تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

بسم الله الرحمن الرحيم

عزيزان اگر موافق هستيد وبلاگ رو از بي رونقي در بياريم

ما هم دوباره به بحث برگشتيم و انشاءالله باقي عزيزان هم تشريف فرما مي شوند و ديگر كسي با مشكلي مواجه نمي شود (به ياري خدا)

من چند وقتي در بحث نبودم و با شيعه و مدير وبلاگ مذاكره مي كردم ، چيزي كه من متوجه شدم اين بود كه آقاي اسلامي انسان شريف و خوبي است .

اما از آن لحاظ كه برخي از دوستان شيعه فرموده بودند كه آقاي اسلامي مطالبشون رو سانسور و... كردند بايد عرض كنم : ببينيد عزيزان آيا يك بت پرست و يا حتي گاو پرست اجازه مي دهد كه كسي به مقدساتش اهانت كند مسلما خير . حال با اين صورت كه همه ما مسلمان هستيم و خداوند و پيامبر عزيز اسلام را قبول داريم و موظف به وحدت هم هستيم پس از هر دو طرف خواهش مي كنم كه از اهانت به شخص  يا اشخاص پرهيز كنيد.

تا مشكلي خدايي ناكرده پيش نيايد و در حدود قراني و حديثي و منطقي بحث كنيم.

اما موضوع بعدي كه بايد دقيق همه آن را قبول كنند(براي بحث خوب و زيبا) اين است كه همه عناد را كنار گذارند و اگر واقعا مطلبي درست بود با آن موافقت كنند و يا حداقل با آن لجاجت نكنند.

كساني كه مطالب زيبا و جالب دارند (البته مطالبي بدون اهانت) مي توانند بر روي صفحه اصلي وبلاگ قرار دهند

اگر كسي هم مي خواست با آقاي اسلامي صحبت كند به آدرس     mm10236@yahoo.com ايميل بفرستد

و اگر كسي هم با من كاري داشت مي تواند به آدرس masoud110213@gmail.com   ايميل بفرستد

به اميد خشنودي خداوند از همه ما

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مسعود(شیعه) در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 4:8 |

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام به دوستان من اين نامه را براي شيعيان اللخصوص براي محسن و فاضل كه گفته بودند من سني هستم نوشتم .

آيا اين را از ته دل گفتيد اگر از ته دل گفتيد خدا از گناهتان بگذرد. چرا شما به مدير وبلاگ و انصاف و من سوء ظن پيدا كرديد . من در اين مقاله اصلا كاري با اهل سنت ندارم و مخاطب من شيعيان است شما به چه حكمي به من تهمت زديد آيا اين گناه نيست .

اگر ممكن است كمي ديدتان را باز كنيد من به چه حكمي براي لغو تحريم منافق هستم آيا اهل بيت از ما اين را مي خواهند كه تا چيزي ديديم سريع حكم تحريم بدهيم  واقعا با اين تحريم اولين كسي كه ضرر مي كنه كيه؟ آيا از اين مشكلات براي علامه اميني نبوده پس چرا ايشان تحريم كتاب الغدير را انجام نداده اند آيا براي شيخ احمد معتصم اينها نبوده ايشان كه در سرزمين وهابيت بزرگ شده پس چرا حكم تحريم كتبشان را نداده اند . آيا جايي شنيده ايد كه اهل بيت فرموده باشند اين نوع مسائل كه همه مردم مي بينند به خاطر اين نوع  كارها تحريم كنيد و سكوت كنيد تا حق و حقيقت گفته نشود( و اين موضوع اصلا ربطي به تقيه ندارد و اينها دو مقوله جدا هستند).

آيا كتاب شبهاي پيشاور را نخوانده ايد كه چگونه شيخ سلطان الواعظين با اين نوع مسائل برخورد مي كند .

اين بچه بازيها رو كنار بگزاريد و يا دليل منطقي براي اين تحريمتان بياريد و اينجوري هم از اين كارها دفاع نكنيد .

آيا با اين كار اهل سنت نمي گويند: ديديد شيعيان كم آوردند براي اينكه ضايع نشوند اين كار رو انجام دادند.

به من دليل قاطع براي تحريم بدهيد تا من هم تحريم كنم . بعدشم اين تحريم تا كي؟

براي اينكه فكر نكنيد من سني هستم برخي از مباحثي كه در شبهاي قبل بيان شد رو اينجا مي نويسم تا ببينيد و بخونيد.

خانم امة الله در چهار شنبه 18 مهر ساعت 00:33 اين نامه را نوشت( البته من خلاصه را آوردم)

نویسنده: أمة الله

چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت: 0:33

عجيب است كه ايمان به امام 12 را بر خود واجب كرده ايد در حاليكه استاد احمد كاتب تمام ملاهاى شيعه را عاجز كرد !

استاد كاتب ثابت كرد كه امام 12 بدنيا نيامده و حتى ولادتش وهمى بيش نيست و كتابهايتان شاهد است.

ملاها براى اين عجز قصه هاى وهمى تراشيدند تا حدى كه او را عيسى و معجزات عيسى تشبيه كردند و سرانجام تولدش را امرى غير عادى كه حتى احدى آنرا نه ديد و نه شنيد!!

مگر مى شود ما را ملزم به ايمان به فردى كنيد كه در كتابهاى خودتان مجهول است!؟

و من در ساعت 4:5 دقيقه اين جواب را براي ايشان نوشتم

نویسنده: مسعود

چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت: 4:5

بسم الله الرحمن الرحيم
خانم يا آقاي هدايت(امةالله) از اينكه من نتوانستم صبر كنم تا 3 شوال مرا ببخشيد مي خواستم تا وقتي كه همه مي آيند صبر كنم و سپس بحث را شروع كنم اما اين مطالب شما كه يا از روي عناد با اهل بيت بود و يا از روي ناداني به احاديث خودتان صبر را از من گرفت من مطالب شما را ساعت 45دقيقه بامداد خواندم و خواب مرا فرانگرفت تا اين را بر شما نوشتم اميد وارم اين مطلب مختصر كه حداقل آتش دل مرا فرو خواباند شما را متوجه كند .
حال مختصر براي رفع حاجت نگاهي به كتب اهل سنت مي كنيم و نظرات آنها را جويا مي شويم. تا ببينيم حرفهاي بي اساس و پايه شما درست است يا علماي شما البته من فكر مي كنم شما خوابتان دير شده بود يه چيز پرانديد.
از اينجا بحث را شروع مي كنيم كه تمام مسلمانان حتي شما به ظهور فردي اعتقاد داريد. حال آن بزرگوار كيست؟
پيامبر (ص)فرمود: دنيا پايان نگيرد تا مردي از اهل بيت من كه همنام من است حاكم عرب گردد. سنن ترمذي ج9ص74. سنن ابوداود ج2 ص7ح4282. حليةالاولياج5 ص75. مسند احمد ج1 ص375. تاريخ بغدادج 4ص 388و... .و خدري نقل كند از پيامبر: قيامت نشود مگر اينكه مردي از اهل بيت من ظهور كند و عالم را پر از عدل و داد نمايد مستدرك حاكم ج4ص557. حليةالاوليا ج3ص101. مسند احمدج3ص36 تفسير سيوطي ذيل آيه '«فهل ينظرون الا الساعة»' ج6ص58 و... كه حوصله تفصيل زيادي احاديث نيست.
در سنن ابوداود از ام سلمه نقل شده كه از پيامبر شنيدم كه فرمود: مهدي(عج)از عترت من است واز فرزندان فاطمه(س). صحيح ابوداود كتاب المهدي ج4ص7ح4284. سنن ابوداود ج ج7ص134. صحيح ابن ماجا ابواب الفتن. ميزان الاعتدال ذهبي ج2ص24 تفسير سيوطي ج 6ص58.عقدالدرص23صحيح ترمذي ج4ص505 ح2231.مستدرك حاكم ج4 ص557 و...

مهدي (عج) از فرزندان اهل بيت است ذخائرالعقبي ص136.كنز العمال ج7 ص261. در كتاب مطالب السئول في مناقب آل رسولج2 ص152و153باب12 محمدبن الحسن خالص (حضرت مهدي‹عج›) در سامرا متولد شد كنيه اش ابوالقاسم و لقبش حجت، خلف صالح و بنا برقولي منتظر است.
ابن صباغ در كتابش فصول المهمه ص273-474 در باب دوازدهم در احوال امام مهدي (عج) ونور الابصار ص 341و342و المقاة في شرح المشكاةج10 ص 336و337 مي نويسد ابوالقاسم محمد الحجة بن الحسن الخالص در سامرا در نيمه شب پانزدهم شعبان 255هجري به دنيا آمد از حيث پدر و مادر چنين است: ابوالقاسم محمد بن الحسن الخالصي بن الهادي بن محمد الجواد بن علي الرضا بن موسي الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقربنعلي بن الحسين بن علي بن ابي طالب ... صفات آن حضرت چنين است جواني ميان بالا و خوش سيما با موهايي تا شانه آويخته. كارگزار او محمد بن عثمان است.و اين مطلب را سبط ابن جوزي در تذكرة الخواص الائمه ص88بيان كرده و فتوحات المكيه باب366 و الشذرات الذهبيه ص 117و118 و تاريخ الخميس ج2ص288و العبر في الخبر ن غير ج1ص381و در كتاب ينابيع المودة ب76 فتوحات شيخ محي الدين باب336 در مناقب بيان ميكند كه مهدي موعود فرزند بلافصل امام حسن عسكري است.
و بسيار احاديث كه مثلا مي گويد مهدي (عج) فرزند بلافصل حسن عسكري است و او از شروع غيبتش تا كنون زنده و باقي است البيان الاخبار صاحب الزمان ‹گنجي شافعي› ص 336ب25 كفايت الطالب ص 312ينابيع المودة ص471.عهدةالطالب ص186.مرآةالجنان ج2 ص107و172 تاريخ الاسلام ص113و...
فكر مي كنم فعلا كفايت كند در آخر شعري از مولوي كه شيخ سلمان در ينابيع المودة ص473 گويد: مولوي اين اشعار را درباره اهل بيت(ع) مخصوصا (مهدي منتظر) سروده است البته در آن بخش شيخ سلمان بسياري شعر در وصف اهل بيت گرد آوري كرده كه ما شعر مولوي را انتخاب كرديم :
4:7

أي سرور مردان على مردان سلامت مى كنند * وى صفدر مردان على مردان سلامت مى كنند
تا آنجا كه مي گويد : با قاتل كفار گو با دين وبا ديندار گو * با حيدر كرار گو مستان سلامت مى كنند
با درج دو گوهر بگو با برج دو اختر بگو * با شبر وشبير گو مستان سلامت مى كنند
با زين دين عابد بگو با نور دين باقر بگو * با جعفر صادق بگو مستان سلامت مى كنند
با موس كاظم بگو با طوسي عالم بگو * با تقى قائم بگو مستان سلامت مى كنند
با مير دين هادي بگو با عسكري مهدى بگو * با آن ولى مهدى بگو مستان سلامت مى كنند
باباد نوروزى بگو بابخت فيروزي بگو * با شمس تبريزي بگو مستان سلامت مى كند
فكر مي كنم مقصودمان را رسانده باشيم و ديگر فعلا تفصيل نمي دهيم فقط بگويم در كتابهايي كه هم از اسناد شيعه و هم سني مثل منتخب الاثر استبه شرح زير بيان شده است حضرت مهدي(عج)از اهل بيت پيامبر است 390حديث -از فرزندان علي (ع) است210 حديث- از فرزندان فاطمه است 190 حديث – نهمين فرزند از اولاد حسين(ع) است 150 حديث- دوازدهمين امام از اهل بيت است 130 ح- گزارش از ولادت او و اينكه متولد شده 210ح- عمر او طولاني است 320 ح. و...
البته همه اينها احتياج به تفصيل دارد اين كه چرا حضرت غايب هستند و يا چرا عمرشان طولاني و يا چرا اينگونه متولد شدندچرا پيامبر متواترفرموده اند كه خلفاي بعد ارز من 12 نفر هستند كه انشاءالله زماني كه زمانش شد توضيح مي دهيم.

يك نكته در آخر بگويم و آن اينكه پيامبر فرمودند:من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه‹هر كس اما زمانش را نشناسد و از دنيا برود به مرگ جاهليت مرده است› اين روايت به قدري متواتر است كه احتياجي به سند نيست اما براي رفع شبهه صحيح بخاري باب دوم كتاب الفتن . صحيح مسلم در باب امر بلزم الجماعة. اين روايت را همه قبول دارند فقط يك نكته آن هم اينكه اگر عزيزان اهل سنت قائل به اين هستند كه مهدي موعود در دوره آخر الزمان به دنيا ميآيد پس آنها چگونه مي خواهند ايشان را بشناسند كسي كه هنوز به دنيا نيامده را چگونه مي توان شناخت الان امام زمان شما چه كسي است ؟....
ببخشيد اما خودتان مرا مجبور كرديد اينگونه صحبت كنم ما بايد وحدت را حفظ كنيم اما بقول علامه طباطبايي از حقمان بايد دفاع كنيم . البته اين همه صحبت ما نبود من انشاء الله در جلسه رسمي شركت مي كنم.
اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

يوسف در ساعت 7:40 دقيقه اين مطلب را نوشت (البته من به صورت خلاصه بيان كردم)

نویسنده: یوسف - بیان 3 موضوع + جواب به مسعود

چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت: 7:40

به نام الله
صلاح دیدم سه موضوع را خدمت مناظره کنندگان به صورت مختصر عرض کنم که انشاء الله
در جای خود تفضیلا بررسی می گردد
1. منابع اهل سنت
2. مهدویت از نظر اهل سنت
3. حدیث هر کس امام زمان خودش رو نشناسه به مرگ جاهلیت رفته است
در مبحث اول اکثر دوستان شیعه دچار انحراف برداشتی شده اند من قبلا هم توضیح دادم که منابع اهل سنت 3 چیز است قران+ حدیث صحیح + فهم صحابه که باید همه را باهم بررسی نمود یعنی در بررسی یک موضوع اهل سنت همه ایات و احادیث و فهم صحابه را در نظر می گیرند

ولی متاسفانه یا بهتر است بگویم خوشبختانه اکثر قریب به اتفاق احادیث و کتب استنادی شیعه از اهل سنت کتب و احادیثی هستند که در هیچ کدام از منابع ذکر شده قرار نمی گیرند نه ازتفاسیر معتبر هستند نه از احادیث صحیح هستند و نه از اجماع صحابه نشئت گرفته اند بلکه احادیث ضعیف و تاریخ غیر معتبر و اقوال مختلفه بوده که جمع اوری شده اند مثلا اگر در یک جایی یک عالمی گفته باشد که در موضوع فلان بعضی ها این چنین عقیده ای دارند اهل تشیع بنا را بر درستی موضوع گرفته اند یا اگر جایی در کتابی حدیثی روایت شده باشد و به پیامبر یا صحابه ای برسد باز بنا را بر درستی گرفته اند
***** در مبحث حدیث بنا را بر صحت گذاشته اند یعنی اگر میگویند فلان حدیث در فلان جا وجود دارد فکر می کنند شق القمر کرده اند و به قول خودشان از منابع اهل سنت دلیل و برهان ارائه داده اند واقعا من گیج شده ام که ایا به این موضوع جاهلند یا بی توجه ********

لذا ما اهل سنت در درجه اول هیچ حجتی را بر خود در باب احادیث ضعیفه و احادیثی که اجماع امت بر ان نباشد نمی دانیم و قابل استناد نیز نیست
اگر ادمی پیدابشه که بخواد حق بگه ما همراهش هستیم حال می خواد اسمش مهدی باشه یا هیتلر هیچ فرقی ندارد
اگر مهدی یا هر کس دیگری امروز ظهور کنه و عملی مرتکب بشه که خلاف قران وسنت باشه ما اهل سنت باهاش مخالفت می کنیم و اون را سر جای خودش مینشانیم زیرا معتقدیم که قران وسنت تغییر پذیر نیست بر خلافه عقیده شیعه که میگویند حضرت مهدی ظهور کنه ...
پیروی از قران وسنت + کمک به هرکس که در این جهت حرکت کند
و من با تحقیقی که داشته ام متوجه این موضوع شده ام که برداشت اشتباه شیعه در این موضوع ناشی از پیش ذهنیات شان بوده
چون بین مصلح اخر زمان با امام زمان فکر می کنند تشابه اسمی است
من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه (هر كس اما زمانش را نشناسد و از دنيا برود به مرگ جاهليت مرده است)
خوب یک بررسی کوچکی رو حدیث داشته باشیم فعلا
1. امام زمانه یعنی امام زمان خویش چطور همه کلمات رو تر جمه می کنید ولی امام رو ترجمه نمی کنید می خواهید یک تشابه اسمی بین امام زمانه و امام زمان پیدا بشه
پس معنی حدیث این است هر کس رهبر ی زمان خویش رو نشناسد به مرگ جاهلیت رفته
2. دلیل دوم که باعث برداشت شما شده اینه که امامت رو یک مقام که انتخابی از طرف خداست گرفته اید
پس اینچنین نتیجه گرفته اید که هر کس امام زمان رو یا امام زمان خودش رو که خدا اون رو انتخاب کرده نشناسد به مرگ جاهلیت رفته
1. رهبری جامعه اسلامی یک مقام اکتسابی است که هر کسی می تواند به این مقام برسی مانند امام خمینی در ایران
2. مردم در جامعه اسلامی >> وظیفه << دارند که نسبت به رهبر جامعه بیتفاوت نباشند و از ان شناخت حاصل کنند که ایا ظالم است یا عادل است توانایی دارد یا ندارد و این گونه نباشد که هرکس امد و شد رهبر جامعه بگویند به ما چه به ما ربطی ندارد
در نتیجه معنی حدیث با خودش است
که ای مردم ( من و شما ) نسبت به رهبر جامعه و سکان دار ان بی تفاوت و بی شناخت نباشید و اینگونه نباشد که ادم ظالمی بر شما رهبری کند یا جامعه مسلمین رو نا لایقی اداره کند که حق را به حق دار نر ساند
این که دیگه جای بحث نداره پیروی از رهبر ظالم و کافر انسان رو به کفر می کشونه و مبارزه با اون از واجبات دینه
اگر رسول می خواست با این حدیث امامت 12 نفر رو بیان کند از لفظ امام که به هر کسی می تونه اطلاق شه استفاده نمی کرد و از کسی هم نمی ترسید و هدفش مسئله طرح کردن هم نبوده
اگر پیامبر عقیده شیعه را مد نظر داشت راحت می گفت این 12 نفر افراد انتخابی از طرف خدا هستند و پیروی ازشون واجبه

و من در ساعت 1:9 دقيقه بامداد اين را نوشتم

نویسنده: مسعود

پنجشنبه 19 مهر1386 ساعت: 1:9

بسم الله الرحمن الرحيم
دوست عزيزم آقاي يوسف اميد وارم مطالب مرا و دليل نوشتن مطالب مرا خوانده باشيد من با اين دو صفحه نمي خواستم مهدويت را براي شما ثابت كنم چرا كه آن احتياج به حوصله دارد و اميد وارم كه خداوند چشمان همه مارا بر روي حقيقت باز كند و بر قلب هيچ كدام از ما قفل ننهد .
خانم هدايت گفته بود كه حضرت مهدي(عج) به دنيا نيامده و گفته بود اسناد شيعه هم در اين شك دارند ومن بخشي از اسناد اهل سنت را در اختيار ايشان گذاشتم تا انشاء الله به آنها نگاه كنند تا اينگونه نگويند.
اما در مورد مطالب شما گفتيد احاديث جعلي را قبول نداريد و همه اين احاديث را جعلي خوانديد ، فكر مي كنم تعريف شما از احاديث جعلي چيز ديگري باشد و آن اينكه احاديثي كه مطابق خواست شما نباشد را احاديث جعلي مي خوانيد و اصلا هم به تواتر حديثي كاري نداريد هر قدر كه حديث داشته باشيم (كه درآخر مطالب قبلي به آن اشاره كردم. 210 حديث و...)واگر حديثي مطابق ميل شما نباشد آن حديث جعلي است البته اين موضوع را بعدا، مفصلا مورد بحث قرار مي دهيم كه احاديث جعلي به چه نوع احاديثي مي گويند.
اما در مورد حضرت مهدي (عج) من نمي خواهم وارد اين بحث شوم و براي من هنوز انما يريد الله جا نيوفتاده .
و مي خواهم در آن مورد بحث كنيم اما شما مطالبي فرموديد من هم مكلف به جواب و بحث هستم.
منظور شما در مورد تفسير حديث من مات ولم يعرف... كه گفتيد" که ای مردم ( من و شما ) نسبت به رهبر جامعه و سکان دار ان بی تفاوت و بی شناخت نباشید و اینگونه نباشد که ادم ظالمی بر شما رهبری کند یا جامعه مسلمین رو نا لایقی اداره کند که حق را به حق دار نر ساند "
 فكر مي كنم اين بود كه پيامبر فرمود: بعد از من زمامداراني بر شما مساط مي شوند كه معروف را منكر و منكر را معروف مي كنند و... گفتند: با آنها بجنگيم رسول خدا فرمودند: تا ماداميكه نماز مي خوانند با آنها جنگ نكنيد . كه مسلم اين مطلب را در جلد دوم صحيحش بيان كرده است يعني اگر زمامدار مسلمان (حتي ظاهر مسلمان) بر شما حاكم شد از او تبعيت كنيد كه البته در اينجا موضوع جنگ امام حسين(ع) و صلح امام حسن و حضرت علي(ع) پيش مي آيد كه فعلا كاري به آنها نداريم

اين حديث را پيامبر فرمودند اما خود ايشان دوست نداشتند كه اين اتفاق براي امت بيافتد. پيامبر مردم را به صراط مستقيم هدايت ميكردند ولي اين پيش بيني را نيز كرده بودند و براي همين موضوع به مردم فرموده بودند كه با زمامداران مسلمان و ظاهر مسلمان نجنگيد كه اسلام از بين مي رود(اين مورد بعدا توضيح داده مي شود) ايشان نفرمودند كه هركس بر شما زمامدار شد امام زمان شماست. فكر ميكنم كه شما در مورد تفسير امام با زمامدار كمي دچار اشتباه شديد. در سوره بقره آيه124 خداوند اينگونه بيان مي كند'«و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمت فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما قال و من ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين»'‹ هنگامي كه پروردگار ابراهيم او را به اموري چند امتحان كرد و آنها را انجام داد گفت: من تو را امام (پيشوا)مردم قرار دادم، گفت: فرزندان من (هم قرار ده) گفت ميثاق من به ظالمين نمي رسد› ديديم كه پس از چندين امتحان خداوند ابراهيم را امام قرار داد. حالا شما مي فرماييد :منظور پيامبر از حديث من مات ... يعني هر ننه قمري كه زمامدار حكومت ما شد او امام ماست و اگر او را نشناسيم به مرگ جاهليت ميميريم؟ جالبه!!!؟؟؟

اما در مورد اينكه اين امام واقعي كه پيامبر دستور به شناخت او داده اند كيست؟ شما فرموديد كه پيامبر مردم را سفارش به اهل بيتشان (علي و اولادش‹ع›) نكردند جالب است! آيا پيامبر نفرمود علي مني و انا من علي پيامبر نفرموده در صحيح مسلم كه يا علي حبك ايمان و بغضك كفر و نفاق پيامبر نفرموده يا علي انت مني بمنزله هارون من موسي پيامبر نفرموده من كنت مولا فهذا علي مولا پيامبر نفرموده اللهم وال من والا و عاد من عادا وخذل من خذل ونصر من نصر ايا ابن عساكر ننوشته نزل في علي ثلاثمائةآيه در مدح علي (ع)بيش از 300 آيه نازل شده دوستان توجه داشته باشيد كه آيا در مناقب خوارزمي ص18 از پيامبر نقل نشده اگر درختان قلم شوند و درياها مركب و جن شماره گر و انسان نويسنده، نمي توانند فضائل علي بن ابي طالب را شمارش كنند عزيزان توجه كنيد كه آيا از عايشه در شواهد ج1 ص22 نقل نشده كه شخصي امد پيش عايشه و گفت براي من از مناقب علي بگو و عايشه گفت: من براي تو از مناقب علي نمي گويم؛زيرا مناقب حضرت بيش از آن است كه شماره شود. و امثال اينها كه شافعي مي گويد من تعجب ميكنم از شخصي كه (علي) دشمنان او احاديثش را برعكس مي كنند و دوستان او از ترس دشمنانش آن را نقل نمي كند اما بازهم تمام آسمان و زمين پر است از مناقب ايشان و...
كه البته در مورد اهل بيت حديث ثقلين كه در آن پيامبر فرمودند كتاب الله و عترتي اهل بيتي كه فكر مي كنم اين حديث خودش از بزرگترين مناقبي است كه مي توان براي اهل بيت نقل كرد.
و امادر مورد سنتي كه فرموديد اگر امام زمان بيايد و مخالف سنت ما رفتار كند ما با او مي جنگيم اگر اجازه دهيد در زمانش بحث مي شود.

و اما در بالا عرض كردم كه پيامبر دقد قه اش هدايت امت بوده و اما اينكه در اين مورد چكاري ايشان انجام داده اند به يك حديث از ايشان بسنده مي كنيم (البته فعلا كاري به غدير و ... نداريم) در صحيح مسلم ج 6 ص 2 ح1821 از جابربن سمره نقل شده كه پيامبر فرمود:لايزال الاسلام عزيزا الي اثني عشر.اسلام به دوازده خليفه و پيشوا عزيز خواهد بود. صحيح بخاري ج4ص165، سنن ترمذي باب ماجا في الخلفاء من ابوواب الفتن ، سنن ابو داود ج3ص106، كتاب المهدي مسند طيالسي ح 767و1278، مسند احمد ج13ص26و27 حلية الاولياء ابو نعيم ج4ص333منتخب العمال ج5 ص321و.... كه اين دوازده خليفه احتياجي به توضيح ندارند.
از آن كه دير شد مرا ببخشيد براي من كاري پيش آمد و اينكه التماس دعا دارم از همه شما عزيزان. شايد به دعاي خير شما بندگان صالح خداوند از اين بنده حقير گناه كار بگذرد و نيز از اينكه مطلبم را خوب ننوشتم عذرخواهي مرا بپذيريد.
اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم والسلام عليكم ورحمته الله وبركاته

كه البته باز هم  بود كه اگر بخواهيد ادامه را هم بيان مي كنم . مثلا شخصي به نام سهراب در منابع اشكال كرد كه مختصري هم به ايشان پاسخ داده شد و در مورد انتخابي بودن امام هم عرض شد.

فكر مي كنم كه كافي باشد همين مقدار. ببينيد عزيزان من نه عالم هستم نه طلبه و نه آخوند و حتي مي ترسم كه اسم خودم را شيعه بگذارم (اگر بخواهيد توضيح داده مي شود) اگر ممكن است مرا به اسم محب اهل بيت صدا بزنيد. اما به من تهمت و افترا نزنيد.

 به اميد آن روز كه هدايت شويم.

اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم والسلام عليكم ورحمته الله وبركاته

+ نوشته شده توسط مسعود(شیعه) در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 13:28 |

                                            بسم الله الرحمن الرحيم

" فبشر عباد الذين يستمعون..."  ‹ پس بشارت بده بندگاني را كه به سخنان (گوناگون) گوش فرا مي دهند و بهترين آن را پيروي مي كنند؛ اينانند كه خدايشان هدايت فرموده و اينان همان خردمندانند.› زمر17و18

با سلام  به تمام عزيزان و دوست داران راه حق من مسعود19ساله ازتهران كه دوست دارم اگر به من اجازه مي دهيد من هم در مناظره شما شركت كنم البته من بعضي از مطالب عزيزان را خواندم بسيار خوب و جالب بود .

از خدا مي خواهم كه كمكم كند تا در بحثهايم به عناد به چيزي نگاه نكنم و از روي تعصب نتيجه گيري نكنم و همواره تصديق حق و حقانيت را بكنم . ان شاءالله

حقيقت ،هدف بلندي است كه تمام آزاد مردان آن را دنبال مي كنند و من از اينكه با شما آزاد مردان بحث مي كنم بسيار خوشحال هستم .

ما اگر تاريخ اسلام را بررسي كنيم مي بينيم كه تنها ريشه اختلاف مسلمانان ، دفاع از عقيده گذشتگان و برخي اوقات از روي تعصب و عناد بوده است و واقعا اگر تمام مسلمانان بدون عناد تعصب و دشمني با هم ديگر بحث كنند حقيقت آشكار مي شود.

البته دليل اينكه خيلي ها ايگونه هستند و درهر صورت مي خواهند عقيده خود را حفظ كنند ترس است، ترس از شكست اما نمي دانند كه پيروي از راه حق شكست نيست بلكه عين پيروزي است اما هيهات از شيطان.

دوستان اگر كسي مي خواهد متعصبانه بحث كند  يعني با خود عهد كند كه من در هيچ وجه نبايد كم بياورم و... لطفا اعلام كند كه ما بدانيم موضع دوستان چيست. چون ما مي خواهيم بدون تعصب بحث كنيم و اگر حقيقتي پيدا شد به آن بگرويم.  

عزيزان ما نه خلفا نه علي و نه پيامبر (ص) را نديده ايم و با هيچ كدام از آنها هم صحبت نشده ايم و اين يك تعصب جاهلانه است كه بگوييم چون پدرانمان به آنها(خلفا يا اهل بيت) اقتدا كردند ما هم بايد در هر شرايط  به آنها اقتدا كنيم و در اين صورت ممكن است مشمول « قال مترفوها إنا وجدنا آباءنا على أمة وإنا على آثارهم مقتدون»'

گفتند: ما پدرانمان را بر ديني يافتيم ، و ما پيرو آنها هستيم› و نيز‌‍'«قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آباءنا أولو كان آباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون»'‹ گويند: روشي كه پدران خويش را بر آن يافته ايم ما را كافي است، اگر چه اگر چه پدرانشان چيزي نمي دانسته اند و هدايت نيافته بودند› و نيز'« قالوا ربنا إنا أطعنا سادتنا وكبراءنا فأضلونا السبيلا »'‹ گويند:پروردگارا ما مهتران و بزرگان مان را اطاعت كرديم و آنها ما را گمراه كردند› 23زخرف، 104 مائده و 67 احزاب. پس بدون تعصب بحث كنيم اميد است كه خداوند ما را هدايت كند.

اين نكته را اول عرض كنيم: در اين مورد كه خود قرآن روشن واضح محكم ساده و روان نازل شده است شكي نداريم اما اينها براي روشن دلان و مسلمانان واقعي اينگونه است و كساني كه قرضي داشته باشند يا مريض قلب باشند قرآن را هرگونه كه بخواهند تفسير مي كنند كه در ادامه توضيح كامل داده مي شود حال براي اينكه از اينگونه خطاها دور بشويم بايد به كل قرآن و احاديث پيامبر رجوع كنيم  چون تنها چيزي كه ما را مي تواند كمك كند پيروي از قرآن و احاديث نقل شده مخصوصا از پيامبر است (كه در اينجا چرايئت بيان حديث ثقلين پيش ميآيد كه فعلا موضوع بحث ما را شامل نمي شود) و البته به نظر من اشتباه است كسي بگويد احاديث براي ما نيازي نيست و قرآن براي ما كافي اگر اينطور است پس پيامبر چرا روايت كرده؟ پس چرا خداوند در قرآن پيروي از دستور پيامبر را پيروي از خود خوانده و فرموده:'«اطيعواالله و الرسول» انفال آيه 1 و20 و 46 ،آل عمران آيه 32 و 132، مجادله 13 و نيز '«اطيعوا الله و اطيعوا الرسول»'‹ نساء59، مائده 92  محمد 33 ، تغابن 12 نور 54 و نيز '« واطيعوا الرسول» در سوره نور 59 و امثال اينها كه حوصله تفصيل نيست و شما خود بهتر از من مي دانيد كه كسي كه از امر رسول پيروي نكند دقيقا از امر خدا وند پيروي نكرده است '«و من يطع الرسول فقد اطاع الله»' ‹كسي كه از پيامبر خدا اطاعت كند از خدا اطاعت كرده› نساء80 ، و '« و من يعص الله و رسوله فان له نا جهنم»' ‹ وهر كس از فرمان خدا و رسولش سرپيچي كند ، پاداش او آتش جهنم باشد› جن 80 و امثال اينها من نمي دانم چرا بعضي ها مي گويند پيامبر ممكن است مخالف قرآن صحبت كند حال آنكه قرآن اين را رد كرده است و در سوره نجم آيه 3 و4 آمده است '«ما ينطق عن الهوي * ان هو الا وحي يوحي »' ‹پيامبر از روي هواي نفس سخن نمي گويد و آنچه مي گويد ، چيزي جز وحي كه بر او نازل شده است نيست ›  پس پيامبر از خودش سخن نمي گويد كه مخالف قرآن باشد مگر اينكه بگوييم وحي ها با هم مخالف بوده است كه در اين صورت كافريم.  پس كسي كه بگويد سخن پيامبر با قرآن مخالف است يا از روي تعصب است و يا از روي ناداني و جاهل بودن  به مقام پيامبر(ص) - رحمته للعالمين-.  البته به نظر من.

 آخر مگرمي شود پيامبر دستور به قرآن بدهد و سپس خود مخالف آن سخن بگويد. من به شخصه روايتي كه در اين باب ديدم به اين گونه بود كه شخصي خدمت پيامبر عرض مي كند كه به ما روايات زيادي  از شما مي شنويم ما از كجا بدانيم كه كدام آن درست و كدام نادرست است ايشان  فرمودند: آن را با قرآن بسنج اگر مطابق آن بود از آن پيروي كن در غير اين صورت آن را به سينه ديوار بزن يعني به آن اعتنا نكن كه آن حديث را دروغ گويان به من نسبت داده اند وگرنه من خودم به شخصه نديده ام كه پيامبر فرموده باشند: من مخالف قرآن صحبت مي كنم پس هرجا ديديد كه سخنم با قرآن نسنجيد آن سخن مرا به سينه ديوار بزنيد البته از اين نوع احاديث از امامان مثل امام صادق (ع) نيز نقل شده است. و در كل اينكه بگويم فقط قرآن براي ما كافي است نيز به نظر من سخن اشتباهي است چرا كه در قرآن گفته شده نماز بخوانيد اما گفته نشده چند ركعت تا انكه آن را پيامبر شرح داده اند گفته شده حج انجام دهيد اما مناسك مثل چند دور طواف در آن توضيح داده نشده تا آنكه پيامبر آن را ياد داده اند آيه زكات نازل شد اما مقدارش معين نشد تا آنكه آن را پيامبر فرموده چرا كسي به اينها متذكر نمي شود در قرآن چند نوع سوره داريم محكم و متشابه .

 '«و الذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن أم الكتاب وأخر متشابهات فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة وابتغاء تأويله وما يعلم تأويله إلا الله والراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا وما يذكر إلا أولو الألباب»'‹ اوست خدايي كه قرآن را به تو فرستاد كه برخي از آن كتاب آيات محكم است كه آنها و مرجع ساير آيات كتاب خواهد بود و برخي ديگر آياتي است متشابه تا آنانكه در دلشان ميل باطل است از پي متشابه رفته و امتحان شوند تا بتاويل كردن آن در دين راه شبهه و فتنه گري پديد آرند در صورتي كه تاويل آن را كسي جز خداوند ندانند و اهل دانش گويند ما بهمه آن كتاب گرويديم كه همه محكم و متشابه قرآن از جانب پروردگار ما آمده و بر اين معني تنها خردمندان عالم آگاهند› سوره آل عمران آيه 7

از اين آيه مشخص مي شود كه آيات قرآن دو شكل محكم و متشابه هستند كه منظور از محكم چيزي است كه با نگاه به آن معني دقيق آن مشخص مي شود مثل'«ان الله لا يظلم الناس شيئا»'‹خداوند به مردم ظلم نمي كند› يونس آيه 44  كه معني آيه كاملا مشخص است. و منظور از متشابه چيزي است كه معني آنها به راحتي يافت نمي شود و گاهي احتمالات مختلف-درست يا نا درست- درباره آن داده مي شود مثل '« و ما كان في هذه اعمي فهو في الاخرة اعمي و اضل سبيلا»'‹هر كس در اين جهان نابينا گردد در عالم آخرت نيز نابينا و گمراه خواهد بود›  در اين آيه اين سوال پيش مي آيد كه آيا واقعا هر كس نابينا و كور است در آن دنيا در جهنم مي رود؟ به چه جرمي؟

پس در اينجاست كه بايد به روايات و باقي آيات نگاه كنيم و از همين آيه استدلال نكنيم. و خيلي افراد هستند كه يك آيه را مي گيرند و به آن استدلال مي كنند در حالي كه همان آيه در جايي ديگر در قران واضحا توضيح داده شده مثل'« الي ربها ناظره»'‹به سمت پروردگارشان نگاه مي كنند› قيامت آيه23 و در جايي ديگر آمده است'«لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار»'‹ چشمها او را نمي بيند و او چشمها  و ديدگان را مي بيند›انعام آيه103 كه اگر توجه كنيد آيه اول متشابه است و آيه دوم محكم اگر ما بخواهيم با آيه اول استدلال كنيم فكر مي كنيم كه ما مي توانيم خداوند را به صورت ظاهري ببينيم مثلا خداوند يك شخصي است كه ما به او نگاه مي كنيم  اما آيه دوم اين را رد مي كند و نيز داريم كه '«ليس كمثله شيء»'‹هيچ چيزي مثل او نيست› شوري آيه 11 و نيز '« سبحان الله عما يصفون»'‹ منزه است خداوند از آنچه تو صيفش مي كنند›  مومنون آيه 91 و صافات 159 و زخرف 82 و امثال اينها كه كم نيستند. كه البته اينها موضوع  مورد بحث ما نيست و ما در مورد آيات متشابه و محكم بحث مي كنيم . در كل، آيات محكم مثل شاهراه و آيات متشابه مثل جاده هاي فرعي و اگر انساني در آن جاده فرعي راهش را گم كرد سعي مي كند كه خود را به شاهراه برساند و يك انسان حقيقت بين، چاره اي ندارد جز اينكه همه آيات قرآن را كنار هم بگذارد و از آنها و روايات كه ازراسخون كه در آيه اي به اهل الذكر هم آمده اند كه از آنها بپرسيد(نحل43 و انبياء7) استفاده كند و اگر بر ظواهر برخي آيات فقط نگاه كند ممكن است گمراه شود و بايد باقي آيات را نيز بنگرد. كه ديگر حوصله تفصيل امثال نيست .

فكر مي كنم با اين مختصر بيان مشخص شد كه روايات را نبايد رها كرد همان طور كه در بالا عرض كرديم اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و... و البته براي اينكه ديگر جاي شبهه اي باقي نماند چند روايت مختصر هم از پيامبر در همين مورد مي آورم. دراسد الغالبه ج4ص411، جوامع السيرة ص280، تقريب التهذيب ج2 ص272  سنن ترمذي، سنن ابن ماجه ، سنن دارمي و مسند احمد از پيامبر روايت شده كه فرمودند: ‹ اين را بدانيد كه بر من قرآن نازل شده و به همراه آن همانندش سنت است. آگاه باشيد كه دور نيست مردي كه شكمش سير نشده ، راحت بر جايگاهش تكيه داده و مي گويد: تنها قرآن را دريابيد و هرچه در آن حلال ديديد، حلالش كنيد و هرچه حرام ديديد حرامش بشماريد.

در سنن ترمذي در ادامه حديث چنين آمده: ‹در حالي كه بي گمان هر چه را كه رسول خدا حرام كرده ،مثل آن است كه خدا حرام فرموده›. در مسند احمد ار مقدام بن معدي كرب روايت شده‹ رسول خدا در جنگ خيبر چيزهايي را حرام كردنند و فرمودند: دور نيست كه بعض از شما در مقام تكذيب من برآيند، در حالي كه راحت بر بالش خود تكيه داده ايد، حديث مرا براي آنها مي خوانند و او بگويد: ميان ما و شما كتاب خدا وجود دارد. آنچه در آن حلال ديديد، حلالش كنيد و هرچه حرام ديديد حرامش بشماريد. در حالي كه بي گمان هر چه را كه رسول خدا حرام كرده ،مثل آن است كه خدا حرام فرموده.  در سنن ترمذي،سنن ابن ماجا ،مسند احمد و سنن ابو داود از قول عبيد الله بن ابي رافع نقل كردند كه رسول الله فرمودند: آگاه باشيد؛ نبينم يكي از شما را كه راحت بر مسندش تكيه داده و امري را كه من به انجام آن دستور داده يا از آن نهي نموده ام بر او عرضه كنند و او بگويد :نمي دانم من آنچه را در كتاب خدا ببينم عمل مي كنم.  جمله آخر در مسند احمد اين است: من اين را در كتاب خدا نمي بينم.

ببخشيد سرتان را درد آوردم اميدوارم مطلب را به شما رسانيده باشم.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم والسلام عليكم و رحمة الله و بركاة

+ نوشته شده توسط مسعود(شیعه) در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 1:21 |
در پی اطلاعیه جناب فاروق ارجمند دراهل سنت جنوب  مدیرت ویلاگ مناطره همچنان از دوشتان شیعه دعوت به مناظره  اینتر نتی می نماید.

 

 

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 10:53 |