تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

به نام الله

 

 

ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ

 

با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است

 

 

من مطالب قبلی دوستان را نگاه کردم .

با دقت در مطالب اقای شیعه و همچنین بحث و استدلالات ایشان به دسته بندی های زیر رسیدم

که در طی پنج پست اینده در هر پستی به یکی از این موضوعات خواهم پرداخت و شبهات و همچنین موضوعات ان را بررسی میکنم

 

1.بررسی ایه

 

2. بررسی احادیث صحیحه وارده بر ایه مانند کسا  ( احادیث اهل سنت )

 

3. بررسی برداشت ایه با احادیث اهل سنت و ثقلین

 

4. بررسی برداشت ایه از دیدگاه احادیث و کتب شیعه

 

5. بررسی ایه با دیگر عقایده شیعه

 

6.جمع بندی کلی

 

سعی می کنم بحث به مفهوم عصمت نکشد و ان مسئله به قوت خود باقی مانده است

البته لازم به ذکر است که دلایل فراوانی وجود دارد که در بحث معنای عصمت به ان پرداخته می شود

 

ازانجا که مطالب این جانب تحقیقی است علاوه بر مناظره کنندگان شیعه مناظره کنندگان اهل سنت هم می توانند سوالات و نظرات خود را بر مطالب بنده وارد کنند با کمال میل اماده جواب گویی به شبهات می باشم

 

شروع ماه مبارک رمضان را به تمام بندگان مخلص الله تعالی تبریک میگویم و از الله تعالی طلب بخشش گناهان و  هدایت به صراط مستقیم را خواستارم

 

لا اله الا الله

+ نوشته شده توسط یوسف (سنی) در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 0:32 |

به نام الله

 

شروع مناظره تعریف عصمت یا عصمت چیست ؟؟

 

ما اگر بیاییم و در شروع مناظره عقیده هم را زیر سوال ببریم مناظره را علاوه براینکه فقط خودمان می فهمیم و دیگران که اطلاعی از عقیده طرفین ندارند نمی فهمند علتی هم می شود که حتی خودمان هم نفهمیم کجای بحثیم

بنا بر این من با تعیین مراحل زیر سعی در کنترل موضوع و جهت دادن به مناظره را دارم

 

مرحله اول : هر گروه باید شروع کنند و عقیده خود را فقط از قران و منابع خودشان تعریف کنند

 * اینگونه فرض می کنیم که هیچ بحثی روی ایه تطهیر انجام نگرفته است ولی طرفین می توانند از ان به عنوان دلیلی برای ابراز عقیده خود استفاده کنند

 

مرحله دوم : هر گروهی فقط شروع به سوالاتی از گروه مقابل می کند که بنظرش در تعریف عصمت لازم بوده و دیگری نیاورده است و به روشن شدن موضوع کمک می کند - دقت کنید که در این مرحله به بررسی جواب طرف مقابل نمی پردازیم

* مثلا اهل سنت در تعریف نیاورده اند که ایا عصمت محال عقلی است یا نه حال در این مرحله طرف شیعه می تواند این سوال را مطرح کند

 

مرحله سوم : چون عقیده هر طرف برای طرف مقابل و مناظره کنندگان مشخص شده است

مناظره کنندگان شروع به زیر سوال بردن و تحلیل تعریف طرف مقابل می کنند با استفاده از سه منبع

  1. قران
  2. احادیث شیعه
  3. احادیث صحیح اهل سنت ( دوستان شیعه از اوردن احادیث ضعیف خودداری نمایند چون استناد به ان احادیث برای اهل سنت ملاک نیست - از صحیحین حدیث بیاورند )

 

 

* در مرحله اول و دوم که زیاد طول نمی کشد هیچ کس حق بررسی عقیده مقابل را ندارد و فقط می تواند عقیده خود را بیان کند در صورتی که هر طرف بخواهد مطلب خود را کامل کند مطلب قبلی خود را حذف کند

یعنی چند پست مختلف در رابطه با تعریف نداشته باشیم

 

* در مراحل اول و دوم بازدید کنند گان می توانند سوالاتی را نسبت به عقیده در باب تعریف عصمت در بخش نظرات ارائه دهند

 

* تا دو طرف بیان نکرده اند که مرحله اول و دوم تمام است وارد مرحله سوم نمی شویم

 

اگر مناظره کنندگان نظری دارند بیان کنند در غیر این صورت موافقت خود را در بخش نظرات اعلام کنند

در پیشبرد بحث عجله نکنید تا دچار خطای کمتری شویم

 

چون هیچ کدام از طرفین عالم کاملی نیستند و هیچ کدام از طرفین هم چنین ادعایی نداشته اند و هدف از مناظره هم رسیدن به حقیقت است نه اثبات اعقاید نسبت به هم توهین نکنیم و دیگران را با الفاظ زشت و تهدید به جهنم خطاب نکنیم زیرا فقط الله است که از دلها اگاه است و می داند که چه کسی حق را بر اساس عناد قبول نمی کند

 

لا اله الا الله

+ نوشته شده توسط یوسف (سنی) در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 23:44 |

به نام الله

 

عقیده من این است که عقیده صحیح عقیده ای است که سه شرط داشته باشد

  1. دلایل محکم داشته باشد
  2. بتواند به تمام شبهات پاسخ دهد
  3. در تضاد با اصول نباشد

 

که در مورد تعریف شیعه از عصمت معتقدم که

  1. مخالف با اصول  و نص قران است
  2. قابل جواب گویی به بعضی شبهات نیست
  3. دلایل محکمی در دست نیست
  4. با بعضی از احادیث اهل سنت و شیعه در تضاد است

       اخه این نمی شه که شما با حدیث کسا بیایی  چیزی را ثابت کنی که با احادیث دیگر در تضاد باشد و احادیث زیادی در سنه و شیعه است که معصومیت مورد نظر شیعه را زیر سوال می برد

 

من با تحقیقاتی که در طی یکی دو هفته اخیر داشته ام به نتایج بسیار جالبی رسیده ام

که چرا صحابه و خود اهل بیت و علمای سنی از این ایه عصمت شیعه  را برداشت نکرده اند

چرا باید رجس را در بعضی گناهان خلاصه کرد

چرا این پاک کردن و زدودن تشریعی است

 

اقای شیعه مگر شما نمی خواهی به شبهات پاسخ دهی خوب تعریف عصمت را نیز یک شبهه حساب کن و جواب بده

بعد من به شبهات حدیثی و قرانی شما پاسخ می دهم مگرنه من هم می ایم و این را اصل قرار می دهم که

هیچ کس معصوم نیست و شروع به بررسی ایه تطهیر می کنم

شما هر وقت که دوست داشتی می تونی این پستت را تکرار کنی ایا غیر از این است

 

 

گفته اید( داخل ستاره )

*اینکه عصمت این ذوات مقدسه چه اکتسابی باشد و چه ذاتی فرقی نمی کند. مهم این است که ثابت شود معصوم هستند*

 

در خود معصومیت نه ولی در اینکه ببینیم ایا کسی معصوم است یا نه خیلی ؟

 

*اگر ثابت شد که معصوم هستند (چه ذاتا و چه اکتسابا) بر ما لازم می شود که حکم به ارجحیت آنها در خلافت پیامبر و نیز وجوب تبعیت از آنها در اصول و فروع دینمان بدهیم*

 

اگر ثابت شود کسی معصوم نیست و معصومیتی که شیعه ادعا می کنه وجود ندارد کلی مسائل تغییر می کنه

و دیگر نمی رویم بگردیم کی معصومه کی نیست و میشه یک اصل کلی برای جواب به شبهات

 

* ثالثا: شما اصرار دارید که ابتدا ثابت کنیم که آیا عصمت امکان دارد یا ندارد. باید به شما عرض کنم که

 اولا: معصوم بودن انسان محال عقلی نیست.*

 

تا جایی که من میدانم شما باید دلیل قرانی بیاورید که معصوم وجود دارد نه اینکه چون محال عقلی نیست پس می توانیم بگیم هست که در این صورت من خیلی چیز ها می دانم که محال عقلی نیست و با قران در تضاد اشکار است

 

*ثانیا: اگر ثابت شد که آیه تطهیر بر عصمت اهل البیت دلالت دارد خود به خود امکان عصمت آنها هم ثابت شده است*

اگر ثابت شد عصمتی وجود ندارد خود به خود برداشت شما از ایه باطل می گردد و میشینم و به شبهاتی که بر اصول اساسی در تضاد است جواب می دهم

 

 

 

در نوشته قبلی اقای شیعه دقت کنید جایی که می گوید

لام در آیه ی تطهیر لام تعلیل است . اما این که دقیقا حرف من را اثبات می کند و دقیقا حرف شما را نقض می کند !! خداوند زنانی را که مربوط به چندین خانه هستند و قبلا برای آنها از لفظ بیوت استفاده کرده است را امر و نهی می کند تا فقط اهل یکی از این  خانه ها پاک و مطهر شود؟!! بله ، اگر گفته بود که لیذهب عنکن الرجس اهل البیوت و یطهرکن تطهیرا حرف شما درست بود. اما خداوند نفرموده است که اهل خانه های مشخص را می خواهم پاک کنم بلکه فرموده است که اهل یک خانه ی مشخص

 

بعد دو خط پایین تر می نویسد

آيۀ تطهير از اين‌ قرار است‌ كه‌ در ميان‌ آيات‌ نِساءُ النَّبيّ بطور استطراد آمده‌ است‌. و فائدۀ استطراد در اينجا آنست‌ كه‌: خطاب‌ خداوند به‌ آن‌ زنان‌، با آن‌ اوامر و نواهي‌ و نصائح‌ و آداب‌ جهتي‌ ندارد مگر عنايت‌ خداوند تعالي‌ به‌ اهل‌ بيت‌ (يعني‌ خمسۀ طيّبه‌)

منظورش از خمسه یا پنج نفر حضرت علی و فطمه و حسن و حسین و خود پیامبر است

 

اقا خواهشا یکی به من بگه من اون زمان نبودم ببینم پیامبر تو کدام خانه زندگی می کرد

تو خانه ای بود که زنانشم اون جا زندگی می کردن

یا خونه دامادش زندگی می کرد

چون اینطور که اینا می گن باید ایه اعضای یک خونه را در بر بگیره واون خانه حضرت علی است

پیامبر اون جا چکار می کرده ایا پیامبر جزئ  اهل بیت اون خونه است !!!!!!!!!!!

 

لا الا الله

+ نوشته شده توسط یوسف (سنی) در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 23:14 |

یوسف به همه

 

دوستان عجله نکنید هدف من خدشه دار کردن چهره پیامبر و سنت ایشان نیست

موضوعی که من نوشتم فقط برای شروع مبحث بود انشاء الله در اینده با توضیحاتی

و مثال هایی که خواهم اورد موضوع روشنتر می گردد

 

با توجه به چیزی که من  از قران برداشت کرده ام

    *معصوم بودن به ذات مخصوص الله

           و فرشتگان توانایی انجام گناه را ندارند پس معصوم به جبر هستند

    * توانایی گناه در هرانسانی هست

    *ایمان در نزد اهل سنت 3 دسته است

                  1.ایمان فرشتگان که ثابت است

                  2.ایمان پیامبران که همیشه در حال افزایش است

                 3.ایمان مردم که در حال کم و زیاد شدن و نوسان است

 

بحث فعلا بر روی توانایی انجام  و عامل جلوگیری  کننده ان است

که من می گوییم

* توانایی در هر کسی هست

* عامل جلو گیری کننده 3 چیز است

  1. علم
  2. ایمان
  3. وحی

 

معصومیت در نزد اهل سنت با توجه به سه پارامتر بالا امری نسبی است

هر چه ایمان و علم بیشتر باشد گناه کمتر می شود

و چون پیامبر در حد بالای علم و ایمان قرار دارد در نتیجه لغزش او به پاییین ترین سطح می رسد

 و چون برای پیامبران عامل دیگری به نا م وحی است

با تکیه بر همین وحی این سنت از گزند هر گونه گناه و اشتباه مصون مانده

در یک جمله انگونه من از تعلیمات قران دریافته ام

         **** سنت و قران معصوم از هر خطا است ولی پیامبر ذاتا نه ******

 

*** و لغزش اگر با تصحیح صورت پذیرد هیچگونه خدشه ای دراعتماد به سنت ایجاد نمی کند ***

 

با یک مثال ساده اگر یک دانش اموز در حال نوشتن یک املا باشد و یک معلم روی سر او باشد که

اشتباهاتش را به او گوش زد کند مطمئن هستیم که هیچ اشتباهی در نوشته او نیست

 

انشا الله در اینده با اوردن یک سری مثال از قران وسنت و بررسی انها موضوع بیشتر روشن می گردد

نوشته قبلی را با دقت بیشتری بخوانید

 

حال مخالفان یا باید ایات و روایاتی را که اورده ام و در اینده به انها اضافه می کنم دو راه بیشتر ندارند؟

1.قبول نکنند – که در نتیجه کلام الله تعالی را نفی کرده اند و کافرند چون من عین ایات را اورده ام (نص)

2.یا با استفاده از قران به من ثابت کنند که من برداشتم اشتباه بوده و به بررسی تک تک مسائل بپردازیم

 

 

+ نوشته شده توسط یوسف (سنی) در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 23:0 |

به نام الله

مسئله عصمت

 

امیدوارم اقای شیعه ما را محکوم به تغییر موضوع نکنند

زیرا من اختلاف اصلی بین شیعه و سنی در موضوع عصمت را در  برداشت از ان

و معنی و مفهوم ان و همچنین اینکه این عصمت از کجا سرچشمه می گیرد می دانم

 و بعد از روشن شدن موضوع به شبهات ایشان پاسخ می دهم

 

اعتقاد به عصمت در میان برخی از مسلمانان ریشه بسیاری از اختلافات وانحرافات فکری

وعملی را بوجود آورده است .برخی انبیاء را معصوم می دانند و برخی انبیاء و پیامبر اسلام  

وگروهی از خانواده ایشان (مجموعا چهارده معصوم) مینامند که اینها مبری از گناه


هستند و توانائی انجام گناه را ندارند پس اطاعت از آنان واجب است !!حال باید ببینیم این

عقیده از نظر عقل وکتاب خدا چگونه می باشد! انسان ذاتا موجودی مختار آفریده شده

وافعالی از او سر می زند که می تواند گناه ویا ثواب باشد.اگر انسانی توانائی انجام گناه

نداشته باشد جزا وپاداشی در انتظار او نخواهد بود.وانسانی که ذاتا معصوم است با

اشیائی که آنها نیز ذاتا معصوم هستند وتوانائی انجام گناه ندارند فرقی ندارند!...مسلما

تمام مسلمانان حضرت رسول اکرم(ص) را برترین آفریده ی خدا می دانند اگر خدا به پیامبر

عصمتی را که شیعیان ادعای آن را می کنند اعطا نکرده باشد پس منطقا می توان گفت

که ائمه نیز معصوم نیستند!

اثبات معصوم نبودن پیامبر اسلام :

لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه یعنی بدرستی که رسول خدا الگوئی نیکو برای شماست.

بارزترین ویژ گی یک اسوه چیست؟! یکسان بودن شرایط مهمترین شرط است . همانطور

که ما نمی توانیم نابینائی را در نگاه نکردن به نا محرم الگوی خود قرار دهیم وبگوییم چون

این نا بینا به نامحرم نگاه نمی کند پس من هم نگاه نمی کنم !نابینا نمی تواند به نامحرم

نگاه کند چه بسا اگر بینا بود نگاه می کرد! پس پیامبر ما منطقا نمی تواند معصوم باشد

چرا که در عین حال باید الگوی ما باشد!

اما آیات قرآنی که نشان دهنده معصوم نبودن پیامبر می باشد:
1
_
سوره مبارکه عبس:

عبس وتولی .ان جاءه الاعمی .وما یدریک لعله یزکی .او یذکر فتنفعه الذکری
..

عبوس شد ورویش را بر گردانید هنگامی که نابینائی بر او وارد شد از کجا می دانست

شاید(آن نابینا) می خواست تز کیه شود...

این آیات در مورد کیست؟!چه کسی رویش را بر گردانده؟ هیچکس جز پیامبر !داستان از

این قرار است که پیامبر در مسجد نشسته بود وبرای مسلمین سخن می گفت ناگهان

نابینائی وارد مسجد شد وبا سر وصدا سراغ پیامبر را می گیرد پیامبر از سر وصدای

بیمورد آن مرد ناراحت می شود وچهره در هم می کشد ورویش را بر می گرداند. خداوند

این رفتار رسول را به او تذکر می دهد.

2_
سوره نصر:

اذا جاء نصر الله والفتح .ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا .فسبح بحمد ربک


واستغفره انه کان توابا
این آیات را مسلما بسیار دیده وخوانده اید به راستی خدا در این آیات چه کسی را مخاطب

قرار داده؟ از چه کسی می خواهد که استغفار کند ؟از پیامبر؟!!! اگر پیامبر معصوم است

دیگر استغفار چرا؟ ای پیامبر توبه کن

مگر پیامبر چه کرده ؟!
قبل از فتح مکه پیامبر هر از چند گاهی از ستم وآزار مشرکین اندوهگین می شد وخدا


ایشان را ازاین کار منع می کرد وحال پس از فتح مکه توسط رسول الله خداوند آن روزها را

به یاد حضرت می آورد واز ایشان می خواهد که استغفار کند.

3_
سوره فتح:
انا فتحنا لک فتحا مبینا .لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک وما تاخر ویتم نعمته علیک ویهدیک صراطا مستقیما .وینصرک الله نصرا عزیزا


حقا که ما فتح نمایانی برای تو پیش آوردیم.تا خدا گناه متقدم ومتاخر ترا بیامرزد ونعمتش

را بر تو تمام گرداند وتورا براه راست هدایت کند . وخدا تورا نصرت دهد نصرتی ارجمند.

4_
سوره محمد آیه 19 :
فاعلم انه لا اله الا الله واستغفر لذنبک وللمومنین والمومنات والله یعلم متقلبکم ومثواکم


پس بدانکه نیست معبودئی جز الله وبرای گناه خود آمرزش بخواه وبرای مومنین ومومنات طلب آمرزش کن وخدا می داند جای رفتن وجای ماندنتان را.


5_
سوره تحریم:
یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک تبتغی مرضات ازواجک والله غفور رحیم


ای پیامبر چرا حرام می کنی آنچه خدا برای تو حلال کرده است خشنودی زنانت را می جوئی وخدا آمرزنده رحیم است.

پس می بینیم که از سوی رسول گرامی اسلام خطا هائی سرزده که خداوند بوسیله

وحی پیامبر را از آنها آگاه نموده حال اگر از سوی ائمه خطای سهوی رخ داده باشد چگونه

آنها می توانستند مطلع شده واصلاح کنند چون به آنها که وحی نمی شده !!!

البته برخی معتقدند که پیامبر مادرزاد معصوم وهدایت شده بدنیا آمده !!!درصورتیکه

خداوند در سوره ضحی این فریضیه را رد نموده ومی فرماید:

الم یجدک یتیما فآو.ووجدک ضالا فهدی

آیا یتیمت نیافت وماوایت داد. وگمراهت یافت وهدایتت کرد.. گرچه متعصبین وقتی به این

آیه می رسند اینگونه تفسیر می کنند که منظور از ضالا فهدی یعنی اینکه پیامبر در

کودکی در کوچه های مکه گم شده بود وخدا خانه را به او نشان داده!!!گرچه این استدلال

بسیار کودکانه وخنده دار است زیرا که هر کودکی ممکن است در بچگی گم شود واین

مسئله چندان مهم نبوده که خداوند بر سر پیامبر خود منت گذارد ودر قرآن بیان کند!!!!ولی

اگر ضالا را گم شدن در کودکی بگیریم آن وقت است که باید در ترجمه آیه سوره حمد

بگویم :ولا الضالین یعنی خدایا ما را از کسانیکه در کودکی در کوچه ها گم شده اند قرار

نده!!!!

چند نکته مهم باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد. مجموعه مطالب فوق الذکر به هیچ عنوان

مخدوش کننده ضرورت پیروی از سنت پیامبر(ص) نیست.بلکه بر عکس تایید کننده این

امراست که سنت نبوی توسط خداوند متعال تایید ودر صورت لزوم تصحیح گردیده

است وبنابراین قطعی ولازم الاجراء است.هیچکس نمی تواند ادعا کند که این امر به این

معنی است که پیامبر عمدا حکمی بر خلاف حکم خداوند صادر فرمودند بلکه پیامبر اکرم

دقیقا در جهت اجرای فرمان الهی مبنی بر قضاوت وحکم کردن برمبنای احکام الهی از

احکام موجود وفعلی استفاده نموده حکمی صادر فرمودند اما ندرتا اجتهاد ایشان مورد

تایید الهی قرار نگرفته است پس حرجی هم برایشان نیست .به این ترتیب نه خدشه ای

برساحت وحرمت پیامبر اکرم(ص) وارد می آید ونه با غلو وافراط در مقام شامخ نبوت

نسبتی به ایشان داده می شود که مورد تایید قرآن کریم نباشد.

در اینجا ممکن است سئوال شود چرا خداوند متعال فردی معصوم وعاری از اشتباه را

برای الگو واسوه بودن نفرستاده تا حتی همین موارد معدود اشتباه در اجتهاد نیز وجود

نداشته باشد.در جواب همانطور که گفته شد یک الگو ونمونه باید دو شرط مهم واساسی

داشته باشد.اول اینکه بین الگو وافرادی که قرار است از او پیروی کنند سنخیتی وجود

داشته باشد. قرآن کریم در چندین آیه به این نکته ظریف اشاره دارد.مثلا در آیه 94 سوره

اسراء میفرماید که کافران اعتراض داشتند چرا خداوند بشری را به پیامبری مبعوث

فرموده !در آیه بعد به این اعتراض پاسخ می دهد که اگر فرشتگان برروی زمین زندگی

می کردند ونیازمند هدایت بودند آنوقت او برایشان فرشته ای به پیامبری می

فرستاد.ولی اکنون که انسانها روی زمین زندگی می کنند لاجرم پیامبر آنان نیز باید

همجنس آنان باشد. به همین طریق اگر خداوند پیامبری می فرستاد که علیرغم انسان

بودن فطرتا مصون ومبرا از هرنوع خطا واشتباه بود نه فقط این امر باعث تقویت احتمال

تبعیت از آن پیامبر نمی شد بلکه در این حالت کافران وفاسقان ادعا می کردند که اگر

پیامبرشان فرد صالح ومتقی است بدلیل اینست که امکان اشتباه ندارد واگر او هم مانند

افراد عادی دارای امکان خطا می بود او هم خطا می کرد وبه این ترتیب اصل تبعیت والگو

بودن آن پیامبر زیر سئوال می بردند. دوم الگو واسوه بودن صحت اعمال وگفتار وخدا

پسندانه بودن آنهاست که این امر از طریق وحی الهی وافزایش علم پیامبر(قل رب زدنی

علما) محقق می گردد واز آنجائی که فرآیند صحه گذاری الهی امری مستمر ومداوم بود

(
فانک باعیننا) تطابق سنت نبوی با احکام الهی برای همیشه تضمین می گردد.

کسی که امکان گناه وخطا را داشته ولی هرگز در عمرش کوچکترین گناهی به عمد

مرتکب نشده است(مانند پیامبر اسلام) بسیار قابل تقدیر است بنابراین اعتقاد به معصوم

نبودن پیامبر نه فقط توهینی به آن بزرگوار نیست بلکه اعاده حیثیت وموجب اعتلای آن

جناب نیز هست.

یکی از اثرات مهمی که رسالت پیامبران بر گزیده وزیر نظر خداوند در مقایسه با پیامبران معصوم ومبرا از اشتباه وخطا وجود دارد اینست که پیامبران نمونه ها والگوهای نیکوئی هستند که مردم باید از آنها سرمشق بگیرند .اما آیا جزء اینست که مردم عادی خواه ناخواه اشتباهات وگناهانی در طول زندگیشان مرتکب می شوند؟ آیا اینان نیاز به یک الگو ندارند تا بدانند که چگونه با اشتباهاتشان برخورد نمایند؟ آیا خطاهای اندک ومحدود پیامبران ونحوه برخوردشان باآنها نمی تواند پاسخگوی این نیاز باشد؟؟ نگاه دقیق به قرآن کریم نشان می دهد که پیامبران بزرگوار الهی نه فقط در اعمال صالحشان بلکه در برخورد شان بالغزشها هم الگو ونمونه هستند.ذکر اشتباهات پیامبران در قرآن در همین راستا می باشد. به برخی از نمونه های آن توجه فرمایید.سوره هود آیات 45و46 در مورد در خواست حضرت نوع(ع)برای آمرزش پسرش که عرض کرد :پروردگارا براستی پسر من از اهل من است وبدرستیکه وعده تو حق است وتوبهترین حکم نندگانی.خداوند فرمود:ای نوح براستیکه او از اهل تونیست زیرا اوعمل ناصالح است پس آنچه را که برای تو علمی به آن نیست از من سئوال مکن براستیکه من تورا پند می دهم تا مبادا از جاهلین باشی!ودر آیه بعد نوع(ع) می گوید پروردگارا اگر مرا نیامرزی ورحم نکنی از زیانکاران می باشم!!
یا در سوره ص آیه 24 قضاوت عجولانه داوود(ع) میان دو برادر متخاصم که بعد از پی بردن به اشتباهش از پروردگارش آمرزش خواست فاستغفرربه وخر راکعا واناب.
وباز در همین سوره آیات 30 الی 33 که در مورد قضا شدن نماز سلیمان(ع) است .اما افسوس که تحمیل متعصبانه نظریه عصمت انبیاء براین آیات در ترجمه های رایج در کشورمان عملا پیام اصلی این آیات را از بین برده است.مثلا در مورد قضا شدن نماز سلیمان(ع) آقایان کلمه ردوها در آیه 33سوره ص را به فرمان باز گرداندن خورشید ترجمه کرده اند تا بگویند که علیرغم مشغول شدن سلیمان با غیر خدا بابازگشت خورشید او توانست نماز عصر را پس از قضا شدن سر وقت بخواند!!