اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بالله ان يحضرون ان الله هو السميع العليم .
بسم الله الرحمن الرحيم .
سلام عليكم
آقا عبدالله واقعا شما اين نوشته هارو بعنوان جواب خودت نوشتي ؟
اگه جواب شما مثبته بايد بگم كه ديگه لجبازي شما مشخص شد كه اشتباها اون رو به من نسبت دادي . واقعا تعارف نمي كنم يا قصد توهين ندارم .
اين نوشته هاي شما دقيقا داره لجبازي شما رو مي رسونه نه منو .
شما عوض اينكه بياي جواباي منو نقد كني مسائل حاشيه اي رو پيش كشيدي و رو اونا مانور دادي كه الان بهشون اشاره مي كنم .
در ضمن مذهب جعفري همونطور كه قبلا گفتم تمامي اعتقاداتش رو اثبات مي كنه اونم با كتب اهل سنت . تعجبي هم نداره چون اعتقادات شيعيان ريشه تو قرآن و كلام معصومين عليهم السلام داره . كما اينكه شما و بزرگ تر از شما هميشه در حال امتحان اين مذهب بودين و هميشه هم يك نتيجه بيشتر نگرفتين كه البته شما مثل اينكه اين دفعه قصد قبول حقيقت رو ندارين . ما وظيفه مون گفتن حقيقته تا : يا شما تعصب رو كنار بذاريد يا حجت به شما تموم بشه .
شما نوشتي :
جوابي كه جواب دادي ساخته و پرداخته ي يك پسر نوجوان لجباز دبيرستاني بيش نيست! اگر بزرگسال هستي اين لجبازيها از شما بعيد است!
پس مطالب ابتداييت را غير از يك موضوع جواب نميدهم تا بنده هم لجبازي نكرده باشم.
و من مي نويسم :
1- يا شما جواب منو نخوندي .
2- يا طبق قائده حب الشيء يعمي و يصم نمي توني حقيقت رو قبول كني و دست خود شما نيست .
3- يا واقعا عناد دارين .
اين طرز نوشتن شما يعني اينكه آقا جون ، آقا عبدالله ديگه جوابي براي گفتن نداره . چون شما از اون 5 دليل عقلي كه در رابطه با عصمت امام نوشته بودم فقط سعي كردي كه به اوليش جواب بدي .
بگذريم كه همونطور كه مشهوده و جوابيه شما هنوز هم هست شما هرگز نتونستي اين كار رو بكني ، اما هنوز 4 مطلب ديگه من باقي مونده بود كه شما عوض جواب دادن نوشتي لجبازي يه پسر دبيرستاني و نوجوون !!!
واقعا شما اينجا اومدي براي به كرسي نشوندن اعتقادات يا براي كشف حقيقت ؟
اولا با طرح حرفاي ابتدائي سعي نكنيد كه از زير جواب دادن در بريد . من جوابمو مي خوام و لا غير .
ثانيا خواهشا يكي از اون مواردي رو كه به قول شما لجبازي بود رو براي ما بيان كنيد تا همه بدونن جواد مباحثه كردن بلد نيست . بنويسيد كه عوض جواب به شما لجبازي كردم و از قبول حقيقت امتناع كردم در حالي كه جوابي براي گفتن نداشتم .
اين شما بودي كه يه بار خواهان مباحثه تو بحث عصمت و بار ديگه تو زمينه علم امام و بار ديگه تو اجتهاد و يه بار ديگه گفتي من جواب رو نفهميدم و دوباره بحث رو به عصمت كشوندي . همه اينها به اين صورت بود كه شما قسمتي از حرف منو بر ميداشتي و بقيه رو بي خيال مي شدي و با همون يه قسمت كه من تو صحبتام فقط يه اشاره بهش كرده بودم بحث رو منحرف كردين .
شما نوشتي :
تاحالا شيعيان ميگفتند «دليل عصمت امام علم امام است» نه دليل علم امام عصمت او! حالا خودت بقيه را حلاجي كن ببين چي گفتي!
من قبلا حرفمو حلاجي كردم كه دارم براي شما مي نويسمش .
حرف شما درسته . اما اين به اون معني نيست كه حرف من غلط باشه .
عصمت و علم لازم و ملزوم همديگه هستن . مثل دو تا آجر كه به هم تكيه دادن و هركدوم به واسطه تكيه به ديگري سر پا وايسادن . يه توضيح مختصر مي دم
1- علم امام باعث عصمتشه چون با داشتن علم تمام و كمال ، شخص به پليدي گناه و لغزش و اشتباه پي مي بره . از طرفي با علم راه و چاهو حق و ناحقو تشخيص ميده و گمراه نمي شه .
2- عصمت امام باعث علمشه چون اگه قرار باشه امام معصوم از تمام رذايل باشه يكي از رذايل جهل هستش كه با وجود معصوم بودن اين جهل زايل مي شه و تبديل به علم مي شه .
در ضمن اصلا اين موضوع به شما چه ارتباطي پيدا مي كنه ؟
اين موضوع يكي از مباحث داخلي شيعه در باره عصمت هستش . شما كه نمي توني هنوز رو پله اول نرفته پا رو پله بالاتر بذاري كه . مباحث مرحله مرحله هستش و مرحله اول براي بحث با شما اثبات علم و عصمت هستش نه اينكه ببينيم كدوم لازم و ملزوم همديگه هستن .
و من مجبور شدم تمام اين حرفا رو بزنم چون اين شما بودي كه بحث رو منحرف كردي به سمت علم امام عليه السلام . بابا مطالب هنوز موجوده قبل از جواب دادن به من خواهشا شما اول برو يه سر به مطالب قبلي بزن !!
شما نوشتي :
ثالثاً: بحث اين نيست كه رسول الله زنده بوده و يا وفات يافته! بحث من اينست كه آن اصحاب نيز همگي براي تبليغ دين اسلام رفتند بدون اينكه هيچ يك معصوم باشند! و هرگز رسول الله نيز به آنها نگفته كه بينتان حتماً معصومي باشد تا خطايي در انتقال سنت نداشته باشيد!
آقا عبدالله ديدي داري وقت ميگيري و از سر لجاجت نمي خواي قبول كني؟
مگه من اين مطلب رو توضيح نداده بودم ؟ چرا شما دوباره اومدي سوال قبلي رو مطرح كردي كه جوابش بايد تكرار بشه ؟ لابد بعد از اين جواب مي خواي دوباره رو من اسم بچه مدرسه اي لجوج بذاري .
اگه به جوابا يه دقتي بكنيد فكر نمي كنم بد باشه . شما چي فكر مي كني ؟
و اما جواب :
يه دسته از مبلغان هستن كه كليات دين رو بين اطرافيان تبليغ مي كنن مثلا مي گن كه قيامت هست و چنين و چنانه . خوب اين از دست داداش كوچيكه منم بر مياد كه با استفاده از آيات قرآن و بيانات حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم و معصومين عليهم السلام معاد رو توصيف كنن .
اما يه سري ديگه از مبلغان هستن كه تو مسائل ريز شدن و در هر بابي انواع احاديث رو مطالعه كردن و براي هر مطلب كلي وقت گذاشتن و انواع علوم اعم از رجال و حديث و ... رو خوندن .
(((((((((( تو هيچ كدوم از دو دسته بالا معصوم بودن شرط نيست . فقط گروه دوم بايد تخصص داشته باشن و به قول شما مومن و امانتدار باشن .))))))))))
بابا جون من كجا گفتم كه يه مبلغ بايد معصوم باشه كه شما گير دادي ميگي مبلغ نبايد حتما معصوم باشه ؟ اي بابا
شما عوض اينكه بياي حرفاي نزده من رو نقد كني !!! خواهشا حرفاي زده منو نقد كن.
شما حرف منو آوردي و دربارش نوشتي :
رابعاً: گفتيد:[يه دسته هم هستن كه جزئيات اسلام رو بيان مي كنن . مثل احكام و ... كه تو اين زمينه نياز هستش كه مبلغ نظر خودش رو با معصوم هماهنگ كنه . يعني مردم از نظر معصوم عليه السلام مطلع مي شن البته با واسطه .]
بفرماييد مبلغي كه رفته آن سر دنيا تا تبليغ دين كند چگونه ميتواند با معصومش هماهنگ باشد!؟!
آيا تلفن داشتند؟!
آيا قاصد ميفرستادند؟! اگر قاصد هم بفرستند كه معلوم نيست در عرض چند ماه و سال بتواند به اين سر دنيا برسد تا جواب مسئله اي را از معصوم جويا شود!
ماشالا به جواب دادن شما .
از اين حرفاي بالائي شما چند تا نتيجه گرفتم .
1- شما ميگي يه مجتهد وقتي براي تبليغ و تبيين دين از طرف معصوم يا همون شخص رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم عزيز به گوشه گوشه بلاد اسلامي رفت ديگه بايد بي خيال نظر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بشه . واسه مسائل قبلي كه خوب از كتاب و سنت جواب داره و واسه مسائل جديد هم بايد خوب قياس كنه ديگه !!؟؟؟؟؟
2- در زمان فقد پيامبر عزيز هم حكم قبلي بايد اجرا بشه . يعني تا اون جا كه مي تونن از كتاب و سنت چيز ميز دربيارن و اگر به بن بست رسيدن بي درنگ برن واسه قياس !! و لحظه اي رو هم از دست ندن .
3- بزرگترين معضل و مشكل شما براي اينكه يه مجتهد از نظريه معصوم زمانش با خبر بشه نبود تلفن و دوري راهه !! ( وافعا مشكل از اين بزرگتر عمرا نمي شه پيدا كرد )
4- شما مي گي وقتي يه مبلغ رفت يه گوشه از بلاد اسلام با وجود رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يا معصوم يا هر كس ديگه كه علمش بالاتره ديگه لازم نيست از اون عزيزان كسب علم و تكليف در رابطه با مسائل جديدالوقوع داشته باشه و با همون اندوخته هاي قبلي يه جوابي به مردم بده . حالا يا جواب درسته يا غلط ديگه . فوقش اگه غلط بوده باشه يه اجر مي بره اما اگه مثلا دست به دامن قياس شد و شانسي جوابش درست از آب دراومد كه ديگه چه بهتر دو تا اجر مي بره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
5- بذار مشكل شما رو با اين مثال حل كنم .
مسلما پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم براي گوشه گوشه سرزمين اسلام مبلغاني فرستاده بودن . و اين زماني بود كه هنوز وحي ادامه داشت و قطع نشده بود . يعني خيلي از احكام بود كه هنوز نازل نشده بود تا بخواد توسط رسول الله تشريح بشه . حالا وظيفه اون مبلغ و فرستاده چيه ؟ آيا بايد خودش اجتهاد كنه ؟ يا براي مسائل جديد بايد پيك بفرسته ؟
بابا يه ذره شما رو جوابات فكر كن كه داري همش منو به فكر كردن رو جوابام وادار ميكني .
مشكل راه اون مشكليه كه شما نمي توني هضمش كني ؟
بذار مطلب رو واست ترمينولوژي كنمش .
يه مجتهد مبين مبلغ وقتي از جانب معصوم عليه السلام مامور به تبليغ و تبيين شد و به گوشه كنار رفت بايد تو مسائل جديدالوقوع نظر دقيق معصوم رو بدونه دليلش هم معلومه چون تا حالا اتفاق نيافتاده بوده و مساله غريبي هستش كه كسي با اون آشنا نيست . حالا سوال پيش مياد چرا بايد از معصوم عليه السلام سوال كنه ؟ چون بواسطه حديث ثقلين و هزارو يك حديث ديگه پيروي از اونها باعث نجات از گمراهي هستش .
حالا براي مطلع شدن از نظر معصوم مشكل بعد مسافت بود . كه اين قضيه با فرستادن پيك و از اين جور چيزا حل شده بود و ما از اين لحاظ تو زمان حكومت 4 ساله اميرالمومنين عليه السلام مشكلي نداشتيم . يه فرستاده و پيك كه قرار نبوده كه هر روز و هر ساعت مطلب ببره بياره كه . اولا هر از چند گاهي امكان پيش اومدن مسئله جديد وجود داشت
ثانيا كار نقل و انتقال مراسلات به اين كنديها هم كه شما فكر مي كني نبوده كه بخواد يه مشكل عليحده لا ينحلي بين مبلغ و معصوم باشه . همونطور كه ما مي بينيم در زمان امام حسين عليه السلام نامه ها در اسرع وقت جا بجا مي شدن و پيغام رو به حضرت مي رسوندن . يا نامه نوشتن حاكمان به نماينده هاشون تو شهرهاي مختلف مثلا در زمان خلفا و معاويه و ...
واقعا شما برو يه ذره فكر كن و ببين كه آيا شما بايد از طرف دنياي تسنن اين مطلب رو از شيعيان مي پرسيدي ؟
از طرفي فكر كنم شما بعدا اين حرف من رو مورد نقد قرار بدي كه اگه همين جا حلش كنم بهتره .
1- فقط گروه دوم بايد تخصص داشته باشن به قول شما مومن و امانتدار باشن .
2- كه تو اين زمينه نياز هستش كه مبلغ نظر خودش رو با معصوم هماهنگ كنه
و اما توضيح : امامان عليهم السلام طريقه اجتهاد و طريقه استفاده از كتاب الله (همونطور كه قبلا مثال زده بودم) و طريقه استدلالات فقهي و ... رو تو مسائل به شاگرداشون ياد مي دادن . يعني شاگردان امامان عليهم السلام مجتهد بودن البته تو مسائل گذشته و تو مسائلي كه مي شد با استدلالات فقهي جواب رو پيدا كرد . اما مسائل جديدي به وقوع مي پيوست وچون قبلا اتفاق نيافتاده بود و شاگردان ائمه حكم اون رو نمي دونستن به همين خاطر بر ميگشتن ببينن حرف معصوم عليه السلام چي هستش . چون حرف معصومين جزء سنت حساب مي شه و سنت يكي از منابع مهم فقه اسلامي هستش .
مجتهدين امروز هم به هيچ وجه از خودشون نمي تونن نظر بدن . بلكه تنها سعي و كوشش اونها اينه كه با تهجد و ياد گرفتن انواع علوم شناخت رجال و شناخت حديث و كاربرد كلمات تو گذشته و حال و ... بفهمن كه فلان حديث از پيامبر به ما رسيده و منظورش از اين حديث چي بوده . يعني همونطور كه قبلا گفتم نگاه يه مجتهد تو مسائل تنها به احاديث پيامبر و معصوم عليهم السلام هستش و از خودش نمي تونه واسه مسائل حكم بتراشه . يه مجتهد بايد حكم الله رو بيان كنه نه حكم النفس رو . و حكم الله هم فقط و فقط تو كتاب الله و بيانات رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و معصومين عليهم السلام هستش .
اشتباه شما اينه كه واسه يه مجتهد استقلال فقهي قائليد . در صورتي كه بايد ببينيد كه اين فقه از كجا اومده . اگر سر منشاء فقه رو پيدا كنيد اون وقته كه مي بينيد يه مجتهد داره نظر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم رو بيان مي كنه نه نظر خودش رو .
كار مجتهدين فقط اينه كه به واسطه ياد گرفتن انواع علوم بفهمن كه فلان حديث از كجا اومده . آيا واقعا از معصوم صادر شده يا نه جعلي هستش و اعتباري نداره .
كه البته اين كار خودش تخصص بالائي مي خواد .
نه اينكه ما بخوايم بگيم نظر شخصي يه مجتهد همون نظر خدا تو مسائل هستش .
شما نوشتي :
و اما راجع به سؤال دوم گفتيد كه بنده تكرار مكررات ميكنم.! نه خير برادر عزيز! اين شما هستيد كه نميدانيد چه جوابي بدهيد!
گفتيد:
[و گفتم كه اولا حرف امامان دقيقا در حكم حرف رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم هستش يعني جزء سنت محسوب مي شه.
و ثانيا اين مجتهدين هستن كه بايد تو مسائل جديد بعد از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم نظر معصوم رو جويا بشن و با اونها هماهنگ بشن .]
پس در اينصورت آيا مجتهدين در هر مسأله ي جديدي بايد به امام معصوم رجوع كنند؟!
پس درجه ي اجتهادشان بخاطر چيست؟!
اولا دقيقا مي دونم كه دارم به شما چه جوابي مي دم اگه شما جواباي منو متوجه نشدي بحثش جداست .
ثانيا فكر كنم شما اصلا تعريف درستي از اجتهاد و مجتهد تو ذهنتون نيست كه البته تا قدري بالا به شما توضيح دادم .
لازم مي دونم چند مطلب رو براي شما توضيح بدم . هر چند كه قبلا هم توضيح داده بودم .
1- حكم حرف و حديث امام معصوم همونطور كه فكر كنم 4 يا 5 دفعه گفتم دقيقا در حكم حرف رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم هستش . طبيعتا مجتهدين ديگه بايد در برابر حرف اين بزرگواران غلاف كنن . چون ديگه در اون صورت مي شه اجتهاد در برابر نص .
2- اصلا از منابع يه مجتهد براي فرا گرفتن يه مسله يا ياد گرفتن استدلالات فقهي يا يه مبحث فقهي در زمينه هاي خاص همين معصومين عليهم السلام هستن . اگر قرار باشه كه معصومين از منايع يه مجتهد كنار برن به بقيه منابع اون مجتهد خيلي خدشه وارده . كما اينكه به منابع شما خيلي خيلي خدشه وارده كه شما به عنوان مثال حتي به يه دونه از اشكالات من جواب ندادي .
شما نوشتي :
درجه ي اجتهاد درجه اي است كه مجتهد درصورتي كه نصي براي يك مسأله در ميان قرآن و سنت نيابد ميتواند خودش بر طبق احكام مشابهي كه با اين مسأله و احاديث صحيح وجود دارد نظر خودش را بگويد.
اگر بخواهد در مورد مسأله از معصوم جوياي نظر كند ديگر اجتهادش چه معنايي دارد؟!
منظور دو خط اول شما بي برو برگرد قياس هستش . عمل باطلي كه هيچ نص يا روايتي بر اين عمل نداريم . آقا عبدالله مثالهايي رو كه از امام صادق عليه السلام زده بودم يادت رفته ؟
حالا من دارم لجبازي مي كنم يا شما ؟ بسه ديگه يه مطلب رو بايد چند دفعه توضيح داد ؟ تا حال شما به آيه اي كه مدير وبلاگ بالا سمت رات تو اون كادر نوشته دقت كردي ؟ فبشر عيادي الذين ...
اگه دقت نكرديد پيشنهاد مي كنم دقت كنيد تا خيلي از مشكلات رفع بشن .
در رابطه با خط سوم هم فكر كنم قبلا توضيح داده باشم . و مطمئنم اين شما هستي كه تعريف درست و دقيقي براي مجتهد و اجتهاد نداريد .
شما نوشتي :
و بخاطر همين ميگويم كه يك صحابه ي عالم كه بعد از حجة الوداع رفته به سمت آفريقا و در انجا اقامت گزيده و تبليغ دين مينمايد هيچ نيازي به امام معصوم ندارد كه درمورد مسائل با او مشورت كند!!
فقط كافيست احاديث رسول الله و كتاب الله را به ياد داشته باشد تا بتواند اجتهاد كند و براي هر اجتهادش نيز الله تعالي اجر خواهد داد.
براي بار nام مي نويسم مجتهد مثالي شما موظفه كه تو مسائل از قرآن و سنت پيروي كنه و فتوا بده . اما تو مسائل جديدالوقوع چي ؟ خواهشا اگر مي خواي بازم همه حرفامو بي خيال شي و رو يه حرفم زوم كني فقط اين خط رو جواب بده .
وظيفه مجتهد مثالي شما تو مسائل جديدالوقوعي كه تو زمان حيات رسول الله صلي الله عليه و آله سلم تبيين نشده بود و تو قرآن ذكر نشده چيه ؟ آيا همون قياس هستش كه من قبلا جوابشو دادم ؟ اگر جواب شما مثبته پس جوابيه منو در رابطه با قياس نقد كن و پيشينه قياس رو براي همه بنويس تا رفع شبهه بشه .
شما نوشتي :
شما قبلاً گفته بوديد براي اينكه سنت رسول الله براي ديگران دست نخورده برسه حتماً بايد معصومي باشه!! اما اينجا داريد ميگيد [مبلغين سنت در زمان خود پيامبر معصوم نبودند پس چطور مشكلات حل ميشد؟!]
شما سعي كردي كه بين اين دو حرف يه تناقض قائل بشي . در صورتي كه بين اين دو حرف من اصلا تناقض وجود نداره .
چون معصوم عليه السلام دقيقا مثل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم حكم مرجعي براي مبلغان و مبينان و مجتهدين رو دارن . حالا بين اين دو شما چه تناقضي مي بينيد .
هر كجا تناقض هست با بيان علت براي ما بنويسين تا از نظر شما آگاه بشيم . فقط بنويسيد . البته خواهشا .
در اين باره مي خواستم به شما توضيحاتي بدم ولي ترجيح دادم بعد از نظر شما باشه .
شما نوشتي :
كداميك از امامانتان جنگها را اداره كرده است؟! اصلاً كداميك (بغير از حضرت علي و حسن رضي الله عنهم) به حكومت رسيدند كه بخواهد جنگي را اداره كند؟!
لازمه اداره اوضاع جنگ و جهاد فقط به حكومت رسيدن نيست . بلكه مي شه با دادن مشورت و دادن نظر جنگ رو اداره كرد . كه از اين قبيل مسائل و اتفاقات ما تو تاريخ كم نداريم .
شما فكر مي كني كه براي كوچكترين تاثير گذاري روي جامعه اسلام بايد حتما به حكومت رسيد . همونطور كه ما مي بينيم خلفا از اميرالمومنين عليه السلام مشورت و شور مي گرفتن و دقيقا اون رو به كار مي بستن و اين درحالي بود كه شخص ديگه اي ظاهرا به حكومت رسيده بود .
و ديگه اينكه نوشتيد :
و گفتيد:
[حفاظت از اصل اسلام و رسوندن و معرفي اسلام ناب به نسلهاي بعدي . ]
لطفاً شما ديگه ادعاي اسلام ناب نكنيد كه...!
اين حرف شما در نهايت تعصب و بي منطقي بود . اتفاقا اين شيعه هستش كه بايد ادعاي اسلام ناب بكنه . به همون دلايلي كه از بدو تاسيس اين وبلاگ اهل تشيع اقامه كردن . به همون دلايلي كه طي تاريخ علماي شيعه در مقابل علماي اهل سنت اقامه دليل كردن .
شما تا حالا به غير از كتب خودتون كتب مناظره شيعه مثل المراجعات يا شبهاي پيشاور رو مطالعه كردين ؟ كه تو اين كتب مذهب جعفري بوسيله كتب اهل سنت اثبات مي شه ؟
در هر حال اين حرف شما بدون دليل بود و خيلي زننده بود و نشون از تعصب شما داشت . خواهشا يا اقامه دليل كن يا معذرت خواهي . كه هر كدوم از اين حالات از حالت فعلي شما بهتر هستن .
و مطلب آخر اينكه خواهشا جواباي قبلي منو نقد كنيد تا همه بدونن شما در برابر حرف تشيع دليلي داريد يا نه .
در ضمن به قسمت نظرات هم سري بزنيد كه اونجا هم براي شما مطالبي هستش .
يا حق ...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لوليك الفرج .