تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

بنام الله

 

جرات اندیشیدن داشته باشید !

 

 

با سلام خدمت دوستان و حق جویان

 

با وجود آنکه مدت زیادی است که از دوستان شیعه خواسته ام که یکی از آنها به خود جرات بدهد وبرای بحث دونفره در باره عصمت اعلام آمادگی نماید ! اما تا کنون هیچیک از آنها به این دعوت پاسخ نداده است !

حال با توجه به در پیش بودن ایام تعطیلات نوروزی و وجود فرصت کافی برای مطالعه و تحقیق ، سوالاتی را در خصوص عصمت طرح می کنم و از دوستان میخواهم با دقت به آنها توجه کنند و در باره آنها تامل وتحقیق نمایند تا بعد از تعطیلات بحث را بطور جدی شروع کنیم .

امیدوارم گروه پاسخ به شبهات سایت ولی عصر آقای حسینی قزوینی بجای سرگرم کردن خود و دیگران به موضوعات بی اهمیت ، جرات فکر کردن به این سوالات و موضوعات را داشته باشند و به کمک دوستان شیعه خود بیایند و در صورتی که در خود توانایی می بینند یکی را به عنوان نماینده برای بحث معرفی کنند !!

سوالات و موضوعات اساسی برای بحث و تحقیق در باره عصمت

 

1-  عصمت چیست ؟

 

2-  چه علل و عواملی موجب پیدایش این اصطلاح شده اند ؟

 

3 – آیا اصطلاح عصمت ریشه دینی دارد یا اینکه ابداع متکلمین است ؟

 

 یعنی آیا به عنوان یک عقیده دینی از طرف الله تعالی به ما اعلام شده است یا اینکه  نظریه ای است

 

ابداعی متکلمین برای  توجیه و اثبات حقانیت مدعیات دینی  ؟

 

4 -  عصمت چگونه حاصل میشود ؟ (  ساز وکار و چگونگی عصمت )

 

5 – منشاء ، علل و عوامل عصمت چیست ؟ تک علتی است یا اینکه تنوع و تکثر علل و عوامل دارد ؟

 

6 – آیا عصمت عامل و علت است یا اینکه نتیجه و حاصل عملکرد است ؟

 

7 -  عصمت اکتسابی است یا ذاتی ؟

 

8 -   آیا عصمت یک صفت دائمی است یا اینکه زوال پذیر است ؟

 

9 -  عصمت قاعده است یا یک  استثناء است ؟

 

10 -  عصمت عمومیت دارد یا انحصاری است ؟ ( یعنی اینکه همه انسانها می توانند مراتبی از عصمت

 

را کسب کنند یا اینکه انحصاری است و فقط عده معدودی می توانند آن را داشته باشند ؟)

 

 11-  رابطه عصمت با تقوا چگونه است ؟  کدامیک اصل است و دیگری تابع ؟

 

12 -  دامنه و گستره عصمت چقدر است ؟

 

13-  عصمت موردی ونسبی است یا مطلق ؟

 

14 –  بسیاری از اصطلاحات و تعریفات فلسفی ، کلامی ، فقهی ، سیاسی و علمی ، مشمول مرور زمان  شده بتدریج ازحوزه مسائل فکری بشر خارج گردیده اند  وبجای آنها مسایل و موضوعات دیگری متناسب با نیازهای  زمان ابداع شده اند بر این اساس اصطلاح عصمت و مفاهیم و تلقی های ناشی از آن نیز مشمول مرور زمان شده و امروزه موضوعیت واهمیت گذشته را به عنوان یک موضوع و معضل فکری و عقیدتی ندارد و فقط به عنوان یکی از موضوعاتی که در گذشته مورد بحث متکلمین بوده است مطرح می باشد !

سوالات دیگر نیز هست که می گذارم برای زمانی که بحث بصورت جدی شروع شود .

 

یک در خواست :

 

از دوستانی که نوشتارهای قبلی من را مطالعه نکرده اند ، در خواست می کنم با کلیک کردن روی نام من ( فاروق ) در قسمت نویسندگان وبلاگ  نوشتارهای قبلی من را ملاحظه فرمایید .

**********************

از دوستان و خوانندگان محترم در خواست می کنم که هر نوع سوال و یا موضوع دیگری که در باره عصمت باشد در قسمت نظرات مطرح کنید تا ان شاء الله هنگام مناظره مورد توجه و بحث قرار گیرند ، امیدوارم بتوانیم با همکاری و هم اندیشی موضوع عصمت را به شیوه درست و نحوه احسن طرح و حل کنیم و زمینه وحدت فکری و عقیدتی را بیشتر فراهم کنیم ! ان شاءالله

برادر ارجمند جناب عبدالله

من قصد ندارم بحث شما را مختل کنم ، اگر دوستان شیعه بخواهند ( در واقع اگر بتوانند ) با شما بحث کنند ، ادامه بدهید !

 

****************************

+ نوشته شده توسط فاروق (سنی) در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 17:24 |
««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»
------------------------------------------

آقاي مسعود؛ گفته بوديد:
[شما نظرتان در مورد عصمت پيامبر که فرموديد پيامبر(ص) معصوم است چيست؟ آيا اين لطف خداوندي آيه اي در قرآن به همراه دارد و يا روايتي ضميمه اين امر هست ؟ براي چه و در کل رو چه حساب ميفرماييد پيامبر(ص) معصوم هستند؟چگونه شما اين را استدلال کرديد؟]

براي اثبات عصمت رسول الله نيازي نيست جاي دوري برويم! فقط کافيست به ورد زبانمان فکر کنيم.
به نظر من ساده ترين و بهترين جواب همان است که الحمدلله روزانه همه ي مسلمانها چندين بار آن را تکرار ميکنند.

«اشهد ان لا اله الا الله ... و اشهد ان محمد رسول الله»

شايد منظورم را متوجه شده باشيد. اگر نشديد دقت کنيد.

بنده بعنوان يک مسلمان به رسالت محمد صلي الله عليه وسلم ايمان دارم.

سؤال: لازمه ي ايمان آوردن چيست؟!
الجواب: اقرار زبان و قلب به کلمه ي شهادت.

خوب! وقتي بنده بعنوان يک مسلمان ايمان به رسالت رسول الله دارم قطعاً همه ي حرفهايش را بايد باور کنم چون ايمان داشتن يعني باور کردن. و اگر باور نکنم العياذ بالله ايمان ندارم!
پس خودبخود عصمت رسول الله آشکار است و بنده نميتوانم بگويم ممکن است حرفش درست نباشد و يا عملش نادرست باشد!!! چون ايمان به او دارم که پيام رسان خداوند به سوي بشر است. لهذا بنده که حالا ايشان را بعنوان يک نبي از طرف خداوند قبول کردم نميتوانم به حرفهايش ايمان نداشته باشم! چون به اين ايمان دارم که او با خداوند در ارتباط است و پيام رسان خداوند است.

و ايمان آوردن اختياري است! شخص به اختيار خودش است که بخواهد ايمان بياورد و يا نياورد! اگر ايمان بياورد ديگر تمام و کمال بايد سخنانش را قبول کند.

ولي ابوجهل رسول الله را بعنوان يک پيامبر قبول ندارد بخاطر همين حرفهايش را باور نميکند و چون ايمان ندارد دليلي ندراد که معصومش بداند! و هيچوقت هم نميشود به او ثابت کرد که رسول الله معصوم است. چون ايمان به او ندارد و باورش نميکند!

و لهذا علت عصمت رسول الله همان ارتباطش با خداوند است و اين ارتباط از طريق وحي است. و وحي امتيازي است مخصوص انبياء.

اين یکی از دلایل اثبات اعتقاد به عصمت رسول الله است.

اميدوارم قانع شده باشيد! اگر نشديد اعتراضتان را مطرح کنيد.

الله تعالي به اين حقير و آقاي شهيدي و ديگر دوستان توفيق اطاعت خالصانه عنايت فرمايد.
««« أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ »»»

« ومن الله التوفيق »

.

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 22:23 |
بسم رب المهدی

آقای عبد الله با عرض پوزش باید اعلام کنم که من تا بعد از ۶/۱/۱۳۸۷ قادر به ادامه مناظره نیستم

و بهترم می دونم که در همین ابتدا کار از ادامه مناظره کناره بگیرم تا بعدا باعث سوءتفاهم و... نشود . البته در قسمت نظرات وبلاگ هم این مطلب را آورده بودم. و از بقیه دو ستان شیعه در خواست می کنم که به این بحث ادامه بدهند. 

و در آخر هم از شما و بقیه دوستان پوزش می طلبم

+ نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 22:52 |
««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»
-------------------------------------------

در جواب آقای شهیدی باز هم میخواهم دو سؤال بپرسم.

اولاً: از شما میخواهم بپرسم مفسرین شیعه سبب نزول این آیه را چه چیزی بیان کردند؟

ثانیاً: کسی که این «اولی الامر» به او اشاره میکند در زمان رسول الله چه کسی بود؟

ومن الله التوفیق...

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 23:5 |

بسم رب المهدی

جناب آقای عبدالله ابتدا از شما و از تمام افرادی که این چند روز منتظرجواب من بودند پوزش می طلبم .

و اما پاسخ سوال شما :

دلایل مختلفی برای اثبات عصمت وجود دارد که در زیر به یکی از آنها در زیر اشاره می کنم:

طبق آیه((یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم)) بشر باید در زندگی از خدا ،پیامبر و عده ای که برای آنها به عنوان اولی الامر تعیین شده اند تبعیت کند بنابر این عده ای وجود دارند که حرف ها و اعمال آنها کاملا با خدا و رسول مطابقت دارد . و چون خدا هیچ اشتباه و لغزشی ندارد،  آنها در این مورد از خدا پیروی می کنند (زیرا در غیر این صورت اعمال اولی الامر با دستورات خدا تفاوت می کند و تنها از یکی از آنها می توان پیروی کرد)

و اما این عده کیستند؟

بهترین دلیل برای شناخت این افراد آیه 33 سوره احزاب (آیه تطهیر: انما یرید الله ...) است که صریحا اشاره به این دارد که عده ای از هرگونه رجس و پلیدی پاکند( چون در آیه ذکر نشده این پاک شدن از رجس و پلیدیمربوط به مورد خاصی است یا نه ،در نتیجه این امر در تمام امور است)

منظور از این آیه چه کسانی اند؟

صحیح مسلم  /44/کتاب فضایل الصحابه /9/ باب فضایل اهل البیت النبی

61(2424) حدثنا ابوبکر بن شیبه و محمد بن عبد الله بن نمیر (او للفظ) قالا : حدثنا محمد بن بشر عن زکریا عن مصعب بن شیبه صفیه بنت شیبه قالت : قالت عایشه : خرج النبی غداه و علیه مرط مرخل من شعر اسود . فجاء الحسن بن علی فادخله . ثم جاء الحسین معه . ثم جاءت فاطمه فادخلها  . ثم جاء علی فادخله ، ثم قال ) )  انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس...)) احزاب 33

طبق نقل خود عایشه در کتاب صحیح  مسلم که از صحاح اهل سنت است و همه آن احادیث مورد قبولشان است این 5 نفر کاملا ذکر شده و هیچ راهی برای  مخفی کاری و ... وجود  ندارد

و این تنها یکی از دلایل شیعه در قایل شدن عصمت برای ایمه است

اگه از نظر شما عصمت 5 تن قابل قبول است در پست های بعدی به بقیه ایمه بپردازیم اگر هم نه با ذکر علت به رد این موضوع بپردازید

+ نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 22:10 |

« بسم الله الرحمن الرحیم »
-----------------------------------

چون جناب آقای شهیدی معلوم نیست کی جواب بنده را بدهند بنده میخواهم با اجازه ی دوستان دوباره وبلاگ را بیدار نمایم.

آقای مسعود از بنده خواسته بودند درمورد مطالبی که قبلاً نوشته بودند جواب دهم. الله تعالی توفیقی حاصل کرد تا امشب بتوانم مطلب ایشان را بخوانم و نقدی حاصل کنم.
مطالب آقای مسعود در آدرس زیر است:
http://monazere2.blogfa.com/post-124.aspx
----------------------------------
آقای مسعود؛ خلاصه ی نتیجه ای که از مطالب شما گرفتم همان قول شیخ مفید است که میگوید:
«عصمت لطفي است كه خداوند متعال در حقّ مكلّفي انجام مي‏دهد كه با آن، وقوع معصيت و ترك طاعت از او ممتنع مي‏گردد؛ با وجود قدرت بر اين دو.»

امیدوارم نتیجه گیری ام درست باشد.
خوب..

حالا یک سؤال دارم:
شما که میگویید «عصمت لطفی است (و یا امری است) از جانب خداوند در حق مکلف...» بفرمایید در کجای اسلام داریم که خداوند این لطف را در حق حضرت علی و یا حسنین و یا دوازده امام کرده است؟!

زیرا وقتی بگوییم «خداوند چنین گفته و یا چنین کرده و یا خواهد کرد» قطعاً باید آدرسی در قرآن و یا احادیث معتبر نبوی باشد که این را تصدیق کند در غیر اینصورت افترا بر خداوند است.

ومن الله التوفیق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 21:6 |
بسم رب المهدی

جناب آقای عبد الله

این متن راطبق سوالی که از دفتر تهران  آیت الله سیستانی پرسیدم (به جهت اطمینان ) فرستادم و برای اطمینان می توانید با تلفن۰۲۱-۳۳۴۴۰۹۲۵(:دفترپاسخ گویی به سوالات شرعی)  ارتباط برقرار کنید! فکر می کنم بهتر از مرجع تقلید کسی به احکام تشیع تسلط نداشته باشد.(البته آقای انصاف از این قاعده مستثنا هستند)

 ضمنا ان شا الله در پست بعدی جواب سوالتون رو میدهم

امیدوارم کوتاه بودن مطالب من رو به دلیل کم بودن وقتم عفو کنید

+ نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 22:13 |

«بسم الله الرحمن الرحیم»
---------------------------------

برداشت بنده از جواب آقای شهیدی:
شیعه ای که به عصمت امامان معتقد نباشد کافر محسوب نمیشود (الحمد لله) ولی شیعه هم نمیشود.

پس لازمه ی شیعه بودن اعتقاد به معصوم بودن امامان است و اعتقاد به عصمت امامان یکی از بایدهای شیعه است.

و قطعاً شیعه خود را پیرو راستین دین اسلام میداند.

و اما آغاز بحث:

حال که شما خود را پیرو راستین دین اسلام میدانید, بفرمایید در کجای دین اسلام داریم که ما باید به معصوم بودن امامان معتقد باشیم؟

ومن الله التوفیق...

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 16:51 |
بسم رب المهدی

با عرض سلام خدمت شما آقای عبد الله و تمامی خوانندگان این وبلاگ

در پاسخ به سوال شما(طبق درخواست شما مختصر) باید بگویم خیر  در شیعه چنین کسی کافر حساب نمی شود و از شیعه خارج می شود

+ نوشته شده توسط امیر حسین شهیدی (شیعه) در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 22:6 |
« السلام علیکم ورحمة الله جمیعاً »
---------------------------------------------------

از مدیر محترم وبلاگ سپاسگذارم که دوباره این حقیر را در جمع دوستان پذیرفتند.

سخن کوتاه...

ظاهراً مبحث هنوز هم بر سر عصمت است و از آنجا که جناب فاروق متنی را جهت شروع منظم بحث عصمت ارسال کرده ولی از دوستان تشیع کسی تمایل به

بحث دو نفره با ایشان را نداشته است.! والله اعلم.

بنده نیز با اجازه ی آقای فاروق و مدیر محترم و همچنین خواهر گرامی امة الله و دیگر دوستان, میخواهم بحث دونفره با یکی از دوستان تشیع را آغاز کنم.

موضوع نیز همان «عصمت» است.

هم برای شروع بحث و هم برای افزایش اطلاعات عمومی خودم از دوستان شیعه سؤالی دارم.

آیا در مذهب تشیع قبول نکردن عصمت موجب کفر میگردد و یا خیر؟ با توضیح مختصر.

به عبارت دیگر اگر شخصی که شیعه است به عصمت امامان معتقد نباشد حکم او چیست؟

آیا ایرادی ندارد؟ و یا از دایره ی تشیع خارج میشود؟ و یا فقط مرتکب گناهی شده است؟ و یا چیست؟

لطفاً اگر شخصی آمادگی بحث دارد اعلام نموده و پاسخ خود را مختصراً بیان نماید. البته فقط یک نفر. چون بحث, بحث دونفری است!

اگر این موضوع را قبول ندارید خودتان میتوانید موضوع دلخواهی را انتخاب کنید تا بحث کنیم.

ومن الله التوفیق...

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 13:11 |