تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان رابه همه شما بزرگواران  تبریک می گویم

پیرو مطلب خانم هدایت و جناب شیعه مبنی بر استراحت یک ماهه به اطلاع شما بزگواران می رساند که وبلاگ مناظره در ماه مبارک رمضان تعطیل  می باشد( شروع مجدد از سوم شوال). لذا سروران گرامی از ار سال مطلب به صفحه اصلی جدا خود داری کنند.

در پایان توجه شما را به اطلاعیه مهمی جلب می کنم

به دلیل اعتراض های شدید دوستان شیعه مبنی بر تعداد کم انها

 به اطلاع می رساند چنانچه  فردی از شیعیان قصد شرکت در این مناظره بزرگ را دارد با این ایمیل تماس بگیرد تا در اسرع وقت نام کاربری و پسورد خدمت ایشان ار سال گردد . گویا مناظره کنند گان شیعه توان ادامه راه را  ندارد امید است روشنفکری  ازاین جماعت  پیدا شود وباعث روسفیدی این گروه گردد.

در پایا ن برای اقای شیعه اروزی موفقیت را دارم گویا ایشان قصد کناره گیری از مناظره را دارندان شاءالله هرکجا که هستند سربلند باشند امید وارم چنانچه هوس مناظره دیگری به سرشان زد  با دست پر وارد مناظره شوند.

mm10236@yahoo.com

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 11:1 |

بسم الله الرحمن الرحیم

(حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ الْسَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالاَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ)
(اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم واخشون اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاِسلام ديناً   فَمَنْ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْـرَ مُتَجَانِف لاِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)

بسیاری از علمای اهل سنت و شیعه وقتی به این آیه رسیده اند تصریح کرده اند که آیه ی (الیوم یئس ...) جدا از قسمتهای قبل و بعدش نازل شده است. البته فعلا کاری نداریم به اینکه درباره ی شان نزول آن اختلاف کرده اند. اما همینقدر مطمئن هستیم که شان نزولش را جدا از قبل و بعدش می دانند. خوب چطور اینجا سیاق را رعایت نکرده اند ؟ چرا وقتی این آیه را تفسیر می کرده اند به معنای آیات قبل و بعدش توجه نکرده اند ؟ جوابش واضح است. زیرا این آیه استطراد است که بین دو آیه ی دیگر قرار گرفته است و چون هر دو گروه روایاتی را در شان نزول (الیوم یئس ... ) داشته اند لذا به سیاق توجهی نکرده اند زیرا همانطور که گفتم سیاق توان معارضه با روایات صحیحه را ندارد .
اصولا استطراد و تغییر سیاق و تغییر خطاب و عدول از یک موضوع به موضوع دیگر و ... از خصوصیات قران است که زیاد تکرار شده است و هم علمای سنی و هم شیعی به این خاصیت قران اعتراف کرده اند . به اقوال زیر توجه کنید:
** الطبرسي: من عادة الفصحاء في كلامهم انّهم يذهبون من خطاب إلى غيره ويعودون إليه، والقرآن من ذلك مملوء، وكذلك كلام العرب وأشعارهم.
( از عادت فصحای عرب این است که آنها از خطابی به خطاب دیگر می روند و باز به خطاب قبلی بر می گردند...)

**الشيخ محمد عبده: إنّ من عادة القرآن أن ينتقل بالاِنسان من شأن إلى شأن ثم يعود إلى مباحث المقصد الواحد المرة بعد المرة
(از عادت قران است که انسان را از شانی به شان دیگر می برد و سپس به شان قبلی بر می گردد)

** الاِمام جعفر الصادق (عليه السلام): «إنّ الآية من القرآن يكون أوّلها في شيء وآخرها في شيء».
( آیه قران [می تواند] اولش در موضوعی و آخرش در موضوع دیگری باشد )

**استطراد هو تخلل الجملة الأجنبية بين الكلام المتناسق ، أي أن يبدأ المتكلم في موضوع ثم يخرج منه إلى موضوع آخر ثم ترجع إلى موضوع الأول بعد أن خرج منه
(استطراد این است که .... متکلم سخنش را در موضوعی شروع می کند سپس از آن خارج می شود و سپس به موضوع اول بر می گردد)

** ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: اعلم أن من أنواع علم البيان نوعا يسمى الاستطراد و قد يسمى الالتفات و هو من جنس التخلص و شبيه به إلا أن الاستطراد هو أن تخرج بعد أن تمهد ما تريد أن تمهده إلى الأمر الذي تروم ذكره فتذكره و كأنك غير قاصد لذكره بالذات بل قد حصل و وقع ذكره بالعرض عن غير قصد ثم تدعه و تتركه و تعود إلى الأمر الذي كنت في تمهيده كالمقبل عليه و كالملغى عما استطردت بذكره . في الاستطراد تمر على ذكر الأمر الذي استطردت به مرورا كالبرق الخاطف ثم تتركه و تنساه و تعود إلى ما كنت فيه كأنك لم تقصد قصد ذاك و إنما عرض عروضا.

** ابن رشیق در کتابش العمده می نویسد: وهو: أن يرى الشاعر أنه في وصف شيء وهو إنما يريد غيره، فإن قطع أو رجع إلى ما كان فيه فذلك استطراد، وإن تمادى فذلك خروج، وأكثر الناس يسمي الجميع استطراداً، والصواب ما بينته

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 22:43 |
بسم الله الرحمن الرحیم
خانم امه الله موقتا از مناظره کنار رفتند.
بنده هم از مناظره ی همزمان با چند نفر خسته شده ام.
لذا بهتر است به همگی مناظره کنندگان استراحتی ۱ ماهه داده شود.
آقای یوسف هم ان شاء الله بعد از ماه مبارک رمضان مطالبشان را بفرستند.
والسلام علیکم و رحمه الله
از همگی حلالیت می طلبم
+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:18 |

بسم الله الرحمن الرحیم
دو نکته در جواب آقای فاروق نظرم را جلب کرد. یکی اینکه ایشان دو جمله از علامه جوادی آملی و آیه الله سبحانی نقل کرده اند که بنده دقیقا همانها را در نوشته ام اشاره کرده بودم. جالب این است که ایشان با ذکر این جملات می خواهند به اصطلاح جواب ما را داده باشند غافل از اینکه خود بنده عینا همین مطالب را گفته بودم.
مطلب دوم این است که ایشان باز هم مثل همیشه بجای اینکه به نقد جوابهای من به شبهات بپردازند، اصل شبهه را تکرار کرده اند تا چند سطری را بدین وسیله پر کرده باشند. در ذیل ، دو مورد بالا را اثبات می کنم:
** بنده در پست قبلی نوشته بودم :
1- برای تایید صحت حدیث کسا باید دو چیز بررسی شود: اول اینکه سند صحیح داشته باشد . دوم اینکه : مخالف قران نباشد
معنای این جمله این است که اگر حدیثی هر کدام از دو شرط زیر را نداشته باشد نباید اهمیتی به آن داد.
حالا آقای فاروق در جواب من نوشته اند:
1- موافقت با قرآن شرط اعتبار احادیث نیست، اما مخالفت با
قرآن مانع اعتبار آنهاست
2- اگر روایتی به سند صحیح نقل
شده باشد اما با صریح قرآن مخالف باشد ، باید آن را بر سینه دیوار کوبید .
همانطور که می بینید بنده هم دقیقا همان مطالبی را گفته ام که ایشان خواسته اند بر علیه من استفاده کنند.



** آقای فاروق بعد از نقل این جملات بلافاصله نوشته اند : بنا براین روایات کساء چون با سیاق و صراحت آیات28 تا 34 سوره احزاب
در تعارض هستند ، فاقد اعتبار می باشند !!!!

آقای فاروق در حالی این شبهه را برای بار هزارم تکرار می کند که بنده برای بار هزارم به آن جواب داده بودم. اما ایشان اصلا جواب من به روی خودش نمی آورد و بجای نقد جواب من باز همان شبهه را تکرار می کند !! به جواب من توجه کنید :
در آیه ی تطهیر با قبل و بعد آیه روبرو هستیم که درباره ی زنان است. سوال این است که آیا می شود به این بهانه حدیث کسا را طرد کرد ؟ آیا می توان گفت که حدیث کسا با قرآن متعارض است؟
جواب این است که :
هرگز نمی توان به این بهانه حدیث کسا را نادیده گرفت . اولا: مگر خودتان قبلا اعتراف به صحت حدیث کسا نکرده بودید چطور حالا که گیر کرده اید به فکر تضعیف حدیث کسا افتاده اید؟ ثانیا: بزرگترین علما و مشهورترین علمای اهل سنت حدیث کسا را صحیح شمرده اند . آیا اینهمه علمای اهل سنت آیه ی تطهیر و قبل و بعدش را نخوانده بودند؟ ثالثا : انسان از نظر منطقی وقتی می تواند بگوید آیه ی تطهیر با روایات کسا متعارض است که هیچ محملی برای جمع بین این دو نباشد. اگر در عربی استطراد نبود ما هم هیچ دستاویزی برای صحیح بودن حدیث کسا نداشتیم. اما حالا که در عربی استطراد جائز است ، اگر ثابت شود که روایات کسا از نظر سندی صحیح هستند ، چاره ای نداریم جز اینکه روایات کسا را صحیح بدانیم و آیه تطهیر را استطراد بدانیم.

قسمتهایی که با رنگ آبی مشخص شده شبهه هستند. قسمتهای زرد هم جواب من هستند. همانطور که می بینید بنده دقیقا شبهه ی ایشان را نقل کرده ام و جواب داده ام اما ظاهرا ایشان نمی خواهند حقیقت را قبول کنند.



آقای فاروق بنده وقتم را از سر راه نیاورده ام که اینطوری تلف کنم. واضح است که شما نمی خواهید حق را قبول کنید. اشکالی ندارد. ضرری به من نمی رسد. این اعراض شما از حقیقت فقط نتیجه اش به خودتان بر می گردد. علی ای حال چون به من ثابت شد که شما دنبال حقیقت نیستید و تعصبتان مانع قبول آن می شود ٬ دیگر انتظار نداشته باشید وقتم را صرف پاسخ به مطالب تکراری شما بکنم.

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:12 |

به نام الله

با سلام خدمت دوستان و حق جویان

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک می گویم.

1 - برای تبیین درست رابطه قرآن و حدیث و تشخیص صحت و سقم ومیزان اعتبار احادیث

به این اصل مهم توجه نمایید که :

موافقت با قرآن شرط اعتبار احادیث نیست، اما مخالفت با

قرآن مانع اعتبار آنهاست .

این نکته مهم و حکیمانه را جناب آیت الله جوادی آملی در کتاب تفسیر قرآن خود به نام

تسنیم ( جلد اول صفحه 138 ) بیان کرده است .

2 - آیت الله جعفر سبحانی نیزدر کتاب ( الحدیث النبوی ) نوشته است که :

معیار اول برای شناخت روایت سره از نا سره، مخالفت یا عدم

 مخالفت آن با قرآن است ، پس اگر روایتی به سند صحیح نقل

شده باشد اما با صریح قرآن مخالف باشد ،

 باید آن را بر سینه دیوار کوبید .

بنا براین روایات کساء چون با سیاق و صراحت آیات28 تا 34 سوره احزاب در تعارض هستند ،

 فاقد اعتبار می باشند .

اما اینکه اگر صحیح نیست پس چرا در بعضی از کتب حدیثی اهل سنت وارد شده است ؟

در جواب می گویم وجود بعضی روایات نا صحیح در کتب اهل سنت و شیعه علل و عوامل

 زیادی دارند که در کتابهای مربوط به علم حدیث ، تاریخ و چگونگی تدوین کتب حدیث بیان

شده اند .

فاروق

21/6/86

**********************************************

 

+ نوشته شده توسط فاروق (سنی) در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 6:39 |

 

 

اهل بیت پیامبر كیانند ؟



اول : آل در لغت عرب به معنی قوم و قبیله شخص است و شامل زنان نمی شود . وقتی گفته می شود حكومت فلان كشور از آل ملك فلان است ، منظور پسران اوست  و در این مورد زنان در نظر گرفته نمی شوند . بنابراین آل نبی اساساً شامل زنان آن حضرت نمی گردد . آری اگر تعبیر به اهل بیت شود ، در لغت شامل پسران ، زنان و بقیه بستگان نیز می گردد . پس آل در لغت شامل تمام پسران از یك نسل و حتی بستگان نزدیك شخص می گردد و معنی اهل بیت نیز در لغت گسترده است و شامل زنان نیز می شود .


 

دوم :  رسول خدا صلی الله علیه و اله مفهوم لغوی آل را تغییر داد و آن را در یك اصطلاح جدید اسلامی بكار گرفت . او مفهوم اهل بیت و آل بیت را فقط برای  علی ، فاطمه ، حسن ، حسین و نه فرزند از نسل حسین كه آخرینشان مهدی علیه السلام است ، قرار داد . بنابراین اهل بیت و آل نبی دو اصطلاح خاص نبوی گردید كه فقط شامل افراد خاصی گشته و سایر اشخاص را در بر نمی گیرد . مثل كلمه صلاه كه معنی لغوی آن گسترده و شامل هر دعائی است اما رسول خدا آن را اصطلاحی خاص برای عبادتی مخصوص قرار داد . چنانچه كسی معنی صلاه را در آیة شریفه « و أن أقیموا الصلاه و اتقوه و هو الذی إلیه تحشرون » ( الانعام : 72 ) به دعا تفسیر كرده و بگوید : « هر كس دستانش را بلند كرده و خدا را بخواند یا خدا را با دلش بخواند نماز خوانده » خواهیم گفت كه معنی درست و قابل قبولی نیست . چرا كه مقصود از قول خداوند در عبارت « أقیموا الصلاه » ‌همان صلاه اصطلاحی است و هرگز به معنی لغوی یعنی دعا نمی تواند باشد .در اینجا هم اگر كسی بگوید آل نبی و اهل بیت نبی از نظر لغت شامل پسران و زنان او می گردد ، خواهیم گفت كه كلام پیامبرت را زیر پا مگذار چرا كه او آل و اهل بیت را اصطلاح خاص ، برای افرادی معین و مشخص قرار داد . پس منظور از آل و اهل بیت در آیات و احادیث شریف همان معنی اصطلاحی خاص آن است نه معنی لغوی ، مگر آن كه شاهد و دلیل روشنی باشد كه بفهماند منظور همان معنی لغوی است .


 

سوم : دلیل بر كاربرد این  اصطلاح خاص نبوی ، حدیث كساء است . حدیثی صحیح و گویای این نكته كه رسول خدا صلی الله علیه و اله به ام سلمه اجازه ورود به جمع اصحاب كسا را نداد . احمد در كتاب مسندش روایت كرده كه رسول خدا صلی الله علیه و اله عبا را از دستان ام سلمه كشید . در حقیقت آن حضرت با این عمل خود ام سلمه را از میان اهل بیت به همان معنی اصطلاحی مورد نظر خارج كرد . احمد در ج 6 ص323 مسند می گوید : ام سلمه روایت كرده كه رسول خدا صلی الله علیه و اله به فاطمه علیها السلام گفت : « همسر و دو پسرت را بیاور » . فاطمه آنان را حاضر كرد . رسول خدا یك عبای فدكی روی آنها انداخت ، دستش را بر آن جماعت نهاد و گفت : «‌ خداوندا این گروه ، آل محمدند پس درود و رحمت خود را بر محمد و آل محمد فرست كه تو حمید و مجیدی »‌ . ام سلمه گفت : عبا را بلند كردم تا من هم به آنان بپیوندم ، اما رسول خدا آن را از دستم كشید و گفت تو را به خیر و سلامت . این روایت را ابویعلی در مسندش ج 21 ص 323 و 456 و طبرانی در معجم كبیر ج 3 ص 53 و ج 32 ص 336 و دیگران نقل كرده اند .


 

چهارم : با توجه به صراحت حدیث كساء معنی اهل بیت منحصر در افراد خاص و مورد نظر پیامبر است و آن حضرت همسران خود را از آن مقام بلند بیرون و آنان را از میان اهل بیت خارج كرده است .  بنابراین هر كس معتقد باشد كه زنان رسول خدا نیز جزء‌ اهل بیت او هستند در حقیقت با این خواست و اراده رسول خدا مخالفت كرده و مخالفت با رسول خدا نیز چیزی جز مخالفت با خداوند نیست . به علاوه این عمل ستمی آشكار در حق اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و اله است كه دیگران را در حق اختصاصی آنان كه خداوند بدان مخصوصشان كرده شریك كرده است .


 

+ نوشته شده توسط ققنوس(شیعه) در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 1:47 |

به نام الله

 

 

ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ

 

با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است

 

 

من مطالب قبلی دوستان را نگاه کردم .

با دقت در مطالب اقای شیعه و همچنین بحث و استدلالات ایشان به دسته بندی های زیر رسیدم

که در طی پنج پست اینده در هر پستی به یکی از این موضوعات خواهم پرداخت و شبهات و همچنین موضوعات ان را بررسی میکنم

 

1.بررسی ایه

 

2. بررسی احادیث صحیحه وارده بر ایه مانند کسا  ( احادیث اهل سنت )

 

3. بررسی برداشت ایه با احادیث اهل سنت و ثقلین

 

4. بررسی برداشت ایه از دیدگاه احادیث و کتب شیعه

 

5. بررسی ایه با دیگر عقایده شیعه

 

6.جمع بندی کلی

 

سعی می کنم بحث به مفهوم عصمت نکشد و ان مسئله به قوت خود باقی مانده است

البته لازم به ذکر است که دلایل فراوانی وجود دارد که در بحث معنای عصمت به ان پرداخته می شود

 

ازانجا که مطالب این جانب تحقیقی است علاوه بر مناظره کنندگان شیعه مناظره کنندگان اهل سنت هم می توانند سوالات و نظرات خود را بر مطالب بنده وارد کنند با کمال میل اماده جواب گویی به شبهات می باشم

 

شروع ماه مبارک رمضان را به تمام بندگان مخلص الله تعالی تبریک میگویم و از الله تعالی طلب بخشش گناهان و  هدایت به صراط مستقیم را خواستارم

 

لا اله الا الله

+ نوشته شده توسط یوسف (سنی) در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 0:32 |
بسم الله الرحمن الرحیم

شیعه: یه سوال دارم.
سنی:بفرمایید
شیعه: مگر شما نمی گید که آیه ی تطهیر به این معنا است که علت تمام آن اوامر و نواهی قبل از آن این است که زنان پیامبر تطهیر شوید؟
سنی:بله
شیعه: مگر نمی گویید که تطهیر اهل البیت از تمامی ارجاس به معنای تطهیرشان از تمامی گناهان کبیره است؟
سنی:بله
شیعه: مگر نه اینکه یکی از اوامر و نواهی خداوند (اطعن الله و رسوله )بوده است ؟
سنی: بله
شیعه : خوب ، حالا اگر زنان پیامبر از خدا و رسولش اطاعت کنند ، فقط از بعضی از گناهان کبیره پاک می شوند یا از تمامی گناهان ؟
سنی: اطاعت از خدا انسان را از تمامی گناهان پاک می کند نه فقط گناهان کبیره. چون اطاعت از خدا شامل اجتناب از  گناهان صغیره هم می شود .
شیعه: پس به این صورت تطهیر از تمام ارجاس به معنای تطهیر از تمامی گناهان است نه فقط گناهان کبیره . درست است ؟
سنی: ظاهرا که چاره ای جز پذیرش این معنا نیست.

 

من منتظر جوابهای اهل سنت هستم. (بخصوص آقای اسلامی!!!)

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 18:36 |

بسم الله الرحمن الرحیم
من هرچی زور می زنم که اهل سنت این مطالب ساده را متوجه بشوند نمی توانم. شاید علتش این باشد که کسی که از حقیقت اعراض داشته باشد و تعصب جلوی چشمش را گرفته باشد به راحتی نمی تواند عقاید باطلی را که سالها با آن زندگی کرده است را کنار بگذارد.

این بار سعی می کنم به ساده ترین صورتی که می توانم این قضیه ی استطراد را به اهل سنت بفهمانم ، بخصوص برای آقای فاروق که خیال می کنند من مغالطه می کنم.

1- اگر یادتان باشد مدتی پیش من 7 سوال از اهل سنت پرسیدم و با اینکه اهل سنت تلاش داشتند از جواب دادن به آن سوالات بخصوص سوال هفتم فرار کنند اما با این حال بعد از پافشاری چندین و چند باره ی من بالاخره مجبور شدند جواب بدهند. سوال من این بود:
سوال: اهل سنت ادعا می کنند که خداوند در آیه ی تطهیر رحمتی را شامل زنان کرده و سپس این رحمت را پیامبر به اهل کسا هم تعمیم داده است. اهل سنت برای این ادعای خود چه دلیلی روایی یا قرانی دارند ؟ ( بدیهی است برای اثبات مدعای اهل سنت باید از به احادیث صحیح استناد شود)

اهل سنت تمام تلاشش را کرد تا از جواب دادن به این سوال طفره برود اما بالاخره مجبورشان کردم تا جواب بدهند. شاید برای ببینندگان جالب باشد که جواب اهل سنت این بود :
جواب اهل سنت: روایات صحیحی که اهل سنت برای این مدعا دارند روایت مسلم و ترمزی است.

بنده هم فقط می خواستم همین را از اهل سنت بخصوص خانم امه الله بشنوم. زیرا اهل سنت بخصوص خانم امه الله بعد از اینکه دیدند که روایات کسا مانع بزرگی در پیش روی آنها است سعی کردند از اساس منکر صحت احادیث کسا شوند. اما با این کار من مجبور شدند حداقل به صحت مسلم و ترمزی اعتراف کنند.
البته تنها احادیث صحیح فقط حدیث مسلم و ترمزی نیست. وقتی که ابن تیمیه با آن تعصب شدیدش و با آن دشمنی آشکارش با شیعه اعتراف می کند که حدیث مسلم و ترمزی و احمد صحیح است دیگر جایی برای اعتنا به انکارهای دیگران نمی ماند. از این گذشته علمای بزرگ دیگر اهل سنت مانند نیشابوری هم تصریح به صحت دیگر احادیث کسا دارند. علی ای حال چیزی که مسلم است این است که حدیث کسا صحیح است و این مطلب را خود دوستان اهل سنت هم بالاخره اعتراف کردند .
پس نکته اول که خود اهل سنت و علمایشان هم به آن معترف هستند این است :
 حدیث کسا صحیح است
.

2- در آیه ی تطهیر با قبل و بعد آیه روبرو هستیم که درباره ی زنان است. سوال این است که آیا می شود به این بهانه حدیث کسا را طرد کرد ؟ آیا می توان گفت که حدیث کسا با قرآن متعارض است؟
جواب این است که : هرگز نمی توان به این بهانه حدیث کسا را نادیده گرفت . اولا: مگر خودتان قبلا اعتراف به صحت حدیث کسا نکرده بودید چطور حالا که گیر کرده اید به فکر تضعیف حدیث کسا افتاده اید؟ ثانیا: بزرگترین علما و مشهورترین علمای اهل سنت حدیث کسا را صحیح شمرده اند . آیا اینهمه علمای اهل سنت آیه ی تطهیر و قبل و بعدش را نخوانده بودند؟ ثالثا : انسان از نظر منطقی وقتی می تواند بگوید آیه ی تطهیر با روایات کسا متعارض است که هیچ محملی برای جمع بین این دو نباشد. اگر در عربی استطراد نبود ما هم هیچ دستاویزی برای صحیح بودن حدیث کسا نداشتیم. اما حالا که در عربی استطراد جائز است ، اگر ثابت شود که روایات کسا از نظر سندی صحیح هستند ، چاره ای نداریم جز اینکه روایات کسا را صحیح بدانیم و آیه تطهیر را استطراد بدانیم.

مباحث بالا را بطور خلاصه در زیر می آورم:

1- برای تایید صحت حدیث کسا باید دو چیز بررسی شود: اول اینکه سند صحیح داشته باشد . دوم اینکه : مخالف قران نباشد

2- سند حدیث کسا صحیح است . این را هم خود اهل سنت بالاخره مجبور به اعتراف شدند (البته اهل سنت مجبور به اعتراف به صحت کلی حدیث شدند نه فقط سند حدیث) و هم علمای اهل سنت با صراحت تمام سند حدیث کسا را مورد تایید می دانند و روات آنرا ثقه می دانند.

3-  لذا اگر ثابت شود که با قرآن متعارض نیست پس باید به صحت تمام و کمال حدیث کسا تن در داد و آن را مفسر آیه دانست.

4- حالا تنها چیزی که می ماند تعارض آن با قران است. تعارض و تباین وقتی است که به هیچ صورتی نتوان دو مطلب را با هم جمع کرد و هیچ محملی برای رفع تعارض پیدا نشود .

5- به سراغ آیه ی تطهیر می آییم تا ببینیم که آیا محملی برای رفع تعارض وجود دارد یا وجود ندارد ؟ می بینیم که در عربی استطراد وجود دارد . لذا حکم می کنیم که چون استطراد در عربی جایز است پس نمی توان روایات کسا را با آیه ی تطهیر متضاد دانست. لذا چون سند حدیث کسا معتبر است حکم به استطراد بودن آیه می کنیم .
+ نوشته شده توسط اقای شیعه در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 18:35 |

به نام الله

با سلام خدمت دوستان وحق جویان

کسانی که تمایل به کشف حقیقت دارند و نیز کسانی که مناظره و مباحثه می کنند ، آشنایی با اصول و مبانی علم منطق راضروری می دانند .

 بخشی از علم منطق در باره روشها و شیوه های مغلطه در استدلا ل است .

اگر دوستان با روشهای مغلطه آشنا باشند متوجه شده اند که جناب شیعه در نوشته های خود مغلطه می کند .

من در این نوشتار یک مورد را به شما نشان می دهم .

1 - توسل به روش مغلطه برای اثبات روایات کساء

جناب شیعه نوشته است :

چون روایات کسا با سیاق معارض است باید این تعارض به نحوی حل شود. این تعارض تنها با استطراد بودن

آیه ی تطهیر حل می شود .

لذا آیه ی تطهیر استطراد است. حال که آیه ی تطهیر استطراد است نمی توان به بهانه ی سیاق ٬ از روایات چشم پوشی کرد.

روایات هم که صراحتا اهل البیت را اهل کسا می داند. پس اهل البیت همان اهل کسا است .

دوستان حق جو توجه دارید که

یکی از اصول مورد قبول علمای حدیث آن است که هر روایتی که با قرآن مخالف باشد ، جعلی و غیر قابل قبول است ،

یکی از ملاک های سنجش و تشخیص صحت یا ساختگی بودن روایات ، تطبیق آنها با سیاق آیات است ، بنا براین اصل هرروایتی که با سیاق آیات تعارض داشته باشد ، قابل قبول نیست و فاقد اعتبار است .

اما جناب شیعه با وجود آنکه متوجه تضاد و تعارض روایات کساء با سیاق آیات مورد بحث شده است ، بجای آنکه روایات

معارض با قرآن را طرد و فاقد اعتبار بداند ، با فرض صحت آن سعی در حل تعارض نموده است !!

و با تاکید نوشته است که : باید این تعارض به نحوی حل شود !!

و برای حل تعارض نوشته است که : این تعارض فقط با استطراد بودن آیه تطهیر حل می شود !!

و از این مقدمات خود نتیجه گرفته است که : آیه تطهیر استطراد است !!

پس معلوم می شود که دلیل جناب شیعه برای وجود استطراد در آن آیات ،حل تعارض روایات با سیاق آیات به شیوه مغلطه آمیز مذکور است !!

و سپس نتیجه گرفته است : حال که آیه تطهیر استطراد است پس نمی توان به بهانه سیاق ، از روایات کساء چشم پوشی کرد !!

با دقت در شیوه استدلال جناب شیعه ، توسل ایشان به روش مغالطه نمایان است ،

زیرا جناب شیعه با وجود آنکه تعارض روایات کساء را با سیاق ایات قبول دارد ، اما بجای آنکه آنها را طرد کند ،

بدون بیان هرگونه دلیلی آنهارا صحیح دانسته است و برای حل تعارض آن روایات با سیاق آیات ،استطراد را نتیجه گرفته است ! و از استطراد خود ساخته ، مجددا صحت روایات کساء را نتیجه گرفته است !!!

و از صحت روایات کساء نتیجه گرفته است که اهل بیت رسول الله همان اهل کساء هستند !!

بطلان این استدلال برای کسانی که با شیوه ها ی مغا لطه آشنا هستند کاملا روشن است .زیرا چیزی که صحت آن نیاز به اثبات دارد را صحیح دانسته و سپس از نتایج حاصل از آن مجددا صحت آن را نتیجه گیری نمود ه است !!!

این توضیح را لازم میدانم که شیعیان با اصل مهم و اساسی ضرورت توجه به سیاق آیات مشکل جدی دارند و مشکل آنها تنهادر این یک مورد نیست ، بلکه در همه مواردی که به قرآن استناد می کنند ، سیاق آیات بر خلاف نظر آنها است و لذا در همه موارد ناچار شده اند که آیات را تقطیع کنند و معنایی غیر از مراد الله تعا لی از آنها استنباط می کنند .

به وضعیت سایر آیاتی که مستند خود قرار می دهند توجه کنید ، صدق و درستی کلام مرا متوجه می شوید.

 

2 - نتایج ناشی از وجود استطراد خود ساخته

جناب شیعه ! در باره مفهوم استطراد نوشته است که :

در عربی چیزی داریم که به آن استطراد می گویند. معنای استطراد در ادبیات عربی این است که متکلم می تواند

در میان کلام ناگهان خطاب را به طرف دیگری برگرداند و دوباره به خطاب قبلی برگردد. یا اینکه موضوع دیگری را مطرح کند و دوباره به موضوع قبلی برگردد. این استطراد است .

نتیجه این تعریف آن است که به نظر جناب شیعه ، الله تعا لی ابتدا خطاب به زنان رسول الله دستوراتی داده است و سپس خطابشرا متوجه اهل کساء نموده و دو باره زنان رسول الله را مخاطب قرار داده است .

حال بدون آنکه وجود استطراد را در این آیات قبول داشته باشم ، از تعریف و نظر جناب شیعه نتیجه می شود که :

1 - آیات 28 تا 34 سوره احزاب با هم پیوستگی دارند و همزمان نازل شده اند. تا شرط وقوع استطراد حاصل شود، زیرا اگر سیاق و پیوستگی آیات را قبول نداشته باشند ، نمی توانند مدعی وقوع استطراد شوند !! .

2 - بنا براین هر روایتی که این آیات را تقطیع کند ، جعلی و غیر قابل قبول است و در اینصورت همچنین نتیجه می شود که ،روایات کساء جعلی هستند و فاقد اعتبار می باشند .

با توجه به تجارب حاصل از مناظرات بهتر می دانم که در هر مرحله و نوشتار یک یا دو موضوع و سوال مرتبط با هم طرح

و بررسی شوند ، بنا براین از دوستان دیگر خصوصا شیعیان می خواهم که این روش را رعایت نمایند و در جواب خود به

نوشتار من فقط به این دو موضوع بپردازند .

منتظر پاسخ منطقی و مرتبط با موضوع هستم.

فاروق

20/6/86

******************************

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط فاروق (سنی) در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 4:39 |
بسم الله الرحمن الرحیم

به تجربه برایم ثابت شده که نوشته استدلالات زیاد باعث می شود که اهل سنت برای فرار از جواب دادن مجال پیدا کنند. لذا سوالات را تک تک مطرح می کنم. برای شروع یک قسمت از مناظره ی ساختگی را در اینجا می آورم و منتظر جواب اهل سنت هستم.اینطور دیگر بهانه ای برای فرار از جواب دادن ندارید. اما قبل از آن بایستی برای هزارمین بار به سوال خانم هدایت جواب بدهم:

سوال: ثابت كنيد آيات تطهير بى ربط هستند !
جواب شیعه: ببینید خانم هدایت ! در عربی چیزی داریم که به آن استطراد می گویند. معنای استطراد در ادبیات عربی این است که متکلم می تواند در میان کلام ناگهان خطاب را به طرف دیگری برگرداند و دوباره به خطاب قبلی برگردد. یا اینکه موضوع دیگری را مطرح کند و دوباره به موضوع قبلی برگردد. این استطراد است. چیزی هم نیست که بنده تازگی اختراع کرده باشم. در خود قران انواع مختلف استطراد استفاده شده و در اشعار فصحای عرب هم زیاد پیدا می شود.
حال به آیه ی تطهیر بر می گردیم. در آیه ی تطهیر با سه مطلب روبرو هستیم:
۱- قبل و بعد آیه ی تطهیر که درباره زنان است
۲- دلائلی که در خود آیه ی تطهیر وجود دارد که زنان را از شمولیت خارج می کند.
۳- روایات کسا که اهل البیت را اهل کسا می داند.

بررسی سه مورد بالا:
**اگر مورد دوم و سوم را نداشتیم حکم می کردیم که آیه ی تطهیر قطعا درباره ی زنان است
**اگر مورد دوم و سوم را داشتیم اما در عربی چیزی به نام استطراد نداشتیم باز هم حکم می کردیم که آیه درباره ی زنان است
**اگر هر سه مورد بالا را داشته باشیم و در عربی هم استطراد جائز باشد دیگر نمی توان به بهانه ی تغییر خطاب و سیاق و یا .... روایات کسا را طرد کرد یا دلالت های درون آیه را نادیده گرفت.

نتیجه اینکه چون روایات کسا و دلالت های درونی آیه با سیاق معارض است باید این تعارض به نحوی حل شود. این تعارض تنها با استطراد بودن آیه ی تطهیر حل می شود . لذا آیه ی تطهیر استطراد است. حال که آیه ی تطهیر استطراد است نمی توان به بهانه ی سیاق ٬ از روایات چشم پوشی کرد. روایات هم که صراحتا اهل البیت را اهل کسا می داند. پس اهل البیت همان اهل کسا است.ای کاش بیش از این لجاجت نکنید و با خدا و رسولش مخالفت نکنید.





شیعه: یه سوال دارم.
سنی:بفرمایید
شیعه: مگر شما نمی گید که آیه ی تطهیر به این معنا است که علت تمام آن اوامر و نواهی قبل از آن این است که زنان پیامبر تطهیر شوید؟
سنی:بله
شیعه: مگر نمی گویید که تطهیر اهل البیت از تمامی ارجاس به معنای تطهیرشان از تمامی گناهان کبیره است؟
سنی:بله
شیعه: مگر نه اینکه یکی از اوامر و نواهی خداوند (اطعن الله و رسوله )بوده است ؟
سنی: بله
شیعه : خوب ، حالا اگر زنان پیامبر از خدا و رسولش اطاعت کنند ، فقط از بعضی از گناهان کبیره پاک می شوند یا از تمامی گناهان ؟
سنی: اطاعت از خدا انسان را از تمامی گناهان پاک می کند نه فقط گناهان کبیره. چون اطاعت از خدا شامل اجتناب از  گناهان صغیره هم می شود .
شیعه: پس به این صورت تطهیر از تمام ارجاس به معنای تطهیر از تمامی گناهان است نه فقط گناهان کبیره . درست است ؟
سنی: ظاهرا که چاره ای جز پذیرش این معنا نیست.

 

من منتظر جوابهای اهل سنت هستم. (بخصوص آقای اسلامی!!!)

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 21:9 |
الحمدلله وحده و الصلاة و السلام على من لا نبي بعده ...

خيلى جالبست!

 اهل تشيع در مناظره و در قسمت نظرات مرا به كلى گويى متهم مى كنند !

خوب مشكل شما كجاست؟

آيا ذره اى متوجه ى سخنان من مى شويد يا نه؟

من فقط يك سؤال /طلب  فقط يك سؤال / طلب از آقاى شيعه يا ققنوس دارم :

ثابت كنيد آيات تطهير بى ربط هستند !

بجاى ادعاهاى متصل كه شما و دوستانتان در قسمت نظرات دارند لطفاً منظم باشيد.

مگر ما از جنگ هاى امام على سخن آورديم كه شما مرتب دم از حق بودن امام على و ناحق بودن بقيه داريد!؟

اصلاً مشكل شما اينست كه خلط امور برايتان شده است و الا حتى بر حق بودن امام على در جنگ هايش را نمى توانيد اثبات كنيد !

البته ما خواهيم توانست ولى شما نه!

زيرا براى شما امام على رضي الله عنه براى محكم كارى خلافتش با همه دعوا داشت !!

براى همين از يكسو سخن از جمع شدن طلحه و زبير در خانه ى امام على مى زنيد و از سويى از دشمنى طلحه و زبير با امام على !!

ولى براى ما ، اين جنگ ها بصورتهاى مختلف بر مؤمنان تحميل شد و شما آنها را بزرگ كرده ايد.

در جنگ جمل هدف قتال با قاتلان عثمان رضي الله عنه بود و فتنه ى آغاز كشتار از سوى قاتلان و فتنه آفرينان مقتل عثمان بود كه در لشكر امام علي رضي الله عنه رخنه كردند و  باعث روشن شدن فتيله ى كشتار شدند .

با وجود اين كشتار بين عده اى معدودى بيشتر صورت نيافت و حتى عدد سلاح بدست بين طرفين بين چند صد عدد بيشتر نبوده است و بمانند هولوكوست يهوديان هر روزه به تعداد كشته شدگان مى افزاييد!

و در هر حال هر وقت سخن از اين نبرد و فتنه ها شد به شما حق مى دهم دروغهايتان را علم كنيد.

در هرحال بدانيد كه عقل زينت است !

و من هدفم جلب نظرتان به موضوع بحث است تا اينقدر پراكنده گويان از آيه ى تطهير فرار نكنيد.

هنوز بمانند كودكان از هر سويى نوايى مى زنيد در حاليكه سخن از آيه ى تطهير است و اين آيه آفتابى روشن است.

من واقعاً در تعجبم كه براى فرار كردن از حقيقت آيه دنبال بهانه هاى واهى رفتيد!؟

مگر سوره ى تحريم را درست فهميده ايد كه براى فهم آيه ى تطهير به سوره ى تحريم پناهنده مى شويد!؟

حرفى نيست بعد از اين آيه ى تطهير مى رويم بسوى سوره ى تحريم و هر آيه اى كه دوست داريد تا مفهوم سخنان خداوند براى همه روشن شود.

زيرا الله تعالى در آيات بسيارى حتى فرستاده ى محبوبش رسول الله صلى الله عليه و سلم را نيز مورد مؤاخذه قرار فرموده است و اين نوع مؤاخذه ها در حقيقت علامت محبت است نه ابراز دشمنى خداوند به رسولش.

و همين امر در باره ى زنان رسول الله به وضوح روشن است.

اميدوارم آقاى شيعه نمايشش را برود و در نزديكترين حسينيه به نمايش نهد زيرا مشتريان آن مكان نه سنى شناس هستند و نه برايشان اهميتى دارد كه سنى ها چه مى گويند!

اين نمايش جز يك بازى كودكانه نيست و الا ما كى اين جوابهاى من در آوردى اش را قبول كرديم!؟

خوبست من هم اين نمايش برايتان تأليف كنم :

سنى : سلام آقا شيعه !

شيعه ( با اخم و بد اخلاقى ! ) و عليكم السلام!

سنى : ببينم دوست عزيز آيه ى تطهير رو خوندى ؟

شيعه : معلومه كه خوندم ايناهاش ؛ انما يريد الله .... !!

سنى : اين كه نشد آيه !

اين يك قسمتى از آيه ى تطهير است .

آيه ى كامل اينه : يا نساء النبي .... ( آيه ى ۳۲) و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الأولى و أقمن الصلاة آتين الزكاة و أطعن الله و رسوله إنما يريد الله ليُذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا ( آيه ى ۳۳ )

و اذكرن ما يتلى في بيوتكن من آيات الله و الحكمة إن الله كان لطيفاً خبيرا (۳۴  )

شيعه : اين قسمت آيه كه خدا مى گه ( إنما يريد الله .. ) اصلاً ربطى به اين زنان نداشته است ولى به اينجا چسبانده شده است!

سنى : عجيب !!

خوب ! تعريف كن! ببينم اين آيات را چه كسى  بهم چسبانده !؟

شيعه : نمى دانم ! شايد صحابه اينكار را كرده اند و يا اصلاً رسول خدا !

ولى مى دانم اصلاً اين قسمت آيه رويش به بقيه ى آيه نيست !

سنى : ببينم از كجا اين معلومات كسب فرموده اى !؟

شيعه : از ملاهايمان ! همه شان به ما خبر دادند كه اين آيه اصلاً ربطى به زنان رسول الله ندارد و موقع نازل شدنش هم زنانش را از خانه بيرون كرد!!

و البته احتمال دارد اين قسمت آيه بدست صحابه جابجا شده و اينجا قرار داده شده يا اينكه به هر حال اينجا قرار داده شده ولى بى هدف و بى منظور به بقيه ى آيه !

سنى : خوب ! بقيه ش !؟

شيعه : هيچى همين ! بخاطر همين ما داريم هميشه براى قانع كردن سنى ها برايشان دليل مى بافيم كه باور كنند اين آيه مال زنان رسول خدا نيست!

سنى : خوب مى شه يكى از آن دليها را برايم ببافى !؟

شيعه : بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله!

يكى ش: اينكه آيه دارد ازعصمت مطلق حرف مى زند كه اين از زنان رسول الله بعيد است!

دومى اش : اينكه اصلاً اين زنان رسول خودشان ادعاى عصمت نداشتند!

سنى : واقعاً گل كاشتيد با اين فهمتان !

من كه زبانم بند آمده است !

شما كه به راحتى سخنان خداوند را بى ربط مى دانيد ، حاجتى به سخنان من نداريد!!

بقيه ى نمايش فردا شب !

نسأل الله العافية في الدين و الدنيا و الآخرة ...

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 18:18 |

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای ققنوس به من فرمودند که با آقای اسلامی صحبت کرده ام و ایشان از کارشان عذرخواهی کرده اند و قول داده اند که دیگر پسورد کسی را نگیرند و مطالب کسی را حذف نکنند. به همین علت ما شیعیان تحریم را قطع می کنیم و به مناظره بر می گردیم . بنده پست قبلی را تکرار می کنم. اگر اهل سنت نسبت به جوابهایی که از طرف آنها داده ام اعتراضی دارند بطور مستدل جواب صحیحی را که خودشان می خواهند بنویسند تا بحث را ادامه دهیم.
ضمنا از آقای یوسف هم می خواهم هرچه سریعتر مطالبی را که آماده کرده بودند بفرستند تا روی آن صحبت کنیم.
خانم امه الله ، شما به جای اینکه بنشینید و حرفهای من را خط به خط نقد کنید فقط به کلی گویی و تکرار مطالب قبلی می پردازید. شما اگر هنری دارید لطف کنید و بطور مستدل تک تک این سوالاتی را که از سنی خیالی پرسیده ام را نقد کنید و جواب صحیح را بنویسد. صد البته که هرگز نمی توانید.هرگز !!! تجربه ی این چند ماه مناظره به من ثابت کرده که شما وقتی از جواب دادن عاجز می شوید قسمت کوچکی از مطالب من را آنهم بطور ناقص نقل می کنید و به جای جواب دادن به آن ، کلی گویی می کنید یا مطالب بی ربط می نویسید. بقیه ی مطالب من را هم رها می کنید و اصلا کانه بنده چیزی نگفته ام و ننوشته ام!!! مثلا اگر من 5 صفحه استدلال نوشته باشم شما فقط 5 سطر را نقل می کنید و تازه بجای اینکه به همان 5 سطر جواب بدهید مطالب بی ربط می نویسید. البته این را که می گویم صرف ادعا نیست. اگر یادتان باشد قبلا این حرفم را دقیقا ثابت کردم.
 بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها به شما و دیگر اهل سنت گفته ام که جواب من به شبهات اهل سنت را جواب بدهید  نه اینکه شبهات را تکرار نکنید. اما چون شما از نقل جوابهای من هراس دارید فقط شبهات قبلی را بارها و بارها تکرار می کنید تا بدین وسیله چند سطری را اشغال کرده باشید. اشکالی ندارد. قبر و قیامتی هم هست. سوال و جوابی هم هست.

یک مناظره ی ساختگی بین شیعه و یک سنی :
سنی: اهل البیت در آیه ی تطهیر به معنی زنان است و روایات کسا هم چون با قران متضاد است پس جعلی است.
شیعه: چرا با قران متضاد است؟
سنی: چون بر خلاف سیاق است؟
شیعه : آیه ی تطهیر استطراد است. آیا یکی از خصوصیات استطراد تغییر سیاق و خطاب نیست؟
سنی:بله
شیعه : خوب اگر یکی از خصوصیات استطراد تغییر خطاب است پس چرا می گویید به خاطر تغییر خطاب با روایات متناقض است؟
سنی: والله چه عرض کنم !!
شیعه : خوب بگذریم. یه سوال دارم . مگر نه اینکه شما می گویید خطاب و سیاق در آیه ی تطهیر عوض نشده و لذا منظور همان زنان است ؟
سنی:بله
شیعه : خوب چرا قبل و بعد از آیه ی تطهیر 12 بار از ضمیر مذکر استفاده شده است ولی در آیه ی تطهیر یکدفعه بر خلاف سیاق ادعایی شما ، ضمائر مذکر شده ؟
سنی: چون اهل البیت و اهل و اهل بیت در قران بار ضمیر مذکر خطاب شده اند پس معلوم است که فقط ضمیر مذکر می گیرند.
شیعه : اولا : در خود این مطلب که آیا منظور از آن زنان بوده است یا نه ، اختلاف است.
ثانیا: مگر استفاده ی قران از ضمیر مذکر در چند مورد چیزی را ثابت می کند؟ مگر اثبات شی نفی ما ادا است؟
سنی: خوب حالا که چی ؟ یعنی می خواهید بگید اهل البیت می تواند هم مذکر استعمال شود و هم مونث ؟ کی گفته ؟
شیعه : دقیقا ! اهل البیت هم مذکر و هم مونث می تواند استعمال شود . زمخشری در کتابش می نویسد : یذکر او یونث (یعنی هم مذکر استفاده می شود و هم مونث) . ذهبی هم صریحا می گوید که چون در ایه ی تطهیر مذکر استفاده شده پس زنان منظور نیست. پس اهل البیت هم مذکر استفاه می شود و هم مونث . شما ادعا می کنید سیاق این آیه با قبل و بعدش یکی  است. اگر اینطور می بود بایستی ضمائر هم مانند قبل و بعدش می شد تا کاملا بر زنان اطلاق شود.خوب چطور شده که 12 بار ضمیر مونث آمده و یکدفعه تبدیل به مذکر شده ؟
سنی: چی بگم والله !!
شیعه: یه سوال دیگه دارم.
سنی:بفرمایید
شیعه: مگر شما نمی گید که آیه ی تطهیر به این معنا است که علت تمام آن اوامر و نواهی قبل از آن این است که زنان پیامبر تطهیر شوید؟
سنی:بله
شیعه: مگر نمی گویید که تطهیر اهل البیت از تمامی ارجاس به معنای تطهیرشان از تمامی گناهان کبیره است؟
سنی:بله
شیعه: مگر نه اینکه یکی از اوامر و نواهی خداوند (اطعن الله و رسوله )بوده است ؟
سنی: بله
شیعه : خوب ، حالا اگر زنان پیامبر از خدا و رسولش اطاعت کنند ، فقط از بعضی از گناهان کبیره پاک می شوند یا از تمامی گناهان ؟
سنی: اطاعت از خدا انسان را از تمامی گناهان پاک می کند نه فقط گناهان کبیره. چون اطاعت از خدا شامل اجتناب از  گناهان صغیره هم می شود .
شیعه: پس به این صورت تطهیر از تمام ارجاس به معنای تطهیر از تمامی گناهان است نه فقط گناهان کبیره . درست است ؟
سنی: ظاهرا که چاره ای جز پذیرش این معنا نیست.
شیعه: خوب بنابراین رحمتی را که این آیه شامل اهل البیت کرده است تطهیرشان از تمامی گناهان است. یعنی عصمت . درسته؟
سنی: ظاهرا که درسته
شیعه: زنان پیامبر معصوم بوده اند؟
سنی: نه خیر
شیعه: پس منظور از اهل البیت زنان نیست . درسته ؟
سنی ؟ چه عرض کنم؟!!!!
شیعه: یه سوال دیگه اجازه می دید بپرسم؟
سنی: خواهش می کنم .
شیعه: آیا تطهیر در این آیه تشریعی است؟
سنی: بله
شیعه: مگر نه اینکه تطهیر تشریعی خداوند مخصوص تمام انسانها است و شامل افراد خاص نمی شود؟
سنی: بله
شیعه: چرا خداوند تطهیر اهل البیت در این آیه را منحصر در انها کرده و فرموده که تمام ارجاس را فقط از آنها دور می کند؟
سنی: چطور ؟
شیعه: با آوردن لفظ انما که از قوی ترین ادات حصر در عربی است
سنی: چه می دانم !!
شیعه: یه سوال دیگه بپرسم ؟
سنی: بفرمایید.
شیعه: شان نزول این آیه چه واقعه ای است و آن واقعه درباره ی چه کسانی بوده است؟
سنی: واقعه ی کسا است . واقعه کسا هم درباره ی اهل کسا بوده است.
شیعه : خوب وقتی شان نزول یک آیه درباره ی اهل کسا است به این معنا است که آن آیه درباره ی زنان نازل شده دیگه ؟!!!
سنی: البته بعضی ها هم می گویند که درباره ی زنان نازل شده
  .
شیعه: معروفترین آنها عکرمه است که تازه همان روایت عکرمه هم بهترین دلیل بر کذب این مدعا است و علتش را هم قبلا برای دوستانتان توضیح داده ام.
سنی : سوال دیگری ندارید؟من یک مقداری عجله دارم و باید برم!!
شیعه: بله چند تا سوال دیگه مونده. یکیش اینه که آیا آیه ای را که خداوند فرموده منحصر به افراد خاصی است پیامبر می تواند تعمییم دهد؟ یعنی آیا می شود خدا بفرماید که این آیه مخصوص الف و ب و ت و ج است اما پیامبر بفرماید که نه ، این آیه نسبت به دیگران هم تعمیم دارد .
سنی : خیر
شیعه: پس این روایت مسلم که این آیه را مخصوص اهل کسا می داند به چه معنا است؟
روى مسلم في صحيحه والحاكم في مستدركه والبيهقي في سننه الكبرى وكلّ من الطبري وابن كثير والسيوطي في تفسير الآية بتفاسيرهم واللفظ للأوّل عن عائشة قالت:خرج رسول الله غداة وعليه مرط مُرحّل من شعر أسود، فجاء الحسن بن عليّ فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معه، ثمّ جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء علي فأدخله، ثمّ قال: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)
پیامبر این آیه را در مورد اهل کسا بکار برده است و خود اهل سنت هم به صحت این روایت اذعان دارند. از طرفی گفتیم که پیامبر نمی توانسته است این آیه را سر خود تعمیم دهد. لذا اگر پیامبر تفسیری از این آیه ارائه داده اند مشمولین حقیقی این آیه را بیان کرده اند نه اینکه به قول اهل سنت بخواهند این رحمت را به دیگران تعمیم دهند.
سنی: چی بگم والله !!
شیعه: یه سوال دیگه بپرسم؟
سنی : خواهش می کنم.
شیعه: اهل سنت می گویند که آیه ی تطهیر درباره ی زنان است و به این معنا است که علت آن اوامر و نواهی این است که اگر زنان پیامبر به آنها عمل کردند خداوند آنها را از ارجاس پاک می کند . ضمنا اگرچه این آیه درباره ی زنان است و به معنای اراده ی تشریعی است اما پیامبر چون رحمه للعالمین است این آیه را به اهل کسا هم تعمیم داده است و برای اهل کسا دعا فرمود تا آنها نیز مشمول این رحمت شوند.
سنی: درست است. این نظر اهل سنت است.
شیعه: بنابراین شرط اینکه این رحمت شامل زنان شود عمل به آن اوامر و نواهی است؟
سنی: بله
شیعه: یکی از آن اوامر و نواهی (اطعن الله ) است . اطاعت از خداوند شامل تمام گناهان چه کبیره و چه صغیره می شود و این یعنی عصمت از تمام گناهان . حالا سوالم این است که آیا زنان به این امر خداوند عمل کردند؟
سنی: خیر. کاملا عمل نکردند. زیرا به هر حال گناهان کبیره یا صغیره ای داشته اند.
شیعه: پس شرط محقق نشده است و این رحمت که در آیه ی تطهیر وجود دارد شامل آنها نشده است ؟
سنی: ظاهرا که اینطور است.
شیعه: از طرفی شما گفتید که پیامبر با دعای خویش این رحمت را شامل اهل کسا هم کرده اند و از طرفی می دانیم که پیامبر مستجاب الدعوه بوده است.
سنی: خوب که چی؟
شیعه : یعنی اینکه زنان مشمول این رحمت نشده اند زیرا شرطش محقق نشده است. اما قطعا اهل کسا مشمول این رحمت هستند. زیرا با دعای پیامبر مشمول این رحمت شده اند و شمولیت آنها مشروط نبوده است و پیامبر هم مستجاب الدعوه بوده اند.
سنی: ظاهرا که درست می فرمایید. اما سلف صالح ما نظری غیر از این داشته اند .
شیعه:
اولا: اسلام به ما دستور داده که به حکم عقلمان عمل کنیم .
ثانیا: اتفاقا بعضی از علمای خودتان هم نظری مانند شیعه دارند و این مطلب از اختراعات شیعه نیست.به این اقوال توجه کنید:
**ذهبی در کتابش تصریح می کند که اجماع مفسران بر این است که چون ضمیر در اینجا تغییر کرده پس اهل البیت زنان نمی توانند باشند و اهل البیت همان اهل کسا هستند: ( أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ، لتذكير ضمير ( عنكم ) وما بعده )
** زمخشري مي گويد: خداوند از گناهان کنايه به رجس تعبير نموده و از تقوي به طهر چنان که بدن با نجاسات آلوده مي شود درون با گناهان آلوده مي شود (زمخشري، الکشاف، بيروت، چاپ سوم، ج 3، ص 538)
** ابن حجر هيثمي (با همه تعصبي که دارد) مي گويد: «اين آيه منبع فضائل اهل بيت نبوي است براي اين که حاوي درخشان ترين مناقب ايشان و شامل توجه به شأن (رفيع) آنان است، چرا که با لفظ «انما» آغاز مي گردد و «انما» افاده حصر مي کند درباره اراده خداي متعال در منزه نمودن آنان از رجس و رجس نيز همان گناه است اين آيه هم چنين بيانگر اراده خداوند در تطهير اهل بيت از جميع خصوصيات اخلاقي و احوال مذموم است و اين که در بعضي از طرق نقل شده که آتش و جهنم بر آنان حرام است همان فايده اين تطهير است مي باشد. (ابن حجر هيثمي، الصواعق، بيروت، دار الکتب العلميه، 1414 ه ق، ص 223)
** فخر رازی درباره ی حدیث کسا می گوید: (این روایت گویا اتفاق بر صحت آن نزد مفسران و اهل حدیث است)
** ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه می گوید: (حدیث از احادیث صحیح السندی است که احمد و ترمزی از ام سلمه نقل کرده و نیز مسلم در صحیح خود از عایشه نقل نموده است )
** ترمزی حدیث کسا در قسمتی از کتابش قرار داده است که مربوط به روایاتی است که درباره ی آیات قران نازل شده است. این نشان می دهد که از نظر او شان نزول این آیه همان قضیه ی کسا است و حدیث کسا مفسر آیه ی تطهیر است.

سنی: خوب حرف دیگری ندارید؟
شیعه: دو تا حدیث برای شما می گویم . ممکن است نظرتان را بفرمایید؟
سنی: بفرمایید؟
شیعه:
**قندوزی حنفی در کتابش الینابیع الموده از ابن عباس نقل می کند که : عن الاصبغ ابن نباته عن عبدالله ابن عباس قال : سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: انا و علی و الحسن و الحسین و تسعه من ولد الحسین مطهرون معصومون ( ابن عباس می گوید که از پیامبر شنیدم که می فرمود : من و علی و حسن و حسین و 9 نفر از اولاد حسین پاک و معصوم هستیم)
این روایت را حموینی هم نقل کرده است .

** عن جابر ابن عبد الله انصاری سالت رسول الله .... فأنا أتقى ولد آدم وأكرمهم عند الله ، ولا فخر ، ثم جعل القبائل بيوتا فجعلني في خيرها بيتا ، فذلك قوله تعالى : ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) فأنا وأهل بيتي مطهرون من الذنوب .

آیا کسی می تواند این احادیث صریح را ببیند که تایید کننده ی مطالب دیگر هم هست و به حقانیت مذهب شیعه یقین نکند؟
سنی: فکر می کنم که اگر تعصب را کنار بگذرم راهی ندارم جز اینکه بپذیرم اهل کسا معصوم هستند و اهل البیت زنان نیستند.
شیعه: احسنت. جزاک الله خیرا
+ نوشته شده توسط اقای شیعه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 14:53 |
الحمدلله ...

واقعاً جاى تأسف است كه آقاى شيعه عين كلامى را كه نتوانسته بما نسبت دهد در اين نمايشش به سنى نسبت داده و البته سنى مورد علاقه ى آقاى شيعه شخصى ست كه در جواب هر شبهه اى مى گويد : مثل اينكه حق با شماست

اين همان بازى كتاب المراجعات است كه جناب سنى مورد علاقه شان مانند يك بچه ى حرف شنو اعتراضى ندارد جز قبول سخن حق !! البته حقى كه آقاى مؤلف شيعه در نظر داشته است!
خوب حالا بعد از اين نمايش بى مزه ، بهتر است جدى تر باشيم.

آقاى شيعه تا حالا اصلاً شما نتوانستى ثابت كنى كه آيه ى تطهير استطراد است !

و نتوانستى دليلى بياورى مبنى بر اينكه آيه ى تطهير بريده و غير متصل نازل شده است!

بهتر است اين بوق و سازها را كنار نهاده و عاقل تر باشيد

در ضمن از آقاى مدير خواهانم اين نمايش من در آوردى آقاى شيعه را حذف نكند تا همه متوجه ى اين فهم و استدلالات آقاى شيعه بشوند.

و از مهمانان شيعه مى خواهم شخصى را انتخاب كنند كه بتواند بصورت علمى و مرحله به مرحله به بحث ادامه دهد.

منظورم اينست كه با يستى ابتدا هر طرف ادعاى خود را اثبات و بعد از آن طرف مقابل را ملزم به قبول كند نه اينكه بمانند انسان خواب رفته به رؤياها و كابوسهاى خود مشغول شود!

فكر مى كنم علت جار و جنجال كنونى اينست كه آقاى شيعه و ققنوس تاكنون قادر به اثبات ايده هاى خود نشدند.

شايد بهتر بود اشخاصى قوى تر به ميدان مى آمدند تا ما را به زحمت بياندازند زيرا اين سخنان تكرارى بى سند آقايان اهل تشيع ، ملال آور شده است.

 

مدتهاست كه آقاى شيعه ادعا دارد كه آيه ى تطهير استطراد است يعنى ربطى به كل آيه  ندارد !

و همينطور برايمان ليستى آورده كه فلان صحابى نيز اين را قبول كرده است!

و ايشان اين حقيقت را نهان مى كند كه صرفاً نام صحابى در يك حديث دليل بر صحتش نيست و الا هزاران قول به جناب رسول الله نيز نسبت داده شده كه دروغ و جعلى ست.

بهتر بود آقايان شيعه و ققنوس كمى بهم كمك مى كردند و هر كدام يك ايراد محكم به سخنان ما وارد مى كردند تا ما نتوانيم آنرا رد كنيم !

مثلاً ثابت كنند كه اين قسمت آيه ى تطهير ( انما يريد الله ... ) اشتباهى به بقيه ى آيه وصل كرده اند و خدا و رسولش اينكار را نكردند ( مانند آقاى يزدانى كه اين حرف را مردانه زدند و در رفتند! )  !

 

اللهم اهدنا و اهد بنا

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 14:10 |
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای اسلامی

جنابعالی به هیچ وجه حق ندارید پست بنده را حذف کنید. در صورتی که به هر دلیل این پست حذف شود تمام مناظره کنندگان شیعه از وبلاگ خارج خواهند شد.شما اگر خیلی هنر داری مطالبی را که نوشته ام نقد کن.البته كه چنين هنري نداري. زيرا قبلا در حدود ۱۰ بار شما را به مناظره دعوت كردم اما حاضر نشدي مناظره كني . اهل سنت هیچ جواب مقبولی به جز آنهایی که نوشتم را ندارند. اتفاقا به همین خاطر هم هست که شما آمپرتان بالا رفته است.
علی ای حال باز هم اخطار می کنم اگر پست بنده را حذف کردید از وبلاگ خارج خواهیم شد و این لکه ننگ برای شما باقی خواهد ماند. البته انتظاری هم جز این از شما نیست. یکبار پسورد آقای یزدانی را می گیرید . یار دیگر پسورد آقای ققنوس را می گیرید و الان هم می خواهید مطالب مستدل بنده را حذف کنید.
من در بلاگفا یک وبلاگ پشتیبان ساخته ام تا اگر شما کار نسنجیده ای انجام دادید مناظره به آن وبلاگ منتقل شود. از دوستان اهل سنت می خواهم اگر آقای اسلامی پست مرا حذف کردند و آنها نیز مایل به ادامه ی مناظره بودند به وبلاگ زیر رجوع کنند.(این وبلاگ را جدیدا ساخته ام):
http://www.monazere3.blogfa.com/
مديريت كامل اين وبلاگ بر عهده ي من و خانم هدايت خواهد بود و ديگر مناظره كنندگان هم بصورت محدود به قسمت مديريت دسترسي خواهند داشت. اينطوري عدالت هم رعايت خواهد شد .

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 11:50 |
السلام عليكم

تا اين مرحله متوجه شده ام كه بسيارى از دوستان محترم شيعه قبول كردن اينكه نسبت به اهل بيت رسول الله ، شموليت واسع دارد را قبول دارند.

و اين عجيب نيست زيرا قرآن شاهد است كه اهليت در جاهايى از قرآن به همراه تبعيت آمده است بمانند فرزند نوح كه بخاطر عدم تبعيت از او از اهليت نوح عليه السلام خارج شد.

و يا زن لوط كه استثناءً از اهل لوط اخراج شد .

و اين مثالها با وجود اين ،نشان دهنده ى اينست كه هميشه زن و فرزند ، اهل مرد هستند و  فقط در صورت استثناء و علت و سبب آن مى توان اين امر را نقض كرد.

مثلاً در باره ى رسول الله ، فقط طلاق دادن زنى از زنانش حكم اخراج آن زن از اهليت او مى شد .
زيرا در شريعت اسلام زن كافر نمى بايد در عصمت مرد مسلم باشد .

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( سورة الممتحنة - الآية 10)

زنان كافر را نزد خود نگه نداريد ...

و ابوبكر رضي الله عنه بعد از نزول اين آيه ، زن مشركه اى داشت كه او را طلاق داد.

بارها من اين سؤالها را از تشيع كرده ام و اثرى از جواب آن نديدم كه آيا اصول و احكام دين را بايستى از آيات محكمات استنباط كرد يا از آيات متشابهات؟

و آيا اين آيه ى تطهير از آيات محكمات است يا متشابهات ؟ با دليل .

و آيا آيه ى تطهير ، از كجا بنام آيه ى تطهير ناميده ايد؟

غير از اينست كه آيه براى تطهير سبب و مسبباتى ذكر كرده است كه آنهم اوامر و نواهى خداوند به مخاطبان آيه؟

و تطهير اهل البيت نتيجه ى نهايى التزام آنان به اسباب تطهير ( اوامر الهى ) مى بوده است.

البته بستن ديده از حقايق آسان است اما نمى توان ديده ى همه ى مردمان را بست!

اين آيه ى تطهير از آيات واضح و محكم است كه شبهه اى بر آن نيست و نمونه ى اين آيه در