بسم الله الرحمن الرحيم
با تبريك به مناسبت عيد سعيد و بزرگ غديروروز اكمال دين و اتمام نعمت و روزي كه خداوند به برکت آن روز فرمود از از اسلام شما راضي هستم . بايد عرض كنم دو روزي را تعطيل ديدم گفتم سري به وبلاگ بزنم . وضعيت غريبي را مشاهده كردم.
اولا در مورد سانسور وبلاگ اهل سنت عرض كنم من به هر دو آدرس نوشته شده سر زدم اما هيچ كدام را فيلتر نيافتم .
و ما موضوعمان در مورد عصمت را بيان كرديم، گويا چون در لينك نظرات بود آقاي فاروق متوجه آن نشدند. آن مطلب را اينجا مي نويسيم
"... مطالبي هم دوستمان آقاي فاروق نوشته بودند بايد اين مطالب باز و نقد شود . البته من الان وقت نوشتن مطلب ندارم اما از دوستان مثل آقاي عليخواني و... مي خواهم اين مبحث را كامل كنند. من فقط اگر اجازه باشد مي خواهم خيلي مختصر اين مطالب نوشته شده توسط آقاي فاروق رو بررسي اجمالي كنم تا ايشان پاسخ دهند و ما بهتر بدانيم كه ايشان چه رويه اي را مي خواهند دنبال كنند.
اولا ايشان فرموده بودند كه يكي از مشكلات عصمت كه من بيان كردم مختلف بودن نظرات است بايد عرض كنم اگر توجه كنيد تمام نظرات يك هدف را دنبال مي كرد و آن عصمت بود و تا جايي كه من مي دانم هيچ نظري مخالف باقي نظرات نبود البته در ‹بحث عصمت› اين موضوع كاملا روشن است و اگر شخصي در اين مورد شك و شبهه اي دارد مي تواند دوباره اين موضوع را مطالعه كند و يا اگر مشكلي باقي بود از دوستان ديگر مثل آقاي عليخواني سوال شود چرا كه ايشان بيش از ما مي دانند.
اما موضوع بعدي كه آقاي فاروق فرمودند اين بود كه ما يك تعريف واحد را بگوييم خب در اين مورد هم بايد عرض كنم ما تعريف مشخصي از عصمت عرض كرديم فكر مي كنم ساده و روان بود . نمي دانم منظورتان از اينكه يك نظر مشخص بياوريد چيست؟ اگر ممكن است يك بار ديگر مطالب را بخوانيد. آيا نظرات با هم مخالف بودند؟؟؟
و اما در مورد مطالب بعدي ايشان بايد عرض كنم كه اگر ممكن است بحث پيامبر را با باقي مردم يكسان فرض نكنيد و اينكه در ضرب المثلي مردم جايز الخطا خوانده مي شوند پس از پيامبر هم بايد خطايي سرزه باشد فكر نمي كنم عبارت درستي باشد. شايد من اين مطلب را خوب متوجه نشده ام چون در آيه 2 سوره نجم اين مطلب رد شده است يعني در جايي كه خداوند مي فرمايند « ما ضل صاحبكم و ما غوي» ‹ صاحب شما- دوست شما، پيامبر- هيچ گاه در گمراهي و ضلالت نبوده است› كه خداوند مي خواهد با اين عبارت هرگونه اشتباه يا عقيده اي كه اشتباه باشد را از پيامبر نفي كند و مثال هاي قرآني ديگر، كه وقت نوشتن را ندارم.
خب دوست عزيزم آقاي فاروق مسئله عصمت فكر مي كنم بسيار مشخص باشد فقط شما موضوعي كه فرموديد اين بود كه پس اين موضوع يك امر اكتسابي بايد باشد.
اولا دوست من در آخر مطالب در مورد عصمت به اين موضوع اشاره شد و دوما نظرتان با آيه تطهير يعني 33 احزاب چيست؟ در آنجايي كه خداوند مي فرمايند«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» يعني ‹ جز اين نيست كه خداوند مي خواهد تا هر گونه پليدي را از شما اهل بيت ببرد و پاكتان كند- پاك كردني-›
يعني اگر در آيه به خوبي نگاه كنيد كلمه" يريد" اشاره به اراده تكويني پروردگار دارد نه اكتساب انساني وگر نه همه مردم موظف به پاك بودن هستند خب اگر اين آيه هم تشريعي است پس چرا خداوند اين آيه را با كلمه انما و اهل بيت منحصر كرده است و اين را در مورد همه نفرموده است. البته در مورد جبر يا اختياري بودن اين موضوع هم اگر مشكلي داريد بار ديگر توضيح عصمت را مطالعه فرماييد."
در اين مورد خانم امة الله مطلبي بنوشتند كه بايد عرض كنيم كه اگر مي خواهيد در مورد آيه تطهير پاسخ دهيد كامل پاسخ دهيد و مغلطه كاري نكنيد . اگر شما مشكلتان با اين آيه اين است كه اين آيه در مورد اهل بيت پيامبر نازل نشد و در مورد زنان پيامبر نازل شده اين را به زودي مورد بررسي قرار مي دهيم( بعد از امتحاناتم. ان شاء الله) و حتي اگر همين صحبت شما – كه اين آيه در مورد زنان پيامبر است- را هم صحيح قلمداد كنيم باز به نكته اي بر مي خريم قابل تامل يعني ما اگر در اين آيه با اهل بيت كاري نداشته باشيم بلاخره اين آيه به پيامبر هم بر مي گردد نظرتان در مورد اين چيست؟
و در مورد بعدي موضوعات جالبي را ديدم
آقاي انصاف را ديدم كه مطالبي در مورد متعه نوشته بودند و مي خواستند با اين موضوعات اساس شيعه را رد كنند اما چند نكته اصلا واضح نبود و آن اينكه اولا آقاي انصاف ميخواهد متعه را رد كنيد يا مي خواهد احاديث را زشت نشان دهد و يا مي خواهيد شخصيت زن را در اسلام بد نشان دهد. نمي دانم از كجا كپي كرديد اما مباحث را به بيراهه كشانده بوديد. يك بررسي مختصر مي كنم( در هرچه كه حسين خان پاسخ كامل فرمودند و مثالهاي جالبي بيان كردند).
اما ما عرض كنيم اولا اگر مي خواهيد در مورد متعه بحث كنيد بايد آن را به صورت كامل مورد بحث و تحليل قرار دهيد نه اينكه از اين شاخه به آن شاخه بپريد. كه همانطور كه مي دانيد در مورد متعه روايات فراواني از طرق اهل سنت نقل شده است مخصوصا در تفسير سوره نساء آيه 24 كه فعلا من در اين مورد وارد بحث نمي شوم تا از بحث اصلي خارج نشويم.
و موضوع بعدي كه شما گفتيد احاديثي بود كه از تفسير منهاج الصادقين و من لا يحضر الفقيه و... بود. در آن مورد هم بايد عرض كنم اولا شما احاديثي را كه از اهل بيت در مورد متعه در منهاج آورديد را اي كاش خودتان خوانده بوديد چون ملا كاشاني قبل از نقل احاديث شيعه احاديث بسياري از طريق اهل سنت را در همين موارد آورده اند.
و در مورد حديثي كه شما نوشته بوديد اگر كسي صيغه نكند و بميرد خداوند از او راضي نيست و امثال اين. ببينيد عزيز دل برادر اين شرايط دارد مثل حج نمي دانم شما در مورد حج چه نظري داري اما تاجايي كه من مي دانم اگر شخصي بميرد و حج انجام ندهد به عنوان مسلمان نمي ميرد خب حالا آيا اين مطلق هست؟ مسلما خير اين فقط براي كسي عملي است كه استطاعت مالي داشته باشد اما حج نرود نه براي همه در مورد صيغه هم همينطور يعني اگر شخصي احتياج مبرم داشت... نه اينكه اجبار باشد براي هر شخصي. و حتي در بعضي از اوقات اين تشويق ها نشده و به افرادي كه احتياج به اين كار ندارند ( و متاهل هستند و محتاج آن نيستند) تا حدودي از اين كار منع شده يعني در جايي كه امام كاظم(ع) به علي بن يقطين فرمود:
«تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بىنیاز کرده است.»
واما در مورد حديث ديگري كه آورده بوديد كه امام صادق (ع) فرموده بودند"" كه اگر كسي صيغه و رجعت را قبول نداشته باشد از ما نيست"". خب اين مسلم است نمي دانم چرا اين حديث را به عنوان حجت براي ما آورديد خب شما صيغه و رجعت را قبول نداريد و اقوال متواتر اهل بيت پيامبر هم در اين مورد (حتي از كتب اهل سنت) رد مي كنيد آن وقت چه توقعي داريد و نمي دانم گِله شما از چه چيزي است؟
و حديث ديگري هم در اين باب آورديد كه امام صادق (ع) فرمودند متعه جزئي از دين ما و دين اجداد ماست و ثواب و تشويق مردمي كه توانايي ازدواج را ندارند و يا دور از شهر خود هستند هم پس از اتمام بحث عصمت اگر مايل بوديد ان شاء الله نقد و بررسي مي كنيم.
و در مورد احاديث ديگرتان بايد عرض كنم اولا چطور وقتي ما از شما حديثي نقل مي كنيم حتي به پسر خاله راوي هم گير مي دهيد و اگر روزي حتي نگاهي به نامحرم كرده باشد آن حديث را قبول نمي كنيد اما وقتي مي خواهيد حديث ازمصادر شيعه نقل كنيد از ما توقع داريد كه همه را قبول كنيم و احاديث را براي ما مثل حجت قرار مي دهيد. ببينيد عزيزان دل همانطور كه مي دانيد بسياري از مواردي كه در مورد صيغه موقت آورديد را علما و مراجع در رساله هايشان ننوشته اند و حتي برخي از آن احاديث را رد كرده اند خب اين گواه بر اين است كه اين احاديث طرز فكر شيعه را بيان نمي كند و علما آن احاديث را ضعيف يافته اند. مي خواهيد براي شما احاديث فراوان از كتبتان بياورم كه خودتان حتما مي گوييد آن احاديث جعلي است. پس اينكه روايتي بياوريم و آن را حجت قرار دهيم كار درستي نيست در حالي كه گفته شده در زمان غيبت ما به روات مراجعه كنيديعني روايت شده « و ما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة أحاديثنا » وفيه أولا ضعف الرواية كما قلنا ، وثانيا : لا شك في وجوب الرجوع في كل واقعة إلى العلماء ولا حاجة فيه إلى التمسك بالروايات الضعيفة مع تصريح آيات القرآن العظيم والروايات المتواترة و... شرح اصول كافي ج 10 پاورقي ص99 و...
و اما نكته بعدي اينكه اگر مي خواهيد شخصيت زن را در اسلام خراب نشان دهيد بد نيست يك نگاه به كتاب نظام حقوق زن در اسلام از شهيد مطهري و يا كتاب زن از ديدگاه امام خميني كه نقد صحبنهاي امام خميني در اين موضوع است و يا بسياري كتب مثل زن در اسلام و... را بيندازيد تا بيشتر متوجه شويد و مثل كساني كه مي خواهند اسلام را رد كنند و خداوند را قبول ندارند صحبت نكنيد.
راستي آقاي انصاف از آقاي عبد الرحمن عمر چه خبر مثل اينكه خيلي از دست شما ناراحت بود.
دوستان اگر كوتاهي بود به بزرگي خودتان ببخشيد. و لحظات شادی را برایتان خواستارم
به اميد خشنودی خداوند از ما و هدایت ما به صراط مستقیم الهی
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين...
+ نوشته شده توسط مسعود(شیعه) در شنبه هشتم دی 1386 و ساعت
1:54 |