به نام الله
با عرض ادب و سلام خدمت دوستان
1 - از اینکه به عللی قادر نیستم بصورتی مرتب در مناظره شرکت کنم از شما پوزش می خواهم ، امیدوارم فرصتی بیابم و بیشتر در خدمت دوستان باشم .
از جناب بلبل پور که دعوت مرا برای مناظره قبول کردند مجددا تشکر می کنم و قول می دهم هر وقت فرصت کردم به نظرات ایشان جواب خواهم داد .
2 – از مدیر محترم وبلاگ در خواست می کنم به وبلاگ نظمی بدهند و شیوه آرشیو مطالب را مرتب کنند تا دسترسی کاربران به مطالب و موضوعات آسانتر باشد .
3 – در حالیکه جنابان عبدالله و جواد علیخانی مناظره دو نفره انجام می دهند و با توجه به روش خوب و پسندیده جناب عبدالله در مناظره گام به گام ، نمی خواهم در روند مناظره آنها خللی ایجاد کنم .
اما می خواهم در تایید نظرات جناب عبدالله مطالبی را خدمت دوستان عرض کنم .
***************************
شیعیان فقه خاص خود را ندارند زیرا فقه آنها حاشیه ای است بر فقه اهل سنت !
تاریخ فقه و اجتهاد وعلوم مرتبط با آن از قبیل اصول فقه ، علوم تفسیر و حدیث نشان می دهد که اهل سنت در این علوم پیشگام بوده اند و شیعیان بعدا با استفاده از اصول و روش های معمول در میان دانشمندان اهل سنت ، اقدام به تدوین کتابهای دینی خود نموده اند !
برای آنکه نوشتار طولانی نشود در اینجا چند نکته را از قول علمای شیعه نقل می کنم ، امیدوارم مورد توجه قرار گیرد و موجب شود تا دوستان در خصوص آن به مطالعه و تحقیق بپردازند .
1 – دکتر مصطفی کامل الشیبی در کتاب : تشیع و تصوف ( صفحه 30) با اشاره به سرگذشت امامان شیعه و جگونگی ارتباط آنها با شیعیان می نویسد که امامان شیعه نقش فعالی در پی ریزی عقاید تشیع نداشته اند !
بنا براین معلوم می شود که آنچه که به عنوان عقاید شیعه مطرح است ساخته و پرداخته علما و بنیانگذاران شیعه می باشد که در طول تاریخ بتدریج شکل گرفته است !
تنوع و تضاد عقیدتی در بین فرقه های مختلف شیعه و ظهور و افول فرق زیادی که اینک فقط نامی از آنها باقی مانده تاییدی تاریخی براین مدعاست !
برای مطالعه بیشتر مراحعه کنید به منابع زیر:
- کتاب : مکتب در فرآیند تکامل نوشته سید حسین مدرسی طباطبایی انتشارات کویر
- مقاله : قرائت فراموش شده نوشته دکتر محسن کدیور مندرج در فصلنامه مدرسه ( که توقیفش کردند!) – در سایت دکتر کدیور نیز موجود است .
- کتاب : تکامل فکر سیاسی شیعی نوشته دکتر احمد الکاتب ( ترجمه فارسی آن در سایت دکتر کاتب موجود است )
دو نقل قول یکسان و مستند از نظر آیت الله بروجردی
2 – آیت الله زنجانی استاد حوزه علمیه مشهد در گفتگویی با نشریه اندیشه ( شماره اول بهار 1370) می گوید : آیت الله العظمی بروجردی تعبیرشان این بود که فقه ما تعلیقه ای است بر فقه اهل سنت !
3 – آیت الله زنجانی همچنین گفته است که : بسیاری از قواعد فقهی که الان مورد بحث است ، اصلش از فقه اهل سنت گرفته شده و به تدریج به حوزه فقه شیعه سرایت کرده است !
4 – آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی نیز در مقاله ای مندرج در مجله کیهان فرهنگی ( شماره 257 اسفند ماه 86 ) می نویسد : آیت الله بروجردی در هنگام تدریس به فقه مقارن عنایت داشت و می فرمود ، فقه شیعه در حاشیه فقه اهل سنت است !
شخصیت و اهمیت علمی و دینی مرحوم آیت الله بروجردی برای همگان روشن است و نیازی به معرفی و توضیح نمی بینم .
برخلاف آنچه که بین عوام شیعه و متعصبان کم اطلاع آنها مرسوم است که خود و مذهبشان را برتر و بهتر می دانند ، علمای بزرگ شیعه همواره خود را بی نیاز از کتب و علمای اهل سنت نمی دانند و در هر بابی که کتاب می نویسند یا بحث و تدریس می کنند به نظرات علمی و متقن علمای اهل سنت استناد
می کنند !
نگاهی به کتابهای علمای شیعه در تفسیر قرآن ، علوم حدیث و فقه واحکام در گذشته و حال گواه این مدعاست !
از دوستان شیعه می خواهم قبل از آنکه موارد فوق الذکر را انکار کنند کمی درباره تاریخ فقه و اجتهاد و منابع اجتهاد و علوم تفسیر و حدیت مطالعه نمایند !
مطالعه کتابهای آیت الله ابراهیم جناتی را توصیه می کنم . ( ایشان نیز اخیرا مرجع تقلید شده اند )
************************
یک موضوع دیگر برای مطالعه و تحقیق :
از برادر گرامی جناب عیدالله که در رابطه با موضوع اجتهاد و مجتهدین بحث می کنند می خواهم از دوستان شیعه بپرسند که:
- علت وجود تعداد زیادی مرجع تقلید در شیعه چیست ؟
- چراعلمای شیعه و مراجع تقلید نمی توانند از میان خود اعلم را تشخیص بدهند ؟
- چرا هریک از مراجع محترم تقلید خود را اعلم می داند ؟
- چرا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از میان تعداد زیادی مراجع تقلید فقط هفت نفر را تایید کرده است ؟
- تکلیف سایر مراجع چیست ؟
- تکلیف مقلدین آنها چیست ؟
- چرا عامل سیاست در تصمیم جامعه مدرسین دخیل است ؟
- مگر مرحوم امام خمینی فقه آیت الله منتظری را قوی ترین فقه نمی دانست ؟ پس چرا جامعه مدرسین مرجعیت ایشان را قبول ندارد ؟
برای که کسی جویای حقیقت باشد این پرسش ها می توانند موجب جرقه و تحول فکری شوند .
فاروق
1/2/87
**************************************

