تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَطَنَ خَفِيَّاتِ الْأَمُوُرِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ أَعْلَامُ الظُّهُورِ وَ امْتَنَعَ عَلَى عَيْنِ الْبَصِيرِ فَلَا عَيْنُ مَنْ لَمْ يَرَهُ تُنْكِرُهُ وَ لَا قَلْبُ مَنْ أَثْبَتَهُ يُبْصِرُهُ سَبَقَ فِي الْعُلُوِّ فَلَا شَيْ‏ءَ أَعْلَى مِنْهُ وَ قَرُبَ فِي الدُّنُوِّ فَلَا شَيْ‏ءَ أَقْرَبُ مِنْهُ فَلَا اسْتِعْلَاؤُهُ بَاعَدَهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَا قُرْبُهُ سَاوَاهُمْ فِي الْمَكَانِ بِهِ لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِهِ فَهُوَ الَّذِي تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُودِ عَلَى إِقْرَارِ قَلْبِ ذِي الْجُحُودِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَقُولُهُ الْمُشَبِّهُونَ بِهِ وَ الْجَاحِدُونَ لَهُ عُلُوّاً كَبِيراً .

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالًا فَيَكُونَ أَوَّلًا قَبْلَ أَنْ يَكُونَ آخِراً وَ يَكُونَ ظَاهِراً قَبْلَ أَنْ يَكُونَ بَاطِناً كُلُّ مُسَمًّى بِالْوَحْدَةِ غَيْرَهُ قَلِيلٌ وَ كُلُّ عَزِيزٍ غَيْرَهُ ذَلِيلٌ وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيْرَهُ ضَعِيفٌ وَ كُلُّ مَالِكٍ غَيْرَهُ مَمْلُوكٌ وَ كُلُّ عَالِمٍ غَيْرَهُ مُتَعَلِّمٌ وَ كُلُّ قَادِرٍ غَيْرَهُ يَقْدِرُ وَ يَعْجَزُ وَ كُلُّ سَمِيعٍ غَيْرَهُ يَصَمُّ عَنْ لَطِيفِ الْأَصْوَاتِ وَ يُصِمُّهُ كَبِيرُهَا وَ يَذْهَبُ عَنْهُ مَا بَعُدَ مِنْهَا وَ كُلُّ بَصِيرٍ غَيْرَهُ يَعْمَى عَنْ خَفِيِّ الْأَلْوَانِ وَ لَطِيفِ الْأَجْسَامِ وَ كُلُّ ظَاهِرٍ غَيْرَهُ بَاطِنٌ وَ كُلُّ بَاطِنٍ غَيْرَهُ غَيْرُ ظَاهِرٍ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ( صلى الله عليه وآله ) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ

اما بعد ؛

به حول و قوه ی خداوند منان این بنده ی حقیر توفیق پیدا کردم که در ماه های مبارک شعبان و رجب به زیارت خانه ی خدا و رسول خدا و حضرت فاطمه ی زهرا و ائمه ی بقیع و صحابه ی مکرم رسول خدا مشرف شوم . از خداوند متعال می خواهم که توفیق زیارت این مشاهد مشرفه و نورانی را به تمام علاقمندان عنایت فرماید.

در طول این سفر با مسائل گوناگون و مختلفی روبرو شدم و خاطرات و تجربیات زیادی را بدست آوردم که قصد دارم آن قسمتی از آنها را که به بحث شیعه و سنی و وبلاگ ما مربوط می شود را در اینجا بیاورم.امیدوارم این خاطرت و نکته هایی که از سفر ذکر می کنم باعث تامل دوستان و تذکار آنها شود.

1- از زشتترین صحنه هایی که غالبا زوار با آن مواجه می شوند ، برخورد بسیار بد و خلاف ادب و وحشیانه و خشن وهابی ها است . این آقایان گویا حرمین شریفین را که متعلق به تمام مسلمین است را ملک طلق خودشان می دانند و بسیار بد با زوار بخصوص زوار شیعی برخورد می کنند .

2- در این سفر دو بار بنده از طرف روحانیون وهابی که در بقیع هستند تهدید شدم  و ضمنا روحانی کاروان را هم به جرم اینکه مشغول توضیح وضعیت مسجد النبی بود و اجتماع تشکیل داده بود بازداشت کردند . در ضمن یکی از افراد کاروان را هم یک شب بازداشت کردند.

3- در یک جلسه که با روحانی کاروان داشتیم ایشان به ما تذکر دادند که یکی از شگرد های وهابی ها این است که خصوصا شیعیانی را که در حال طواف هستند را بهانه ی اینکه به زنان مردم نظر بد می کنند بازداشت می کنند و از ما خواستند که از این جهت مراقب باشیم. جالب است که ظاهرا یک روز بعد از آن بود که یکی از اعضای کاروان در کنار خانه ی کعبه بوسیله ی مامورین وهابی بازداشت شد. جرم او هم انطوری که شنیدم این بوده که به زنان مردم نگاه بد می کرده است. خیلی جالب است. یک فرد صدها کیلومتر را تا مکه طی کند و چند صد هزار تومان هزینه کند و 15 روز به خودش زحمت بدهد و بیاید مکه و در کنار کعبه و خانه ی خدا نگاه شهوت آلود به مردم کند؟ کدام عاقلی چنین چیزی را باور می کند؟ این نوع برخورد ها هدفی جز ایجاد فضای رعب و وحشت برای شیعیان نیست.

4- کفار وهابی از تبرک جستن به خود خانه ی کعبه و پرده های آن و مقام ابراهیم و ضریح رسول خدا و قبور ائمه ی بقیع و در و دیوار مسجد جلوگیری می کردند و افرادی را که مبادرت به انجام این عمل می کردند را با القابی مانند مشرک و خرافاتی و ... می خواندند. اما نکته ی جالب این بود که من از دو نفر شنیدم که می گفتند ما به چشم خودمان دیدیم که خود وهابی ها بعد از نماز به بدن و لباس امام جماعت مسجد الحرام تبرک می جستند و بر سر و روی او می کشیدند !!!

5- بار ها از وهابیان و آخوندهای آنها در بقیع شنیدیم که می گفتند مرده ها دیگر چیزی نمی شوند و مرده اند و شما که آنها را می خوانید مشرک هستید . اما جالب این بود که بالای مزار رسول خدا این آیه را نوشته بودند :
( لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ) به خاطر همین اگر شیعیان گاهی صدای خودشان را بلند کنند و یا بخواهند صلواتی را بفرستند آنها ممانعت می کنند و دلیلشان هم این است که انسان نباید صدایش را نزد پیامبر بالا ببرد . ای کاش یکی از این نادانان و جهال می پرسید که مگر شما نبودید که می گفتید که پیامبر مرده ای بیش نیست و نمی شنود و صدا زدن مرده ها شرک است ؟!! عجب روزگاری شده ! در کنار قبر پیامبر که می رویم ایشان می شنوند و زنده هستند اما چند صد متر آنطرف تر ایشان را می کشند و کر می کنند. معاذ الله

6- از یکی از مبلغان وهابی در کنار بقیع پرسیدم که مگر شما نمی گویید که مشرکان نجس هستند ؟ گفت که بله همینطور است. گفتم مگر نه اینکه اعمالی نظیر توسل و سجده بر مهر و استشفاع و تبرک و زیارت قبور و .... از نظر شما شرک است و مگر نه اینکه ما شیعیان تمام این کارها را انجام می دهید. گفت : آری . گفتم : با این حساب شیعیان ایران و لبنان و عراق همگی از نظر شما مشرک و نیز نجس هستند . حالا سوال من این است که با وجود اینکه قران ورود مشرکان و و نجس کردن مسجد الحرام را حرام اعلام کرده است پس شما چرا شعیان نجس را در مسجد الحرام راه می دهید؟
این سوال را که از وی پرسیدم چنان مبهوت شد که آیه ی شریفه ی (فبهت الذی کفر) را تداعی می کرد. ضمنا بعد از این سوال ، این مبلغ وهابی به من هشدار داد  که مواظب باش زیرا عاقبت این سوالات زندان است!!!!

7- به یکی از مبلغان وهابی گفتم که چه فرقی هست بین توسل به دعای زنده و توسل به دعای مرده ؟ مگر نه اینکه پسران حضرت یعقوب متوسل به دعای پدرانشان شدند؟ اگر این توسل شرکنباشد پس توسل به دعای مرده هم شرک نیست . زیرا اصل اساسی در توسل این است که برای خدا شریک قرار داده شود. حالا فرقی نمی کند که این شریک پیامبر باشد یا امام و زنده باشد یا مرده . به هر حال (ما سوی الله) است . چرا شما توسل پسران یعقوب به پدرانشان و توسل عمر به دعای عموی پیغمبر را شرک نمی دانید اما توسل به دعای مرده را شرک می دانید؟ فوقش می توانید بگویید که توسل به مرده نفعی ندارد اما به هیچ وجه نمی توانید ادعا کنید که شرک است.
اما ذدر مقابل این سوال من ، مبلغ وهابی گفت که من دیگر با تو صحبت نمی کنم و به گوشه ی دیگری رفت و اصلا دیگر هرچقدر او را صدا زدم نمی آمد. حتی با صدای بلند هم به عربی و هم به فارسی به او گفتم که چرا فرار می کنی ؟ اما باز هم برای جواب دادن نیامد !!!

8- مسئله ی مهم دیگری که مورد توجهم قرار گرفت سهل انگاری خدام وهابی مسجد الحرام در تطهیر مسجد بود. در حالیکه قسمتی از مسجدالحرام به علت خونریزی یکی از حاجی ها به شدت خون آلود شده بود اما این مدعیان توید ، اصلا در صدد تطهیر آن بر نمی آمدند و خود ان حاجی مجبور شد با دستمال آن را پاک کند !!!
9- در حالیکه پیامبر اکرم سفارش فرموده اند که نماز را نباید زیاد طول داد و باید مراعات اضعف مردم را کرد اما مشاهده می کنیم که امام جماعت مسجد الحرام که گویا خیلی از صوت خودش لذت می برد و کیف می کرد شاید حدود نیم ساعت نماز دو رکعتی صبح را طول می داد و سوره های بلند و بعضا آیه های سجده دار  می خواند .

10- در کنار خانه ی حضرت زهرا با یک سنی مشغول صحبت شدم که اهل جده بود . وقتی از او سوال کردم که توسل و زیارت و ... چه اشکالی دارد که شما اینقدر ما را به شرک متهم می کنید جواب داد : بنده سنی هستم نه وهابی و کار این وهابی را هم قبول ندارم و گفت که در عربستان همه ی مردم عقاید وهابیت را قبول ندارند و حتی می گفت که بنده خودم هم توسلات انجام می دهم و هم به زیارت می روم و ضمنا گفت که دوست دارم به زیارت عتبات عالیات در عراق بروم. (قابل توجه خانم امه الله که اصرار دارند که وهابی ها از سنی ها جدا نیستند)

  

خداوندا به حق پیامبر و اولیائت حرمین شرفین را از رجس و نجاست وهابیت پاک و تطهیر بفرما و خذلان و خواری و لعنت خودت را بر مغرضانشان فرود بیاور و انتقام اهل بیت را از ظالمین به آنها و در این زمان از وهابیت و آل سعود بگیر .

(از آقای عبدالله می خواهم که اگر اماده ی ادامه ی بحث هستند اعلام کنند)

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 20:42 |

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 11:27 |

به نام الله

 

بیان مختصر منهج قران  در باب علم غیب

بیان منهج شیعه در باب علم غیب

بیان موضع اهل بیت در باب علم غیب

 

جواب به گفته های ققنوس

گفته های ققنوس رنگ قرمز

مطالب مهم رنگ ابی

 

(* ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ (44) ]ل عمران

در آیه بالا خداوند می فرماید آن علم غیبی را که جز خودمان ندارد به تو وحی کردیم*)

 

عجب ترجمه ای کردی

ترجمه این می شود :

اين [جمله] از اخبار غيب است كه به تو وحى مى‏كنيم و [گرنه] وقتى كه آنان قلمهاى خود را [براى قرعه‏كشى به آب] مى‏افكندند تا كدام يك سرپرستى مريم را به عهده گيرد نزد آنان نبودى و [نيز] وقتى با يكديگر كشمكش مى‏كردند نزدشان نبودى

(* نکته مهم اینجاست که خداوند در آیاتی که می فرماید هیچ کس جز من علم غیب را نمی داند به این معنی است که هیچ معبودی در عالم و هیچ دانای غیبی در کنار خدا و به استقلال از او وجود ندارد و همه چیز از او منشا می گیرد. و این اوست که به بقیه می دهد اگر بخواهد

همانطور که می فرماید (( لا حول و لا قوه الا بالله )) هیچ حول و قوه ای نیست مگر به خدا.

پس اشتباه فاحش شما در این زمینه خیلی واضح آشکار شد. خداوند نفی هر داننده غیبی به غیر از خودش را در عالم کرده نه این که اعطای علم غیب را به دیگران نفی کند!!!!!!!!   *)

 

شما به اشتباه رفته اید خداوند به هیچ کس علم غیب نداده بلکه از طریق وحی و فقط وحی ان هم فقط پیامبران ان هم فقط در بعضی امور و خیلی کم خبر دار کرده که لازمه نبوت و رساندن تبلیغ به مردم بوده نه چیز دیگری (مثلا در مورد سمی که در غذایشان ریختند)

 

(* عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً (26)اِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) جن

دراین آیه هم تفصیل آیاتی که شما ذکر کرده اید آمده است که می فرماید ما علم غیب را به هرکسی که رسول از او راضی باشد خواهیم داد.
لااقل شما معتقد هستید که پیامبر از علی راضی است

خدا در آیاتی از قرآن نفی داننده غیبی جز خود می کند نه نفی اعطای علم غیب به هرکس که بخواهد.
به راستی چرا دست خدا را در اعطای کمالات می بندید؟؟ *)


عجب تحریفی نمودید خداوند به هر که پیامبر از او راضی است علم غیب می دهد !!!!!!!!!

 

ترجمه اینه:

قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا ﴿25﴾

بگو نمى‏دانم آنچه را كه وعده داده شده‏ايد نزديك است‏يا پروردگارم براى آن زمانى نهاده است (25)

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿26﴾

داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند (26)           

 إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27﴾

جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27)

اولا : دادن علم غیب نیست بلکه اگاه کردن از اخبار غیبی است

دوما : علم نیست

سوما: خشنودی پیامبر مورد نظر نیست

چهارما : فقط شامل پیامبران است نه کس دیگری

پنجما:  از طریق جبرئیل است نه عطای علم

ششما : ایات دیگربیشتر توضیح می دهند

 

 (* اما اگر منظورتان حضرت علی است باید بدانید که او جان و نفس پیامبر خاتم است و پیامبر خاتم از عیسی مسیح برتر و بالاتر است. که این هم ارتباطی به غلو ندارد چون اثبات این قدرت برای علی و ائمه بسیار راحت است *)

اول اثبات کن بعد استناد لطفا ...........

 

(* در سوال دوم ذوالقرنین نمونه بسیار خوب قرآنی می تواند برایتان باشد. چون نبی نبود درعین حال قدرت الهی ماوراء بشری داشت. حال از هر جا این قدرت به او می رسید تو همان را برای ائمه شیعه می توانی فرض کنی!*)

 

این هم از اون حرف هاست که شما در مورد امامانتان در کتاب هایتان دارید

انچه که خوبان دارند همه یکجا دارند

از معجزه در گهواره صجبت کردن حضرت عیسی گرفته تا عمر هزاران ساله نوح

به اضافه معجزاتی مانند رشد سریع  و... که نمونه اش بی نظیره

اهل سنت معجزه را فقط مربوط به پیامبران میدانند

شما در جواب ما که مثلا می گیم حضرت علی مرده زنده نمی کرد می گویید چطور مگه عیسی مرده زنده نمی کرد این شد جواب نه

شما باید ثابت کنید که حضرت علی مرده زنده می کرد نه حضرت عیسی

 ( از قران و سنت در حالی که ما از قران و سنت خلاف حرف شما را ثابت می کنیم)

 

مثل اینه که من بگم پیامبر در گهواره صحب می کرد و شما بگی دلیل بیاور بگم چون عیسی در گهواره صجبت می کرد و...  (با توجه به اینکه حضرت محمد پیامبر بوده )

 

 

 

 

منهج اهل سنت

 

دانستن غیب در وحی بوده نه در دانستن فل بداهه و انی یعنی علم غیب نبوده بلکه ابلاغ بوده

 

(( لا حول و لا قوه الا بالله )) هیچ حول و قوه ای نیست مگر به خدا.

هیچ قدرتی غیر از قدرت خدا نیست اشاره به منبع اصلی قدرت می کند و خداوند این را در اختیار همگان قرار داده و علم غیب را در اختیار هیچ کس

 

شما باید ثابت کنید که به ایشان وحی میشود نه به دیگران وحی میشده

 

تا حال هیچکس ادعای علم غیب نکرده حتی موس هم که به دستور خدا کارهای خضر را می دید تعجب میکرد چون علم غیب نداشت و خضر هم فقط ماموری بود از طرف خدا نه عالم الغیب

 

قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿188﴾

بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مى‏دانستم قطعا خير بيشترى مى‏اندوختم و هرگز به من آسيبى نمى‏رسيد من جز بيم‏دهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مى‏آورند نيستم (188)

 

يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

 ”روزی كه خدا پيغمبران را جمع می كند و از آنان ميپرسد چه مقدار مورد اجابت قرار گرفتيد؟ می گويند نمی دانيم ، خدايا تنها تو هستی دانای غيبها (109 مائده)

 

قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿65﴾

بگو هر كه در آسمانها و زمين است جز خدا غيب را نمى‏شناسند و نمى‏دانند كى برانگيخته خواهند شد (65)

 

حضرت علی در مورد مرگ پیامبر این چنین می گوید

" بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه و الانباء و اخبار السماء  " و...            

یعنی پدر و مادرم فدایت باد ای پیامبر خدا اخبار اسمانی که با مرگ دیگر پیامبران قطع نگردید با مرگ تو قطع گردید

 

پس ثابت شد

- که هیچ کس علم غیب ندارد

- ابلاغ اخبار غیبی به پیامبران از طریق وحی بوده  و با حضرت محمد خاتم یافته

 -------------------------------------------------------

جواب به بعضی شبهات

رسول خدا و أئمّه هدیu پیشگوئیها کرده و بسیاری از مطالب را خبر داده‌اند. ولی خودشان به پیروی قرآن فرموده‌اند ما علمی به غیب نداریم. حال باید بررسی کرد.

ما می‌دانیم که قرآن راست می‌گوید که در سورة انعام آیة 50 فرموده :

) @è% Hw ãAqè%r& óOä3s9 “ωZÏã ßûÉî!#t“yz «!$# Iwur ãNn=ôãr& |=ø‹tóø9$#  (     

                                                                    (انعام / 50)

«بگو من نمی‌گویم خزائن الهی نزد من است و غیب نمی‌دانم».

که صراحت دارد که رسول خداr غیب نمی‌داند و عالم به غیب نیست. و در آیة دیگر فرموده : «إنّما الغیب لله». یعنی علم غیب منحصر به خدا است، و مانند این آیات در قرآن بسیار است. حال اگر کسی بگوید چگونه پیغمبرr غیب نمی‌داند با این همه اخبار غیبی که از ایشان نقل شده؟ جواب این است که هر کس از آینده خبر دهد عالم الغیب نیست زیرا هر مسلمانی می‌داند و خبر می‌دهد که مرگ و قبر و برزخ و حشر و نشر و کتاب و حساب و صراط و دوزخ و جنّت حقّ است با اینکه خود را عالم غیب نمی‌داند و با این حال ما را عالم الغیب نمی‌گویند، چرا؟ برای اینکه ما از وحی قرآن و یا از سابقین خود و آنان از صادق مصدّقی مانند رسول خداr شنیده‌اند و رسول خدا از جبرئیل و او از حق تعالی شنیده، و هر کس خبر راست غیبی شنید، عالم الغیب نمی‌باشد. رسول خداr و حضرت امیرu و اصحاب با تقوای ایشان همه از متّقین بوده و ایمان به اخبار غیب الهی قرآن دارند و همه مشمول آیة {هُدىً لِلْمُتَّقِينَ_ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ} سورة بقرة(2/3)

 بوده‌اند. یعنی رسول خدا و اصحاب اخیار او به اخبار غیبی که به او وحی شده ایمان دارند، و او به حضرت امیر نیز اخبار کرده . مثلاً حضرت امیرu در خطبة 128 نهج‌البلاغه بالای منبر از ترکهای مغول و خرابی ایشان خبر می‌دهد و چون این خبر غیبی بود، یکی از اصحاب او عرض کرد یا امیرالمؤمنین «لقد أعطیت علم الغیب فضحک علیه‌السّلام و قال للرّجل یا أخاک کلب لیس هو بعلم الغیب و إنّما هو تعلّم من ذی علم». یعنی یا امیرالمؤمنین به شما علم غیب عطا شده، حضرت خندید و به او فرمود ای برادر کلبی این خبریکه از مفعول دادم علم غیب نیست و همانا این خبری است که از رسول خداr تعلّم گرفتم. پس در این خطبه حضرت صریحاً فرموده من عالم الغیب نیستم. باید دانست هر کس از دیگری خبری بگیرد و اگر چه خبر غیبی باشد او را عالم الغیب نمی‌گویند، اگر به آن خبر ایمان دارد او را مؤمن بالغیب می‌گویند عالم الغیب طبق منطق قرآن به آن خدائی می‌گویند که خودغیب می‌داند و از دیگری نگرفته است و رسول خداr و امامu مؤمن به غیب می‌باشند.

:

سورة جن آیة 25 و 26 و 27

)  ö@è% ÷bÎ) ü”Í‘÷Šr& Ò=ƒÌs%r& $¨B tbr߉tãqè? ôQr& ã@yèøgs† ¼çms9 þ’În1u‘ #´‰tBr& ÇËÎÈ ãNÎ=»tã É=ø‹