بسم الله الرحمن الرحیم
پست جدید آقای شهیدی موجب شد که باز هم مطالبی از پست قبلی را که مثل اینکه مورد بی دقتی
ایشان واقع شده تکرار کنم.البته مسائل مهم جدیدی هم به حول و قوه الهی در این پست آورده ام.
آقای امیر حسین شهیدی به اینجانب گفته اند:"شما واقعا کسی که تاریخ اسلام را مورد تمسخر قرار
داده موثق می دانید ؟ "اولا دروغ ساختن با تمسخر تفاوت دارد .الفاظ و جملات را درست به کار ببرید
کسی که تاریخ اسلام را تمسخر کند یک جمله ی عام است یعنی چنین فردی به واقیعیت تاریخ اسلام
(شامل پیامبر صل الله علیه و سلم و اصحاب و اهل بیتش رضی الله عنهم اجمعینو..) خندیده اما سیف
بن عمر چنین نکرده پس خواهشا الفاظ را درست به کار ببریم. وقتی شما آن جمله را برای کسی به کار
می برید در واقع او را تکفیر کرده اید.می توانستید بگویید او دروغگو یا ضعیف است.
دوما اینکه گفتید:"شما واقعا کسی که تاریخ اسلام را مورد تمسخر قرار داده موثق می دانید ؟!"من در
مورد سیف بن عمر چیزی غیر از آنچه علمای محدث اهل سنت (رحمهم الله که جامع علوم جرح و تعدیل
و رجال و...بوده اند)فرموده اند ، نگفته ام= امام ذهبی غفر الله له در مورد او می فرماید:( كان سيف
إخباريا عارفا )( الذهبي،محمد بن احمد بن عثمان،ميزان الاعتدال، تحقيق محمد علي البجاوي، 1963م،
دار أحياء الكتب العربية،ط1،القاهرة،ج2، ص255.)و امام ابن حجر رحمه الله هم در مورد سيف بن عمر
فرموده ( ضعيف في الحديث عمدة في التاريخ )(ابن حجر العسقلاني، احمد بن علي، تقريب
التهذيب،تحقيق عبد الوهاب عبد اللطيف،1975م،ط2،نشر دار المعرفة،بيروت،،ج1،ص344)
سیف در نقل احادیث نبوی صل الله علیه و سلم مورد وثوق نبوده اما در نقل حوادث تاریخی ضعیف
نیست.علت پذیرفته نشدن روایات نبوی(ص) وی این است که از احادیث رسول الله صل الله علیه و سلم
شرع و عقاید و احکام و حلال و حرام اسلام گرفته می شود اما سیف متهم به شیعه بودن است و روایات
روافض در این زمینه مورد اطمینان نیست .از سیف روایاتی در تهمت و توهین به صحابه نقل شده(که دال
بر متهم بودنش به شیعه گری است) که شما هم به تعدادی از آنها اشاره کردید اما این حساسیت در
نقل اخبار تاریخی وی نیست چرا که اخبار شرع اسلام و حلال و حرام الهی را برایمان بیان نمی
کند.ناگفته پیداست که این به این معنا نیست که هر خبر تاریخی ای درست است. روایت عبدالله بن سبا
از زبان سیف بن عمر اقرار و اعترافی به ضرر مذهبش بوده .لذا ائمه حدیث گرچه احادیث منقول وی از
رسول الله صل الله علیه و سلم را ضعیف دانسته اند اما جمهور روایات تاریخی اش را می پذیرند(مگر آنچه
در توهین و تهمت به اصحاب رضی الله عنهم نقل کرده که به جهت تعارض با نصوح ثابت قرآنی و سنت رد
می شود چرا که جمهور محدثین اهل سنت روایات اهل بدعت را در صورتی که دعوت به سوی
بدعتشان نباشد را می پذیرند).
در مورد این جمله ی شما :"می تونید قبول کنید که امیر المومنین از شدت عجله ای که در بیعت با ابوبکر
داشتند بدون شلوار به مسجد رفتند !؟" اولا در مورد زمان بیعت امام علی رضی الله عنه با ابوبکر صدیق
رضی الله عنه دو قول وجود دارد 1-ایشان بعد از مدتی (6ماه)بیعت کردند 2-ایشان از همان ابتدا بیعت
کرده بودند و تاخیری در بیعت ایشان نبوده و بیعتی که چند ماه بعد صورت گرفته بیعت ثانی بوده که جهت
تایید بیشتر و رد منکران صورت گرفته ( ابن کثیر در البدایة والنهایة 6/306 بیعت امام علی رضی الله عنه را
در همان روزهای اول نقل می کند.)آنچه مسلم است ایشان با میل و اشتیاق کامل بیعت کرده اند
چنانچه خودشان دربارهي بيعت با حضرت ابوبكر( رضی الله عنه) ميگويد: « فمشيت عندة ذلك إلي ابي
بكر فبايعته و نهضت في تلك الأحداث حتي زاغ الباطل و زهق و كانت كلمة الله هي العليا و لو كره
الكافرون، فتولي أبوبكر تلك الامور فيسيرو سددو قارب واقتصد فصحبته مناصحاً و أطعته فيما أطاع الله فيه
جاهداً» [منابع شیعی:شرح نهج البلاغه 6/94، البحار 33/566، الغارات ثقفي: 2/305-307.]« آنگاه نزد
ابوبكر رفتم و باوي بيعت نمودم و در آن وقايع نقش ايفا كردم تا اينكه باطل نابود شد و دين خدا قالب
گشت، گرچه كافران ناپسند بدارند، پس ابوبكر زمام امور را بدست گرفت پس آساني و ميانه روي كرد و به
راه راست و درست رفت، خير خواهانه همراهيش كردم و در آنچه از خداوند اطاعت نمود از او اطاعت كردم
».عالم شیعی سيد محمد آل كاشف الغطا وقوع این بیعت همراه با میل و رغبت باطنی امام را صراحتاً
بيان كردهاست، او ميگويد:« هنگامي كه حضرت علي ديد كه هردو خليفه (اول و دوم) براي نشر توحيد و
تجهيز سپاه و توسعهي فتوحات، آخرين توان خود را به كار گرفتند و تكروي و استبداد نكردند، با آنان بيعت
و صلح نمود».[ اصل الشيعه الاثني عشريه و اصولها ص 123-124. ]و آنچه شیعه در مورد بیعت اجباری
می گوید بیشتر به جوک شبیه است و توهین و تهمتی به حیدر کرار امام علی رضی الله عنه.
نکته دیگر اینکه واژه ی" ازار" به معنای"دستار "و "زیر پوش" هم هست و بر آنها هم اطلاق می گردد و
شما نمی توانید آن را به شلوار معنی کنید چون مشخص است که در اینجا(با توجه به بیرون رفتن
امام از خانه)نمی تواند به معنای شلوار باشد بلکه لباس و فرهنگ عرب چنین است که آنچه که شما
بدان شلوار می گویید (که را که هر یک از پاها در قسمت جدا ای از پارچه است)نمی پوشیدند و از لباس
های بلند دیگری که دیده اید استفاده می کنند .پس در این روایت ازار به معنای دستار(پارچه ای که به
سر می بندند)است. و همچنین آن جمله غیر از نقش خبری و توصیفی می تواند کنایه از عجله و
سرعت عمل هم باشد و معنای حقیقی را ندهد پس ادعایی که می کنید جز اینکه آگاهی کم شما را
به لغت عرب و بلاغت و آرایه را برساند چیزی را اثبات نمی کند.
اما اینکه گفتید:"بهتره به جای اینکه بگویید ایمه حدیث روایاتی از او را که به صحابه توهین کرده قبول
نمی کنند بگویید آن چیزهایی که باب میلشان نیست قبول نمی کنند؟ ". این هم کم آگاهی شما را به
ابتدایی ترین اصول جرح و تعدیل احادیث می رساند ! در علم جرح و تعدیل احادیث در نزد شیعه و
سنی یک اصل مشهور و مهم وجود دارد و آن اینکه روایتی که خلاف نصوح صریح و ثابت ادعایی
غریب را بیان کند رد است و احادیث ثابت و صحیح و محکمات قرآنی ای که استثنایی برایشان
در سنت ثابت نشده خود میزانی برای جرح و تعدیل احادیث هستند یعنی روایتی که خلاف آنها
باشدصحیح نیست(مثلا در آیات شریف قرآن و احادیث صحیح و متواتر وارد شده که محمد بن عبدالله
صل الله علیه و سلم آخرین فرستاده ی الله است حال اگر معاذ الله در حدیثی آمده باشد که بعد از ایشان
هم پیامبری هست حتی اگر در سند ایرادی نیابیم این حدیث به علت مخالفت با نصوح صریح و ثابت
باطل است).و این شما (شیعیان)هستید که هوای نفس و عقل را به طور مستقل(بدون اینکه شرع
را چراغ راه تفکر خطا پذیر انسان قرار دهید) به اجتهاد اضافه کرده اید و همچنین احادیثی را که از
ائمه ی اهل بیت رضی الله عنهم در کتب خودتان آمده که خلاف عقاید و احکامتان است و نمی توانید در
سندشان ایرادی وارد کنید با حربه ی اینکه ایشان تقیه کرده اند توجیه می کنید پس چطور رویتان می
شود بگویید:" آن چیزهایی که باب میلشان نیست قبول نمی کنند "؟
آقای شهیدی گفته اید:"ان شاءالله در پست بعدی مواردی را برایتان نقل می کنم تا اختلاف روایات او با
بقیه راویان را متوجه شوید! به جرات می توان گفت سیف شخصی ضعیف درنقل تاریخ است؟!" .باید
بگویم که شما یا پست من را خوب نخوانده اید یا اهل عناد و تعصب هستید.من نوشتم:حتی اگر
فرض را بر این بگذاریم که اخبار تاریخی سیف هم مورد قبول نباشد
این خبر واحد نیست و از زبان بسیاری از راویان دیگر هم نقل شده
که در این اسناد نام سیف بن عمر نیست پس چگونه آقای شهیدی
و عزیزخانی و علامه عسگری ادعا می کنند که تنها از طریق
سیف روایت شده؟آیا این از جهل است یا دروغ؟گیریم که اخبار و
روایات سیف بن عمر و ابو مخنف قابل قبول نباشد (چون این دو نفر
از راویان حقیقت ابن سبا مورد طعن محدثین در نقل احادیث هستند
اما در اخبار سیف ضعیف نیست) اما ۹ طریق دیگر چی؟ نگاهی
دوباره به اسناد فوق بیندازید و ببینید که آیا تنها از طریق سیف بن
عمر روایت شده ؟اگر نا آگاه بودید یا العیاذ بالله دروغ می گفتید
انصاف حکم می کند اعتراف کنید که اشتباه می کردید.ببینید چه
راویان موثقی موید وجود عبدالله بن سبا هستند:ابراهیم نخعی
فقیه مورد اعتماد و مشهور و عامر بن وائله صحابی عادل که طبق
قول ذهبی آخرین صحابی رسول الله (ص) بود که از دنیا رفت و
قتاده بن عدامه از تابعین نامدار و مورد اطمینان و همچنین سالم بن
عبدالله بن عمر بن خطاب(رضی الله عنهم)که از فقهای بزرگ تابعین
و متقی و مورد وثوق است.آیا راویان مقبول تر از اینها می خواهید؟
آقای امیر حسین شهیدی لطفا بحث را منحرف نکید و خلط موضوع هم نکنید و از مغالطه هم بپرهیزید
شما که باز به سیف(و احتمالا بعدا به ابومخنف) گیر دادید . پس
بقیه ۹ طریق دیگر چی؟ آیا راویان دیگر مسئله ی ابن سبا که در
میان آنها نام صحابی و شهیرترین علما و فقهای تابعین دیده می
شود هم مورد جرح و طعن محدثین قرار گرفته اند؟شما گفتید سیف
ضعیف است و به اختلافات روایاتش اشاره می کنید اما من از طرق
دیگر هم نقل کرده بودم و از شما خواسته بودم که فقط یک
حقگویی کنید و آن اینکه روایان عبدالله بن سبا خبر واحد نیست و از
راویان موثق متعددی روایت شده و ادعای شما و علامه عسگری و
علیخانی یا از جهل سر چشمه می گیرد یا از کذب.شما اصل سئوال
و موضوع مناظره و بحث را که از شما خواسته بودم:"امیدوارم در
پست بعدی آقای امیرحسین شهیدی و محمد جواد علیخانی به
اشتباه خود در باب اینکه معتقد بودند این روایات تنها از طریق سیف
بن عمر وارد شده اعتراف کنند" رها کردید! و اجابت نفرمودید!دنیا را به
آخرت نفروشید و حق را بگویید و ما در مناظره شکست نداریم بلکه آمده ایم حق را در یابیم.خواهش می
کنم به مباحث حاشیه هم نروید. شما فرصت دارید تا آدرسهای طرق دیگر روایات عبدالله بن سبا
را بررسی کنید .لذا نام چاپ /سال چاپ/نوبت چاپ و اسم چاپخانه و کشوری که کتاب در آن چاپ
شده را هم زدم تا نگویید پیدا نکردم .شما هم منتظر پست این حقیر حاوی نظرات و اسامی علمای
فریقین خصوصا حقیر حاوی نظرات و اسامی علمای فریقین خصوصا اقرارهای علمای شیعی معترف به
حقیقت داشت وجود ابن سبا باشید
توضیح ۱:علت اینکه گفتم خلط موضوع نکنید و حاشیه نروید این بود که در پست قبلی آقای امیر
حسین شهیدی اشاراتی به ادعای شیعه مبنی بر تخلف شیخین رضی الله عنهما از سپاه اسامه
داشتند و همچنین در قسمت نظرات آقای علیخانی و دیگران بحثهای دیگری را مطرح کرده بودند و حتی
آن را مقدم بر موضوع اصلی مناظره (عبدالله بن سبا) می دانستند در حالی که اگر به تاریخ پست
اینجانب برای دعوت دوستان به مناظره درباره بررسی حقیقت داشتن عبدالله بن سبا
دقت کنند خواهند دید که اولویت با چه بحثی است و پر واضح است که
مباحثه ی مناظره کنندگان اصلی درباره ی موضوع اصلی مناظره بر سایر بحث ها رجحان دارد.به هر
حال من حتی پاسخ آقای شهیدی در مورد ابو بکر و عمر رضی الله عنهما و سپاه اسامه رضی الله عنه را
ندادم چون موجب می شد از بحث اصلی خارج شویم.در این پست هم اشارتی به بیعت امام علی
رضی الله عنه با ابوبکر و تقیه و ... بود که حسب سخنان آقای شهیدی مجبور شدم بنویسم و از ایشان
هم می خواهم از این موضوع ها به عنوان راه فراری از مبحث حقیقت انکار ناپذیر ابن سبا استفاده نکنند
و فعلا به آنها نپردازند تا مباحث قاطی نشود و از موضوع اصلی فاصله نگیریم .
ان شاء الله اگر عمری باقی بود پاسخ آن شبهات آقایان را هم می دهم
توضیح ۲:بعد از چندین روز وقت که برای بررسی و جواب دادن خواسته بودید تنها این سئوال را بررسی
کنید :آیا پذیرفته اید اخبار عبدالله بن سبا از طرق مختلف و موثق روایت شده و تنها از سیف بن
عمر نیست؟آیا اشتباه بودن ادعایتان از خبر واحد بودن این موضوع را می پذیرید؟
لقد وضح المقال إن استفادوا و لكن أين من ترك العناد ؟!