا کم آورده بود)را یاری ندهم.تا اینکه دوست و برادر حقیقتا عالم و عزیزم

جناب آقای فاروق اثابه الله بدون اطلاع این حقیر آمد و پستی در مورد بیعت در جواب

آقای شهیدی فرستاد(و این کار موجب شد آقای شهیدی که ناکامی اش را با منحرف

 کردن موضوع پوشش می داد در رسیدن به هدفش یاری شود).آقای شهیدی هم

پستی فرستادند و نوشتند :"خدا رو شکر یکی پیدا شد که جواب مارو بده "آقای شهیدی مگر من

سئوال و مدارک نیاورده بودم؟مگر قرار نبود شما مدارک را بررسی کنید و سئوالم را پاسخ دهید؟خطبه ی

شقشقیه و بیعت امام علی که شما آن را کش دادید چه ربطی به موضوع مناظره مان(عبدالله بن سبا)

داشت؟بقیه پستشان هم همان مطلب یکی از پستهای قبلی  ایشان در اشاره به دو

حدیث بود یکی در فضیلت اصحاب رضی الله عنهم و دیگری در فضیلت امام علی رضی

 الله عنه که این هم ربط چندانی نداشت چون آقای شهیدی باید ده منبع و طریق

(راوی) دیگری که غیر از سیف بن عمر درباره عبدالله بن سبا آورده بودم را

بررسی می کرد و به سئوالم:(آیا پذیرفته اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق مختلف

 و موثق روایت شده و تنها از سیف بن عمر نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر

واحد بودن این موضوع را می پذیرید؟) جواب می داد.

باز آقای شهیدی پست دیگری نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در

دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 13:51 فرستاد با نام" بیعت اجباری ".

آهای شیعیان منصف و ای اهل سنت شما را به خدا آیا این مضحک نیست؟آیا

 این پستها درباره عبدالله بن سبا است؟بیعت امام علی رضی الله عنه یک

بهانه ای بود برای فرار و مخفی کردن درماندگی و عجز و والله قسم هر

منصفی که این ماجرا را کامل خواند اعتراف می کند که آقای شهیدی دارد

حاشیه می رود چون جوابی نمی تواند ارائه دهد

حالا پاسخ تهمتهایی که در آخرین پستتان نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی

(شیعه) در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 13:33زده اید:

گفته بودید که علت اینکه تاکنون منابع را بررسی نکرده اید این است که منابعی که

من آوردم به اندازه ی کافی معتبر نبستند! ۸ روایت از ۱۰ روایت من از تاریخ

طبری/تاریخ ابن عساکر/تفسیر طبری/طبقات ابن سعد بود.آیا اینها منابع

معتبر نیستند؟اگر معتبر نیستند و در دسترس نداریدشان چطور در پست

نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در چهارشنبه سوم بهمن

1386 و ساعت 22:31  برای انکار ابن سبا بدانها استدلال می کردید یا در مورد

سپاه اسامه از آنها نقل می فرمودید.شما به جز تفسیر طبری از کتابهایی که الان

نامبردم نقل آوردید.در ضمن من در پایان ده حدیث نوشته بودم روایات سوزاندن ابن

سبا و یارانش را بخاری و ترمذی و ابوداوود و ابن حجر نقل فرموده اند.آیا روایات اینها

هم معتبر نبود؟همچنین نوشتم ابن حجر در لسان المیزان و ابن کثیر رحمهم الله

اجمعین در البدایة والنهایة روایات عبدالله بن سبا را نقل کرده اند.آیا اینها منابع معتبر

نیستند؟آیا آدرس ندادم؟

گفته بودید نظرات علیخانی و چند نفر دیگه که می خواستید در صفحه ی اصلی بیارید

 پاک شده!آقای محترم مدیر محترم وبلاگ بخش حذف کردن نظرات را بر تمام

مناظره کنندگان بسته اند.این است که می گویم شما قوانین و نحوه ی اداره

وبلاگ را نمی دانید و بی جهت تهمت می زنید.شما و من و بقیه مناظره کنندگان

 اگر برویم به قسمت حذف کردن نظرات این پیغام را مشاهده می کنیم:( مشکلی

در اجرای برنامه یا عملیات درخواستی پیش آمده است. شاید این مشکل به

خاطر بروز رسانی سایت باشد،لطفا درخواست خود را دقایقی دیگر تکرار کنید و اگر

همچنان مشکل ادامه داشت آنرا به ما اطلاع بدهید)که موقتی نیست و به خاطر به

روز رسانی هم نیست بلکه همیشه می آید چون این قسمت بر ما بسته شده مثل

اینکه.در مورد مطالب آقای علیخانی من تاحدودی چیزهایی از آن را به یاد دارم و

جوابشان را هم دندان شکنانه دارم الحمد لله.اولا از ایشان آن مطالب را بخواهید

شاید داشته باشند و دوما  آن موقع حسین یا ب یا شیعه ی دیگری اجازه خواسته

بود مطالب ایشان را استفاده کند از آنها بگیرید .به هر حال من جواب مطالبشان را

قاطعانه دارم و شکرا لله

گفته بودید نظر گیری متنهای من(یعنی شهیدی) و ۲ - ۳ پست قبلش غیر فعال شده

 تا کسی نظر نده.اولا والله تا این کلام آقای شهیدی را دیدم متوجه این موضوع نشده

بودم .بررسی که کردم دیدم بخش نظرات تمام پستها ی قبل از پست بیعت داوطلبانه

امیر المومنین ! شوخی یا جهل!نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در

جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 13:47 تا پست   مسعود.تبریک و اجویه

 نوشته شده توسط مسعود(شیعه) در شنبه هشتم دی 1386 و ساعت 1:54  به

طور کل نیست!دوما والله قسم  برداشتن کلی بخش نظرات را تا حالا ندیده ام و بلد

نیستم نمی دانم شاید این کار بلاگفاست ؟سوما در این میان قسمت نظرات چند

پست خود من هم نیست!چهارما اینکه گفته بودید این کار را کرده اند تا دیگران نظر

ندهند تهمت بزرگیست و شما اصلا چی کار با نظرات دارید؟شما دارید با من بحث می

 کنید چه نیازی به نظرات دیگران دارید؟و همچنین هیچ کس در قسمت نظرات پست

 های قبلی نظر نمی نویسد و طبیعی است همه در قسمت نظرات پست آخر می

نویسند و من به یاد دارم این پستها قسمت نظرات داشتند و نظرات فراوانی هم بود و

این به من ربطی ندارد به الله قسم کار من نیست و بلد هم نیستم .من محتاج کردن

نظرات به تائید مدیر و ایجاد مانع در ثبت نظرات را دیده ام و بلدم اما حتی نشنیده ام

که می شود بخش نظرات را کلا برچید

نکات ۳ و ۴ که آوردید کذب است و من توضیح دادم مثل اینکه موضوع مناظره عبدالله

بن سبا هست نه بیعت و... پس اهل انصاف بگویید چه کسی جواب نمی دهد و

اختلاط موضوع می کند؟

در مورد مطلب ۵ گرچه این هم بی ربط است و با هدف منحرف کردن منظره و فرار از

بررسی اسناد و پاسخگویی آورده اید اما ان شاء الله جوابتان را خواهم داد

آقای شهیذی گفته بودید حاضر به ادامه ی مناظره نیستید.چرا؟واضح شد شما منابع

 را بررسی نکرده اید و برچیده شدن بخش نظرات کار من نیست و مناظره کنندگان

چنین امکانی را ندارند که حتی یک نظر را پاک کنند.به هر حال شما پستهایی را که

در پست قبلی نام بردم را حذف کنید .من هم دو پست اخیرم و آقا فاروق عزیز حفظه

 الله هم نقد و بررسی شقشقیه را ان شاء الله حذف می کنیم.اگر قبول کرده اید که

جوابی ندارید عرصه را به دیگری بسپارید اما من از اخلاق شما خوشم می آید و مایلم

 بحث کنیم.فراموش نکنید پستهای ما درباره ی عبدالله ین سبا  وجود دارد و شما

جواب ما را نداده اید و لسناد را یررسی نکرده اید پس هر منصفی این پستها را بخواند

 آشکارا شما را شکست خورده خواهد دانست و این موضوع الحمد لله به نفع اهل

سنت پایان می یابد

+ نوشته شده توسط انصاف (سنی) در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 22:39 |
بسم الله الرحمن الرحيم اگر به پست امیر حسین شهیدی (شیعه) در دوشنبه هشتم بهمن 1386 نگاه كنيد مي بينيد كه اشاره اي گذارا به بيعت امام علي رضي الله عنه با ابوبكر صديق رضي الله عنه نموده اند حسب اين پست ايشان بنده هم در پست بعدي خويش(كه تا اين لحظه آخرين پستم بود) اشاره اي گذرا به اين بيعت داشتم اما متذكر نكاتي شدم.اينجانب حدس مي زدم كه با توجه به درماندگي و ناكامي آقاي شهيدي در مناظره در باب عبدالله بن سبا ايشان قصد فرار از اين مبحث و كشاندن مناظره به موضوعي ديگر داشته باشند.اگر به آخرين پست اينجانب تحت عنوان"عبدالله بن سبا حقیقتی انکار ناپذیر" نگاه كنيد مي بينيد كه نوشتم:"""آقای امیر حسین شهیدی لطفا بحث را منحرف نکید و خلط موضوع هم نکنید """ و در ادامه توضيح دادم:"""من حتي پاسخ آقای شهیدی در مورد ابو بکر و عمر رضی الله عنهما و سپاه اسامه رضی الله عنه را ندادم چون موجب می شد از بحث اصلی خارج شویم.در این پست هم اشارتی به بیعت امام علی رضی الله عنه با ابوبکر و تقیه و ... بود که حسب سخنان آقای شهیدی مجبور شدم بنویسم و از ایشان هم می خواهم از این موضوع ها به عنوان راه فراری از مبحث حقیقت انکار ناپذیر ابن سبا استفاده نکنند و فعلا به آنها نپردازند تا مباحث قاطی نشود و از موضوع اصلی فاصله نگیریم"""حتي من سعي كردم با نوشتن جملات زير در همان پست فوق الذكر(نوشته شده توسط انصاف (سنی) در چهارشنبه دهم بهمن 1386 )راه گريز آقاي شهيدي را از مبحث و موضوع مناظره(عبدالله بن سبا)ببندم:"""تنها این سئوال را بررسی کنید :آیا پذیرفته اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق مختلف و موثق روایت شده و تنها از سیف بن عمر نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر واحد بودن این موضوع را می پذیرید؟"".خود آقاي شهيدي هم در همان پست فوق الذكرشان گفته بودند:"""چند روزی به من وقت بدهید تا مواردی را که نقل کرده اید مورد مطالعه قرار دهم ."""اما با تمام اين تفاسير متاسفانه ايشان كه جواب ما را در موضوع تعيين شده مناظره مان(عبدالله بن سبا) را تا اين لحظه نداده اند علي رغم اينكه تذكر داده بودم به مبحث بيعت و غيره نپردازد از اين مباحث به عنوان راه فراري براي پوشاندن بي جواب بودن خويش استفاده كردند و دو پست بي ربط فرستادند به نام هاي :1-"بیعت داوطلبانه امیر المومنین ! شوخی یا جهل!"2-"بیعت اجباری " و از به موضوع اصلي مناظره(ابن سبا) طفره رفتند و بدان جواب ندادند لذا بيان نكات زير را ضروري مي دانم: 1-اولا آقاي شهيدي تمام پستهاي مرتبط با ابن سبا را "افسانه عبدالله بن سبا!"نام نهاده ايد لطفا آنها را شماره گذاري نماييد تا قاطي نشوند 2-تمامي پستهاي خويش را كه بعد از پست آخر اينجانب (عبدالله بن سبا حقیقتی انکار ناپذیر) حذف كنيد(بجز اولينش نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در جمعه دوازدهم بهمن 1386 كه اندك ربطي به موضوع مناظره دارد گره آنهم جز با هدف كشاندن بحث به موضوعي ديگر نيست ).علت اينكه دو پست "بیعت داوطلبانه امیر المومنین ! شوخی یا جهل!" و "بیعت اجباری " را بايد حذف كنيد اين است كه در ارتباط با موضوع اصلي مناظره نيست اما علت اينكه بايد پست "نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در جمعه نوزدهم بهمن 1386 "را حذف كنيد اين است كه قسمتي از آن بي ربط و قسمت ديگر هم همان پست "نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در جمعه دوازدهم بهمن 1386 "است پس نيازي نيست كه بماند.طبيعتا با حذف اين پست ها من هم همين پستم را كه داريد مي خوانيد و برادر ايماني و عزيزم آقاي فاروق اثابه الله پست "بررسی و تحلیل خطبه موسوم به شقشقیه" را بايد حذف كنيم. 3- آقاي شهيدي احتمالا هم مذهبان شما در قسمت نظرات پستهاي بي ربط نكاتي را در مورد مبحث مناظره ي ما (عبدالله بن سبا) آورده اند اولا بايد بگويم شايد شما فكركرده ايد من بايد جواب آنها را بدهم و نكات مطروحه ي آنان را به منزله ي جواب خود و تشيع قلمداد نموده ايد!ما من وقت ندارم كه جواب ده ها نفر كه نظر مي دهند را بدهم لذا قبل از پاك كردن پستهاي مورد اشاره؛ نظرات هم مذهبانتان را بخوانيد و از مطالب آنها هم اگر خواستيد استفاده كنيد و واضح است اگر نوشته هاي و مطالب هم كيشانتان را در صفحه ي اصلي مطرح كنيد من موظف هستم پاسخ دهم 4-لطفا قوانين وبلاگ و عرف مناظره را رعايت كنيد و موضوعات مختلف را مطرح نكنيد چون بحث به جايي نمي رسد و بايد تك تك پيش برويم تا به نتيجه برسيم.نبايد خلط موضوع و آوردن مباحث بي ربط باشد كه وبلاگ به از هر دري سخني تبديل مي شود.فراموش نكنيد بعضي از مناظره كنندگان قبلي شيعه در وبلاگ قبلي مناظره به علت همين آوردن مطالب بي مورد و نامرتبط با موضوع تعيين شده مناظره شان(كه هيچ توجيهي جز ضعف و درماندگي در پاسخ گويي نداردو تنها فرار از موضوع اصلي دانسته مي شود و به مقصد رسيدن را ناممكن و مختل مي كند) پسووردشان گرفته شد. 5-باز هم تاكيد مي كنم موضوع مناظره ما عبدالله بن سبا بوده و من از شما اين سئوالات را پرسيدم كه لازم است آن را پاسخ داده و پست بعدي شما جواب به اين دو سئوال باشد:"""آیا پذیرفته اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق مختلف و موثق روایت شده و تنها از سیف بن عمر نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر واحد بودن این موضوع را می پذیرید؟"""خواهشا حاشيه نرويد 6-نوشته بوديد:""در خواست می کنم چند روزی به من وقت بدهید تا مواردی را که نقل کرده اید مورد مطالعه قرار دهم .""شما از اوايل بهمن ماه براي اين كارتان وقت داشته ايدو هم اكنون اين ماه رو به اتمام است لطفا نتيجه بررسي خويش را اعلام فرماييد كه همان پاسخگويي به دو سئوال فوق خواهد بود 7-شما در يك پستتان نوشته بوديد :""حتی در صورتی که من بپذیرم عبدالله بن سبایی وجود داشته (که هرگز اینطور نیست )""اين كلامتان موجب نااميدي ما از مناظره شد من به شما گفتم كه هدف ما شكست دادن نيست بلكه كشف حقيقت است و نوشته بودم كه حتي اگر دلايلتان را منطقي يافتم نظر شما را قبول مي كنم و وجود عبدالله بن سبا را منكر خواهم شد. در يك مناظره بين دو نفر حقجو و منصف هر دو پيروزند چون به هدفشان (روشن شدن حقيقت) رسيده اند.شما كه با عبارت" هرگز اینطور نیست(يعني هرگز وجود ابن سبا را نمي پذيريد)"پا به عرصه مناظره گذاشته ايد. هدفتان روشن شدن حقيقت و قبول كردن آن نيست.شما هنوز مناظره تمام نشئه بلكه در ابتداي آن اعلام مي كنيد كه نظرتان هيچگاه عوض نخواهد شد!متعصب نباشيد 7- كساني كه نظرات مهمي داده اند هرچه سريع تر قبل از اينكه پستها حذف شوند آنها را در ووردي ذخيره كنند تا از بين نروند.اين را گفتم چون احتمال دادم كساني معركه گيري كنند و بگويند چرا نظرات ما حذف شد 8-آقاي شهيدي اگر نمي توانيد جواب ما را به دهيد يكي ديگر از مناظره كنندگان جواب ما را دهند تا ان شاء الله با او وارد مناظره شويم 9-آقاي شهيدي حتما پست هاي خودتان كه قرار است حذف كنيد را در كامپيوتر ذخيره كنيد تا ان شاء الله بعد از اتمام مناظره عبدالله بنم سبا مطرح كنيد تا من يا دوستان جوابتان را بدهيم ان شاء الله و نگوييد كه جوابي نداشتند
+ نوشته شده توسط انصاف (سنی) در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:4 |
بسم الله الرحمن الرحیم

پست جدید آقای شهیدی موجب شد که باز هم مطالبی از پست قبلی را که مثل اینکه مورد بی دقتی

ایشان واقع شده تکرار کنم.البته مسائل مهم جدیدی هم به حول و قوه الهی در این پست آورده ام.

آقای امیر حسین شهیدی به اینجانب گفته اند:"شما واقعا کسی که تاریخ اسلام را مورد تمسخر قرار

داده موثق می دانید ؟ "اولا دروغ ساختن با تمسخر تفاوت دارد .الفاظ و جملات را درست به کار ببرید

کسی که تاریخ اسلام را تمسخر کند یک جمله ی عام است یعنی چنین فردی به واقیعیت تاریخ اسلام

(شامل پیامبر صل الله علیه و سلم و اصحاب و اهل بیتش رضی الله عنهم اجمعینو..) خندیده اما سیف

بن  عمر چنین نکرده پس خواهشا الفاظ را درست به کار ببریم. وقتی شما آن جمله را برای کسی به کار

 می برید در واقع او را تکفیر کرده اید.می توانستید بگویید او دروغگو یا ضعیف است.

دوما اینکه گفتید:"شما واقعا کسی که تاریخ اسلام را مورد تمسخر قرار داده موثق می دانید ؟!"من در

مورد سیف بن عمر چیزی غیر از آنچه علمای محدث اهل سنت (رحمهم الله که جامع علوم جرح و تعدیل

و رجال و...بوده اند)فرموده اند ، نگفته ام= امام ذهبی غفر الله له در مورد او می فرماید:( كان سيف

إخباريا عارفا )( الذهبي،محمد بن احمد بن عثمان،ميزان الاعتدال، تحقيق محمد علي البجاوي، 1963م،

 دار أحياء الكتب العربية،ط1،القاهرة،ج2، ص255.)و امام ابن حجر رحمه الله هم در مورد سيف بن عمر

فرموده ( ضعيف في الحديث عمدة في التاريخ )(ابن حجر العسقلاني، احمد بن علي، تقريب

التهذيب،تحقيق عبد الوهاب عبد اللطيف،1975م،ط2،نشر دار المعرفة،بيروت،،ج1،ص344) 

سیف در نقل احادیث نبوی صل الله علیه و سلم مورد وثوق نبوده اما در نقل حوادث تاریخی ضعیف

 نیست.علت پذیرفته نشدن روایات نبوی(ص) وی این است که از احادیث رسول الله صل الله علیه و سلم

شرع و عقاید و احکام و حلال و حرام اسلام گرفته می شود اما سیف متهم به شیعه بودن است و روایات

 روافض در این زمینه مورد اطمینان نیست .از سیف روایاتی در تهمت و توهین به صحابه نقل شده(که دال

 بر متهم بودنش به شیعه گری است) که شما هم به تعدادی از آنها اشاره کردید اما این حساسیت در

نقل اخبار تاریخی وی نیست چرا که اخبار شرع اسلام و حلال و حرام الهی را برایمان بیان نمی

کند.ناگفته پیداست که این به این معنا نیست که هر خبر تاریخی ای درست است. روایت عبدالله بن سبا

 از زبان سیف بن عمر اقرار و اعترافی به ضرر مذهبش بوده .لذا ائمه حدیث گرچه احادیث منقول وی از

رسول الله صل الله علیه و سلم را ضعیف دانسته اند اما جمهور روایات تاریخی اش را می پذیرند(مگر آنچه

 در توهین و تهمت به اصحاب رضی الله عنهم نقل کرده که به جهت تعارض با نصوح ثابت قرآنی و سنت رد

 می شود چرا که جمهور محدثین اهل سنت روایات اهل بدعت را در صورتی که دعوت به سوی

بدعتشان نباشد را می پذیرند).

در مورد این جمله ی شما :"می تونید قبول کنید که امیر المومنین از شدت عجله ای که در بیعت با ابوبکر

 داشتند بدون شلوار به مسجد رفتند !؟" اولا در مورد زمان بیعت امام علی رضی الله عنه با ابوبکر صدیق

 رضی الله عنه دو قول وجود دارد 1-ایشان بعد از مدتی (6ماه)بیعت کردند 2-ایشان از همان ابتدا بیعت

کرده بودند و تاخیری در بیعت ایشان نبوده و بیعتی که چند ماه بعد صورت گرفته بیعت ثانی بوده که جهت

تایید بیشتر و رد منکران صورت گرفته ( ابن کثیر در البدایة والنهایة 6/306 بیعت امام علی رضی الله عنه را

 در همان روزهای اول نقل می کند.)آنچه مسلم است ایشان با میل و اشتیاق کامل بیعت کرده اند

چنانچه خودشان درباره‌ي بيعت با حضرت ابوبكر( رضی الله عنه) مي‌گويد: « فمشيت عندة ذلك إلي ابي

 بكر فبايعته و نهضت في تلك الأحداث حتي زاغ الباطل و زهق و كانت كلمة الله هي العليا و لو كره

الكافرون، فتولي أبوبكر تلك الامور فيسيرو سددو قارب واقتصد فصحبته مناصحاً و أطعته فيما أطاع الله فيه

جاهداً» [منابع شیعی:شرح نهج البلاغه 6/94، البحار 33/566، الغارات ثقفي: 2/305-307.]« آنگاه نزد

ابوبكر رفتم و باوي بيعت نمودم و در آن وقايع نقش ايفا كردم تا اينكه باطل نابود شد و دين خدا قالب

گشت، گرچه كافران ناپسند بدارند، پس ابوبكر زمام امور را بدست گرفت پس آساني و ميانه روي كرد و به

 راه راست و درست رفت، خير خواهانه همراهيش كردم و در آنچه از خداوند اطاعت نمود از او اطاعت كردم

 ».عالم شیعی سيد محمد آل كاشف الغطا وقوع این بیعت همراه با میل و رغبت باطنی امام را صراحتاً

‌بيان كرده‌است، او مي‌گويد:« هنگامي كه حضرت علي ديد كه هردو خليفه (اول و دوم) براي نشر توحيد و

تجهيز سپاه و توسعه‌ي فتوحات، آخرين توان خود را به كار گرفتند و تكروي و استبداد نكردند، با آنان بيعت

و صلح نمود».[ اصل الشيعه الاثني عشريه و اصولها ص 123-124. ]و آنچه شیعه در مورد بیعت اجباری 

 می گوید بیشتر به جوک شبیه است و توهین و تهمتی به حیدر کرار امام علی رضی الله عنه.

نکته دیگر اینکه واژه ی" ازار" به معنای"دستار "و "زیر پوش" هم هست و بر آنها هم اطلاق می گردد و

شما نمی توانید آن را به شلوار معنی کنید چون مشخص است که در اینجا(با توجه به بیرون رفتن

 امام از خانه)نمی تواند به معنای شلوار  باشد بلکه لباس و فرهنگ عرب چنین است که آنچه که شما

بدان شلوار می گویید (که را که هر یک از پاها در قسمت جدا ای از پارچه است)نمی پوشیدند و از لباس

 های بلند دیگری که دیده اید استفاده می کنند .پس در این روایت ازار به معنای دستار(پارچه ای که به

 سر می بندند)است. و همچنین آن جمله غیر از نقش خبری و توصیفی می تواند کنایه از عجله و

سرعت عمل هم باشد و معنای حقیقی را ندهد پس ادعایی که می کنید جز اینکه آگاهی کم شما را

 به لغت عرب و بلاغت و آرایه را برساند چیزی را اثبات نمی کند.

اما اینکه گفتید:"بهتره به جای اینکه بگویید ایمه حدیث روایاتی از او را که به صحابه توهین کرده قبول

نمی کنند بگویید آن چیزهایی که باب میلشان نیست قبول نمی کنند؟ ". این هم کم آگاهی شما را به

ابتدایی ترین اصول جرح و تعدیل احادیث می رساند ! در علم جرح و تعدیل احادیث در نزد شیعه و

سنی یک اصل مشهور و مهم وجود دارد و آن اینکه روایتی که خلاف نصوح صریح و ثابت ادعایی

غریب را بیان کند رد است و احادیث ثابت و صحیح و محکمات قرآنی ای که استثنایی برایشان

در سنت ثابت نشده خود میزانی برای جرح و تعدیل احادیث هستند  یعنی روایتی که خلاف آنها

 باشدصحیح نیست(مثلا در آیات شریف قرآن و احادیث صحیح و متواتر وارد شده که محمد بن عبدالله

صل الله علیه و سلم آخرین فرستاده ی الله است حال اگر معاذ الله در حدیثی آمده باشد که بعد از ایشان

 هم پیامبری هست حتی اگر در سند ایرادی نیابیم این حدیث به علت مخالفت با نصوح صریح و ثابت

 باطل است).و این شما (شیعیان)هستید که هوای نفس و عقل را به طور مستقل(بدون اینکه شرع

 را چراغ راه تفکر خطا پذیر انسان قرار دهید) به اجتهاد اضافه کرده اید و همچنین احادیثی را که از

ائمه ی اهل بیت رضی الله عنهم در کتب خودتان آمده که خلاف عقاید و احکامتان است و نمی توانید در

 سندشان ایرادی وارد کنید با حربه ی اینکه ایشان تقیه کرده اند توجیه می کنید پس چطور رویتان می

شود بگویید:" آن چیزهایی که باب میلشان نیست قبول نمی کنند "؟


آقای شهیدی گفته اید:"ان شاءالله در پست بعدی مواردی را برایتان نقل می کنم تا اختلاف روایات او با

بقیه راویان را متوجه شوید! به جرات می توان گفت سیف شخصی ضعیف درنقل تاریخ است؟!" .باید

بگویم که شما یا پست من را خوب نخوانده اید یا اهل عناد و تعصب هستید.من نوشتم:حتی اگر

 فرض را بر این بگذاریم که اخبار تاریخی سیف هم مورد قبول نباشد

 این خبر واحد نیست و از زبان بسیاری از راویان دیگر هم نقل شده

که در این اسناد نام سیف بن عمر نیست پس چگونه آقای شهیدی

 و عزیزخانی و علامه عسگری ادعا می کنند که تنها از طریق

سیف روایت شده؟آیا این از جهل است یا دروغ؟گیریم که اخبار و

روایات سیف بن عمر و ابو مخنف قابل قبول نباشد (چون این دو نفر

 از راویان حقیقت ابن سبا مورد طعن محدثین در نقل احادیث هستند

 اما در اخبار سیف ضعیف نیست) اما ۹ طریق دیگر چی؟ نگاهی

دوباره به اسناد فوق بیندازید و ببینید که آیا تنها از طریق سیف بن

عمر روایت شده ؟اگر نا آگاه بودید یا العیاذ بالله دروغ می گفتید

انصاف حکم می کند اعتراف کنید که اشتباه می کردید.ببینید چه

راویان موثقی موید وجود عبدالله بن سبا هستند:ابراهیم نخعی

فقیه مورد اعتماد و مشهور و عامر بن وائله صحابی عادل که طبق

 قول ذهبی آخرین صحابی رسول الله (ص) بود که از دنیا رفت و

قتاده بن عدامه از تابعین نامدار و مورد اطمینان و همچنین سالم بن

 عبدالله بن عمر بن خطاب(رضی الله عنهم)که از فقهای بزرگ تابعین

 و متقی و مورد وثوق است.آیا راویان مقبول تر از اینها می خواهید؟

آقای امیر حسین شهیدی لطفا بحث را منحرف نکید و خلط موضوع هم نکنید و از مغالطه هم بپرهیزید

شما که باز به سیف(و احتمالا بعدا به ابومخنف) گیر دادید . پس

بقیه ۹ طریق دیگر چی؟ آیا راویان دیگر مسئله ی ابن سبا که در

میان آنها نام صحابی و شهیرترین علما و فقهای تابعین دیده می

شود هم مورد جرح و طعن محدثین قرار گرفته اند؟شما گفتید سیف

 ضعیف است و به اختلافات روایاتش اشاره می کنید اما من از طرق

 دیگر هم نقل کرده بودم و از شما خواسته بودم که فقط یک

حقگویی کنید و آن اینکه روایان عبدالله بن سبا خبر واحد نیست و از

 راویان موثق متعددی روایت شده و ادعای شما و علامه عسگری و

علیخانی یا از جهل سر چشمه می گیرد یا از کذب.شما اصل سئوال

 و موضوع مناظره و بحث را  که از شما خواسته بودم:"امیدوارم در

 پست بعدی آقای امیرحسین شهیدی و محمد جواد علیخانی به

اشتباه خود در باب اینکه معتقد بودند این روایات تنها از طریق سیف

 بن عمر وارد شده اعتراف کنند" رها کردید! و اجابت نفرمودید!دنیا را به

آخرت نفروشید و حق را بگویید و ما در مناظره شکست نداریم بلکه آمده ایم حق را در یابیم.خواهش می

 کنم به مباحث حاشیه هم نروید. شما فرصت دارید تا آدرسهای طرق دیگر روایات عبدالله بن سبا

  را بررسی کنید .لذا نام چاپ /سال چاپ/نوبت چاپ و اسم چاپخانه و کشوری که کتاب در آن چاپ

شده را هم زدم تا نگویید پیدا نکردم .شما هم منتظر پست این حقیر حاوی نظرات و اسامی علمای

فریقین خصوصا حقیر حاوی نظرات و اسامی علمای فریقین خصوصا اقرارهای علمای شیعی معترف به

حقیقت داشت وجود ابن سبا باشید

 توضیح ۱:علت اینکه گفتم خلط موضوع نکنید و حاشیه نروید این بود که در پست قبلی آقای امیر

حسین شهیدی اشاراتی به ادعای شیعه مبنی بر تخلف شیخین رضی الله عنهما از سپاه اسامه

داشتند و همچنین در قسمت نظرات آقای علیخانی و دیگران بحثهای دیگری را مطرح کرده بودند و حتی

آن را مقدم بر موضوع اصلی مناظره (عبدالله بن سبا) می دانستند در حالی که اگر به تاریخ پست

اینجانب برای دعوت دوستان به مناظره درباره بررسی حقیقت داشتن عبدالله بن سبا

 دقت کنند خواهند دید که اولویت با چه بحثی است و پر واضح است که

 مباحثه ی مناظره کنندگان اصلی درباره ی موضوع اصلی مناظره بر سایر بحث ها رجحان دارد.به هر

حال من حتی پاسخ آقای شهیدی در مورد ابو بکر و عمر رضی الله عنهما و سپاه اسامه رضی الله عنه را

 ندادم چون موجب می شد از بحث اصلی خارج شویم.در این پست هم اشارتی به بیعت امام علی

رضی الله عنه با ابوبکر و تقیه و ... بود که حسب سخنان آقای شهیدی مجبور شدم بنویسم و از ایشان

هم می خواهم از این موضوع ها به عنوان راه فراری از مبحث حقیقت انکار ناپذیر ابن سبا استفاده نکنند

 و فعلا به آنها نپردازند تا مباحث قاطی نشود و از موضوع اصلی فاصله نگیریم .

ان شاء الله اگر عمری باقی  بود پاسخ آن شبهات آقایان را هم می دهم

توضیح ۲:بعد از چندین روز وقت که برای بررسی و جواب دادن خواسته بودید تنها این سئوال را بررسی

کنید :آیا پذیرفته اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق مختلف و موثق روایت شده و تنها از سیف بن

 عمر نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر واحد بودن این موضوع را می پذیرید؟


لقد وضح المقال إن استفادوا و لكن أين من ترك العناد ؟!

+ نوشته شده توسط انصاف (سنی) در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 2:48 |
بسم الله الرحمن الرحیم

آقای امیر حسین شهیدی همانطور که احتمال دادم امتحانات موجب شده بود در استجابت دعوت این

حقیر وقفه داشته باشید که برای آن تقاضای عفو کردید که من هم می گویم خواهش می کنم و این

تاخیر ایرادی نیست گاهی برای ما هم مسائلی پیش می آید که موجب می شود مدتی نباشیم.

ابتدا باید عرض کنم که وجود ابن سبای یهودی به عنوان موسس رافضه حقیقتی تاریخی است که بی

 جهت آن را افسانه خواندید و علمای کثیری از شیعه و سنی همچنین مستشرقین بدان اعتراف دارند

(البته نام مستشرقین فقط جهت اطلاع ذکر می شود وگرنه قول آنها مورد وثوق نیست) و تنها به چند

نفری که نام آوردید محدود نمی شود.و منکرین این شخصیت ثابت تاریخی که قلیلی از اهل سنت

و شیعیان معاصر همچنین بعضی مستشرقین هستند دلایلشان از تار عنکبوت هم سست تر است.

شما در آوردن اسامی معتقدین به وجود عبدالله بن سبا از اهل سنت به(طبری،ذهبی، ابن عساکر،ابن ابی

بکر،ابوالفدا،رشید رضا،ابن اثیر،بستانی،ابن کثیر،غیاث الدین،میر خواند،ابن خلدون،فرید وجدی) و از میان مستشرقین به (کتاب های

 دونالدسن ،نیکلسن، دایره المعارف اسلامی فان فلوتن ، احمد امین ولها وسن و حسن ابراهیم  )اکتفا کرده اید و همچنین هیچ اشاره

 ای به شیعیان معترف به وجود ابن سبا نکرده اید.ان شاء الله در پست بعدی به اسامی علمای فریقین و مستشرق تایید کننده ی حقیقت

 داشتن ابن سبا می پردازم .

اما شما  هم به پیروی از علامه عسگری و محمد جواد علیخانی فرموده اید که روایات موید وجود عبدالله

 بن سبا در تمام کتب به پیروی از طبری تنها از طریق  سیف بن عمر نقل شده (خبر واحد است )! من

نمی دانم این آقایان به این امر نا آگاهند و جهل دارند یا اینکه عامدانه کذب می بافند؟!

در جواب شما باید بگویم که اولا سیف در نقل روایات نبوی صل الله علیه و سلم مورد وثوق نبوده اما در

نقل حوادث تاریخی ضعیف نیست.و مشخص است که علت پذیرفته نشدن روایات نبوی(ص) وی این

است که از  روایات رسول الله صل الله علیه  و سلم شرع و عقاید و احکام و حلال و حرام اسلام گرفته می

 شود اما این حساسیت در نقل حوادث تاریخی نیست و علت اینکه روایات او از پیامبر(ص) پذیرفته نیست

 متهم بودن او به شیعه بودن است همچنانکه روایاتی در تهمت و توهین به صحابه نقل می کند که شما

 هم به تعدادی از آنها اشاره کردید.پس روایت عبدالله بن سبا از زبان او اقراری به ضرر مذهبش بوده .لذا

ائمه حدیث گرچه احادیث منقول وی از رسول الله صل الله علیه و سلم را ضعیف دانسته اند اما جمهور

 روایات تاریخی اش را می پذیرند(مگر آنچه در توهین و تهمت به اصحاب رضی الله عنهم نقل کرده که به

 جهت تعارض با نصوح ثابت قرآنی و سنت رد می شود) لذا گر چه ذهبی در مورد احادیث وی فرموده

( ضعفه ابن معين و غيره) (الذهبي ،مجمد بن احمد بن عثمان، الكاشف في معرفة من له رواية في

الكتب الستة، تحقيق عزت علي عيد عطيه وزميله، 1972م، نشر دار الكتب الحديثة، القاهرة، ج

1،ص416)اما در مورد اخبار تاریخی اش آورده : ( كان سيف إخباريا عارفا )( الذهبي،محمد بن

احمد بن عثمان، ميزان الاعتدال، تحقيق محمد علي البجاوي، 1963م، دار أحياء الكتب العربية،ط

1،القاهرة،ج2، ص255.)و ابن حجر هم در مورد سيف بن عمر فرموده  ( ضعيف في الحديث

 عمدة في التاريخ )(ابن حجر العسقلاني، احمد بن علي، تقريب التهذيب،تحقيق عبد الوهاب عبد

اللطيف،1975م،ط2،نشر دار المعرفة،بيروت،،ج1،ص344) .جالب اینجاست که بسیازی

از علمای شیعه که در رد ابن سبا نوشته اند تنها نصف قول ابن حجر را می آورند یعنی(ضعیف فی

الحدیث) و ادامه ی کلامش را حذف کرده اند یعنی(عمده فی التاریخ)و این جنایتی بزرگ و اکتمان حق

است و حاکی از بی انصافی.حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که اخبار تاریخی سیف هم مورد قبول نباشد

 این خبر واحد نیست و از زبان بسیاری از راویان دیگر هم نقل شده که در این اسناد نام سیف بن عمر

نیست پس چگونه آقای شهیدی و عزیزخانی و علامه عسگری ادعا می کنند که تنها از طریق سیف

روایت شده؟آیا این از جهل است یا دروغ؟ برای نمونه تعدای روایت غیر از طریق  سیف بن عمر می آورم:

 

۱- جاء في ( طوق الحمامة ) ليحيى بن حمزة الزبيدي عن

 

    سويد بن غفلة أبو أمينة الجعفي الكوفي

 

المتوفى عام (80هـ/699م) أنه دخل على علي-رضي الله عنه- في إمارته، فقال: إني مررت

 

 بنفر يذكرون أبا بكر و عمر بسوء، ويروون أنك تضمر لهما مثل ذلك، منهم عبد الله بن سبأ،

 

 فقال علي: مالي ولهذا الخبيث الأسود، ثم قال : معاذ الله أن أضمر لهما إلا الحسن الجميل، ثم

 

 أرسل إلى ابن سبأ فسيره إلى المدائن، ونهض إلى المنبر، حتى اجتمع الناس أثنى عليهما خيرا،

 

 ثم قال : إذا بلغني عن أحد أنه يفضلني عليهما جلدته حد المفتري (الهي ظهير، إحسان، السنة

 

 والشيعة، نشر إدارة ترجمة السنة- الهور، پاكستان- ص 8، نقلا عن طوق الحمامة ليحيى بن

 

 حمزة الزبيدي).

 

 

۲- أخرج ابن عساكر عن زيد بن وهب الجهني أبو سليمان الكوفي المتوفى عام (

 

90هـ/709م) قال: (قال علي بن أبي طالب: مالي ولهذا الخبيث الأسود-يعني عبد الله بن

 

 سبأ- و كان يقع في أبي بكر و عمر)(ابن عساكر، مختصر تاريخ دمشق، م 12،در نسخه ی

 

 خطی ۱۶۷ ودر چاپ نو222).

 

 

۳- روى ابن سعد في طبقاته عن إبراهيم بن يزيد النخعي أبو عمران الكوفي الفقيه الثقة

 

المتوفى عام (96هـ/714م) إن رجلا كان يأتيه فيتعلم منه، فيسمع قوما يذكرون أمر علي

 

 وعثمان، فقال: أن أتعلم من هذا الرجل؟ و أرى الناس مختلفين في أمر علي و عثمان فسأل

 

 إبراهيم النخعي عن ذلك فقال: ما أنا بسبئي ولا مرجئي( ابن سعد، أبو عبد الله محمد بن سعد

 

 الزهري، الطبقات الكبرى، ج 6، ص 192، طبعة دار صادر، بيروت) .

 

 

۴- اخرج ابن عساكر في تاريخ دمشق عن الشعبي عمر بن شراحيل الحميري

 

 اليمني(من رواة الأنساب والأخبار الثقات )المتوفى عام (103هـ/721م) قال:

 

( أول من كذب عبد الله بن سبأ ).

 

 

۵- اخرج ابن عساكر كذلك عن ابو الطفيل عامر بن وائلة الليثي الصحابي المعمر

 

(قال فيه الحافظ الذهبي : وبه ختم الصحابة في الدنيا)


المتوفى عام (110هـ/728م) قال : (  رأيت المسيب بن نجية أتى به ملبيه-يعني ابن

 

 السوداء- و علي على المنبر، فقال علي: ما شأنه؟ فقال: يكذب على الله ورسوله)

 

 ابن عساكر، مختصر تاريخ دمشق،  م 12، ص 221.) .

 

۶  نقل الإمام الطبري إن قتادة بن دعامة السدوسي من ثقات التابعين وحفاظهم

 

المتوفى عام (117هـ/735م) كان إذا قرأ قوله تعالى: ( فأما الذين في قلوبهم زيغ الآية)

 

 قال: (إن لم يكونوا الحرورية و السبئية فلا أدري) ( الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير، جامع

 

 البيان في تفسير القران، وبهامشه تفسير غرائب القران للنسيابوري، نشر دار الجيل، بيروت،

 

 ج3، ص 119) .

 

۷- ذكر ابن عساكر عن حُجيّة بن عدي الكندي أبو