تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

 

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

خانم تهراني ميگويند: [آقای عبدالله چرا فکر می کنید اصطلاح عامیانه اهل بیت (اهل خانه) فقط شامل زنان است. مگر در خانه فقط زنان هستند؟
اگر اصطلاح عامیانه را دنبال می کنید اهل خانه شامل زن , بچه, پسر, دختر , مادر , مادر بزرگ , پدر و پدر بزرگ نیز می باشد. این قصه را دنبال نکنید.]

 

اولاً كسي نگفت كه اهل البيت فقط زنان هستند! ما فقط ميگوييم منظور از اهل البيت در آيه‌ي تطهير فقط زنان هستند نه اينكه فرزندان را از دايره‌ي اهل البيت خارج كنيم!

 

شما فرض كنيد پدري چهار فرزند پسر دارد. به بزرگترينش يك هديه‌اي ميدهد و ميگويد: [اين بخاطر زحمات تو فرزند عزيزم است.]

 

آيا بكار بردن واژه‌ي «فرزند عزيزم» براي پسر بزرگش دليل بر خروج ديگر پسرانش از فرزندي اوست؟!

واضح است كه اينچنين نيست! بلكه فقط به حالت ندا اين واژه را بكار ميبرد. در آيه‌ي تطهير هم اينچنين است. خداوند به حالت ندا زنان را اهل البيت صدا ميزند.

 

مهمان عزيز! لطفاً موضوع را پيش خودتان پيچ و تاب ندهيد! بلكه كمي با فكر روشن نگاه كنيد! شما و يا آقاي عباس كه آدمهاي باسوادي هستيد بايد با يك اشاره‌اي قضيه را بفهميد. لزومي ندارد كه بنده كلمه به كلمه برايتان هجي كنم و آيه را تفسير كنم!

«« عاقل را اشاره‌اي بس است »»

 

فرموديد: [آیا روایات محکم و معتبری دارید که پیامبر در آن اشاره کرده باشند که منظور اهل بیت در آیه مورد نظر و سایر موارد زنان اینجانب می باشد ولاغیر؟]

 

نيازي ندارد كه وقتي كلمه‌ي «الشمس» در آيه‌اي بيايد پيامبر بگويد «منظور همان خورشيد در آسمان است!!!»...! چيزي است كه واضح است! حالا معناي اهل البيت را چگونه ميفهميد؟!

 

«اهل البيت» از نظر لغوي يعني «اهل خانه» و از نظر اصطلاحي يعني «خانواده»...! واضح است كه چيزي بغير از اين دو معني نميتواند داشته باشد!

 

آيا زن خانه در هردو مورد اولين كس آن گروه نيست؟! قطعاً هست. بخاطر همين رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم از كجا ميدانست كه قومي در آينده خواهند آمد كه كلمات و اصطلاحات عام و مشخص را نيز وارونه تفسير خواهند كرد؟!؟!؟

 

مهمان عزيز! آيه‌ي تطهير از آيات واضح است. وقتي از احاديث بايد دنبال حديث بگرديم كه خود قرآن واضح نگفته باشد! اما وقتي همه‌ي موارد آيه‌ي تطهير به زنان برميگردد چرا دنبال حديث بگرديم!! گيرم كه اصلاً حديثي هم موجود نباشد! آيا بايد كلام واضح خداوند را وارونه تفسير كنيم؟!

 

فرموديد: [1- پیامبر برای همسرانشان یک بیت نداشتند. بلکه بیت ها داشتند. در آیه بیت بصورت مفرد بود.]

 

من نميدانم آيا شما موارد پيش را خوانديد يا نخوانديد! باز هم بايد توضيح بدهم!؟؟!

 

شما فقط به اين نكته فكر كنيد كه خداوند چرا در قرآن ميگويد «اهل الكتاب»...؟! درحاليكه همه ميدانيم وقتي لفظ «اهل الكتاب» ميآيد يعني همه‌ي اهل كتب آسماني (تورات، انجيل و ...) را در بر ميگيرد! چرا خداوند نگفته «اهل الكتب»...؟!

فقط خواهشمندم كمي روشنتر فكر كنيد!

 

فرموديد: [2- تکلیف بزرگ بانوی اسلام خدیجه همسر اول پیامبر هم در این آیه معلوم نیست. چرا لطفی که شامل زنان پیامبر شده شامل ایشان نشده ( فعل کذشته نیست).]

خوب...! اين چه ربطي دارد؟!؟! اين آيه بعد از وفات حضرت خديجه است! چرا كسي كه فوت كرده را خداوند قول طهارت به او بدهد؟!؟!؟ سبحان الله...

 

فرموديد: [3- راستی کدام بیت پیامبر منظورتان بود.]

به قول برخي مفسرين «بيت نبوت» است. به قول برخي ديگر همان بيتهاي پيامبر هستند. يعني بيتهايي كه منتسب به پيامبر باشند.

 

فرموديد: [4- ضمنا این شما هستند که بیت را صرفا خانه ترجمه می کنید]

منظور...؟!؟! آيا شما نظر ديگري داريد؟! آقاي شيعه كه چندين بار ميگفتند «اهل خانه‌ي معهود»...! حالا شما چرا معناي ديگري ميخواهيد بياوريد؟!

 

فرموديد: [شما ها در گفتگوهایتان عناد دارید دنبال حقیقت نیستید می خواهید فقط حرف ها یتان را زده باشید]

سبحان الله...! دلايلي كه ما مي‌آوريم همه از قرآن است! اما شما چي...؟!

همش ظن و گمان!! همش وارونه‌سازي معاني عبارات و آيات واضح قرآن كريم!

 

نه خواهر گرامي! اگر انديشمند هستيد بيانديشيد كه خداوند ميگويد:

 

يَسْمَعُ آَيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (الجاثية/8)

[(واي بر كسي) كه پيوسته آيات خدا را مى‏شنود كه بر او تلاوت مى‏شود، اما از روى تكبر اصرار بر مخالفت دارد؛ گويى اصلا آن را هيچ نشنيده است؛ چنين كسى را به عذابى دردناك بشارت ده!]

 

مطمئن باشيد اگر اين گفته‌ي شما از روي عناد و تكبر باشد مشمول اين آيه قرار خواهيد گرفت! استغفر الله... به نفس خود رجوع كنيد! به دلايلي كه گفتم خوب توجه كنيد! آيا قابل قبول نيستند؟!

 

در ضمن از نظراتتان متشكرم... به اميد وحدت بين شيعه و سني.

 

ومن الله التوفيق...

 

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 17:58 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

آقاي حقگو و آقاي عباس در قسمت نظرات انتقاداتي كردند...! هرچند اين شبهات آنها را چندين بار جواب دادم و اين بي‌انصافي از خودشان است (قابل توجه حقگو) كه آن نوشته‌ها را نخوانده نظر ميدهند!!

اما باز هم به اين شبهه ايشان توضيح خواهم داد. ان شاء الله...

 

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33)

[و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.]

 

بايد توجه كرد كه آمدن ضمير مذكر در اين آيه بخاطر رعايت لفظ «اهل» است. كه صيغه‌ي جمع مذكر به خود ميگيرد. شما هرجا را در قرآن ببينيد كه كلمه‌ي «اهل» در آن آمده باشد خواهيد ديد كه ضمير اشاره به آن صيغه‌ي جمع مذكر گرفته است.

 

بطور مثال:

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود/73)

[گفتند: آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است؛ چرا كه او ستوده و والا است!]

 

در اين آيه خطاب فرشتگان به ساره (همسر حضرت ابراهيم عليه السلام) است. اما با اين حال ضمير جمع مذكر «عليكم» گرفته است!

 

...فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ ... (القصص/12)

[و خواهر (موسي) گفت: آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند ...]

 

در اينجا نيز منظور از «اهل بيت» مادر موسي عليه السلام است اما با اين حال ضمير مذكر «يكفلونه» بكار برده شده است!

 

شما هرجاي قرآن كريم را كه واژه‌ي «اهل» باشد را بيابيد و ببينيد كه ضميري كه به آن اشاره ميكند آيا مؤنث است يا مذكر؟!

 

آقاي عباس گفتند: [خيلي عجيب و سطحي نگريست كه اهل بيت را زنان پيامبر فرض كنيم.]

 

متأسفانه ايشان كاملاً برعكس ميگويند! چون اهل بيت را هرگونه كه معنا كنيم زن خانه را شامل ميشود!!! اين موضوع را خود آقاي شيعه هم قبول كرده‌اند! چون چيزي نيست كه قابل انكار باشد!

ولي آقاي شيعه براي گذشتن از اين موضوع گفتند: [پيامبر با دعاي خويش اهل بيت را در آن چهار نفر تخصيص زده است!]

 

كه جواب آن قبلاً داده شد. و اما گفته‌ي آقاي عباس...

«اهل البيت» از نظر لغوي يعني «اهل خانه» و از نظر اصطلاحي يعني «خانواده»...! واضح است كه چيزي بغير از اين دو معني نميتواند داشته باشد!

 

خوب...! آقاي عباس! آيا « زن » جزو اهل خانه نيست؟! اگر هست پس جنابعالي اشتباه كرديد كه ميگوييد «سطحي نگريست!»!!!

اگر نيست پس زن بيچاره متعلق به كجاست؟!

 

و همچنين «خانواده»..! آيا زن خانه جزو خانواده نيست...؟! قطعاً هست. بلكه اولين فردي است كه با آمدن او خانواده تشكيل ميشود!

 

فكر نميكنم نياز به توضيح بيشتر باشد!

فقط يك شبهه ميماند كه آن هم سخن آقاي شيعه است كه گفته بود [پيامبر با دعاي خويش اهل بيت را در آن چهار نفر تخصيص زده است!]

كه جواب آن را نيز قبلاً دادم. لطف كنيد نوشتارهاي پيشين را بخوانيد!

 

حالا فكي ميكنم سطحي‌نگر واقعي معلوم شد! خداوند همه‌ي ما را هدايت كند...

 

موارد ديگر آقاي عباس جوابهاي بس محكمتري از اين آيه‌ي تطهير دارند اما...

هر حرفي جايي دارد و هر نكته مكاني...!

 

در ضمن از نظراتتان متشكرم... به اميد وحدت بين شيعه و سني.

 

ومن الله التوفيق...

 

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 21:42 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

صحيح مسلم

حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن نمير واللفظ لأبي بكر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زكرياء عن مصعب بن شيبة عن صفية بنت شيبة قالت قالت عائشة

خرج النبي صلى الله عليه وسلم غداة وعليه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علي فأدخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علي فأدخله ثم قال

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا }

 

سنن الترمذي

حدثنا قتيبة حدثنا محمد بن سليمان بن الأصبهاني عن يحيى بن عبيد عن عطاء بن أبي رباح عن عمر بن أبي سلمة ربيب النبي صلى الله عليه وسلم قال

لما نزلت هذه الآية على النبي صلى الله عليه وسلم

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا }

في بيت أم سلمة فدعا فاطمة وحسنا وحسينا فجللهم بكساء وعلي خلف ظهره فجلله بكساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا قالت أم سلمة وأنا معهم يا نبي الله قال أنت على مكانك وأنت على خير

قال أبو عيسى هذا حديث غريب من هذا الوجه من حديث عطاء عن عمر بن أبي سلمة

 

آقاي شيعه! هرچند ميدانم كه :

«آنكس كه به قرآن و خبر زو نرهي ... آنست جوابش كه جوابش ندهي!»

اما با اينحال اينبار هم جواب ميدهم!

 

بجاي اينكه بگوييد «اشتباه كردم كه منظور شما را درست نفهميدم!» ميگوييد «از دليل قرآني ميگذرم!!!»!! سبحان الله...

 

چقدر عناد؟!؟!؟

 

احاديثي كه شما ميخواهيد همين دو حديث هستند.

 

لطفاً نگوييد كه توضيح بدهيد!!! چون هزار بار توضيح دادم. خودتان از توضيحاتي كه قبلاً دادم جوابتان را بگيريد.

 

حالا اگه دليلي بر اثبات حق بودن گفتارت داري بفرما وگرنه اعلام كن كه تابحال مذهبي كه داشتي از اساس و بنيان باطل بوده است!

 

شما با اين حيله‌تان خوب داريد از مباحث حياتي در ميرويد! ولي گويند:

«شتر در خواب بيند پنبه دانه ... گهي لف لف خورد گه دانه دانه!!»

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 15:59 |

بسم الله الرحمن الرحیم

شما ادعا کرده بودید که آیه ی تطهیر در شان زنان نازل شده است اما پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند رحمت مورد اشاره در آیه ی تطهیر را شامل اهل کسا نیز کرده اند. این ادعایی است که شما مطرح کرده اید(شما و خانم هدایت)
هر ادعایی نیاز به دلیل معتبر و صحیح دارد. از دلیل قرآنی می گذرم. اما شما باید برای ادعایی که مطرح کرده اید تمام احادیث را که صحیح هستند ارائه دهید. چون شما به انحاء و اشکال مختلف از جواب دادن فرار می کنید بنده مناظره با شما را ادامه نخواهم داد و از فرد دیگری (مثلا خانم هدایت یا ....) دعوت می کنم که اگر مایل باشند به صورت دو نفره مناظره کنیم.(از همان جایی که آقای عبدالله متوقف شدند)

علی ای حال اگر به این سوال جواب دقیق ، کامل و صریح بدهید بار دیگر مناظره را با شما پی خواهم گرفت.

والسلام علی عباد الله الصالحین و من الله توفیق

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 13:5 |

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين حمداً يوافي نعمه و يكافئ مزيده و الصلاة و السلام على حبيبنا رسول الله محمد و على آله و أصحابه و من تبعه بإحسانٍ إلى يوم الدين.

مثل اينكه آقاى شيعه قصد دارد ما را هيپنوتيزم كند!

مى دانيد از كجا به اين نتيجه رسيدم!؟

براى اينكه ما ابداً ادعا نكرده بوديم كه شامل شدن آل عبا در وصف اهل البيت از قرآن استنباط مى شود!!

ولى ايشان به خيال اينكه اونقدر سرمون شلوغ شده كه متوجه ى اين حيله ى جالب ايشون نخواهيم شد!

ببينيد آقاى شيعه!

اين سخن شما حكايت از وحشتتان از كلام الله دارد :

 

(( شما اعتقاد دارید که چون آیه ی تطهیر میان آن دو قسمت قرار گرفته است بنابر این اهل البیت زنان پیامبر هستند. کاری به صحت یا غلط بودن این استدلال ندارم ، اما این بیان شما، فقط قسمت اول سوال من را جواب می دهد. اما قسمت دوم سوال من را کجای قرآن جواب می دهد ؟ یعنی باید بگویید که دقیقا چه آیه ای بیان می کند که اهل کسا بواسطه ی دعای پیامبر مشمول این رحمت شده اند؟ - نقل قول آقاى شيعه هداه الله ))

 

منظورتان از  ((  آن دو قسمت   ))  چيست!؟

اينقدر وحشت داريد كه حتى ذكر آن آن دو قسمت   مورد هراس و دلهره تان شده !

بعدش هم فرموديد : (( کاری به صحت یا غلط بودن این استدلال ندارم  )) !!؟

أخه پدر بيامرز ، چرا كارى به صحت يا غلط بودن اين استدلال قرآنى ندارى!!؟؟

پس اينجا براى چه تشريف آورديد!؟

اما بقيه ى كلامتان  (( اما قسمت دوم سوال من را کجای قرآن جواب می دهد ؟ ))  لازم به وصف و تجزيه و تحليل نيست كه برادر گرامى مان آقاى عبدالله منظورتان را آشكار ساخته است.

از شما خواستم مرحله به مرحله در باره ى آيه ى تطهير سخن گوييم.

و بخاطر همين برايتان آيه را كامل نقل كرده و از لام التعليل در فعل ليُذهب ، سخن آوردم.

سبب تجاهل شما چيست؟

آيا ترس و هراستان را از لام التعليل اعلام مى داريد ؟

 

أستغفر الله لي و للمؤمنين و المؤمنات

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 7:24 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

به به!!! عجب لجبازي هستيد شما!!

 

الف) اهل البیت زنان پیامبر هستند

ب) پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته است اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده است.

 

 

آقاي شيعه! ادعاي اهل بيت بودن زنان را كه ثابت كرديم!

 

حالا اين ادعاي دومي را نميدانم كي گفتيم كه از قرآن ثابت ميشود!؟!؟! شما نوشتيد: [شما در جواب من نوشته بودید که این ادعا (که از دو بخش تشکیل شده است) را می توان از خود قران بدست آورد و خود قران گویای آن است و نیازی به آوردن حدیث نیست.]

 

اين ديگه كمال بي‌انصافي شماست!!! مرد حسابي! همش كه من نبايد كلمه به كلمه بايد به شما هجي كنم و بگم كه اين اينه و اين اون!!!

 

خودت هم يه كم عقلت رو بكار بيانداز!!! مرد حسابي! اگه من گفتم «حديث نميخاد و از قرآن معلومه» منظورم اهل بيت بودن زنان بود كه!! من فكر نميكردم كه شما اينقدر ...! لا اله الا الله..!

 

اينقدر بي‌انصافي...! اين معلومه ديگه از كوچه‌ي علي‌چپ به كوچه‌ي علي‌راست رفتن شما را ميرساند!!

 

آقاي شيعه؛ يك نصيحت برادرانه به شما ميكنم. ما مثلاً داريم مناظره ميكنيم كه حق را بدانيم كجاست! نه اينكه همديگر را شكست بديم به هر صورت كه شده حتي در صورت به نفهمي زدن خودمان!!

 

نه آقاي شيعه! بحث علمي و حق‌شناسي اين نيست! به اين ميگويند بازي كردن با آيات خداوند.

آقاي شيعه! خداوند ميفرمايد:

يَسْمَعُ آَيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (الجاثية/8)

[(واي بر كسي) كه پيوسته آيات خدا را مى‏شنود كه بر او تلاوت مى‏شود، اما از روى تكبر اصرار بر مخالفت دارد؛ گويى اصلا آن را هيچ نشنيده است؛ چنين كسى را به عذابى دردناك بشارت ده!]

 

و در جاي ديگر ميفرمايد:

وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (نساء/115)

[كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم؛ و به دوزخ داخل مى‏كنيم؛ و جايگاه بدى دارد.]

 

آقاي شيعه! نميخواهم بگويم با پيامبر مخالف ميكني! و يا راه به جز مؤمنان را پيش ميگيري! ولي اين را ميخواهم بگويم كه انكار و اخفاي حق همان مخالفت با خدا و پيامبر است.

 

پس سعي كن حق را پيدا كني نه اينكه حق بودنت را ثابت كني ولو با انكار واضحات!

 

آقاي شيعه! اگر منتظر اين هستيد كه من از قرآن ثابت كنم پيامبر بنابر رحمت و عطوفتش اهل كساء را شامل آيه كرده، اعتراف ميكنم كه نميتوانم! چون چنين جيزي در قرآن وجود ندارد!!! و من هم اين منظور را نداشتم كه در قرآن چنين جيزي وجود دارد! شما داريد برداشت غلط ميكنيد!

 

اين شما هستيد كه خودتان داريد خودتان را گول ميزنيد! آيا انكار آيات خداوند آسانتر از اعتراف به حق است؟!

 

آقاي شيعه! وقتي ميتوانيم به حديث رجوع كنيم كه با نص آيه مخالفت نكند. پس اول بايد خود آيه را بررسي كنيم كه آيا امكان دارد زنان را شامل نشود يا خير!؟!؟!

 

حالا ميل خودتان است...! ولي به دو آيه‌اي كه در بالا گفتم خوب فكر كنيد!

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 22:11 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

آقاي شيعه! اين سؤالتان عجيب‌ترين سؤال است كه تابحال از شما ديدم! دفعه‌ي پيش فكر ميكردم كه منظورتان چيزي غير از اينست! بخاطر همين توضيحات حديث كساء را دادم!

اما نگو كمي كوته‌فكرتر تشريف داريد!! از من گله‌مند نباش! بلكه «خود شكن! آينه شكستن خطاست!».

 

عین سوالی را که اولین بار مطرح کردم را در ذیل می آورم :

 

[  ۷- اولین بار خانم هدایت در ادعایی (=اختراعی) عجیب مدعی شدند که اهل البیت زنان هستند اما پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند ٬ اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده اند . خوب حالا لطف کنید(آقای عبدالله و خانم هدایت) و بفرمایید که بر طبق کدام احادیث چنین ادعایی کرده اید. در واقع تمام احادیثی را که مدعای شما را ثابت می کنند را لطف کنید و با قید آدرس ذکر نمایید.  ]

 

عین جوابی را نیز که شا اولین بار نوشتید در زیر کپی می کنم :

 

[آقاي شيعه! حديث نميخواهد كه چنين بيان كرده باشد! خود قرآن كريم گوياي اين امر است ولي شما چشمتان كور است! اگر براي وضوحات نيز بخواهيم حديث بياوريم كه ...!!!

آقاي شيعه! نزنيد به كوچه‌ي علي چپ!!!  ]

 

** ادعای خانم هدایت از دو قسمت تشکیل شده بود . الف) اهل البیت زنان پیامبر هستند  ب) پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته است اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده است.

شما در جواب من نوشته بودید که این ادعا (که از دو بخش تشکیل شده است) را می توان از خود قران بدست آورد و خود قران گویای آن است و نیازی به آوردن حدیث نیست. شما اعتقاد دارید که چون آیه ی تطهیر میان آن دو قسمت قرار گرفته است بنابر این اهل البیت زنان پیامبر هستند. کاری به صحت یا غلط بودن این استدلال ندارم ، اما این بیان شما، فقط قسمت اول سوال من را جواب می دهد. اما قسمت دوم سوال من را کجای قرآن جواب می دهد ؟ یعنی باید بگویید که دقیقا چه آیه ای بیان می کند که اهل کسا بواسطه ی دعای پیامبر مشمول این رحمت شده اند؟

** حالا متوجه شدید که چه کسی کوته فکر است؟ در واقع سوال بنده دقیقا ناظر بر ادعای شما بود و شما ناخواسته اعتراف کرده اید که گوینده ی این مدعا کوته فکر است .

بگذریم ...

اما درباره ی قسمت دوم :

آقای عبدالله !

1- شما و خانم هدایت ادعایی را مطرح کرده اید  2 – برای این ادعا باید دلیل معتبر و صحیح بیاورید  3- این دلیل را یا باید از قرآن بیاورد و یا از احادیث صحیح   3- حالا اگر از قران دلیلی دارید پس بیاورید و اگر از احادیث صحیح دلیلی دارید تمام آن احادیث را که صحیح می دانید بیاورید .

 

تا آنجاییکه که می دانم من این سوال را بارها و بارها به زبان فصیح و سلیس فارسی نوشته ام . نه ترکی نوشته ام و نه عربی و نه انگلیسی و نه لری. حالا بنده نمی دانم چرا شما مدام از جواب دادن فرار می کنید؟ آیا شما نمی توانید برای یک ادعایی که کرده اید و هزار بار در بوق و کرنا فریاد کشیده اید چند تا حدیث صحیح یا دلیلی قرآنی ارائه دهید؟


لطفا بیش از این وقت تلف نکنید. تمام احادیثی یا

آیاتی را که صحیح می دانید و

 مدعای شما را ثابت می کند بنویسید.

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 19:22 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»» 

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

نقل آقاي شيعه:[کدام آیه و یا آیات ثابت می کند که اهل کسا شامل اهل البیت نمی شود و پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند اهل کسا را هم مشمول آن کرده اند؟]

 

آقاي شيعه! اين سؤالتان عجيب‌ترين سؤال است كه تابحال از شما ديدم! دفعه‌ي پيش فكر ميكردم كه منظورتان چيزي غير از اينست! بخاطر همين توضيحات حديث كساء را دادم!

اما نگو كمي كوته‌فكرتر تشريف داريد!! از من گله‌مند نباش! بلكه «خود شكن! آينه شكستن خطاست!».

 

آخه آدم حسابي! ما چند بار بايد بگوييم كه خطاب آيه‌ي تطهير به زنان رسول الله است نه به اهل كساء بخاطر همين اهل كساء را از اول شامل نميشده و هنوز هم به اعتقاد ما شامل نميشود!

چون آيه‌ي خداوند نازل شده است و مخاطب آن انتخاب شده است. و اگر رحمتي شامل اهل كساء شده فقط با دعاي رسول الله شامل آنها شده است نه اينكه بگوييم خداوند تقدير آيه‌ي قران را تغيير داده است! متوجه شديد! (اين از جواب قسمت اول سؤال)

 

حالا حتماً ميگوييد «اختراع جديد...!!!»...! نه آقا! اين همان اعتقاد اهل سنت است كه ميگويد رحمت اين آيه توسط دعاي حضرت رسول اكرم شامل شده است نه اينكه خداوند بعداً آن چهارتن را نيز به ليست مشمولين آيه اضافه كرده باشد!

 

و رسول الله با دعاي خويش كه همان «اللهم هؤلاء اهل بيتي...» است (البته درصورت صحيح بودن احاديث كساء) آل كساء را هم شامل اين طهارت كرده است! يعني از خداوند درخواست كرده كه اين وعده‌ي طهارت را براي آنان نيز بدهد. (اين هم جواب قسمت دوم سؤال شما)

 

من فكر نميكردم شما اينچنين منظور عجيبي داشته باشيد! چون اين موارد را شايد هزارمين بار است كه دارم ميگم!!! والله اعلم... من فكر ميكنم اين نشانه‌ي به بازي گرفتن ما باشد!

 

آقاي شيعه! شما باز هم بهانه‌ي ضعيف دانستن حديث كساء از طرف اهل سنت را مي‌آوريد! عزيز من! من كه قبلاً به عرض شريف رساندم كه فرض را بر صحت حديث ميگيرم! نميفهميد؟؟

 

نقل آقاي شيعه: [تمام احادیثی را که ثابت می کند اهل البیت شامل اهل کسا نمی شود اما پیامبر با دعای خویش انها را نیز مشمول این رحمت کرده است را بنویسید . (یعنی احادیثی را که صحیح هستند)]

 

اولاً: همانطور كه قبلاً هم گفتم فرض را بر اين ميگيرم كه حديث كساء صحيح است! بخاطر همين هم در «نوشتار پنجم» جواب كامل اين سؤالتان را دادم.

 

ثانياً: آقاي شيعه!  مهم اين است كه شما اين حديث كساء را قبول داريد و چهاردستي به آن چسبيديد! بخاطر همين من دارم روي آن با شما بحث ميكنم! اگه بنابر مشتركات بخواهيد بحث كنيد، بنده فقط خود قرآن را به شما پيشنهاد ميكنم. اگر حاضريد بسم الله... فقط از خود قرآن ثابت كنيد كه اين آيه زنان را شامل نميشود و اهل كساء را شامل ميشود!!!

 

آقاي شيعه! اگر ميخواهي حديث را درمقابل قرآن بگذاري هرگز نبايد با هم مخالفت كنند! در اينصورت ميتوان حديث را قبول كرد. بخاطر همين اهل سنت مفتخر است به اهل تحقيق بودن.

 

آقاي شيعه! عقيده‌ي اهل سنت والجماعة بر طبق نص صريح قرآن و احاديث متواتر صريح و واضح است. نه احاديثي كه فقط فضيلت اصحاب را بيان كند و بگوييم آنها معصوم هستند! سبحان الله....

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 7:40 |

بسم الله و الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله محمد و على آله و أصحابه و التابعين .

با تشكر از آقاى شيعه كه سؤالى بسيار واضح كردند ، موضوع مورد بحثم را إن شاءالله با يك درخواست از ايشان شروع مى كنم.

بحث ما آيه ى تطهير است و بقول خودتان كلى گويى فايده اى ندارد !

پس بايستى با صبر و آرامش مرحله به مرحله بحث را ادامه دهيم و تا رسيدن به نتيجه اى واضح ، به سخن ديگر منتقل نشويم.

مرحله ى اول :

 آيا اين آيه از آيات واضح است يا مبهم؟

يعنى ، آيا اين آيه بصورت كلى و مبهم بسوى اشخاصى نامعلوم خطاب شده و يا برعكس؟

خداوند در سوره ى احزاب مى فرمايد:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ

وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

الأحزاب - الآية ۳۳

 در اين آيه بوضوح كامل ، اوامر و نواهى بسوى زنان رسول الله نازل آمده و براى اثبات اين امر احتياجى به تدخل و ذكر سخنهاى خارج از قرآن نيز نيست.

زيرا اين آيات بصورت قواعدى بسيار رسا و زيباى لغت عربى خودش را ظاهر و آشكار مى سازد.

 

وقتى الله تعالى مى فرمايد :

...  إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

اين لام متصل با يُذهب ، لام تعليل است.

 لام در اينجا يعنى : براى اينكه ...

مثالى عربى ساده مى زنم:

جئت لأدرسكم اللغة العربية.

من آمدم براى اينكه به شما زبان عربى را بياموزانم. ( اگر اشتباهى در قواعد زبان فارسى داشتم ، لطفاً تذكر دهيد تا بنده هم قوائد زبان فارسى را از شما بياموزم ! )

در اينجا لأدرسكم ، فعلى ست كه به لام متصل شده است و اين همان لام تعليل يا لام علت و سببى ست.

يعنى آمدن من سببى داشته است و آنهم آموختن زبان عربى به شما .

حالا برگرديم به آيه ى مباركه :

 إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

در اينجا سخن الله تعالى ، ما را بسوى سبب اذهاب رجس ( بردن پليدى )   يا مسببات آن مى برد.

زيرا فعل لِيُذْهِبَ  با اتصالش به لام التعليل ( لامى كه سبب و علت را گواهى مى دهد ) ما را بسوى جمله ى اتصالى قبلى اش مى برد .

و با رجوع به بقيه ى جمله  (( وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ

وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ

تَطْهِيرًا ))  خطاب آشكار بسوى زنان رسول الله ديده مى شود و آنگاه بسوى اين حقيقت

بلاغى قرآن خواهيم رسيد كه احتياجى به زحمت نيز ندارد و آنهم اينكه :

اين علت و سببى كه خداوند براى اذهاب رجس ( دور كردن  پليدى ) از خانواده ى رسولش ( زنان رسولش ) بيان داشته است ، همان اوامر و نواهى ست كه در بقيه ى آيه و آيات قبل معلوم شده است.

البته در باره ى ادعاى آقاى شيعه ى محترم راجع به اينكه در اينجا اذهاب رجس يعنى هرنوع گناه ، كاملاً اشتباهست .

زيرا خداوند در آيات قرآنش از گناهان و درجات آنها بيانى آشكار و زيبا دارد.

مثلاً :

إن الشرك لظلمٌ عظيم . الآية

براستى كه شريك به خداوند قرار دادن ، ظلمى بزرگ ( گناه بزرگ ) است.

الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْأِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ  [لنجم:32

اللمم ، همان گناهان صغيره است زيرا در برابر كبائر الإثم ( گناهان بزرگ ) ياد شده است و اينكه خداوند گناهان كوچك را مى بخشد. 

البته فعلاً ضرورتى به بحث در باره ى انواع گناهان نمى بينم و از آقايان محترم اهل تشيع خواهشى دارم و آن هم اينكه فعلاً بفرماييد آيا تا اينجاى سخنم با من موافقيد؟

آيا لام التعليل را مى شناسيد؟

أستغفر الله لی و لکم ...

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 13:51 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آقاي شيعه! اين هم حديثي كه خواسته بودي! گفتم فقط همين يكي دوتا را بياورم. چون بقيه هم شبيه همين هستند. (حالا بماند كه كدام ضعيف است و كدام مردود!!)

آقای عبدالله چرا اینقدر وقت هدر می دهید؟

بنده دو سوال از شما پرسیده بودم:

1- کدام آیه و یا آیات ثابت می کند که اهل کسا شامل اهل البیت نمی شود و پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند اهل کسا را هم مشمول آن کرده اند؟

2- تمام احادیثی را که ثابت می کند اهل البیت شامل اهل کسا نمی شود اما پیامبر با دعای خویش انها را نیز مشمول این رحمت کرده است را بنویسید.


** اولا شما جواب اولین سوال را ندادید. ثانیا تمام احادیث را نیاوردید. ثالثا: بنده احادیثی را از شما خواستم که مدعایتان را ثابت می کند. بدیهی است که انسان نمی تواند مدعایش را با احادیث ضعیف یا مردود ثابت کند. حالا جالب است که شما ادعایی را مطرح می کنید و سپس وقتی من از شما دلیل می خواهم احادیثی را می نویسید و بعد می گویید که حالا بماند که کدام ضعیف یا مردود است؟!!! آیا ادعای شما با احادیث ضعیف یا مردود ثابت می شود؟!!! شما باید احادیثی را برای من بنوسید که علمای خودتان آنها را صحیح می دانند تا بتوانید مدعایتان را ثابت کنید . ضمنا این دو حدیثی را که نوشته اید را مشخص کنید که آیا صحیح هستند یا خیر .

بار دیگر سوالم را تکرار می کنم. ان شاء الله که بیش از این وقت را هدر ندهید و جواب سریع و دقیق بدهید.

1- کدام آیه و یا آیات ثابت می کند که اهل کسا شامل اهل البیت نمی شود و پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند اهل کسا را هم مشمول آن کرده اند؟

2- تمام احادیثی را که ثابت می کند اهل البیت شامل اهل کسا نمی شود اما پیامبر با دعای خویش انها را نیز مشمول این رحمت کرده است را بنویسید . (یعنی احادیثی را که صحیح هستند)

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 13:50 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

 

صحيح مسلم

حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن نمير واللفظ لأبي بكر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زكرياء عن مصعب بن شيبة عن صفية بنت شيبة قالت قالت عائشة

خرج النبي صلى الله عليه وسلم غداة وعليه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علي فأدخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علي فأدخله ثم قال

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا }

 

سنن الترمذي

حدثنا قتيبة حدثنا محمد بن سليمان بن الأصبهاني عن يحيى بن عبيد عن عطاء بن أبي رباح عن عمر بن أبي سلمة ربيب النبي صلى الله عليه وسلم قال

لما نزلت هذه الآية على النبي صلى الله عليه وسلم

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا }

في بيت أم سلمة فدعا فاطمة وحسنا وحسينا فجللهم بكساء وعلي خلف ظهره فجلله بكساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا قالت أم سلمة وأنا معهم يا نبي الله قال أنت على مكانك وأنت على خير

قال أبو عيسى هذا حديث غريب من هذا الوجه من حديث عطاء عن عمر بن أبي سلمة

 

 

آقاي شيعه! از ما دليل گفته‌ي خانم هدايت و بنده را خواسته بوديد. بنده در اينجا همان حديثي كه شما به آن استناد ميكنيد را ميآورم...!

حديث فوق از صحيح مسلم و همان حديث كساء معروف كه شما محكم به آن چسبيديد است !

 

خوب...! از ظاهر حديث معلوم است كه رسول الله يك روز صبح هنگاميكه چادر سياهي داشتند خارج شدند. و در آن هنگام حضرت حسن و سپس حسين و سپس فاطمه و سپس علي رضي الله عنهم اجمعين آمدند و رسول الله همه‌ي آنها را زير چادر گرفته و فرمود «إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا».

 

آقاي شيعه! شما هي اصرار داريد كه لفظ «اهل البيت» به افراد حاضر در خانه اطلاق ميشود ولي غافل از اينكه ام سلمه و يا حضرت عايشه هم در خانه حضور داشته است! پس آنها را هم بايد معصوم بدانيد!

براي فرار از اين دليل ميگوييد« پيامبر با جمع كردن آن چهارتن معناي اهل بيت را تخصيص زده است!»...!

اما آقاي شيعه! پيامبر چرا تخصيص زده است؟!؟! حتماً بخاطر اين تخصيص زده كه به همسرانش بفهماند كه اهل البيت يعني اين چهارتن...!

اما چرا فقط براي همسرانش اينكار را كردند؟! آيا نبايستي براي اصحاب ديگر نيز چنين ميكردند؟! و يا لااقل براي همه‌ي همسرانش نه فقط براي ام سلمه يا عايشه رضي الله عنهما!!!

 

اگر اين تخصيص معنا به چهارتن فرمان خداوند بود، پس رسول الله وظيفه داشت كه آن را به همگان ابلاغ نمايد! چون درصورت ابلاغ نكردن، اصحاب ديگر معناي عام اهل البيت كه همان «خانواده» است را ميفهمند! بخاطر همين بايد اين قسمت را صراحتاً به اصحاب توضيح ميدادند. اما آيا حديث كساء بغير از ام سلمه و يا حضرت عايشه از كس ديگري نقل شده؟!؟!؟ مسلماً خير...! پس واضح است كه اين، يك حكم خداوند نميتواند باشد! بلكه همان گفته‌ي ما صحيح و قابل قبول است.

دليل رحمتي كه خواسته بوديد اين است كه خداوند گفته اگر اين اعمال را انجام دهيد كاملاً پاك از گناهان خواهيد بود. (اما نه گناهان صغيره و خطاهاي سهوي!!!)

 

رسول الله هم وقتي ميبيند كه خداوند به اهل بيتش (كه همسران پاكش ميباشند) چنين قولي داده كه آنها را از هرگونه پليدي پاك گرداند، در حق آن چهار عزيزش نيز همين درخواست را از خداوند ميكند. يعني ميخواهد كه اگر آن چهارتن نيز اين اوامر و نواهي خداوند را انجام دهند خداوند اراده و وعده‌ي خويش را در حق آنان نيز عمل فرمايد و آنها را نيز پاك پاك گرداند.

 

حتماً ميگوييد «اوامر و نواهي زنا ن چه ربطي به حضرت علي و حسن و حسين دارد..!؟؟» همانطور كه قبلاً هم پرسيده بوديد، منشأ اين سؤال نيت تمسخرانه‌ي شماست! چون اگر كمي فكر ميكرديد اين رانميگفتيد!

 

چون اغلب اوامر خداوند عامه را دربردارد! مانند زكات دادن (و اتين الزكاة)، نماز خواندن (و اقمن الصلاة)، اطاعت از الله و رسول، و اوامر مربوط به زنان هم براي حضرت فاطمه ميتواند باشد. آيا نميدانيد كه اين احكام كلي هستند!؟!؟

 

اين است رحمت خداوند بر اهل بيت گرامي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم... نه تخصيص اين رحمت بر چهار نفر!!!

 

آقاي شيعه خوب توجه كنيد! هرچند ميدانم كه شما ديگر به هيچ وجه قادر به پذيرش اشتباه خود نيستيد...! اما خوب به نكات توجه كنيد. همچنين از خواننده‌ي گرامي ميخواهم خودشان قضاوت كنند:

-          آيه نازل شده است.

-          رسول الله مي‌آيد و آن چهارتن را زير كساء مياورد و ميگويد «اللهم هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس ...».

-          و بعد از آن ديگر پراكنده ميشوند. (بالفرض)

-          حالا اگر پيامبر خواسته كه اين قسمت از آيه را به آن چهارتن تخصيص بزند چرا در مسجد و يا حتي جلوي زنان ديگرش اينكار را نكرده است كه بگويد «اين قسمت از آيه متعلق به اين چهارتن است!!!»؟؟؟

-          آيا اگر منظور خداوند همان پنج تن بود رسول الله نبايد به ديگر اصحاب نيز گوشزد ميكرد كه اين قسمت از آيه در حق آن چهارتن است نه زنانش!! چون اولين معناي «اهل البيت» همان «خانواده» است. و واضح است كه به هركس بگوييد «خانواده» اولين نفري كه به فكرش ميرسد زن خانه است! پس در اينصورت رسول الله يكي از احكام خداوند را براي اصحاب نامعلوم گذاشته است (نعوذ بالله...)

 

-          و اما رسول الله به ام سلمه ميفرمايد «انك علي مكانك» يعني «تو بر جايگاهت هستي»...! نميفهميد اين يعني چي؟!؟ جايگاهش يعني چيست.!؟!؟ غير از «اهل بيت» بودن است؟!؟! اين صراحتاً حرف ما را درمورد شموليت زنان در «اهل البيت» تأييد ميكند! چون «تو بر جاي خود هستي» يعني همان «تو از قبل اهل بيت هستي» است نه چيز ديگري! اين را هر ... ميفهمد!!!

 

آقاي شيعه! اين هم حديثي كه خواسته بودي! گفتم فقط همين يكي دوتا را بياورم. چون بقيه هم شبيه همين هستند. (حالا بماند كه كدام ضعيف است و كدام مردود!!)

 

حالا هرچند ميدانم باز هم جوابي خواهيد نوشت ولي ايندفعه ديگه شما را بخدا كمي سنجيده انتقاد كنيد...!

 

ومن الله التوفيق...

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 22:29 |
بسم الله الرحمن الرحیم

شما هنوز سوال ۶ و ۷ را جواب نداده اید . من موقتا از سوال ۶ صرف نظر می کنم اما لطفا سوال ۷ را دقیقا جواب بدهید.من سوال ۷ را دوباره تکرار می کنم :

۷- اولین بار خانم هدایت در ادعایی (=اختراعی) عجیب مدعی شدند که اهل البیت زنان هستند اما پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند ٬ اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده اند . خوب حالا لطف کنید(آقای عبدالله و خانم هدایت) و بفرمایید که بر طبق کدام احادیث چنین ادعایی کرده اید. در واقع تمام احادیثی را که مدعای شما را ثابت می کنند را لطف کنید و با قید آدرس ذکر نمایید.

لطفا دقیقا تمام احادیثی را که مدعای شما را تایید می کند با ذکر آدرس بنویسد.ضمنا اینکه گفته اید به غیر از احادیث ٬ از خود قران هم معلوم است ٬ لطفا بفرمایید که از کدام آیه و کجای قران چنین چیزی معلوم می شود ؟
خلاصه اینکه شما دو چیز را برای من روشن کنید. یکی اینکه تمام احادیثی را که مدعایتان را ثابت می کند بنویسید. دوم اینکه: آیه یا آیاتی را که ثابت می کند اهل کسا هم مشمول این رحمت شده اند را بنویسید.

با تشکر

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 14:19 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

 

سؤال دوم آقاي شيعه

 

اين مورد مربوط به بررسي احاديث است كه فعلاً بررسي خود قرآن كريم ارجحيت دارد. بايد ببينيم خود آيه چه ميگويد!

آقاي شيعه بهانه مي‌آورند كه «قرآن را بايد از روي احاديث فهميد!»...! درسته! از روي احاديث بايد فهميد! اما اين درمورد آيات واضح خداوند نيست! اگر آيه‌ي واضح خداوند را برطبق حديث بخواهيم تغيير دهيم، اينكار دقيقاً تحريف قرآن است! چون براي فهم و تفسير خود احاديث از آيات صريح استفاده ميشود نه اينكه بگوييد هر آيه‌اي را بايد از روي حديث فهميد!

 

كاري كه علما در اينگونه موارد انجام ميدهند تطبيق حديث با نص قرآن است...!

حتماً آقاي شيعه ميخواهد بگويد «پيامبر كه مخالف قرآن حرفي نميزند..!» بله... پيامبر مخالف قرآن حرف نميزند! اما كتب حديث را كه خود پيامبر ننوشته است! احاديث از راويان حديث چندين سال بعد روايت شدند. و احتمال بروز خطا در نصوص حديث وجود دارد!

بخاطر همين خود رسول الله فرموده كه «اگر از من حرفي شنيديد كه مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد!»

آيا معناي اين را ميفهميد؟! اين دقيقاً پيشگويي خود رسول الله درمور پيدايش احاديث ضعيف و دروغين است. حالا شايد احاديثي باشند كه حتي سند صحيح داشته باشند اما هرگز نميتواند آن را طوري تفسير كرد كه برخلاف قرآن گفته باشد! بخاطر همين اگر حديثي صحيح هم پيدا شود ولي با نص قرآن مخالف باشد علماي علم حديث با جرح و تعديل آنرا موافق قرآن تفسير ميكنند.

 

آقاي شيعه! هرچند نفس جنابعالي شايد نتواند قبول كند، اما اول كتاب الله، بعد احاديث رسول الله. اين يادتان باشد!

وقتي به حديث رجوع ميشود كه به نص قرآن ايرادي نگيرد! نه اينكه بگوييم چون حديث اينطوري گفته، پس قرآن هم بايد اينگونه باشد! درحاليكه معناي واضح آن مشخص است!

 

================================

سؤال سوم آقاي شيعه

 

مورد ديگر كه آقاي شيعه درخواست كرده بودند اينست: چرا خداوند گفته «اهل البيت» و نگفته «اهل البيوت»...!!!

 

آقاي شيعه...! خنده‌دار است! قبلاً هم خنديدم ولي باز هم ميخواهم كمي بخندم!

 

آخه مسلمان! اگر دليل محكمي نداري لااقل حرفهاي بيخود نزن!

 

چرا خداوند هميشه ميگويد «اهل الكتاب» و نميگويد «اهل الكتب»...؟!

 

اگه قرار بود بخاطر چندتا بودن خانه «اهل البيت» بشود «اهل البيوت» پس چرا «اهل الكتاب» نشده «اهل الكتب»...؟!

 

واضح است كه كتب آسماني از يكي بيشتر هستند! كمترينش دوتا هستند كه همه ميدانيم! تورات و انجيل!

 

چرا خداون باز هم لفظ مفرد بكار برده است؟!

 

جوابش واضح است! چون چنين الفاظي اصطلاح هستند. و با اينكه لفظ مفرد بكار رفته ولي خودبه خود معناي جمع دارند. شما چرا نميتوانيد بر نفس خود غلبه كنيد؟! هرچند ميدانم كه خودتان هم ميدانيد چنين است! والله عليم بذات الصدور...

 

 

=========================

سؤال چهارم آقاي شيعه

 

از دلايل نامعقول آقاي شيعه اين است كه ميپرسد: چرا ضمير مذكر در اين آيه آمده است؟!

 

اين ايرادگيري ايشان را با اينكه چندين بار توضيح دادم اما اينبار هم توضيح خواهم داد. ان شاء الله...

 

اين را بدانيد كه لفظ « أهل » در قرآن كريم هرجا كه آمده ضمير مذكر با خودش به همراه دارد. پس از اين جهت اين ايرادگيري آقاي شيعه واقعاً بهانه‌اي بيش نيست!

حتي در جاهايي كه «اهل» به زن اطلاق شده نيز ضمير جمع مذكر آمده است!

 

به مثالها توجه كنيد:

 

إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آَنَسْتُ نَارًا ...(طه/10)

[هنگامى كه (موسي از دور) آتشى مشاهده كرد، به خانواده خود گفت: (اندكى) درنگ كنيد كه من آتشى ديدم!...]

 

در اينجا منظور از «أهل» كسي جز همسر حضرت موسي نيست. ولي با اين حال ضمير جمع مذكر «امكثوا» آمده است!

 

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود/73)

[گفتند: آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است؛ چرا كه او ستوده و والا است!]

 

در اينجا نيز خطاب كلمه‌ي «اهل البيت» كسي جز همسر حضرت ابراهيم نيست! ولي با اين حال هم با ضمير مذكر آمده و هم بصورت جمع آمده است...!

 

آقاي شيعه...! اينها قرايني هستند كه ثابت ميكنند كلمه‌ي «اهل» ضمير مذكر ميگيرد هرچند خطاب به زن باشد!

حالا نميدانم شما چطور اين همه واضحات را ناديده ميگيريد و باز هم همان گفته‌ي هاي خود را تكرار ميكنيد...!

 

در آيه‌ي تطهير هم همانند اين آيه‌ي سوره‌ي هود لفظ «اهل البيت» آمده و ضمير جمع مذكر گرفته است.

 

و در اينجا خواهر حضرت موسي ميگويد:

 

...فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ ... (القصص/12)

[و خواهر (موسي) گفت: آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند ...]

 

در اينجا نيز منظور خواهر حضرت موسي فقط مادر موسي عليه السلام بود نه كسي ديگري!

 

و سپس خداوند ميفرمايد:

 

فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ ...(القصص/13)

[پس ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد؛...]

 

از اينجا معلوم ميشود كه منظور خواهر موسي عليه السلام مادرش بوده است. چون بلافاصله بعد از آن خداوند گفته «پس ما او را به مادرش بازگردانديم»

 

 

آقاي شيعه...!

اگر دليلي داري از قرآن و يا كتب حديث و يا كتب معتبر كه لفظ « أهل » ضمير مؤنث گرفته باشد بياوريد وگرنه اينقدر حرص نخوريد و نگوييد كه فلان است و فلان نيست!

 

=========================

سؤال پنجم آقاي شيعه

 

گفته‌اند: [اهل سنت ادعا کرده بود که آیه تطهیر در حق زنان نازل شده است اما پیامبر با دعایش برای اهل کسا ان رحمت را شامل آنها نیز کرده است.صرف نظر انکه این حرف حرف غلطی است باید عرض کنم که بر طبق این گفته ی شما اهل کسا قطعا معصوم خواهند بود . زیرا این رحمت بالاخره با دعای پیامبر شامل آنها شده است . خوب ما هم دنبال همین می گشتیم .]

 

شما براي خودتان ميبريد ميدوزيد! اول دليل عصمت را ثابت كنيد بعد نطق كنيد!

 

==============================

سؤال ششم آقاي شيعه

 

مربوط به حديث ثقلين است! فعلاً حرف ما روي آيه‌ي تطهير است و جاي بررسي احاديث ديگر نيست! پس لطفاً ديگر تكرار نكنيد.

 

==============================

سؤال هفتم آقاي شيعه

 

آقاي شيعه! حديث نميخواهد كه چنين بيان كرده باشد! خود قرآن كريم گوياي اين امر است ولي شما چشمتان كور است! اگر براي وضوحات نيز بخواهيم حديث بياوريم كه ...!!!

آقاي شيعه! نزنيد به كوچه‌ي علي چپ!!!

....

... حالا اجازه ميدهيد بنده هم سؤالاتم را مطرح كنم؟!

..

.

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 8:53 |
 

‹‹‹ بسم الله الرحمن الرحيم ›››

 

جواب مواردي كه آقاي شيعه در سؤال اولشان مطرح كرده بودند.

 

  • گفتي: [آیه ی تطهیر دلالت دارد بر اینکه رحمتی شامل اهل البیت شده است.]

    قابل قبول است.

 

  • گفتي: [این رحمت همان دور کردن اهل البیت از تمام ارجاس و ناپاکی ها و رساندن آنها به طهارت مطلقه است(زیرا از تطهیرا ، مفعول مطلق نوعی است)]

    بله...! هدف دور كردن اهل بيت از تمام پليديها است.

  

  • گفتي: [اذهاب تمام ارجاس از اهل البیت و تطهیر مطلق آنها چیزی نیست جز عصمت. زیرا بارز ترین مصداق پلیدی و ناپاکی ، گناه و معصیت پروردگار عالم است و بهترین مصداق پاکی و طهارت ، پاک بودن و طاهر بودن از گناهان است.]

    مورد سوم شما قابل قبول نيست! چون پاك كردن از پليدي هيچ دليلي بر عصمت نيست. چرا كه كلمه‌ي «رجس» به گناهان كبيره و يا گناهان زياد اطلاق ميشود نه گناهان صغيره!
    آقاي شيعه! گناهان صغيره را هرگز رجس نميدانند. بلكه تنها گناه صغيره است و ممكن است سهواً و يا گاهي عمداً انجام گيرد. اما هرگز لفظ رجس به گناهان صغيره اطلاق نميشود.

    يادمه قبلاً گفته بوديد «متأسفم براي شما كه گناهان كوچك را جزو پليدي به حساب نمي‌آوريد...» و يا مشابه اين جمله بود!

    آقاي شيعه! نيازي نيست شما براي ما تأسف بخوريد! به حال خودتان تأسف بخوريد كه احكام دين را به دلخواه خودتان تغيير ميدهيد!
    اين كار شما شبيه حرام كردن چيزي كه حلال است، است...! حالا حتماً ميگويد «متأسفم كه گناهان صغيره را حلال ميدانيد!!!!»
    نه آقاي شيعه! منظور بنده از گفتن مطالب قبلي و يا اين مثال مجاز دانستن گناهان صغيره نيست! بلكه اين را ميدانم كه اهميت ندادن به گناه صغيره خودش گناهي كبيره است!

    اما آقاي شيعه! ما نميتوانيم وقتي چيزي حكم مكروه تنزيهي دارد بگوييم رجس و حرام است!!! چون احكام دين قبلاً توسط خود خداوند تعيين شده‌اند. اينكار يعني تغيير دادن حكم خداوند!

    آقاي شيعه! ما موظف هستيم احكام دين را آنگونه كه هست بيان كنيم! نه افراط كنيم و نه تفريط!

    عزيزان...! خود قرآن را جستجو كنيد. هرجا كلمه‌ي رجس به چيزي اطلاق شده است مسلماً كاريست حرام و گناه كبيره!
    نمونه‌ي واضح آن:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة/90)
    [اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى بخت‏آزمايى )، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد!]

    اين آيه معناي واضح رجس را بيان ميكند. و همه ميدانيم كه شراب و قمار و ازلام همگي حرام و از گناهان كبيره هستند!

    اينگونه اعمال هرگز با مكروه تنزيهي برابري نميكند!

    حالا گذشته از اينها، بالفرض كه منظور از رجس همه‌ي گناهان باشد! حالا آيا خطا و اشتباه هم داخل رجس ميشوند!؟!؟!؟

    قطعا خير...! خطا كه ديگر پليدي نيست! انسان جائز الخطا است!

    پس ادعاي اينكه اين آيه دليل بر عصمت از خطا و گناه است، كاملاً باطل است. حالا چه زنان را شامل شود و چه نشود!

    لطفاً اينبار اگر مخالفتي با دلايل ذكر شده داريد مستدل باشد نه من درآوردي!

  • گفتي: [لذا آیه ی تطهیر دلالت بر عصمت اهل البیت دارد.]

    اول ثابت كنيد بعد ادعا كنيد.

  • گفتي: [زنان پیامبر به اتفاق تمام مسلمین معصوم نبوده اند.]

    اتفاق مسلمين نميخواهد! چون عصمتي كه شما ميگوييد براي هيچيك از افراد بشر وجود ندارد!

  • گفتي: [بنابراین منظور از اهل البیت زنان پیامبر نیستند و تنها شامل اهل کسا می شود.]

    مورد ششم: زهي خيال باطل! اول ثابت كنيد اين آيه دليل بر عصمت است بعد چنين حرفي بزنيد!

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 7:52 |

سوالات بی جواب

سوالات زیر را شاید بیش از 10 بار تکرار کرده ام . اما مدام از جواب دادن طفره می روید. لذا تا

وقتی که به 6 +۱ سوال زیر جوابی داده نشود از ادامه ی مناظره خودداری می کنم.


1- اولا: آیه ی تطهیر دلالت دارد بر اینکه رحمتی شامل اهل البیت شده است.
ثانیا: این رحمت همان دور کردن اهل البیت از تمام ارجاس و ناپاکی ها و رساندن آنها به طهارت مطلقه است(زیرا از تطهیرا ، مفعول مطلق نوعی است)
ثالثا: اذهاب تمام ارجاس از اهل البیت و تطهیر مطلق آنها چیزی نیست جز عصمت. زیرا بارز ترین مصداق پلیدی و ناپاکی ، گناه و معصیت پروردگار عالم است و بهترین مصداق پاکی و طهارت ، پاک بودن و طاهر بودن از گناهان است.
رابعا: لذا آیه ی تطهیر دلالت بر عصمت اهل البیت دارد.
خامسا: زنان پیامبر به اتفاق تمام مسلمین معصوم نبوده اند.
سادسا: بنابراین منظور از اهل البیت زنان پیامبر نیستند و تنها شامل اهل کسا می شود.

**به جای اینکه کلی گویی کنید و برای من ضرب المثل بنویسد ، لطف کنید و اگر ایرادی به هر قسمت از 6 قسمت فوق دارید دقیقا ذکر کنید تا با هم سر آن بحث کنیم.

 

2- فعلا حوصله ی بررسی اسناد احادیثی را که شما با کمال بی انصافی می خواهید ندیده بگیریدشان را ندارم. اما برای اینکه حجت بر ما و شما تمام شود فقط احادیثی را که علمای طراز اولتان تصریح به صحت آن کرده اند را نقل می کنم .

**روى الحاكم في كتابه "المستدرك على الصحيحين في الحديث" عن عبد الله بن جعفر بن أبي طالب أنّه قال: لما نظر رسول الله (ص) إلى الرحمة هابطة قال: "أُدعوا لي، أُدعوا لي"، فقالت صفيّة: من يا رسول الله؟ قال: "أهل بيتي عليّاً وفاطمة والحسن والحسين"، فجيء بهم فألقى عليهم النبي (ص) كساءه ثمّ رفع يديه ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء آلي فصلّ على محمّد وآل محمد" وأنزل الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) قال الحاكم: هذا حديث صحيح الاسناد

 

** في صحيح الترمذي ومسند أحمد ومسند الطيالسي ومستدرك الصحيحين وأُسد الغابة وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأوّل عن أنس بن مالك: انّ رسول الله (ص) كان يمرّ بباب فاطمة (عليها السلام) ستّة أشهر كلّما خرج إلى صلاة الفجر يقول: "الصلاة يا أهل البيت! (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" حاکم نیشابوری می گوید : حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

 

** وفي مجمع الزوائد وتفسير ابن كثير واللفظ للأول: انّ الحسن بن عليّ حين قتل عليّ استخلف، فبينا هو يُصلّي بالناس إذْ وثب إليه رجل فطعنه بخنجر في وركه فتمرّض منها أشهراً، ثمّ قام فخطب على المنبر فقال: "يا أهل العراق اتّقوا الله فينا، فإنّا أُمراؤكم وضيفانكم ونحن أهل البيت الذي قال الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" فما زال يومئذ يتكلّم حتى ما ترى في المسجد الاّ باكياً. قال: رواه الطبراني و رجاله ثقات

 

** روى الطبري في تفسير الآية وابن حنبل في مسنده والحاكم في مستدركه وقال: صحيح على شرط الشيخين والبيهقي في سننه والطّحاوي في مشكل الآثار والهيثمي في مجمع الزوائد واللفظ للأوّل:عن أبي عمّار قال: إنّي لجالس عند واثلة بن الأسقع إذ ذكروا عليّاً فشتموه، فلمّا قاموا قال: اجلس حتّى أخبرك عن هذا الذي شتموا، إنّي عند رسول الله (ص) إذ جاءه عليّ وفاطمة وحسن وحسين، فألقى عليهم كساء له ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي اللّهمّ أذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

 

** ذهبی : أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ، لتذكير ضمير ( عنكم ) وما بعده .

 

**روى مسلم في صحيحه والحاكم في مستدركه والبيهقي في سننه الكبرى وكلّ من الطبري وابن كثير والسيوطي في تفسير الآية بتفاسيرهم واللفظ للأوّل عن عائشة قالت:خرج رسول الله غداة وعليه مرط مُرحّل من شعر أسود، فجاء الحسن بن عليّ فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معه، ثمّ جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء علي فأدخله، ثمّ قال: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (همانطور که مسلم در اول کتابش گفته است ، وی بنای کارش بر این بوده که فقط از رجال ثقات حدیث نقل کند)

 

**فخر رازی درباره ی حدیث کسا می گوید: فخر رازی می گوید: (این روایت گویا اتفاق بر صحت آن نزد مفسران و اهل حدیث است)

** ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه می گوید: (حدیث از احادیث صحیح السندی است که احمد و ترمزی از ام سلمه نقل کرده و نیز مسلم در صحیح خود از عایشه نقل نموده است ) ( دقت کنید که ابن تیمیه ی ملعون با این همه تعصب و عداوتش نسبت به شیعه باز نمی تواند صحت روایاتی را که مسلم و احمد و ترمزی نقل کرده اند را منکر شود.)

 

 

** ابن حجر مکی ، او در کتابش الصواعق المحرقه به صحت سند این حدیث تصریح می کند. ( باز هم می بینید که ابن حجر که ظاهرا به خون شیعیان تشنه بوده است هم چاره ای جز پذیرش صحت این حدیث ندارد )

 

 

با تمام این اوصاف جالب است که افرادی مانند خانم هدایت پیدا می شوند و با جسارت تمام ادعا می کنند که حدیث کسا ضعیف است و متواتر نیست. خانم هدایت معنای توحید این است که دربرابر اوامر خداوند و رسولش تسلی باشیم نه اینکه به خاطر محبت این و آن واضحات را منکر شویم .

 

3-  آوردن لفظ بیت محلى به‏«الف‏» و «لام‏» عهد و این مطلب که وقتى خانه‏هاى زنان پیامبرصلى الله علیه وآله را اراده‏کرده، از آن به صیغه جمع مضاف به «کن‏» یاد کرده: «بیوتکن‏»، همه مؤید این‏است که زنان پیامبرصلى الله علیه وآله مخاطب آیه تطهیر نیستند . (دقت کنید : در باره ی زنان پیامبر می فرماید : بیوتکن ، که این عبارت اولا الف و لام عهد ندارد و ثانیا : به خانه ها اشاره دارد. اما در آیه تطهیر به بیت اشاره کرده است که هم الف و لام عهد دارد و هم مفرد است) وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33   وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا (الأحزاب/34

 

4- بنابر همان وحدت سیاقی که شما ادعایش را دارید ، بایستی ضمیر در این آیه جمع مونث می بود . اما می بینیم که در دو جا ضمیر مذکر بکار رفته است . در ضمن لحن آیه هم از شدت به ملایمت و رافت تغییر کرده است. لذا قطعا نمی توانیم مفاد این آیه را مخصوص زنان بدانیم.

 

5- اهل سنت ادعا کرده بود که آیه تطهیر در حق زنان نازل شده است اما پیامبر با دعایش برای اهل کسا ان رحمت را شامل آنها نیز کرده است.صرف نظر انکه این حرف حرف غلطی است باید عرض کنم که بر طبق این گفته ی شما اهل کسا قطعا معصوم خواهند بود . زیرا این رحمت بالاخره با دعای پیامبر شامل آنها شده است . خوب ما هم دنبال همین می گشتیم .

 

6- اصلا بر فرض محال که حدیث کسا جعلی باشد. بحث ما بر سر معصوم بودن یا نبودن آنها است. لذا تازه اگر هم این حدیث صحیح نباش حدیث ثقلین را چگونه توجیه می کنید ؟ حدیث من اطاع علی اطاعنی و من اطاعنی اطاع الله را چگونه توجیه می کنید ؟ این دو حدیث دلالت تامه بر عصمت دارد .

 

۷- اولین بار خانم هدایت در ادعایی (=اختراعی) عجیب مدعی شدند که اهل البیت زنان هستند اما پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند ٬ اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده اند . خوب حالا لطف کنید(آقای عبدالله و خانم هدایت) و بفرمایید که بر طبق کدام احادیث چنین ادعایی کرده اید. در واقع تمام احادیثی را که مدعای شما را ثابت می کنند را لطف کنید و با قید آدرس ذکر نمایید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 22:50 |
بسم الله الرحمن الرحیم

اولا: شما صورت مسئله را تغییر داده اید.شما اول با اون ترجمه ی جالبتان ما را متهم به این کردید که حضرت علی و خداوند را دارای اتحاد حقیقی می دانیم(تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا) و حالا می گویید قصد من چیز دیگری بود ؟

ثانیا: هر احمقی هم می داند که به جز خدا کسی اختیار مطلق عالم ملک و ملکوت را بر عهده ندارد. حالا من نمی دانم شما از کجای این جمله برداشت کرده اید که ما چنین اعتقادی داریم !!! القائم مقامه فی الملک و الملکوت  آیا چنین معنی ای می دهد؟  جل الخالق !!

این مقدمه که بنده آوردم پر از اصطلاحات عرفانی است که هرکدام معنی ای خاص دارد . لذا لطفا بدون علم و آگاهی کسی را متهم نکنید. عباراتی مانند عبارات زیر از اصطلاحات عرفانی هستند که معانی خاصی دارند نه معانی عرفی .

حجاب العماء -مرائی الخلفاء - انوار - غیب الهویه - تعینات السوائیه - خلافت(در اینجا معنی ای دیگر دارد) - حضرت - جبروت - لاهوت - او ادنی .....

 

من هنوز منتظر پاسخ به تمام سوالهایم هستم

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 12:54 |
الحمدلله وحده والصلاه و السلام علی من لا نبی بعده

 بعد از سلام بر همه مسلمانان موحد      عرض کنم که من آقای یزدانی را به مناظزه دو نفره دعوت کردم زیرا ایشان معتقد بودند که این روش بهتر است اما  وی دعوت مرا بی پاسخ گذاشت!

حالا دیگر دوستان شیعه را به مناظره دو نفره دعوت میکنم موضوع بحث را هم شما تعیین کنید هرکس اماده است اعلام بفرمایید

و از آقای اسلامی  میخواهم فحش هایی که بد مذهبان شیطان صفت به حضرت عمر و دیگر اصحاب مینویسند را فورا پاک کند

البته به این بهانه نباید انتقاد های شیعه ها از اصحاب را حذف کنیم 

و در آخر ادای احترام  میکنم خدمت همه مناظره گران و بینندگانی که فحش نمیدهند 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 6:47 |
الحمد لله ...

از آقاى شيعه و ققنوس بخاطر تذكرشان ممنونم و اميدوارم همه بتوانيم با آرامى بحث را دنبال كنيم.

با تشكر از جوابتان آقاى شيعه در باره ى متن عربى .

متأسفانه باز مسئله را خوب درك نكرديد!

بله بنده هم فهميدم منظورتان از (( خلیفته القائم مقامه فی الملک و الملکوت ... )) خليفه دانستن امام علي نسبت به  رسول الله است!

اينجا را خوب متوجه نشديد كه قصد من الفاظ و كلماتى بود كه حتى در مورد رسول الله صلى الله عليه و سلم جايز نيست و بنده به اختصار نوشتم زيرا شما همان صفات را به امام على داديد زيرا او را همان مقام و منزلتى داديد كه از آن اينطور ياد كرديد :

(( ... القائم مقامه في الملك و الملكوت ... ))

قائم مقام رسول الله در ملك خداوندى و ملكوتش !

آخر كى الله تعالى ملك و ملكوت را بدست بنده اش داده كه حالا امام على به عنوان قائم مقام آن بنده ، اين سلطه را داشته باشد!؟

كجاست دليلتان از كتاب الله ؟

( البته سؤالات شما را در باره ى اهل البيت در آيه ى تطهير فراموش نكردم و ان شاءالله بدان جواب خواهم داد )

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 22:47 |

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

سیما خلیفته القائم مقامه فی الملک و الملکوت ، المتحد بحقیقته فی الحضره الجبروت و اللاهوت ، اصل شجره الطوبی و حقیقه سدره المنتهی ، الرفیق الاعلی فی مقام او ادنی معلم الروحانیین و موید الانبیاء و المرسلین علی امیرالمومنین علیه صلوات الله و ملائکته و رسله اجمعین.
در اين متن عربى تان ، امام على با الله تعالى  اتحادى حقيقى دارد و او همان سدرة المنتهى و شجرة الطوبى و رفيق الأعلى و يارى دهنده ى انبياء و فرستادگان الهي ... مى باشد!

وقتی به کلماتی که شما آنها را با رنگ زرد برجسته کرده اید و همچنین ترجمه ی جالبی را که ارائه دادید دقت کردم متوجه شدم که شما اصلا ترجمه ی فارسی این عبارت را متوجه نشده اید و لذا بنده را به شرک متهم می کنید. نوشته اید که من گفته ام : خداوند با حضرت علی اتحاد حقیقی دارد. یاللعجب !!!! در کجا بنده چنین حرفی را زده ام ؟!!!!
این مقدمه ای را که بنده آوردم ، مقدمه ی کتاب عربی (مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه ) تالیف حضرت امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه است. این کتاب یکی از عمیق ترین کتاب های عرفانی تشیع است که علما و عرفای طراز اول شیعه معتقدند فهم این کتاب غامض و مشکل ، تنها از عهده ی اخص خواص از علما و اوحدی از عرفا بر می آید . البته شاید بنده اشتباه کردم که این مقدمه را در اینجا آوردم زیرا خود امام از این کار نهی کرده اند و در آخر همین کتاب می فرمایند : (ترجمه) :

[ ای دوست روحانی که خدایت در دنیا و آخرت یار و یاور باد ، مبادا و مبادا این اسرار را برای نااهل کشف کنی ... که علم باطن شریعت از نوامیس الهی و اسرار ربوبی است که باید از دست رس بیگانگان و دیدگاهشان بدور نگه داشت که اندیشه های روشن و افکار دقیقشان به آن نمی رسد و مبادا در مقام فهم مطالب این اوراق برآیی پیش از آنکه در کلمات متالهین اهل ذوق بررسی کامل نموده و معارف را در نزد مشایخ بزرگ و عرفاء بزرگوار که اهل معارف اند فراگرفته باشی وگرنه ، تنها مراجعه کردن به اینگونه معارف بجز زیان چیزی نیفزاید]

در اینجا برای اینکه معنی صحیح این مقدمه را متوجه شوید ترجمه ی آن را برایتان می نویسم:

[ ...مخصوصا جانشین آنحضرت که در ملک و ملکوت قائم مقام اوست و در حضرت جبروت و لاهوت با حقیقت او (پیامبر) متحد است ، او ریشه ی درخت طوبی و حقیقت سدره المنتهی است و در مقام (او ادنی) برترین رفیق آنحضرت است روحانیان را آموزگار و انبیاء و مرسلین را یار و مددکار است و او امیرالمومنین علی است که درود های خدا و فرشتگان و پیامبران بر او باد ]

متاسفانه اهل سنت خیال می کنند که مدرسه ی اسلام فقط دارای یک کلاس است. آنهم کلاس اول ابتدایی !! این را بدانید که اسلام یک کلاس ندارد. معارفی را که رسول خدا متوجه می شد اگر یک میلیاردمش را به من و شما می گفت مطمئن باشد که ایشان را به شرک متهم می کردیم. علتش این است که ما بر اساس درک و فهم خودمان قضاوت می کنیم و تا یک مطلبی را که به گوشمان نخورده است می شنویم خیال می کنیم که شرک است و کفر است و.... دقیقا به همین خاطر هم هست که پیامبر اعظم می فرمایند (نقل به مضمون) : انا معاشر الانبیاء نکلم الناس علی قدر عقولهم = ما گروه پیامبران با مردم به اندازه  عقلشان صحبت می کنیم .
در روایات داریم که پیامبر فرمودند : اگر انچه را که سلمان می دانست برای ابوذر افشا می کرد همانا ابوذر او را به قتل می رساند . (زیرا توان درک مطالب عمیق سلمان را ندارد و لذا سوء برداشت می کند)
در آخر توجه شما را به کلام زیبایی از علامه شعرانی جلب می کنم که درباره ی همین موضوع است . ایشان می فرمایند :

[ بر فیلسوفان و متکلمان لازم است که به ظرفیت فهم شنوندگان خود توجه کنند و با آنان در حد همان ظرفیت ادراکشان سخن گویند . این توصیه بدین جهت است که در اذهان آنان از لوازم و ملزومات ، چیزهایی وجود دارد که در اذهان خواص نیست. از این رو ممکن است از شنیدن سخنی ذهن عوام به چیزی منتقل شود که ذهن دانشوران به آن منتقل نمی شود. مثلا هرگاه برای مردم گفته می شود که (خدا برای جهان همانند بنا برای ساختمان است ) از این سخن چنین می فهمند که مخلوقات در استمرار وجودشان از خدا بی نیازند ؛ و هرگاه گفته شود که (خداوند برای جهان همانند روح برای جسد است) از آن حلول حق تعالی در اجسام را می فهمند . تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا
هرگاه گفته شود (اعاده ی معدم محال است) از آن نفی معاد را می فهمند و هرگاه گفته شود نیاز ممکن به واجب به خاطر حدوث ممکن است و نه امکان آن) از این جمله به این بهانه که قدیم زمانی بی نیاز از پدید آورنده است ، نفی صانع را می فهمند. ]

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 15:4 |
بسم الله الرحمن الرحیم

خانم هدایت و آقای عبدالله  سلام علیکما

همانطور که عرض کردم ٬ تا زمانی که به آن سوالات تک تک و دقیقا جواب ندهید بنده مناظره را ادامه نخواهم داد. بنده در هر بار مدتها از وقتم را صرف نوشتن استدلالات می کنم و تقریبا خط به خط به مطالب شما جواب می دهم اما شما هر بار به بهانه ای از جواب دادن به سوالات من طفره می روید. لذا من فقط بعد از دیدن جواب شما مناظره را ادامه خواهم داد. ضمنا از کلی گویی و نوشتن ضرب المثل و گذاشتن هزار تا علامت تعجب و تکرار ادعاهای قبلی خودداری کنید. لطفا فقط و فقط پیرامون سوالات صحبت کنید

والسلام علی من اتبع الهدی 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 10:43 |
الحمد لله ...

آقاى شيعه !

كوتاه نوشتن مقبولتر است و مطالب طولانى ممكن است ملال آور باشد و من هم با اختصار خواهم نوشت .

سخنان شما را با سياه و جوابم را با رنگ سرخ خواهم نوشت.

سخن آقاى شيعه:

چطور است که قرار گرفتن این آیه بین دو قسمت قبل و بعدش هزار معنی و مفهوم برای شما دارد اما اینهمه تغییر سیاق ها کاملا بی معنی و بی مفهوم و تصادفی بوده است؟ تبدیل بیوت به بیت ، تغییر لحن از شدت به ملامت ، تغییر ضمیر از مونث به مذکر و ... از نظر عقول شما بی معنی و الکی است؟!! ( نقل قول از آقاى شيعه هداه الله )

جواب :

اولاً تغييرى در سياق ديده نمى شود !

ثانياً ، تبديل بيوتكن به اهل البيت تغيير نيست بلكه حقيقتى ست كه آنان با وجود  دارا بودن آن اتاقها ( خانه هايشان ) باز در ملكيت صاحب آن خانه يعنى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بودند و آنان ساكنان همان خانه اى بودند كه رسول الله مهم ترين و صاحب آن بود.

 

خانه هاى زنان در سوره ى حجرات به (( حجرات = اتاقها )) نيز  تعبير شده ، آيا مى توانيد فرق بين اين دو ( بيوت و حجرات ) را هم بفهميد؟

در قرآن از خانه ى رسول الله به صورت جمع و مفرد نيز ياد شده است و اين اشكالش كجاست؟

آيا اشكالى دارد كه اتاقهاى زنانش ( خانه هايشان ) اتاق او ( خانه ى او ) نيز بوده و خانه ى او خانه ى زنانش نيز بوده زيرا ساكنان خانه اش بودند؟

 

و تغيير لحن آيه از شدت به ملايمت  ، اثباتى براى شما نيست!

بله خداوند ابتدا  با نهى زنان از اظهار زينت جسم كه عادت زنان جاهلى مى بوده است ، به امر به نماز و زكات و اطاعت از رسولش ادامه  داده و آنوقت بعد از بشارت به خواست خداوندى كه التزام آنان بدان باعث  اذهاب رجس و طاهر كردنشان هست ، در ادامه آنان را به تلاوت و ذكر كتاب الله ترغيب فرموده است و سرانجام الله تعالى اعلام مى فرمايد كه او لطيف و خبير است .

 

 

این لام تعلیل دقیقا همان مطلبی را که قول از علامه شرف الدین نقل کردم می خواهد بیان کند ، یعنی :

[ ... و آيۀ تطهير از اين‌ قرار است‌ كه‌ در ميان‌ آيات‌ نِساءُ النَّبيّ بطور استطراد آمده‌ است‌. و فائدۀ استطراد در اينجا آنست‌ كه‌: خطاب‌ خداوند به‌ آن‌ زنان‌، با آن‌ اوامر و نواهي‌ و نصائح‌ و آداب‌ جهتي‌ ندارد مگر عنايت‌ خداوند تعالي‌ به‌ اهل‌ بيت‌ (يعني‌ خمسۀ طيّبه‌) براي‌ آنكه‌ سرزنش‌ و ملامتي‌ ـ گرچه‌ از ناحيۀ زنان‌ پيغمبر باشد ـ بر آنان‌ نرسد؛ يا آنكه‌ به‌ اهل‌ بيت‌ ـگرچه‌ بواسطۀ زنان‌ پيغمبر باشد ـ عار و ننگي‌ نسبت‌ داده‌ نشود؛ و يا از ناحيۀ منافقين‌ عليه‌ آنان‌ ـ گر چه‌ به‌ سبب‌ زنان‌ پيغمبر باشد ـ ايرادي‌ و حجّتي‌ قائم‌ نشود ( نقل قول از آقاى شيعه هداه الله )

 

جواب : اين قسمت آنقدر خنده دار و بى ربط است كه فقط براى تفريح دوستان قرار مى دهم كه خداوند با امر و نهى به زنان رسول الله قصد و هدفش آنان نيست !!

ياد مادرم حفظه الله مى افتم كه وقتى من و خواهرم  كوچك بوديم و دعوایمان مى شد  و مادرم مى خواست خواهرم ( كه از من كوچكتر بود ) را راضى كند تا گريه نكند ، به ظاهر سر من داد مى زد و از قبلش هم چشمكى مى زد كه ناراحت نشوم !!

 

 

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33   وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا (الأحزاب/34

 

بنابر همان وحدت سیاقی که شما ادعایش را دارید ، بایستی ضمیر در این آیه جمع مونث می بود . اما می بینیم که در دو جا ضمیر مذکر بکار رفته است . در ضمن لحن آیه هم از شدت به ملایمت و رافت تغییر کرده است. لذا قطعا نمی توانیم مفاد این آیه را مخصوص زنان بدانیم. ( نقل قول از آقاى شيعه هداه الله )

 

جواب : ضمير اهل البيت مذكر و جمع است و بايستى چنين باشد و شما نمى توانيد قوانين لغت عرب را به ميل خود عوض كنيد!

و اهل البيت به زنان اطلاق مى شده است ، خوشتان نيامده؟

متأسفم!

لحن آيه در جاهاى فراوانى نسبت به رسولش نيز بين شدت و ملايمت  متغير است ، اشكالش كجاست!؟

 

حالا از كجا با اطمينان مى فرماييد : ((لذا قطعا نمی توانیم مفاد این آیه را مخصوص زنان بدانیم )) !؟

 

اصلا بر فرض محال که حدیث کسا جعلی باشد. بحث ما بر سر معصوم بودن یا نبودن آنها است. لذا تازه اگر هم این حدیث صحیح نباش حدیث ثقلین را چگونه توجیه می کنید ؟ حدیث من اطاع علی اطاعنی و من اطاعنی اطاع الله را چگونه توجیه می کنید ؟ این دو حدیث دلالت تامه بر عصمت دارد .

 

جواب : حديث ثقلين و من أطاع علياً و ... مورد قبول شماست !

 

مگر قرار نبود فقط احاديث صحيح مورد قبول طرفين را ذكر كنيد !؟

 

اين حديث ثقلين مورد قبولتان نيز با الفاظ و راويانش دروغين است و متأسفانه شما بسيار به خلط احاديث و روايات مشهور و زبردست هستيد و الا ثقلين همان كتاب الله و سنت رسول است .

 

أستغفر الله لي و للمؤمنين و المؤمنات

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 9:23 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

** نمونه هایی از موازدی که آقای عبدالله وقتی گیر می کنند چندتا شرط اضافه می کنند تا راحت بشوند را به عرضتان می رسانم تا خوانندگان با استدلالات عمیق !! جماعت اهل سنت بیشتر آشنا شوند .

1) آیه ای از قرآن را بیاورید که در آن هم مفهوم ، هم سیاق و هم خطاب عوض شده باشد

2) عبدالله: اگر اهل بیت به معنی اهل کسا بود پس چرا پیامبر رو به خدا می کند و می گوید: اللهم هولاء اهل بیتی

شیعه: مگر اشکال دارد؟ مگر پیامبر بارها به خداوند عرض نمی کرد که (اللهم هذا نبیک ...) ؟

عبدالله: این با اون فرق دارد. پیامبر باید با فاصله این را می گفت نه اینکه بلافاصله بعد از نزول آیه بگوید:  اللهم  هولاء اهل بیتی !!!

3) این آیه استطراد نیست . زیرا اگر بود آيه‌اي جدا بايد ميبود نه دقيقاً وصل شده به آيه!  (حالا جالب است که خود آقای عبدالله تا چند روز پیش می گفت که من نمی دانم شرایط استطراد چیست اما حالا که گیر کرده ، یکدفعه عالم شده. آقای عبد الله ، ممکنه بفرمایید که در کدام کتاب علوم بلاغی چنین شرطی برای استطراد ذکر شده ؟ )

 


خوب...، ما ميگوييم كه اين قسمت از آيه دليل اوامر و نواهي خداوند است. يعني اينكه خداوند به زنان پيامبر ميگويد چنين كنيد و چنان نكنيد و سپس ميگويد «خداوند فقط ميخواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند (بخاطر همين به شما اين اوامر و نواهي را كرده استخوب...، ما ميگوييم كه اين قسمت از آيه دليل اوامر و نواهي خداوند است. يعني اينكه خداوند به زنان پيامبر ميگويد چنين كنيد و چنان نكنيد و سپس ميگويد «خداوند فقط ميخواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند (بخاطر همين به شما اين اوامر و نواهي را كرده استيعني اينكه اين قسمت از آيه دليل اوامر و نواهي خداوند سبحان است.اما اثبات اين سخن...اولاً: اين قسمت آيه دقيقاً بعد از اوامر و نواهي خداوند آمده است. و حتي آيه نيز قطع نشده بلكه دنباله‌ي همان آيه است.ثانياً: حرف لام در «ليذهب» لام تعليل است. يعني هر چه بعد از آن مي‌آيد علت بياناتي است كه قبل از آن آمده است...!درواقع معناي آيه اين است: [خداوند فقط ميخواهد تا بزدايد رجس و پليدي را از شما اهل بيت...]به كلمه‌ي « تا » توجه كنيد. اين كلمه‌ي « تا » درواقع بايد در جمله باشد ولي بخاطر روان بودن معناي آيه حذف ميگردد.به عبارت ديگر مفهوم آيه اينچنين است: [خداوند به شما اين اوامر و نواهي را كرده تا رجس و پليدي را از شما بزدايد.]ما نميتوانيم اين « لام » را در « ليذهب » نديده بگيريم...! براي گفته‌ي خويش آيات مشابه هم دارم (برخلاف عقيده‌ي آقاي شيعه نسبت به استطراد كه حتي يك آيه‌ي مشابه نتوانستند پيدا كنند!!!)

بله درست است . لام در اینجا لام تعلیل است . اما این که دقیقا حرف من را اثبات می کند و دقیقا حرف شما را نقض می کند !! خداوند زنانی را که مربوط به چندین خانه هستند و قبلا برای آنها از لفظ بیوت استفاده کرده است را امر و نهی می کند تا فقط اهل یک خانه ی مشخص از این خانه ها پاک و مطهر شود؟!! بله ، اگر گفته بود که لیذهب عنکن الرجس اهل البیوت و یطهرکن تطهیرا حرف شما درست بود. اما خداوند نفرموده است که اهل خانه های مشخص را می خواهم پاک کنم بلکه فرموده است که اهل یک خانه ی مشخص .

چطور است که قرار گرفتن این آیه بین دو قسمت قبل و بعدش هزار معنی و مفهوم برای شما دارد اما اینهمه تغییر سیاق ها کاملا بی معنی و بی مفهوم و تصادفی بوده است؟ تبدیل بیوت به بیت ، تغییر لحن از شدت به ملامت ، تغییر ضمیر از مونث به مذکر و ... از نظر عقول شما بی معنی و الکی است؟!!

یادم هست که شما قبلا به این حرف من جواب داده بودید که چون همه ی آن بیوت متعلق به پیامبر است بنابراین با لفظ مفرد ذکر شده است. عجب استدلال جالبی !! آقای عبدالله ! همه ی آن بیوت مال یک نفر است اما آیا همه آن بیوت ، یک بیت است؟  اتفاقا خود خداوند هم وقتی می خواهد از خانه های پیامبر صحبت کند در حالیکه اصلا صحبتی هم از زنان پیامبر نیست از واژه ی بیوت استفاده می کند و نه بیت : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ
بگذریم....
این لام تعلیل دقیقا همان مطلبی را که قول از علامه شرف الدین نقل کردم می خواهد بیان کند ، یعنی :

[ ... و آيۀ تطهير از اين‌ قرار است‌ كه‌ در ميان‌ آيات‌ نِساءُ النَّبيّ بطور استطراد آمده‌ است‌. و فائدۀ استطراد در اينجا آنست‌ كه‌: خطاب‌ خداوند به‌ آن‌ زنان‌، با آن‌ اوامر و نواهي‌ و نصائح‌ و آداب‌ جهتي‌ ندارد مگر عنايت‌ خداوند تعالي‌ به‌ اهل‌ بيت‌ (يعني‌ خمسۀ طيّبه‌) براي‌ آنكه‌ سرزنش‌ و ملامتي‌ ـ گرچه‌ از ناحيۀ زنان‌ پيغمبر باشد ـ بر آنان‌ نرسد؛ يا آنكه‌ به‌ اهل‌ بيت‌ ـگرچه‌ بواسطۀ زنان‌ پيغمبر باشد ـ عار و ننگي‌ نسبت‌ داده‌ نشود؛ و يا از ناحيۀ منافقين‌ عليه‌ آنان‌ ـ گر چه‌ به‌ سبب‌ زنان‌ پيغمبر باشد ـ ايرادي‌ و حجّتي‌ قائم‌ نشود. واگر اين‌ استطراد نبود، اين‌ نكته ی شريفه‌اي‌ است كه‌ بواسطۀ آن‌، بلاغت‌ قرآن‌ حكيم‌، و كمال‌ اعجاز ذكرِ باهر و گفتار حضرت‌ حقّ مشهود است‌ ]

 

 

سوالات بی جواب

سوالات زیر را شاید بیش از 10 بار تکرار کرده ام . اما مدام از جواب دادن طفره می روید. لذا تا

وقتی که به 6 سوال زیر جوابی داده نشود از ادامه ی مناظره خودداری می کنم.


1- اولا: آیه ی تطهیر دلالت دارد بر اینکه رحمتی شامل اهل البیت شده است.
ثانیا: این رحمت همان دور کردن اهل البیت از تمام ارجاس و ناپاکی ها و رساندن آنها به طهارت مطلقه است(زیرا از تطهیرا ، مفعول مطلق نوعی است)
ثالثا: اذهاب تمام ارجاس از اهل البیت و تطهیر مطلق آنها چیزی نیست جز عصمت. زیرا بارز ترین مصداق پلیدی و ناپاکی ، گناه و معصیت پروردگار عالم است و بهترین مصداق پاکی و طهارت ، پاک بودن و طاهر بودن از گناهان است.
رابعا: لذا آیه ی تطهیر دلالت بر عصمت اهل البیت دارد.
خامسا: زنان پیامبر به اتفاق تمام مسلمین معصوم نبوده اند.
سادسا: بنابراین منظور از اهل البیت زنان پیامبر نیستند و تنها شامل اهل کسا می شود.

**به جای اینکه کلی گویی کنید و برای من ضرب المثل بنویسد ، لطف کنید و اگر ایرادی به هر قسمت از 6 قسمت فوق دارید دقیقا ذکر کنید تا با هم سر آن بحث کنیم.

 

2- فعلا حوصله ی بررسی اسناد احادیثی را که شما با کمال بی انصافی می خواهید ندیده بگیریدشان را ندارم. اما برای اینکه حجت بر ما و شما تمام شود فقط احادیثی را که علمای طراز اولتان تصریح به صحت آن کرده اند را نقل می کنم .

**روى الحاكم في كتابه "المستدرك على الصحيحين في الحديث" عن عبد الله بن جعفر بن أبي طالب أنّه قال: لما نظر رسول الله (ص) إلى الرحمة هابطة قال: "أُدعوا لي، أُدعوا لي"، فقالت صفيّة: من يا رسول الله؟ قال: "أهل بيتي عليّاً وفاطمة والحسن والحسين"، فجيء بهم فألقى عليهم النبي (ص) كساءه ثمّ رفع يديه ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء آلي فصلّ على محمّد وآل محمد" وأنزل الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) قال الحاكم: هذا حديث صحيح الاسناد

 

** في صحيح الترمذي ومسند أحمد ومسند الطيالسي ومستدرك الصحيحين وأُسد الغابة وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأوّل عن أنس بن مالك: انّ رسول الله (ص) كان يمرّ بباب فاطمة (عليها السلام) ستّة أشهر كلّما خرج إلى صلاة الفجر يقول: "الصلاة يا أهل البيت! (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" حاکم نیشابوری می گوید : حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

 

** وفي مجمع الزوائد وتفسير ابن كثير واللفظ للأول: انّ الحسن بن عليّ حين قتل عليّ استخلف، فبينا هو يُصلّي بالناس إذْ وثب إليه رجل فطعنه بخنجر في وركه فتمرّض منها أشهراً، ثمّ قام فخطب على المنبر فقال: "يا أهل العراق اتّقوا الله فينا، فإنّا أُمراؤكم وضيفانكم ونحن أهل البيت الذي قال الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" فما زال يومئذ يتكلّم حتى ما ترى في المسجد الاّ باكياً. قال: رواه الطبراني و رجاله ثقات

 

** روى الطبري في تفسير الآية وابن حنبل في مسنده والحاكم في مستدركه وقال: صحيح على شرط الشيخين والبيهقي في سننه والطّحاوي في مشكل الآثار والهيثمي في مجمع الزوائد واللفظ للأوّل:عن أبي عمّار قال: إنّي لجالس عند واثلة بن الأسقع إذ ذكروا عليّاً فشتموه، فلمّا قاموا قال: اجلس حتّى أخبرك عن هذا الذي شتموا، إنّي عند رسول الله (ص) إذ جاءه عليّ وفاطمة وحسن وحسين، فألقى عليهم كساء له ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي اللّهمّ أذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

 

** ذهبی : أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ، لتذكير ضمير ( عنكم ) وما بعده .

 

**روى مسلم في صحيحه والحاكم في مستدركه والبيهقي في سننه الكبرى وكلّ من الطبري وابن كثير والسيوطي في تفسير الآية بتفاسيرهم واللفظ للأوّل عن عائشة قالت:خرج رسول الله غداة وعليه مرط مُرحّل من شعر أسود، فجاء الحسن بن عليّ فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معه، ثمّ جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء علي فأدخله، ثمّ قال: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (همانطور که مسلم در اول کتابش گفته است ، وی بنای کارش بر این بوده که فقط از رجال ثقات حدیث نقل کند)

 

**فخر رازی درباره ی حدیث کسا می گوید: فخر رازی می گوید: (این روایت گویا اتفاق بر صحت آن نزد مفسران و اهل حدیث است)

** ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه می گوید: (حدیث از احادیث صحیح السندی است که احمد و ترمزی از ام سلمه نقل کرده و نیز مسلم در صحیح خود از عایشه نقل نموده است ) ( دقت کنید که ابن تیمیه ی ملعون با این همه تعصب و عداوتش نسبت به شیعه باز نمی تواند صحت روایاتی را که مسلم و احمد و ترمزی نقل کرده اند را منکر شود.)

 

** ابن حجر مکی ، او در کتابش الصواعق المحرقه به صحت سند این حدیث تصریح می کند. ( باز هم می بینید که ابن حجر که ظاهرا به خون شیعیان تشنه بوده است هم چاره ای جز پذیرش صحت این حدیث ندارد )

 

 

با تمام این اوصاف جالب است که افرادی مانند خانم هدایت پیدا می شوند و با جسارت تمام ادعا می کنند که حدیث کسا ضعیف است و متواتر نیست. خانم هدایت معنای توحید این است که دربرابر اوامر خداوند و رسولش تسلی باشیم نه اینکه به خاطر محبت این و آن واضحات را منکر شویم .

 

3-  آوردن لفظ بیت محلى به‏«الف‏» و «لام‏» عهد و این مطلب که وقتى خانه‏هاى زنان پیامبرصلى الله علیه وآله را اراده‏کرده، از آن به صیغه جمع مضاف به «کن‏» یاد کرده: «بیوتکن‏»، همه مؤید این‏است که زنان پیامبرصلى الله علیه وآله مخاطب آیه تطهیر نیستند . (دقت کنید : در باره ی زنان پیامبر می فرماید : بیوتکن ، که این عبارت اولا الف و لام عهد ندارد و ثانیا : به خانه ها اشاره دارد. اما در آیه تطهیر به بیت اشاره کرده است که هم الف و لام عهد دارد و هم مفرد است) وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33   وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا (الأحزاب/34

 

4- بنابر همان وحدت سیاقی که شما ادعایش را دارید ، بایستی ضمیر در این آیه جمع مونث می بود . اما می بینیم که در دو جا ضمیر مذکر بکار رفته است . در ضمن لحن آیه هم از شدت به ملایمت و رافت تغییر کرده است. لذا قطعا نمی توانیم مفاد این آیه را مخصوص زنان بدانیم.

 

5- اهل سنت ادعا کرده بود که آیه تطهیر در حق زنان نازل شده است اما پیامبر با دعایش برای اهل کسا ان رحمت را شامل آنها نیز کرده است.صرف نظر انکه این حرف حرف غلطی است باید عرض کنم که بر طبق این گفته ی شما اهل کسا قطعا معصوم خواهند بود . زیرا این رحمت بالاخره شامل آنها شده است . خوب ما هم دنبال همین می گشتیم .

 

6- اصلا بر فرض محال که حدیث کسا جعلی باشد. بحث ما بر سر معصوم بودن یا نبودن آنها است. لذا تازه اگر هم این حدیث صحیح نباش حدیث ثقلین را چگونه توجیه می کنید ؟ حدیث من اطاع علی اطاعنی و من اطاعنی اطاع الله را چگونه توجیه می کنید ؟ این دو حدیث دلالت تامه بر عصمت دارد .

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 1:49 |

[:::::::::: بسم الله الرحمن الرحيم ::::::::::]


 آقاي شيعه...؛ مثل اينكه عناد و لجاجت شما بيشتر از قبل شده است! جوابهايي كه قبلاً داده شدند را باز هم تكرار ميكنيد تا مثلاً مطلبي فرستاده باشيد! آنهم به اندازه‌ي يك كيلومتر!؟

 شما فقط بلديد بگوييد آيه‌ي تطهير استطراد است!!! چرا بيدليل حرف ميزنيد!؟!؟

واضح است كه استطرادي دركار نيست! اگر بود آيه‌اي جدا بايد ميبود نه دقيقاً وصل شده به آيه!

شما با اين جوابهاي مضحكتان هرگز نميتوانيد كلام واضح خداوند را بر له خود تفسير كنيد...!

 خواننده‌ي گرامي! به اين آيات دقت كنيد:

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا (الأحزاب/32)
[اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد!]

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33)
[و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.]

خواننده‌ي گرامي! آيه‌ي اول و ابتداي آيه‌ي دوم اوامر و نواهي خداوند به زنان پيامبر است. سپس خداوند ميگويد:
...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ...[خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.]

خوب...، ما ميگوييم كه اين قسمت از آيه دليل اوامر و نواهي خداوند است. يعني اينكه خداوند به زنان پيامبر ميگويد چنين كنيد و چنان نكنيد و سپس ميگويد «خداوند فقط ميخواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند (بخاطر همين به شما اين اوامر و نواهي را كرده است)»

يعني اينكه اين قسمت از آيه دليل اوامر و نواهي خداوند سبحان است.

اما اثبات اين سخن...

اولاً: اين قسمت آيه دقيقاً بعد از اوامر و نواهي خداوند آمده است. و حتي آيه نيز قطع نشده بلكه دنباله‌ي همان آيه است.

ثانياً: حرف لام در «ليذهب» لام تعليل است. يعني هر چه بعد از آن مي‌آيد علت بياناتي است كه قبل از آن آمده است...!

درواقع معناي آيه اين است: [خداوند فقط ميخواهد تا بزدايد رجس و پليدي را از شما اهل بيت...]

به كلمه‌ي « تا » توجه كنيد. اين كلمه‌ي « تا » درواقع بايد در جمله باشد ولي بخاطر روان بودن معناي آيه حذف ميگردد.

به عبارت ديگر مفهوم آيه اينچنين است: [خداوند به شما اين اوامر و نواهي را كرده تا رجس و پليدي را از شما بزدايد.]

ما نميتوانيم اين « لام » را در « ليذهب » نديده بگيريم...! براي گفته‌ي خويش آيات مشابه هم دارم (برخلاف عقيده‌ي آقاي شيعه نسبت به استطراد كه حتي يك آيه‌ي مشابه نتوانستند پيدا كنند!!!)

...مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (المائدة/6)
[...خدا نمى خواهد دين را براى شما مشكل کند؛ بلكه مى خواهد شما را پاکيزه گرداند و نعمتش را بر شما کامل نمايد، تا باشد که سپاسگزار باشيد.]

در اين آيه ابتدا خداوند امر به وضو گرفتن و تيمم كردن و ... ميكند و سپس دليل اين امر خود را اينگونه بيان ميكند:
[...خدا نمى خواهد دين را براى شما مشكل کند؛ بلكه مى خواهد شما را پاکيزه گرداند و نعمتش را بر شما کامل نمايد، تا باشد که سپاسگزار باشيد.]

يعني خداوند ميگويد هدف از اوامري كه بيان شده مشكل ساختن دين نيست بلكه پاكيزه ساختن شماست.


و باز هم در جاي ديگر داريم:

يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (النساء/26)
[خداوند مى‏خواهد (قوانين دين و مصالح امور را) براى شما آشكار سازد، و شما را به راه كساني (از پيغمبران و صالحان) رهنمود كند كه پيش از شما بودند،و توبه (لغزشها و بزهكاريهاي پيشين) شما را بپذيرد. و خداوند دانا و حكيم است.]

در اينجا هم « لام » در « ليبين » لام تعليل است. در آيه‌ي ماقبل اين آيه احكام ازدواج بيان شده است. و سپس خداوند دليل بيان آن احكام را بيان ميدارد و ميگويد:
[خداوند مى‏خواهد (قوانين دين و مصالح امور را) براى شما آشكار سازد، و شما را به راه كساني (از پيغمبران و صالحان) رهنمود كند كه پيش از شما بودند،و توبه (لغزشها و بزهكاريهاي پيشين) شما را بپذيرد. و خداوند دانا و حكيم است.]

و بسيارند آياتي مشابه اين آيات...

حالا نميدانم آقاي شيعه چگونه ميخواهد بيربط بودن آيه‌ي تطهير را از ماقبل آن ثابت كند درحاليكه به اين وضوح مشخص است كه كاملاً مربوط به قبلش است...!

حالا باز هم برويد سراغ احاديث كساء و زنان را بخاطر خطاهاي سهوي از شموليت آيه‌ي تطهير خارج سازيد درحاليكه خود آيه بيانگر دخول زنان در آن است.!!! ولي بدانيد كه نميتوانيد كلام خداوند را وارونه معنا كنيد آن هم بخاطر نظريه‌ي استطراد!!!

آقاي شيعه...! فكر نميكنم ديگر نيازي به حديث كساء باشد! چون صراحت ربط آيه‌ي تطهير به نصف قبلش و باطل بودن نظريه‌ي شما اثبات شده است...! پس بهتر است برويد سراغ دليل ديگر بگرديد...!

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 22:32 |
الحمد لله ...

آقاى ققنوس در نوشته اش حديثى ذكر  كرده كه نظر شما را بدان جلب مى كنم :

{ تا آنجا که می دانم تعداد زیادی از احادیث و آن هم به طرق مختلف را برایتان ذکر کردیم که آیه تطهیر از (( انما )) جدا نازل شده و آن هم در خانه ام سلمه که نمونه آن این حدیث بود:

شواهد التنزيل ج2 85 و منها: رواية أم المؤمنين أم سلمة ..... ص : 85

حدثنا عبد الله بن يوسف الأصبهاني قال: أخبرنا أبو بكر أحمد بن سعيد بن فرضخ قال: حدثنا موسى بن الحسن قال: حدثنا أبو نعيم قال: حدثنا فضيل بن مرزوق عن عطية، عن أبي سعيد قال قالت أم سلمة نزلت هذه الآية إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ و أنا جالسة على باب البيت فقلت: يا رسول الله أ لست من أهل البيت قال: أنت إلى خير، أنت من أزواج النبي ص }

 

البته قبلاً توضيحى كامل در باره ى اين حديث نوشتم كه متأسفانه با خرابى وبلاگ مناظره مان در ميهن بلاگ همه ى آن نوشته ها از بين رفت.

با دقت مى توان درك كرد كه اين حديث بمانند بقيه احاديث دچار بازى هاى فراوان شده است!

 اولاً (( إنما )) آيه نيست بلكه بقيه ى آيه مى باشد و اين روايت منتسب به أم سلمة رضي الله عنها داراى مفهومى اشتباه است!

پس اين سخن به هيچ وجه درست نيست كه فكر كنيم (( إنما )) خودش آيه است!

فقط تنها در صورت اصرار شما به اين حديث ضعيف ( كه قبلاً توضيحش نوشتم و مى توانم ان شاءالله در اينجا نيز تكرار كنم ) مى توانيم بگوييم كه نظر أم المؤمنين أم سلمة رضي الله عنها از آيه ى إنما  ، همان آيه ى كامل است كه از (( و قرن في بيوتكن )) شروع شده است ، و ايشان براى اختصار  بقيه ى آيه را ذكر كرده زيرا هدف و مفهوم آيه ، در بعد از (( إنما )) روشن شده است.

و ما در فارسى نيز با جملات مركب سر و كار داريم كه هميشه جمله ى مركب به تنهايى مفهوم نمى رساند و فقط با هم معنايش كامل مى شود .

و در اين آيه نيز ترجمه ى بقيه ى آيه (( إنما )) در حقيقت اينست :

... براى اينست كه الله مى خواهد از شما اهل اين خانه ( اهل البيت ) پليدى را بدور و شما را به طهارت و پاكى ستوده برساند .

 

و همانطور كه متوجه مى شويم ، ادامه ى سخن الله تعالى به خودى خود بر مى گردد به اصل خود كه ابتداى آيه است تا سرانجام به تركيب بقيه ى سخن خداوند ربط شود.

و در غير اين صورت نه در عربى و نه در فارسى ، نمى توان بدون اتصال سخنان الله تعالى براى بقيه ى آيه مفهومى ترتيب داد .

و اينست كه باز تكرار خواهم كرد :

اين آيه از اول آن بسوى مخاطب خود روانه شده است و راهى جز اين نيست كه سخن خداوند را همانطور كه هست قبول كنيد.

و بهمين سبب اين حديث دچار اشكالاتى شده كه باعث سردرگمى شما خواهد شد نه ما !

۱-  مخاطبان آيه ى تطهير  همان أم المؤمنين أم سلمة و بقيه ى أمهات المؤمنين رضي الله عنهن هستند زيرا آيه بسوى آنان خطاب شده است.

۲- دنباله ى روايت نيز سخنى ست تأكيدى كه رسول الله ،  أم سلمة رضي الله عنها را از زنان رسول الله صلى الله عليه و سلم مى خواند كه خود بيانى ست بسوى آيه و مفهوم آيه كه همان زنان رسولست و الا مگر أم سلمة نمى دانسته كه خودش از زنان رسول است!؟

أستغفر الله لي و للمؤمنين و المؤمنات

 

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 20:34 |
الحمد لله ...

البته از بى اعتنايى آقاى شيعه به پست قبلى ام ناراحت شدم و أحتسب أجري عند الله .

زيرا هدفم فقط تذكر بود نه انحراف مبحث.

آقاى شيعه !

در روايت واثله رضي الله عنه ، چرا روايت را كامل نقل نكرديد؟

بگذاريد من جواب بدهم!

براى اينكه در روايت واثله ، بعد از اينكه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آل علي را زير عبايش جمع مى كند و آيه ى تطهير را مى خواند و برايشان دعا مى كند ، واثله از رسول الله مى پرسد: آيا من از اهلت هستم؟ و جواب رسول الله اينست : بله تو از اهلم هستى!

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّد بْن مُصْعَب حَدَّثَنَا الْأَوْزَاعِيّ حَدَّثَنَا شَدَّاد بْن عَمَّار قَالَ دَخَلْت عَلَى وَاثِلَة بْن الْأَسْقَع رَضِيَ اللَّه عَنْهُ وَعِنْده قَوْم فَذَكَرُوا عَلِيًّا رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَشَتَمُوهُ فَشَتَمْته مَعَهُمْ فَلَمَّا قَامُوا قَالَ لِي شَتَمْت هَذَا الرَّجُل ؟ قُلْت قَدْ شَتَمُوهُ فَشَتَمْته مَعَهُمْ أَلَا أُخْبِرك بِمَا رَأَيْت مِنْ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ؟ قُلْت بَلَى قَالَ أَتَيْت فَاطِمَة رَضِيَ اللَّه عَنْهَا أَسْأَلهَا عَنْ عَلِيّ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَقَالَتْ تَوَجَّهَ إِلَى رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَلَسْت أَنْتَظِرهُ حَتَّى جَاءَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَمَعَهُ عَلِيّ وَحَسَن وَحُسَيْن رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ آخِذ كُلّ وَاحِد مِنْهُمَا بِيَدِهِ حَتَّى دَخَلَ فَأَدْنَى عَلِيًّا وَفَاطِمَة رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا وَأَجْلَسَهُمَا بَيْن يَدَيْهِ وَأَجْلَسَ حَسَنًا وَحُسَيْنًا رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا كُلّ وَاحِد مِنْهُمَا عَلَى فَخِذه ثُمَّ لَفَّ عَلَيْهِمْ ثَوْبه أَوْ قَالَ كِسَاءَهُ ثُمَّ تَلَا صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هَذِهِ الْآيَة " إِنَّمَا يُرِيد اللَّه لِيُذْهِب عَنْكُمْ الرِّجْس أَهْل الْبَيْت وَيُطَهِّركُمْ تَطْهِيرًا " وَقَالَ " اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْل بَيْتِي وَأَهْل بَيْتِي أَحَقّ " . وَقَدْ رَوَاهُ أَبُو جَعْفَر بْن جَرِير عَنْ عَبْد الْكَرِيم بْن أَبِي عُمَيْر عَنْ الْوَلِيد بْن مُسْلِم عَنْ أَبِي عَمْرو الْأَوْزَاعِيّ بِسَنَدِهِ نَحْوه زَادَ فِي آخِره قَالَ وَاثِلَة رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَقُلْت وَأَنَا يَا رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْك مِنْ أَهْلِك ؟ قَالَ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ " وَأَنْتَ مِنْ أَهْلِي " قَالَ وَاثِلَة رَضِيَ اللَّه عَنْهُ وَإِنَّهَا مِنْ أَرْجَى مَا أَرْتَجِي ثُمَّ رَوَاهُ أَيْضًا عَنْ عَبْد الْأَعْلَى بْن وَاصِل عَنْ الْفَضْل بْن دُكَيْن عَنْ عَبْد السَّلَام بْن حَرْب عَنْ كُلْثُوم الْمُحَارِبِيّ عَنْ شَدَّاد بْن أَبِي عَمَّار قَالَ إِنِّي لَجَالِس عِنْد وَاثِلَة بْن الْأَسْقَع رَضِيَ اللَّه عَنْهُ إِذْ ذَكَرُوا عَلِيًّا رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَشَتَمُوهُ فَلَمَّا قَامُوا قَالَ اِجْلِسْ حَتَّى أُخْبِرك عَنْ هَذَا الَّذِي شَتَمُوهُ إِنِّي عِنْد رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ جَاءَ عَلِيّ وَفَاطِمَة وَحَسَن وَحُسَيْن رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ فَأَلْقَى صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ كِسَاء لَهُ ثُمَّ قَالَ " اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْل بَيْتِي اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْس وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا " قُلْت يَا رَسُول اللَّه وَأَنَا ؟ قَالَ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ " وَأَنْتَ " قَالَ فَوَاَللَّهِ إِنَّهَا لَأَوْثَق عَمَل عِنْدِي .

خوب ، حالا به كجا رسيديم!؟

آيا واثلة رضي الله عنه معصوم و امام منتسب از سوى خدا شناخته شد؟!

و روايات ديگرى را كه ذكر كرديد با وجود اسباب ضعف آنها ، شديداً بدان متمسك شديد.

البته تمسك به اين روايات فقط يك فايده را محصول مى شود و آنهم اينكه كلمه ى اهل البيت سرانجام شامل هر مؤمنى خواهد شد و در اين شك نيست .

اما اينكه اين كلمه يا صفت را منحصر به اهل كساء كنيد ، هرگز قابل اثبات نيست .

 

مثلاً روايت خواندن آيه ى تطهير و امر به نماز كردن آل على توسط رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم .

اين حديث نيز ضعيف است و از آنجايى كه شما بدان استناد مى كنيد ، بايستى بقيه ى آنرا هم بنويسيد :

قَالَ اِبْن جَرِير حَدَّثَنَا اِبْن وَكِيع حَدَّثَنَا أَبُو نُعَيْم حَدَّثَنَا يُونُس عَنْ أَبِي إِسْحَاق أَخْبَرَنِي أَبُو دَاوُدَ عَنْ أَبِي الْحَمْرَاء قَالَ : رَابَطْت الْمَدِينَة سَبْعَة أَشْهُر عَلَى عَهْد رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ رَأَيْت رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا طَلَعَ الْفَجْر جَاءَ إِلَى بَاب عَلِيّ وَفَاطِمَة رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا فَقَالَ " الصَّلَاة الصَّلَاة " إِنَّمَا يُرِيد اللَّه لِيُذْهِب عَنْكُمْ الرِّجْس أَهْل الْبَيْت وَيُطَهِّركُمْ تَطْهِيرًا " " أَبُو دَاوُدَ الْأَعْمَى هُوَ نُفَيْع بْن الْحَارِث كَذَّاب "

هر چند حتى لفظ اين روايت هاى ضعيف نيز ، در حقيقت اثباتى ست كه رسول الله با امر كردن سعى در تطبيق شريعت مى داشته و اين آيه را خود بخود سبب طهارت نمى دانسته بلكه همانطور كه خداوند مى فرمايد :

إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر - الآية

اين نماز است كه بر پادارنده اش را از فحشاء و بدى دور مى كند.

و در اين روايت ها همه جز قراءت آيه و امر به نماز و در بعضى ، دعاء خواندن ، امر جديدى  يافت نمى شود.

و اما آيه ى تطهير خود ، مخاطبانش توسط الله تعالى شناخته و معرفى شده اند و سبب نزول آيه نيز كسى جز مخاطبانش نيستند.

اما آيا تمام اين روايات و احاديث ، مهر بطلان بر كلام الله تعالى مى زند!؟

هرگز و ابداً !

كلام الله بسيار آشكار است و اين واژه ى قرآنى ( اهل البيت ) در قرآن بسيار واضح و روشن است كه بر زنان اطلاق شده است.

 

و اينكه مى خواهيد با معصوم تلقى كردن مخاطبان آيه ى تطهير  ، زنان را اخراج كنيد از خنده دارترين اوهامست!

يعنى ابتدا آيه را غلط معنى مى كنيد و بعد بر اساس معنى و مفهوم غلط ، استنباط كنيد كه حالا كه زنان رسول الله معصوم نبودند ، خودبخود از آيه اخراج شدند!!؟

 

خوب كارى ندارد !

از آقاى اكبر حفظه الله مى خواهيم دوباره نهج البلاغه را برايمان بياورد كه طبق آن امام علي و اولادش رضي الله عنهم نيز معصوم نيستند و بر آن اساس ادعاى عصمت أئمه وهمى بيش نيست!

ببينيد همراهان ارجمند ، اميدوارم حرفهايم به شما بر نخورد كه قصد بى احترامى ندارم ولى دقت در معانى و فهم آيات و كلام الله بازى نيست.

خداوند آنقدر به وضوح بيان داشته و آيات روشن قرآنى گوش جانها را فرا گرفته و منكر آن بمانند كرى ست در ميان شنوايان !

آيا استناد به رواياتى كه در زمان فتنه بروز كرده ، مى تواند قرآن را الغاء كند!؟

اينكه روايت عكرمة را هم بررسى كرديد كار خوبى ست ولى بيادتان بياورم كه اتفاقاً اين فتنه ها آغازش در زمان امام علي شروع شده و عجيب نيست كه عكرمه در بازار به مردم حقيقتى را اعلام دارد.

مگر حكايت سوزاندن على اللهى ها ( عده اى الوهيت امام علي را مدعى شدند كه رهبرشان عبدالله بن سبأ يهودى در كتابهاى شيعه و سنى معرفى شده است و البته هم  اين شخص بود كه مردم را عليه عثمان خليفه ى مسلمانان شورانده بود و هم او رأس فتنه خوانده شده است ) را به دستور امام علي نشنيديد؟

آيا فتنه اى به اين بزرگى را مى شود قايم كنيد؟

آيا سؤال نمى كنيد كه در گودال سوزاندن آنهمه آدم عرب زبان ( حتماً قرآن را هم مى خواندند! ) بعد از وعظ و نصيحت امام علي و توبه نكردنشان ، نشانه ى بزرگى فتنه بوده است؟!

خوب ، اينهمه فتنه اى ديگر!

كه شما با ادامه دادن به آن ، قرآن را منكر مى شويد و با جرأت مى گوييد كه در اين آيه ى تطهير با وجود اينكه به ظاهر رويش به زنان رسول الله مى باشد ولى اينطور نيست !!؟

آخر تا كى اين جمله را تكرار كنيم كه مگر الله تعالى با بندگانش دشمنى دارد كه آيه را به زنان خطاب نمايد ولى منظورش كسان ديگر باشد؟!

آيا اينهمه آيات كه در باره ى نماز و زكات و حج و ... همه را الله تعالى بوضوح  اعلام داشت و شما بخوبى باور كرديد و شكى هم نكرديد و اينجاى قرآن ( آيه ى تطهير )  كه رسيديد به قرآن نگاهتان عوض شد؟!

هدانا الله و اياكم !

اين آيه با آيه اى كه زن ابراهيم عليه و عليهم الصلاة و السلام را مخاطب قرار داده ، فرقى ندارد .

و آنقدر الله تعالى بما رحيمست كه حقيقت را از آفتاب ظهر تابستانى نيز آشكارترش كرده است!

 قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ

در اين آيه نيز با خطاب آشكار مؤنث به زن آغاز شده و سرانجان با وصف اهل البيت در جمع مذكر ياد شده است.

 

أستغفر الله لي و للمؤمنين و المؤمنات

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 16:30 |

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیه ی تطهیر با واژه ی اهل البیت مواجه هستیم.

اهل البیت یا همه جا به معنی زنان می آید یا اینکه در جاهای مختلف معانی متفاوتی دارد .

اگر بگوببد که در همه جا به معنی زنان می آید سخن شما باطل است . زیرا در عرف عرب این عبارت برای معانی دیگری نیز استعمال شده است و بنابر شرایط می تواند معانی ای غیر از زنان نیز داشته باشد مثلا:

 

**حدثنا أبو بكر محمد بن عبد الله الحفيد، حدثنا الحسين بن الفضل البجلي، حدثنا عفان بن مسلم، حدثنا حماد بن سلمة، أخبرني حميد وعلي بن زيد عن أنس بن مالك (رضي الله عنه) أن رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) كان يمر بباب فاطمة (رضي الله عنها) ستة أشهر إذا خرج لصلاة الفجر يقول: الصلاة يا أهل البيت: (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَـــهِّرَكُمْ تَطْهيراً)

**إن الحسن بن علي حين قتل علي استخلف، فبينا هو يصلي بالناس إذ وثب إليه رجل فطعنه بخنجر في وركه فتمرض منها أشهر، ثم قام فخطب على المنبر فقال: يا أهل العراق اتقوا الله فينا، فأنا أمراؤكم وضيفانكم، ونحن أهل البيت الذي قال الله عز وجل: (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً) فما زال يومئذ يتكلم حتى ما ترى في المسجد إلا باكيا

 

بنابراین نتیجه می گیریم که اهل البیت بالقوه قابلیت حمل بر معانی متعددی را دارد . یعنی اهل البیت در این آیه ، بالقوه هم می تواند به معنی زنان باشد (نظر اهل سنت) و هم به معنی اهل کسا (نظر شیعه) . اما باید ببینیم معنی بالفعل اهل البیت در آیه ی تطهیر چیست و خداوند منظورش کدامیک از دو معنی فوق بوده است؟

حال به سراغ دلائل دو گروه می رویم . اهل سنت اهل البیت را زنان رسول الله می دانند و دلائلشان نیز به شرح زیر است(اگر دلیل دیگری هم دارید بفرمایید تا اضافه کنم) :

دلیل 1) قبل و بعد از آیه ی تطهیر صحبت از زنان است و اقتضا می کند که آیه تطهیر هم درباره ی زنان باشد . اصولا آیات قران بی ربط به هم نیستند و لذا برای اینکه ربط بین این آیات به هم نخورد چاره ای نداریم جز اینکه آیه ی تطهیر را مربوط به زنان پیامبر بدانیم.

دلیل 2) در قران آیاتی وجود دارد که عبارت اهل البیت یا اهل بیت یا اهل ، در انها بکار رفته است و در تمامی آنها مراد ، زن یا زنان بخصوصی بوده است . لذا با توجه به اینکه القران یفسر بعضه بعضا باید قبول کنیم که اهل البیت در آیه تطهیر نیز به معنای زنان است. زیرا خود قران هرجا این واژه یا نظایر آن را بکار برده است آنرا به معنی زنان گرفته است.

دلیل 3) روایاتی وجود دارد که اهل البیت را منحصر در زنان پیامبر می داند مانند این دو روایت :

** واحدی در اسباب النزول روایت می کند : أخبرنا أبو القاسم عبد الرحمن بن محمد السراج، قال: أخبرنا محمد بن يعقوب، قال: أخبرنا الحسن بن علي بن عفان، قال: أخبرنا أبو يحيى الحماني، عن صالح بن موسى القرشي، عن خصيف عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس قال: أنزلت هذه الآية في نساء النبي (صلى الله عليه وآله وسلم): (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ)

**ابن کثیر در تفسیرش روایتی را به این صورت از عکرمه نقل می کند : عن ابن أبي حاتم، قال: حدثنا علي بن حرب الموصلي حدثنا زيد بن الحباب، حدثنا الحسين بن واقد عن يزيد النحوي عن عكرمة عن ابن عباس رضي الله عنهما في قوله تعالى: (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً) قال: نزلت في نساء النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) خاصة)

حال ، بعضی از دلائل شیعه را نیز از نظر می گذرانیم :

دلیل 1) آیه ی تطهیر رحمت خاصی را شامل اهل البیت می کند که همان دور کردن تمام پلیدی ها و ناپاکی ها و ارجاس از اهل البیت و تطهیر کامل آنها می باشد. واضح است که این رحمت همان عصمت است و  چون همه ی مسلمین اتفاق نظر دارند که زنان پامبر معصوم نبوده اند لذا زنان پیامبر قطعا شامل آیه نمی شوند و اهل البیت تنها شامل اهل کسا می شود.

دلیل 2) حدیث کسا با صراحت تمام اهل البیت را همان اهل کسا می داند . چند روایت از میان انبوه روایات کسا را در زیر ذکر می کنم :

**روى الحاكم في كتابه "المستدرك على الصحيحين في الحديث" عن عبد الله بن جعفر بن أبي طالب أنّه قال: لما نظر رسول الله (ص) إلى الرحمة هابطة قال: "أُدعوا لي، أُدعوا لي"، فقالت صفيّة: من يا رسول الله؟ قال: "أهل بيتي عليّاً وفاطمة والحسن والحسين"، فجيء بهم فألقى عليهم النبي (ص) كساءه ثمّ رفع يديه ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء آلي فصلّ على محمّد وآل محمد" وأنزل الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً )    قال الحاكم: هذا حديث صحيح الاسناد

 **روى مسلم في صحيحه والحاكم في مستدركه والبيهقي في سننه الكبرى وكلّ من الطبري وابن كثير والسيوطي في تفسير الآية بتفاسيرهم واللفظ للأوّل عن عائشة قالت:خرج رسول الله غداة وعليه مرط مُرحّل من شعر أسود، فجاء الحسن بن عليّ فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معه، ثمّ جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء علي فأدخله، ثمّ قال: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)

**حدثنا عبد الله ، حدثني أبي ، ثنا عبد الله بن نمير ، قال : ثناعبد الملك - يعني ابن أبي سليمان - ، عن عطاء بن أبي رباح ، قال : حدثني منسمع أم سلمة تذكر أن النبي صلى الله عليه وسلم كان في بيتها ، فأتته فاطمة ببرمة فيها خزيرة ، فدخلت بها عليه ، فقال لها : ادعي زوجك وابنيك . قالت : فجاء علي والحسين والحسن فدخلوا عليه فجلسوا يأكلون من تلك الخزيرة وهو على منامة له على دكان تحته كساء خيبري . قالت : وأنا أصلي في الحجرة ، فأنزل الله عزوجل هذه الآية : * ( إنمايريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) * . قالت : فأخذ فضل الكساء فغشاهم به ، ثم أخرج يده فألوى بها إلى السماء ثم قال : اللهم هؤلاء أهل بيتي وخاصتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا .

 

**حدثنا عبد الله ، حدثني أبي ، ثنا يحيى بن حماد ، ثنا أبوعوانة ، ثنا أبو بلج ، ثنا عمرو بن ميمون ، قال : إني لجالس إلى ابن عباس إذ أتاهتسعة رهط فقالوا : يا ابن عباس ، إما أن تقوم معنا وإما أن تخلونا هؤلاء .قال : فقال ابن عباس : بل أقوم معكم .قال : وهو يومئذ صحيح قبل أن يعمى . قال : فاتندوا فتحدثوا ، فلا ندري ما قالوا .قال : فجاء ينفض ثوبه ويقول : أف وتف ، وقعوا في رجل له عشر ، وقعوا في رجل قال له النبي صلى الله عليه وسلم ( فذكر مناقب لعلي ، منها : ) " وأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم ثوبه فوضعه على علي وفاطمة وحسن وحسين فقال : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركمتطهيرا ) *

 

**" حدثنا أبو بكر ابن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن مير - واللفظ لأبي بكر - قالا : حدثنا محمد بن بشر ، عن زكريا ، عن مصعب بن شيبة ، عن صفية بنت شيبة ، قالت : قالت عائشة : خرج النبي صلى الله عليه سلم غداة وعليه مرط رجل من شعر أسود ، فجاء الحسن بن علي فأدخله ، م جاء الحسين فدخل معه ، ثم جاء‌ت فاطمة فأدخلها ، ثم جاء علي فأدخله ، م قال : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم طهيرا )

 

**أم سلمة - رضي الله عنها - قالت : إن ذه الآية نزلت في بيتي : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت

ويطهركم تطهيرا ) * قالت : وأنا جالسة عند الباب فقلت : يا رسول الله ، ألست ن أهل البيت ؟ فقال : إنك إلى خير ، أنت من أزواج رسول الله صلى الله عليه سلم . الت : وفي البيت : رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي وفاطمة حسن وحسين ، فجللهم بكسائه وقال : اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا .

 

 **وفي رواية : إن النبي صلى الله عليه وسلم جلل على الحسن والحسين علي وفاطمة ، ثم قال : اللهم هؤلاء أهل بيتي وحامتي ، أذهب عنهم الرجسهرهم تطهيرا .

 

** عمر بن أبي سلمة - رضي الله عنه - قال : نزلت هذه الآية لى النبي صلى الله عليه وسلم : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل بيت ويطهركم تطهيرا ) * في بيت أم سلمة ، فدعا النبي صلى الله عليه وسلم فاطمة وحسنا وحسينا ، فجللهم بكساء وعلي خلف ظهره ، ثم قال : اللهم ؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا .

 

**أنس بن مالك - رضي الله عنه - إن رسول الله صلى الله عليه سلم كان يمر بباب فاطمة إذا خرج إلى الصلاة حين نزلت هذه الآية ، قريبا من تة أشهر ، يقول : الصلاة أهل البيت * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس هل البيت ويطهركم تطهيرا ) * .

 

**" أخبرنا قتيبة بن سعيد البلخي وهشام بن عمار لدمشقي ، قالا : حدثنا حاتم ، عن بكير بن مسمار ، عن عامر بن سعد بن أبي قاص ، قال : أمر معاوية سعدا فقال : ما يمنعك أن تسب أبا تراب ؟ ! قال : أنا إن ذكرت ثلاثا قالهن رسول الله صلى الله عليه وسلم فلن أسبه ، أن يكون لي واحدة منها أحب إلي من حمر النعم : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول له ، وخلفه في بعض غازيه . . .وسمعته يقول يوم خيبر : . . .ولما نزلت * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم طهيرا ) * دعا رسول الله صلى الله عليه وسلم عليا وفاطمة وحسنا وحسينا فقال : اللهم هؤلاء أهل بيتي "

 

**شريك بن أبي نمر ، عن عطاء بن يسار ، عن أم سلمة - رضي الله عنها – أنها الت : في بيتي نزلت هذه الآية : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل لبيت ) * ، قالت : فأرسل رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى علي وفاطمة

والحسن والحسين - رضوان الله عليهم أجمعين - فقال : اللهم هؤلاء أهل بيتي . قالت أم سلمة : يا رسول الله ، وأنا من أهل البيت ؟ ال : إنك أهلي خير

 

**حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ، أنبأ العباس بن الوليد بن مزيد : أخبرني أبي ، قال : سمعت الأوزاعي يقول :حدثني أبو عمار ، قال : حدثني واثلة بن الأسقع - رضي الله عنه - قال : جئت عليا - رضي الله عنه - فلم أجده . فقالت فاطمة - رضي الله عنها - : إنطلق إلى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يدعوه فاجلس ، فجاء مع رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فدخل ودخلت معهما . قال : فدعا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم حسنا وحسينا فأجلس كل واحد منهما على فخذه ، وأدنى فاطمة من حجره وزوجها ، ثم لف عليهم ثوبه وأنا شاهد ، فقال : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) * اللهم هؤلاء أهل بيتي .

 

دلیل 3) پیامبر تا چندین ماه هر روز موقع نماز به در خانه ی اهل کسا می رفتند و آنها را با لقب اهل البیت خطاب می کردند و سپس بلا فاصله آیه ی تطهیر را می خوانند. رسول الله اين عمل را چهل روز يا شش ماه و يا هشت ماه و يا نه ماه و در نماز صبح تا آخر عمر خود انجام مى‏دادند . ظاهرا این اختلاف ناشی از این است که هرکس که این جریان را مشاهده کرده مدتی از این جریان را در مدینه بوده و به تناسب زمانی که پیامبر را می دیده است مدتی را برای این عمل ذکر کرده است . علی ای حال چیزی که مسلم است این است که پیامبر حداقل چهل روز و حداکثر تا آخر عمر این عمل را انجام می داده است. با یک محاسبه ی ساده مشخص می شود که پیامبر حداقل 200 بار و حداکثر 10000 بار به در خانه ی اهل کسا می آمده است و به ایشان با لقب اهل البیت خطاب می کرده است و بلافاصله آیه ی تطهیر را قرائت می فرمودند !!! (البته با احتساب روزهایی که پیامبر در مدینه نبوده اند عددی کمتر از 10000 دست خواهد آمد) منظور و مقصود آن حضرت از اين عمل چه بود؟ مگر يك مرتبه آيه تطهير را در شان آنها قرائت كردن كافى نبود؟ براى آنكه تمام مردم و تمام مسلمانان چه افرادى كه در مدينه هستند و چه افرادى كه در طول اين مدت از خارج به مدينه مى‏آيند همه مطلع شوند و براى ديگران نيز اين عمل آن حضرت را نقل كنند. و عجيب است كه آن حضرت به اين ندا تنها اكتفا نمى‏فرمود بلكه با دو دست دو طرف در خانه را مى‏گرفت و آنگاه ندا مى‏فرمود: الصلاة يرحمكم الله، السلام عليكم يا اهل البيت و رحمة الله «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا».

 اینک به گوشه ای از این روایات توجه بفرمایید :
في تفسير السيوطي عن ابن عباس قال:شهدت رسول الله (ص) تسعة أشهر يأتي كلّ يوم باب عليّ بن أبي طالب (رض) عند وقت كلّ صلاة فيقول: "السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أهل البيت (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" كلّ يوم خمس مرّات

في صحيح الترمذي ومسند أحمد ومسند الطيالسي ومستدرك الصحيحين وأُسد الغابة وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأوّل عن أنس بن مالك: انّ رسول الله (ص) كان يمرّ بباب فاطمة (عليها السلام) ستّة أشهر كلّما خرج إلى صلاة الفجر يقول: "الصلاة يا أهل البيت! (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" حاکم نیشابوری می گوید : حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

 في الاستيعاب وأُسد الغابة ومجمع الزوائد ومشكل الآثار وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأخير عن أبي الحمراء قال:(1) حفظت من رسول الله ثمانية أشهر بالمدينة ليس من مرّة يخرج إلى صلاة الغداة الاّ أتى باب عليّ (رض) فوضع يده على جنبتي الباب ثمّ قال: "الصلاة الصلاة، (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)".

 وفي مجمع الزوائد وتفسير السيوطي عن أبي سعيد الخدري مع اختلاف في لفظه وفيه: جاء النبي أربعين صباحاً إلى باب دار فاطمة (عليها السلام) يقول:"السلام عليكم أهل البيت ورحمة الله وبركاته الصلاة يرحمكم الله، (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) أنا حرب لمن حاربتم، أنا سلم لمن سالمتم"

 

دلیل 4) یکی از بهترین دلائل شیعه مبنی بر اینکه زنان جزء اهل البیت آیه ی تطهیر نیستند همان روایت عکرمه است !!! این روایت به چند صورت ظاهرا نقل شده است که یکی از آنها به این شکل است :

حدثنا ابن حميد, قال: حدثنا يحيى بن واضح, قال: حدثنا الأصبغ, عن علقمة, قال: كان عكرمة ينادي فـي السوق: إنّـمَا يُرِيدُ اللّهُ لِـيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرّجْسَ أهْلَ البَـيْتِ وَيُطَهّرَكُمْ تَطْهِيرا قال: نزلت فـي نساء النبـيّ صلى الله عليه وسلم خاصة.

از این حدیث معلوم می شود که عکرمه در بازارهاى مدینه جار مى‏زد که آیه تطهیر درباره زنان پیامبرصلى الله علیه وآله نازل شده است و مردم را در این باره به مباهله دعوت‏مى‏کرد. از این حدیث نکات بسیار جالبی را می توان استنبا نمود :  اول اینکه : نزول آیه تطهیر درباره اهل بیت (اهل کسا و نه زنان پامبر) ، در زمان عکرمه معروف و شایع بوده ‏است . او مى‏خواسته‏ با هر وسیله‏اى که شده ، حتى با جار زدن در بازارها ودعوت براى مباهله آن را از بین ببرد . اگر به قول آقای عبدالله (چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است) پس دیگر نیازی نبود که عکرمه ای که به عداوت با علی مشهور است در کوچه و بازار راه بیفتد و ادعا کند که  آیه ی تطهیر درباره ی زنان نازل شده است. اگر واقعا مردم زمان وی که همگی عرب هم بوده اند از این آیه چنین برداشتی را می کرده اند چه دلیلی داشت که عکرمه اینقدر سر و صدا کند ؟
ثانیا :  عکرمه هیچ دلیل قانع کننده‏اى درباره نزول این آیه در مورد زنان پیامبرصلى الله علیه وآله ‏نداشت ، جز اصرار شدید که مى‏خواست آن را با نوعى تهدید و به هدف‏وارد کردن شکست روانى برطرف دیگر تقویت کند. این کار وى موجب‏ تزلزل یقین طرف مقابل شده و انسانى را در برابر خود مى‏دید که حاضر است با دعوت به مباهله جانش را در این راه بدهد. بدین ترتیب با خود خواهد گفت : اگر این شخص نسبت‏به آنچه مى‏گوید یقین نداشت، هرگز مردم را به مباهله‏که عواقب خطرناکى به دنبال دارد دعوت نمى‏کرد.
ثالثا: اصولا چه نیازی بوده که عکرمه در بازار که محل کسب و کار و تجارت است راه بیفتد و جار بزند که آیه ی تطهیر درباره ی زنان نازل شده است؟ شما در ذهنتان تصورش را بکنید. در بازار مشغول کسب و کار هستید و ناگهان کسی از کنارتان رد می شود و داد می زند که اهل البیت یعنی زنان پیامبر. این نشان می دهد که عکرمه تا چه اندازه با علی و اهل البیت دشمن بوده است و اوج استیصال خودش را اینگونه نشان می داده است.

 

 دلیل 5) از بهترین دلائلی که نشان دهنده ی نزول آیه ی تطهیر در شان اهل کسا است احتجاجاتی است که توسط صحابه ی رسول خدا به این آیه شده است . اصحاب رسول خدا گاه در ضمن استدلالها یا خطبه هایشان به این آیه استدلال می کرده اند و آن را مشمول اهل کسا می دانسته اند و این خودش دلیل خوبی است مبنی بر اینکه صحابه ی بزرگ پیامبر چنین تلقی ای از آیه ی تطهیر داشته اند . مثلا به ان احتجاجات توجه بفرمایید :

** احتجاج امام حسن : روى الحاكم في باب فضائل الحسن بن علي من مستدرك الصحيحين والهيثمي في باب فضائل أهل البيت: أنّ الحسن بن عليّ خطب الناس حين قتل عليّ وقال في خطبته:أيّها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فأنا الحسن بن عليّ وأنا ابن النبي وأنا ابن الوصيّ وأنا ابن البشير وأنا ابن النذير وأنا ابن الداعي إلى الله باذنه وأنا ابن السراج المنير وأنا من أهل البيت الذي كان جبرئيل ينزل الينا ويصعد من عندنا وأنا من أهل البيت الذي أذهب الله عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

** احتجاج امام حسن :  وفي مجمع الزوائد وتفسير ابن كثير واللفظ للأول: انّ الحسن بن عليّ حين قتل عليّ استخلف، فبينا هو يُصلّي بالناس إذْ وثب إليه رجل فطعنه بخنجر في وركه فتمرّض منها أشهراً، ثمّ قام فخطب على المنبر فقال: "يا أهل العراق اتّقوا الله فينا، فإنّا أُمراؤكم وضيفانكم ونحن أهل البيت الذي قال الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" فما زال يومئذ يتكلّم حتى ما ترى في المسجد الاّ باكياً. قال: رواه الطبراني و رجاله ثقات

**احتجاج سعد ابن ابی وقاص : في خصائص النسائي، عن عامر بن سعد بن أبي وقاص قال: أمر معاوية سعداً فقال: ما يمنعك أن تسبّ أبا تراب؟ فقال: ما ذكرت ثلاثاً قالهنّ رسول الله (ص) فلن أسبّه، لئن يكون لي واحدة أحبّ إليّ من حمر النعم: سمعت رسول الله (ص) يقول له وخلّفه في بعض مغازيه، فقال له عليّ: "يا رسول الله أتخلّفني مع النساء والصبيان؟". فقال رسول الله: "أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى الاّ أنّه لا نبوّة بعدي".وسمعته يقول يوم خيبر: "لأعطينّ الراية غداً رجلا يحبّ الله ورسوله ويحبّه الله ورسوله"، فتطاولنا إليها فقال: "ادعوا لي عليّاً" فأُتيَ به أرمد، فبصق في عينيه ودفع الراية إليه. ولمّا نزلت: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) دعا رسول الله (ص) عليّاً وفاطمة وحسناً وحسيناً فقال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي"

**احتجاج واثلة بن الأسقع : روى الطبري في تفسير الآية وابن حنبل في مسنده والحاكم في مستدركه وقال: صحيح على شرط الشيخين والبيهقي في سننه والطّحاوي في مشكل الآثار والهيثمي في مجمع الزوائد واللفظ للأوّل:عن أبي عمّار قال: إنّي لجالس عند واثلة بن الأسقع إذ ذكروا عليّاً فشتموه، فلمّا قاموا قال: اجلس حتّى أخبرك عن هذا الذي شتموا، إنّي عند رسول الله (ص) إذ جاءه عليّ وفاطمة وحسن وحسين، فألقى عليهم كساء له ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي اللّهمّ أذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

همانطور که دیدید در این احتجاجات ، اصحاب رسول خدا در مقابل کسانی که بدگویی اهل کسا را می کردند به آیه ی تطهیر استناد کرده اند و افرادی را که بدگویی می کرده اند را به این نکته توجه داده اند که این آیه در حق اهل کسا نازل شده و سزاوار نیست که آنها بدگویی اهل کسا را بکنند . البته احتجاجات بیش از اینها است . منتها بنده وقت ندارم همگی را بنویسم.

دلیل 6) در اکثر روایاتی که درباره ی قضیه ی کسا آمده است زنان پیامبر از ایشان درخواست ورود به کسا را می کنند و پیامبر اجازه نمی دهد و یا اینکه سوال می کنند که ما هم مشمول اهل البیت می شویم و پیامبر تایید نمی کند . در اینجا همگی آن سوال ها و جواب ها را جمع آوری کرده ام. اگر به این سوال و جوابها که بیش از بیست تا هستند توجه کنید می بینید که حتی پیامبر یک بار هم نمی گوید که بله تو از اهل البیت هستی. بلکه مدام می فرماید که تو بر خیر هستی . یعنی اگرچه تو مقام و مرتبه ی اهل البیت را نداری اما انسان خوبی نیز هستی و ناراحت نباش. حتی ام سلمه می گوید که اگر پیامبر به من جواب مثبت داده بود از تمامی آنچه خورشید بر ان طلوع و غروب می کند برای من بهتر بود. سند و آدرس این روایات نزد من محفوظ است. برای جلوگیری از تطویل کلام آنها را حذف کردم. اگر خواستید بعدا آنها را خواهم نوشت.

**إن عائشة قالت للنبي (صلى الله عليه وآله) في قصة الكساء: أنا من أهلك؟! قال: تنحي، فإنك إلى خير
** أنه (صلى الله عليه وآله) قد منع زينب من الدخول معهم، وقال لها: مكانك، فإنك إلى خير إن شاء الله تعالى
** أن أم سلمة قالت حينئذٍ: اللهم اجعلني منهم، فقال (صلى الله عليه وآله): أنت مكانك، وأنت على خير
** قالت: فأنا معهم يا نبي الله؟ قال: أنت على مكانك، وإنك على خير
** قالت: فجئت أدخل معهم، فقال: مكانك، إنك على خير
** قالت: يا رسول الله، أدخلني معهم، قال: يا أم سلمة، إنك من صالحات أزواجي، ولا يدخل هذا المكان إلا مني
**  قال لها: إنك على خير، أو إلى خير
** قالت: يا رسول الله، ألست من «أهل البيت»؟ قال: إنك على خير، إنك من أزواج النبي
** قال: إنك إلى خير، وأنت من خير أزواجي
** أو قالت: ألست من أهلك؟
**فقال: إنك إلى خير، ولكن هؤلاء أهلي وثقلي
** أنا من «أهل البيت»؟ قال: إنك من أهلي خير. وهؤلاء أهل بيتي. وأهل بيتي أحق
** قالت: أدخلني معهم، قال: إنك من أهلي
** قالت: أدخلني معك في الكساء، فقال لها: يا أم سلمة أنت بخير وإلى خير، وإنما نزلت هذه الآية فيّ وفي هؤلاء
** وأنا من أهل بيتك؟ وجئت لأدخل معهم، فقال: كوني مكانك يا أم سلمة، إنك إلى خير، أنت من أزواج نبي الله
** قالت: يا رسول الله، أنا من «أهل البيت»؟ فقال إن لك عند الله خيراً. فوددت أنه قال نعم، فكان أحب إلي مما تطلع عليه الشمس وتغرب ( دوست داشتم که پیامبر می گفت : آری ، که اگر این را می گفت برای من از آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب می کند بهتر بود )
** فقال: أنت من صالح نسائي، يا عمرة. فلو كان قال نعم. كان أحب لي مما تطلع عليه الشمس
** قال، بعد منعه لها: إنك على خير
** قالت: فرفعت الكساء لأدخل معهم، فجذبه من يدي، فقال: إنك على خير
** قالت: فقلت: يا رسول الله، وأنا؟
** قالت: فوالله ما أنعم. وقال إنك على خير  ( گفت : به خدا سوگند که نگفت آری !! )
** قالت: يا رسول الله، ألست من «أهل البيت»؟ قال: إنك على خير، إنك من أزواج النبي، وما قال: إنك من «أهل البيت»
** قالت: يا رسول الله، هل أنا من أهل بيتك؟ فقال: لا، ولكنك إلى خير

دلیل 7) تذکیر ضمیر در آیه ی تطهیر دلالت تامه دارد بر اینکه طرف خطاب در این آیه زنان نیستند . وگرنه بنابر همان وحدت سیاقی که اهل سنت ادعایش را دارند بایستی در آیه ی تطهیر خطاب مونث می آمد . ذهبی هم روی همن نکته دست می کذارد و می گوید : أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ، لتذكير ضمير ( عنكم ) وما بعده .
دقت کنید که وی این حرف را تنها به خودش نسبت نمی دهد بلکه ادعا می کند که اجماع مفسرین بر این عقیده هستند . ظاهرا دوستان اهل سنت از عربها عربتر و از علمایشان اعلم تر هستند !!!


خوب ، تا الان دلائل اهل سنت و بعضی دلائل شیعه را از نظر گذراندیم. حال بایستی این استدلالها را بررس کنیم. بنده تنها استدلالات اهل سنت را بررسی می کنم و بررسی استدلالات شیعه بر عهده ی دوستان اهل سنت است.  

بررسی دلیل اول اهل سنت : قبلا قبول کرده اید که اهل البیت قابل حمل بر معانی متعدد است. لذا در این آیه تا وقتی که دلیل قطعی و قرینه ی قطعی ، اهل بیت بودن زنان را ثابت نکند نمی توانیم حکم به اهل البیت بودن انها بدهیم. تنها قرینه در اینجا وحدت سیاق است که درباره ی آن باید گفت : اولا: آیه ی تطهیر استطراد است و اساسا ، مبنا و پایه ی استطراد تغییر سیاق و خطاب است. لذا اشکال از بیخ و بن بی اساس است ثانیا : حتی نزد علمای خودتان سیاق یک حجت ظنی است و از حجت هایی است که در آخرین مراحل به آن رجوع می شود . خصوصا که در علم اصول ثابت شده سیاق توان معارضه با احادیث مرویه را ندارد .  ثالثا: دلائل قطعی بر خلاف آن وجود دارد   رابعا : لازمه ی وحدت سیاقی که می گویید تانیث ضمیر است درحالیکه در این آیه تذکر ضمیر صورت گرفته که مشعر به خروج از سیاق ما قبل و ما بعد است.

بررسی دلیل دوم  اهل سنت : سه آیه ی قران دستاویز اهل سنت قرار گرفته است که به شرح زیر است :

** فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ
** إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آَنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آَتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى
** قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ
وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ

آیات اول و دوم که چیزی را ثابت نمی کند. زیرا درباره ی اهل و اهل بیت است . در آیه ی تطهیر سخن بر سر اهل بیت معهود است یعنی اهل البیت ، که ربطی به اهل بیت یا اهل ندارد. در عربی حتی یک الف و لام معنی را بسیار تغییر می دهد. تنها آیه ای که باقی می ماند آیه ی سوم است. این آیه هم صرف نظر از اینکه آیا واقعا مراد از اهل البیت در آن ، زن حضرت ابراهیم هست یا نه ، دلیلی برای اهل سنت نیست. زیرا همانطور که در اول بحث اثبات کردم و شما راهی جز پذیرش آن ندارید ، کلمه ی اهل البیت قابل حمل بر معانی متعدد است و به مقتضای جمله می تواند معانی متفاوتی بگیرد. حال چگونه است که خودتان از یک طرف اعتراف دارید که اهل البیت در هر جمله ای می تواند معنی خاصی داشته باشد و از طرف دیگر از ما می خواهید که قبول کنیم که اهل البیت در آیه تطهیر همان معنای اهل البیت در این آیه را دارد ؟!!!! اصولا چه تلازم و اجباری هست که اهل البیت در ان آیه با این آیه یک معنا بدهد ؟

بررسی دلیل سوم اهل سنت : دو روایتی را که اهل سنت دستاویز خودشان قرار داده اند مصداق بارز زورگویی و عدم تمکین در برابر حق و حقیقت است. زیرا کمال بی انصافی است که اینهمه روایات کسا را نادیده بگیریم و فقط به این دو روایت که یکی از عکرمه و دیگری از روات ضعیف نقل شده است استناد کنیم. اینک سند این دو حدیث را بررسی می کنم :

 در سند حدیث اول آن عبد الحميد بن عبد الرحمن الحماني هست که اقوال علمایتان را درباره او نقل می کنم : النسائي: (ليس بالقوي)، وقال ابن سعد وأحمد: (كان ضعيفا)، وقال العجلي: (كوفي ضعيف الحديث). صالح بن موسى القرشي نیز که در سند حدیث اول وجود دارد ضعیف است و علما درباره ی او گفته اند :ابن معين: (ليس بشيء)، وقال الأصفهاني: (يروي المناكير عن عبد الملك بن عمير وغيره متروك)، وقال البخاري في ضعــفائه: (منكر الحديث ، وقال النسائي: (متروك الحديث)، وقال الذهبي: (واه)، وقال العسقلاني: (متروك)
در سند حدیث دوم هم عکرمه ی ناصبی و خارجی وجود دارد که آنقدر وضعش روشن است که نیازی به ذکر نیست. ضمنا راویان ضعیف دیگری نیز در هر دو حدیث وجود دارد که نیازی نیست به اثبات ضعف آنها بپردازم(به خاطر پرهیز از تطویل کلام) 

چند تذکر:

1) آنچه از دلائل شیعه ذکر کردم فقط اندکی از بسیار بود .
2 ) خانم هدایت و آقای عبدالله هنوز به سوالی که از آنها پرسیدم جواب ندادند.
3) تنها دلیل قابل بررسی اهل سنت وحدت سیاق است و جالب است بدانید از نظر خود علمای اهل سنت سیاق از جمله ی ضعیف ترین دلائل است و به آخرین چیزی که رجوع می شود سیاق است و نه اولین چیز . خصوصا که دلائل قطعی بر خلاف ان داریم.
4) حتی اگر یک یک دلیل از دلائل شیعه و یا حتی یک حدیث صحیح پیدا شود که اهل کسا را اهل البیت بداند کافی است که زنان را از اهل البیت بودن خارج کنیم .
5) حتی اگر چیزی جز یک خبر واحد نداشته باشیم تا اهل البیت بودن اهل کسا را ثابت کنیم باز هم کافی است . جالب است بدانید که علمای اهل سنت خبر واحد را حجت می دانند و حتی منکر آن را فاسق و کافر می دانند . ( قابل توجه خانم هدایت که خیال می کند خبر واحد مثل قصه های مادربزرگشان است  و به آن اعتنایی ندارند ) مثلا شهاب الدین دولت آبادی می گوید : من انکر خبر الواحد و القیاس و قال انه لیس بحجه فانه یصیر کافرا !!


سوال و جواب

سوال 1 : 

شما كه ميگوييد «اهل البيت» يعني «اهل خانه‌ي معهود»، آيا منظورتان همان كساني است كه در خانه حضور دارند است؟! قطعاً منظورتان همين است. آقاي شيعه! اين يك اشتباه آشكاري است از جانب شما! در درجه‌ي اول واژه‌ي «اهل البيت» يعني «اهل خانه» است (خانواده). چون واژه‌ي «اهل» واژه‌اي است كه تعلق كسي و يا چيزي را به چيزي نشان ميدهد. مانند «اهل تهران». شما هرگز به يك مسافري كه به تهران آمده نميتوانيد بگوييد اهل تهران در قرآن كلمات زيادي همراه با «اهل» داريم كه نشاندهنده‌ي همين امر است.  اهل القري، اهل الانجيل، اهل الكتاب، اهل المدينة، اهل قرية، اهل مدين، اهل هذه القرية، اهل يثرب... و بالاخره «اهل البيت . در همه‌ي اين موارد تعلق كساني به چيزي منظور است . حالا شما از كجا ميگوييد كه «اهل خانه‌ي مشخص» يعني همان افرادي كه حضور دارند هستند؟!

جواب 1 :

اولا: شما قبلا خودتان اعتراف کردید که اهل البیت یعنی : اهل خانه ی معهود .
ثانیا: همچنین خودتان گفتید که عهد در اینجا عهد ذهنی است ، زیرا پیامبر می دانسته چه کسانی در خانه حضور دارند. ( حالا خودتان دارید از من می پرسید که شما از کجا می گویید که اهل خانه ی معهود یعنی همان افرادی که حضور دارند هستند؟ واقعا که جالب است. دقیقا یک جمله را قبلا خودتان تایید کردید و حالا با حالت انکار دارید از من می پرسید !!!! )
ثالثا: اصلا ما فرض می کنیم که تمام روایاتی که درباره ی قضیه ی کسا نقل شده است جعلی باشد و راویانش دروغ گفته باشند. اما دو چیر را به هیچ وجه نمی توانیم منکر شویم ، اول اینکه این راویان چه دروغ گفته باشند و چه راست گفته باشند به هر حال عرب بوده اند . ثانیا : بسیاری از این ائمه ی حدیث که این روایات را نقل کرده اند هم عرب بوده اند یا اینکه حداقل عربیشان از من و شما بهتر بوده است. با این اوصاف چطور می شود که آن دهها راوی ای که اهل البیت را شامل اهل کسا دانسته اند و روایاتش را نقل کرده اند عربی نمی دانسته اند و فقط شما توانسته اید چنین کشف بزرگی کنید؟به عبارت دیگر چه آنها دروغ گفته باشند و چه راست حداقلش این است که عرب بوده اند و می دانسته اند چه می گویند .
رابعا: شما اینهمه صغری و کبری چیده اید که ثابت کنید که اهل البیت یعنی خانواده !! اولا: اگر خداوند منظورش خانواده بود خوب راحت می فرمود اهل بیت . ثانیا : اگر اهل البیت به معنی خانواده است ، مگر حضرت زهرا جزء خانواده ی پیامبر نبود؟ 
خامسا: اصلا شما زمین بروید یا آسمان نمی توانید مشکل الف و لام عهد و مفرد بودن بیت را حل کنید. زیرا اهل البیت یعنی : اهل  یک  خانه ی   معهود    .  خداوند برای خانه های زنان از تعبیر بیوت استفاده می کند ولی در اینجا می فرماید که اهل یک خانه ی خاص را از رجس و پلیدی دور کردیم. از این واضحتر می شود ؟
سادسا:  مشکل شما این است که می خواهید با مثال های فارسی قواعد زبان عربی را اختراع کنید. عزیز من ! فارسی فارسی است و عربی عربی . مثلا در فارسی ما می گوییم که : ( هیچ خرگوش در بیابان یافت نمی شود ) اما در عربی همین مفهوم را به این صورت می گویند : ( هیچ خرگوشی در بیابان نیست که به خانه اش برود ) منظور آنها فقط این است که خرگوشی در بیابان نیست نه اینکه مثلا خرگوشی هست ولی به خانه اش نمی رود. اما در عرف عرب این مفهوم را به این صورت ذکر می کنند. یعنی به آخر آن اضافه می کنند که : ( که به خانه اش برود)
حالا شما بیا و صد تا مثال بزن که در فارسی ما منظورمان از اهل تهران چنین و چنان است و .... قبلا هم عرض کردم که اگر این روایات کسا جعلی هم باشد حداقلش این است که راویانش عربی بلد بوده اند حرف بزنند و دهها سال در بین عربها بزرگ شده اند و جد اندر جدشان عرب بوده است . شما و دیگر دوستان اهل سنت مدام می خواهید نظرتان را با هر سریشمی که شده به این آیه بچسبانید ، حتی به قیمت اینکه قاعده بسازید. چرا در مقابل حقیقت خاضع نیستید ؟!!

سوال 2

به فرض محال كه اين گفته‌ي شما صحت داشته باشد، آيا ام سلمه و يا حضرت عايشه در همان خانه حضور نداشتند؟! قطعاً حضور داشتند كه آن صحنه را ديدند و براي من و شما روايت كردند... پس آنها هم بايد شامل آن باشند!

جواب 2

مگر من قبل جواب شما را ندادم؟ باز تکرار می کنید؟؟!!! گفتم که پیامبر اهل البیت را به اهل کسا تخصیص داده اند و تخصیص کتاب به سنت مورد اتفاق هم علمای سنی و هم علمای شیعه است.  بر فرض هم که تخصیص نداده باشند باز مشکلی پیش نمی آید. زیرا حداقلش این است که اهل کسا معصومند. عایشه و ام سلمه هم اگر معصوم هستند گوارای وجودشان !!! سوال دوم مناظره این بود که امیرالمومنین معصوم هست یا نه . این حرف شما معصوم بودن ایشان را نقض نمی کند.

سوال 3

ميگوييد «چون آيه‌ي تطهير دلالت بر عصمت دارد و زنان پيامبر معصوم نبودند، پس آنها شامل آن نميشوند. پس مراد از اهل بيت فقط آل عبا هستند!!!»!!!آقاي شيعه! اين سخنتان را بارها تكرار كرديد ولي من هربار نديده گرفتم تا شايد خودتان متوجه شويد! آقاي شيعه! ما ميگوييم نره، شما ميگوييد بدوش!!!شما چرا يكطرفه قضاوت ميكنيد؟! اين شما هستيد كه اين آيه را دليل بر عصمت قرار ميدهيد نه ما! اين شما هستيد كه تطهير را دال بر پاكي از هرگونه خطا و اشتباه ميدانيد نه ما!!!

جواب 3

بنده این حرف را زدم اما فقط این حرف را نزدم. بلکه برای این حرف استدلالی ارائه دادم که به این شرح است:
اولا: آیه ی تطهیر دلالت دارد بر اینکه رحمتی شامل اهل البیت شده است.
ثانیا: این رحمت همان دور کردن اهل البیت از تمام ارجاس و ناپاکی ها و رساندن آنها به طهارت مطلقه است(زیرا از تطهیرا ، مفعول مطلق نوعی است)
ثالثا: اذهاب تمام ارجاس از اهل البیت و تطهیر مطلق آنها چیزی نیست جز عصمت. زیرا بارز ترین مصداق پلیدی و ناپاکی ، گناه و معصیت پروردگار عالم است و بهترین مصداق پاکی و طهارت ، پاک بودن و طاهر بودن از گناهان است.
رابعا: لذا آیه ی تطهیر دلالت بر عصمت اهل البیت دارد.
خامسا: زنان پیامبر به اتفاق تمام مسلمین معصوم نبوده اند.
سادسا: بنابراین منظور از اهل البیت زنان پیامبر نیستند و تنها شامل اهل کسا می شود.
** این از استدلال بنده . حالا به جای اینکه کلی گویی کنید و برای من ضرب المثل بنویسد ، لطف کنید و اگر ایرادی به هر قسمت از 6 قسمت فوق دارید دقیقا ذکر کنید تا با هم سر آن بحث کنیم. و اگر قبول دارید با شجاعت اعلام کنید تا مورد بشارت قطعی الهی هم قرار بگیرید : فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

سوال 4

اگر اينچنين است، چه نيازي به بكار بردن واژه‌ي عمومي «اهل البيت» بود؟!؟!؟ چرا خداوند منظورش را مستقيماً اعلام نكرد كه اهل كساء منظورش است؟!؟! درحاليكه هر آيه‌اي كه منظورش شخص و يا اشخاص خاصي باشد و نه كس ديگري، به صراحت بيان شده است!


جواب4


اولا: قضیه ی عموم و خصوص در قران بحثی نیست که بنده اختراع کرده باشم. اگر سری به کتابهای اصول فقه اهل سنت بزنید شاهد خواهید بود که فصل مستقلی در این باره در آنها وجود دارد و در آنها مواردی را که عام قران به سنت تخصیص خورده است با ذکر مثال آورده شده است.

ثانیا: اصطلاح اهل کسا اصطلاحی است که ما خودمان برای مشخص کردن افراد خاصی بکار می بریم. مگر خداوند مجبور است هرچه ما ساختیم بکار ببرد؟

ثالثا: آخرین جمله اتان بسیار خنده دار است. سیوطی که از بزرگترین علمای اهل سنت است و کتاب مشهور الاتقان فی علوم القران اثر اوست در این کتابش 219 مورد از آیات را نام می برد که خداوند منظورش را از اشخاص خاصی که ذکر کرده است صریحا بیان نکرده است. (یعنی دقیقا بر خلاف گفته ی شما) . در ضمن بهتر است بدانید که ابن عساکر و قاضی بدر الدین ابن جماعه دو نفر از علمایی هستند که اصلا در این باره کتاب مستقلی نوشته اند !!!!!!!
نکته ی جالبتر از همه این است که علامه سیوطی کلمه ی اهل البیت را نیز یکی از همان 219 مورد ذکر می کند و بعد از آن با نقل حدیث کسا می گوید که : منظور از اهل البیت در این آیه علی و فاطمه و حسن و حسین هستند .
** مثل اینکه این حرفها را وقتی علمای خودتان می زنند مسئله ای نیست اما همینکه یک شیعه به شما می گوید که منظور از اهل البیت اهل کسا است سریع وی را مورد حمله ی دهها تهمت قرا می دهید و مانند خانم هدایت ادعا می کنید که شیعه با این حرفها مذهب جدیدی اختراع کرده است. من نمی دانم این چه دین و مذهب اختراعی ای است که برای تمام عقایدش دهها حدیث از لابلای کتب اهل سنت پیدا می شود و نیز علمایی از اهل سنت هستند که عین آن عقاید را در کتبشان ذکر کرده اند
?!!


سوال5


اگر اينگونه است، من هم ميتوانم بگويم چون سياق و مفهوم و خطاب آيه به زنان
برميگردد، پس در ابتدا زنان را شامل ميشود...!!!


جواب 5


این مطلبتان را با گفتگوی خیالی بین من و شما جواب می دهم:
عبدالله: قبل و بعد آیه ی تطهیر خطاب به زنان است پس قطعا آیه ی تطهیر هم خطاب به زنان است
شیعه : مگر در عربی استطراد ندارم؟
عبدالله: بر منکرش لعنت !
شیعه: مگر شرط استطراد دقیقا همین مطلب نیست که جمله ای بین دو جمله ی دیگر قرار بگیرد که مفهوم یا خطاب یا سیاقش تغییر کرده باشد؟
عبدالله: بر منکرش لعنت !
شیعه: پس چرا می گویید که حتما باید در این آیه هم منظور زنان باشد؟
عبدالله: حالا از کجا معلوم که استطرا باشه؟
شیعه: خودتان از کجا با این قاطعیت می گویید که استطراد نیست؟
عبدالله: خوب برای اینکه قبل و بعدش درباره ی زنان است
شیعه: خوب اینکه دقیقا همان شرط استطراد بودن است
عبدالله: والله چه عرض کنم !!!
[پیام بازرگانی ]  !!!

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 12:9 |

بنده هم خدمت تمامي دوستان سلام و خسته نباشيد عرض ميكنم. و اميدوارم الله تعالي همه‌ي ما را به راه راست هدايت فرمايد.

آقاي شيعه؛ آخرين پست بنده همين متن زير بود (البته اگر خودم هم اشتباه نكنم!). آن را بدون كم و كاست در همينجا قرار ميدهم. اگر تندرويهايي وجود دارد شما ببخشيد.! خواستم بدون ويرايش ارسال كنم تا يه موقع سوء تفاهمي پيش نيايد و يا كسي نگويد كه اصلاح كرده فرستادي!

 

[:::::::::: بسم الله الرحمن الرحيم ::::::::::]

 

متأسفانه تشيع كلام واضح خداوند را كنار ميگذارد و ميگويد «روايات بر سياق آيات ارجحيت دارند!»

من از آقاي شيعه ميخواهم تا فقط يك آيه بياورند كه نصف آن كاملاً بيربط به موضوع ماقبل باشد. يعني هم از نظر مخاطب، هم از نظر سياق و هم از نظر بافت معنايي.

هرگز چنين آيه‌اي پيدا نخواهيد كرد! بخاطر همين يك علامت سؤال بزرگ ديده ميشود كه چرا نصف اين آيه (آيه تطهير) كاملاً از ماقبل و بعدش متفاوت است؟!؟!؟

 

آقاي شيعه...!

شما كه ميگوييد «اهل البيت» يعني «اهل خانه‌ي معهود»، آيا منظورتان همان كساني است كه در خانه حضور دارند است؟! قطعاً منظورتان همين است.

آقاي شيعه! اين يك اشتباه آشكاري است از جانب شما! در درجه‌ي اول واژه‌ي «اهل البيت» يعني «اهل خانه» است (خانواده). چون واژه‌ي «اهل» واژه‌اي است كه تعلق كسي و يا چيزي را به چيزي نشان ميدهد. مانند «اهل تهران». شما هرگز به يك مسافري كه به تهران آمده نميتوانيد بگوييد «اهل تهران»!!

در قرآن كلمات زيادي همراه با «اهل» داريم كه نشاندهنده‌ي همين امر است.

اهل القري، اهل الانجيل، اهل الكتاب، اهل المدينة، اهل قرية، اهل مدين، اهل هذه القرية، اهل يثرب... و بالاخره «اهل البيت».

بس است يا باز هم بگويم...؟! در همه‌ي اين موارد تعلق كساني به چيزي منظور است.

 

حالا شما از كجا ميگوييد كه «اهل خانه‌ي مشخص» يعني همان افرادي كه حضور دارند هستند؟!

 

در ثاني، به فرض محال كه اين گفته‌ي شما صحت داشته باشد، آيا ام سلمه و يا حضرت عايشه در همان خانه حضور نداشتند؟! قطعاً حضور داشتند كه آن صحنه را ديدند و براي من و شما روايت كردند... پس آنها هم بايد شامل آن باشند!

 

ميگوييد «چون آيه‌ي تطهير دلالت بر عصمت دارد و زنان پيامبر معصوم نبودند، پس آنها شامل آن نميشوند. پس مراد از اهل بيت فقط آل عبا هستند!!!»!!!

 

آقاي شيعه! اين سخنتان را بارها تكرار كرديد ولي من هربار نديده گرفتم تا شايد خودتان متوجه شويد! آقاي شيعه! ما ميگوييم نره، شما ميگوييد بدوش!!!

 

شما چرا يكطرفه قضاوت ميكنيد؟! اين شما هستيد كه اين آيه را دليل بر عصمت قرار ميدهيد نه ما! اين شما هستيد كه تطهير را دال بر پاكي از هرگونه خطا و اشتباه ميدانيد نه ما!!!

 

اگر اينگونه است، من هم ميتوانم بگويم چون سياق و مفهوم و خطاب آيه به زنان برميگردد، پس در ابتدا زنان را شامل ميشود...!!! و البته براي اين گفته‌ي خود دلايلي از قرآن را آوردم ولي شما فقط ميگوييد چون زنان خطا كردند پس معصوم نيستند و درنتيجه اهل البيت نيستند!!!

 

متأسفانه اين لجاجت شما را ميرساند نه منطق شما را!

-------------------------------------------------------

حالا آيا اهل خانه‌ي معهود يعني همان افراد حاضر در خانه هستند؟! اگر هستند چگونه ام سلمه و يا حضرت عايشه را از آن خارج ميكنيد؟! آنها هم كه در همان خانه حضور داشتند!

 

شايد ميخواهيد بگوييد منظور «افراد حاضر در همان اتاق هستند!!»
و يا شايد هم ميخواهيد بگوييد «فقط افراد كساء هستند!!»

 

اگر اينچنين است، چه نيازي به بكار بردن واژه‌ي عمومي «اهل البيت» بود؟!؟!؟ چرا خداوند منظورش را مستقيماً اعلام نكرد كه اهل كساء منظورش است؟!؟! درحاليكه هر آيه‌اي كه منظورش شخص و يا اشخاص خاصي باشد و نه كس ديگري، به صراحت بيان شده است!

 

خلاصه...

اهل البيت را هرگونه كه بخواهيد معنا كنيد نميتوانيد زنان پيامبر را از آن خارج كنيد!

واضحترين معناي آن «اهل خانه» است. و اولين كساني كه اهل خانه محسوب ميشوند مرد و زن خانه هستند.

 

آقاي شيعه! براي اثبات عقيده‌ي خود اصطلاحات رايج را نيز تحريف نكنيد! بجاي اينكه آيات و يا واژه‌ها را تحريف كنيد، برويد دنبال دليل محكمتري بگرديد! چون هرچه بيشتر روي يك اشتباه اصرار كنيد، مجبور خواهيد بود حقايق بيشتري را انكار كنيد! و چشمانتان كاملاً بسته خواهد شد.

 

نميخواهم نوشتار طولاني را به وبلاگ ارسال كنم. بخاطر همين از خيلي از موارد اشتباهتان ميگذرم و به همين موارد مهم كه شما اصرار داريد بسنده ميكنم...

 

منتظر دلايل محكمتر شما هستم.

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 21:41 |
الحمد لله وحده و الصلاة و السلام على من لا نبي بعده ...

با تشكر از روش آرام آقاى شيعه و ابراز لطفشان به همه ى همراهان .

خواستم بلافاصله وارد موضوع و سؤالات آقاى شيعه شوم ولى مقدمه ى عربى ايشان نظرم را جلب كرد.

آقاى شيعه !

 كلمات عربى بايستى با دقت در فهم و معانى آن استفاده شوند و شما در اين مقدمه عربى در باره ى امام علي نوشتيد :

... سیما خلیفته القائم مقامه فی الملک و الملکوت ، المتحد بحقیقته فی الحضره الجبروت و اللاهوت ، اصل شجره الطوبی و حقیقه سدره المنتهی ، الرفیق الاعلی فی مقام او ادنی معلم الروحانیین و موید الانبیاء و المرسلین علی امیرالمومنین علیه صلوات الله و ملائکته و رسله اجمعین.

در اين متن عربى تان ، امام على با الله تعالى  اتحادى حقيقى دارد و او همان سدرة المنتهى و شجرة الطوبى و رفيق الأعلى و يارى دهنده ى انبياء و فرستادگان الهي ... مى باشد!

آيا اين همه بحث ما با شما بايستى براى اين باشد كه امام علي رضي الله عنه را در مقام الله تعالى قرار دهيد!؟

توحيد ، اصل دين است و شريكى در ملك و ملكوت الله تعالى نبوده و نيست.

و بنده با وجود اهميت موضوع مورد بحثمان ( آيه ى تطهير و ... ) نمى توانم مسئله ى توحيد را و اهميت آنرا فراموش كنم و وبلاگ شخصى اين بنده ى مقصر نيز معناى توحيد  مى باشد.

لطفاً براى اينكه حقيقت مشوش نشود ، مسئله ى توحيد و معناى آن را بيشتر مورد توجه قرار دهيد و احدى را شريك الله تعالى در صفات و قدرتش ندانيد .

متأسفم كه در بسيارى از وبلاگهاى اهل تشيع ، محبت به امام علي رضي الله عنه بسيار غبار آلود است!

امام علي رضي الله عنه را با صفاتى ذكر مى كنند كه نه تنها از منزلت و مقام رسول الله بالاتر بلكه به مقام رب العرش مى رسانند!

اين مسئله را نيز تأكيد كنم كه هدف بنده از اين يادآورى خروج از بحث نيست بلكه اداى واجبى دينى ست.

و أستغفرالله لي و للمؤمنين و المؤمنات

( بعد از اين پست ، به سؤالات شما خواهيم پرداخت . )

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 16:14 |

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

قبل از هر چیز از این که دوباره در جمع دوستان شیعه و سنی به مباحثه می پردازیم بسیار خوشحال هستم و برای همه دوستان از ته دل دعا می کنم تا همه در مسیر حق و حقیقت قدم بردارند و و اگر چه اختلاف نظر وجود دارد اما با دوستی و صداقت خالصانه با یکدیگر همراهی کنند و همه دوستان را به حرمت رسول خدا سوگند می دهم تا از عناد و لجبازی دست بردارند و هرگاه که حق را متوجه شدند با خلوص نیت و تواضع بپذیرند.

خانم هدایت:

 

همان گونه که اقرار دارید و اعتراف کرده اید آیه 33 سوره احزاب با خطاب به زنان پیامبر شروع شده و این مطلبی بسیار واضح است اما در نوع مخاطب آن یک انفصالی (( حداقل به اندازه تغییر ضمیر از کن به کم )) وجود دارد و این را هم شما قبول دارید هم ما چون ظاهر آیه بیانگر این حقیقت است.

 حالا چرا شما نمی خواهید این تغییر و انفصال را ببینید احتمالا از چشم پزشک کمک بگیرید بد نیست!

این که نسبت مخاطبان هم در اسلام آشکار شده چیزی است که ما به صراحت بر آن تاکید می کنیم که بله هم مخاطبان کن و هم مخاطبان کم به بیان خدا و پیامبر آشکار شده اند و این شما هستید که سعی در مخفی کردن آن ها و خلط مخاطبان دارید و الا همه به بیان پیامبر معلوم هستند!

اما در این پست یک حرف متناقض عجیب و تکراری از شما بیان شده که واقعا دلالت بر ضعف استدلال های شما دارد. چگونه با وجود احادیث متعدد صحیح از راویان صحیح آن هم در کتب معتبره شما سبب نزول این آیه را زنان دانسته اید نمی دانم؟؟ ( لطفا دلیلتان را ذکر کنید )

تا آنجا که می دانم تعداد زیادی از احادیث و آن هم به طرق مختلف را برایتان ذکر کردیم که آیه تطهیر از (( انما )) جدا نازل شده و آن هم در خانه ام سلمه که نمونه آن این حدیث بود:

شواهد التنزيل ج2 85 و منها: رواية أم المؤمنين أم سلمة ..... ص : 85

حدثنا عبد الله بن يوسف الأصبهاني قال: أخبرنا أبو بكر أحمد بن سعيد بن فرضخ قال: حدثنا موسى بن الحسن قال: حدثنا أبو نعيم قال: حدثنا فضيل بن مرزوق عن عطية، عن أبي سعيد قال قالت أم سلمة نزلت هذه الآية إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ و أنا جالسة على باب البيت فقلت: يا رسول الله أ لست من أهل البيت قال: أنت إلى خير، أنت من أزواج النبي ص

و این که شما با ساده نگری می خواهید محدوده یک آیه را در قرآن از شماره ای که خورده تا شماره بعد اختصاص به یک موضوع دهید کاری غیر عاقلانه و غیر منطقی است که دوستان با ذکر شواهدی نشان دادند که گاه نیم یک آیه به نیم دیگر آن اصلا ارتباطی ندارد.

حالا مبنای گفتار شما چیست نمی دانم؟؟

اینقدر ساده نگر نباشید!

ماوقع را ببینید خیلی بهتر است تا ابتدا و انتهای شماره ها را!

و گفته اید چون خدا زنان را امر و نهی کرده عظمت آن ها را می رساند!

خدا همه مردم را در قران امر و نهی کرده احتمالا طبق گفته شما همه مردم هم عظمت دارند و لابد یکی از وجوه بزرگی آن ها این است که می فرماید و لکن اکثر الناس لایعلمون

این که اذهاب رجس را هم سبب عمل به اوامر الهی توسط زنان دانسته اید ایده جالبی است چون هنوز شمول زنان در آیه تطهیر ثابت نشده است پس استدلال شما سست و بدون بنیان است.

در پایان هم به احادیث و گفتار مفسران خودتان اکتفا کرده اید که دیگر این جای شگفتی و تعجب دارد!

خیلی عذر می خواهم یعنی بعد از این همه مناظره هنوز متوجه نشده اید که باید به گفتار و احادیثی متوسل شوید که طرف مقابل آن را پذیرفته باشد!

لطف کنید بفرمایید ما کی گفتار آقای ابن کثیر را ( به غیر از اتمام حجت بر شما و به خاطر اعتراف از دشمن ) پذیرفته ایم که حالا توقع دارید آن را قبول کنیم؟!

و این یکی از نقاط ضعف شما در مناظره با ما است که ما برای اثبات گفتارمان به مدارک مقبول نزد شما استناد می کنیم تا قانع شویم اما شما چون نمی توانید آن ها را رد کنید دائم تعصب خودتان را به رخ ما می کشید. حرف های خودتان برای خودتان خوب است خانم هدایت!!! لطفا سعی کنید بفهمید.

خلاصه کلام ان که زنان پیامبر طبق استدلال های منطقی هرگز مشمول آیه تطهیر نمی شوند البته با زور و تعصب شما شاید بشوند!!

من نمی دانم فردای قیامت چگونه می خواهید پاسخ این حرف ها را بدهید اما بدانید که تنها نقطه اتکای شما تعصب است و تفکرات شخصی که پیش خودتان لابد عالمانه است. یه ذره از این درون خودتان بیرون بیایید و با بصیرت وقایع را هم ببینید مطمئن باشید ضرر نمی کنید.

آدم هر قدر که اطلاعاتش را اضافه کند پشیمان نمی شود.

 

 

+ نوشته شده توسط ققنوس(شیعه) در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 14:29 |

الحمد لله المستکن فی حجاب العماء والمستتر فی غیب الصفات و الاسماء ، الباطن المختفی بعز جلاله ، والظاهر الغیب المحتجب بنور جماله ؛ الذی بقهر کبریائه محجوب عن قلوب الاولیاء ، و بظهور سنائه یظهر فی مرائی الخلفاء .

والصلاه و السلام علی اصل الانوار و محرم سر الاسرار ، المستغرق فی غیب الهویه و المنمحی عنه التعینات السوائیه ، اصل اصول حقیقه الخلافه و روح ارواح منصب الولایه ،المستتر فی حجاب عز الجلال و المخمر بید الجلال و الجمال ، کاشف رموز الاحدیه بجملتها و مظهر حقائق الالهیه برمتها ، المرآه الاتم الامجد،سیدنا ابی القاسم محمد ، صلی الله علیه و آله الشموس الطالعه من فلک الخلافه الاحمدیه و البدور المنیره من افق الولایه العلویه ، سیما خلیفته القائم مقامه فی الملک و الملکوت ، المتحد بحقیقته فی الحضره الجبروت و اللاهوت ، اصل شجره الطوبی و حقیقه سدره المنتهی ، الرفیق الاعلی فی مقام او ادنی معلم الروحانیین و موید الانبیاء و المرسلین علی امیرالمومنین علیه صلوات الله و ملائکته و رسله اجمعین.

السلام علیکم جمیعا و رحمه الله

اعتراف می کنم که در این تقریبا دو هفته ای که در مناظره وقفه ای ایجاد شد واقعا دلم برای دوستان تنگ شده بود. مخصوصا برای آن جر و بحث ها و ان قلت ها و قیل و قال ها و .... !!

 اگر اشتباه نکنم آخرین پستی را که خانم هدایت فرستاده بودند در مورد این بود که حدیث کسا قبلا در مفاتیح نبوده و جدیدا اضافه شده و بعدا دوباره حذف شده و همچنین درباره اینکه مسلم و دیگر ائمه ی حدیث روایاتی که در فضلیت اهل کسا ذکر کرده اند مسامحتا بوده است و حتی همان روایت مسلم نیز صحیح نیست. از خانم هدایت خواهش می کنم که مضمون آخرین مطالبی را که فرموده بودند دوباره تکرار کنند تا بحث را شروع کنیم.

دقیقا یادم نیست آخرین مطلبی که آقای عبدالله فرستاده بودند در مورد چه چیزی بود . لذا از ایشان نیز می خواهم که آخرین مطالبشان را تکرار کنند تا بحث را با ایشان ادامه بدهم.

 

چند نکته درباره ی وبلاگ خطاب به آقای اسلامی :

۱: رنگهای فعلی قالب خوب است و شاد هم می باشد.

۲: عکس مسجد النبی بسیار زیباست. اگر بتوانید یک عکس زیبا هم از مسجدالحرام کنارش بگذارید بسیار زیباتر خواهد شد.

۳: بهتر است متن انگلیس ای را که در بالا نوشته شه است را حذف کنید.

۴: برای خلوت تر شدن وبلاگ بهتر است که پنجره های بی فایده را که در قسمت سمت چپ وبلاگ قرار دارد از طریق ویرایش وبلاگ حذف کنید.

با تشکر از زحمات شما                 

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 13:49 |

بسم الله الرحمن الرحيم

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سورة الأحزاب - الآية ۳۳

در اين آيه ى مباركه به وضوح ديده مى شود كه :

۱- آيه با خطاب به زنان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم شروع شده است و اين آيه در حقيقت يك جمله ى متصل خطابى ست كه مخاطبانش نه تنها مجهول نيستند بلكه نسبت آنان نيز بارها آشكار شده است كه انتساب آنان به  خانه ى رسول الله مى باشد.

۲- سبب نزول اين آيه بى شك مخاطبانش ( زنان رسول الله ) هستند .

۳- سبب وصف آنان ( زنان ) به اهل البيت ، انتساب آنان به رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم است همانطور كه در آيات قبل ابتدا خداوند به رسولش امر مى كند كه به زنانش پيغامى را برساند و آنان را مخير گرداند تا بين دنيا و زينتش ، و خدا و رسولش  را انتخاب كنند .

۴- بعد از آزمودن و اختيار آنان كه خدا و رسولش مى بوده ، آنان ملزم به اوامر و نواهى خاصى شدند كه عظمت و اهميت منزلتشان را بيان مى دارد.

۵- سبب التزام اين زنان به اوامر الهى ، رسيدن به منزلتى ست كه خداوند در آخر آيه بيان فرموده است ( اذهاب رجس و طهارت ) .

ابن كثير مفسر قرآن بعد از سخنى نسبتاً طولانى به دو معنى مى رسد:

كه در ميان علماى حديث و تفسير بحث بر اينست كه وصف اهل البيت يا خاص به زنان رسول است و شريكى ندارند و يا اينكه كسانى نيز با آنان در اين وصف شريكند.

و در اين باب احاديث فراوانى با الفاظ مختلفى وارد شده كه هر كدام عيب و علت هايى در راوى و اختلاف الفاظ دارند ولى با وجود اين در تمام آنها اين اصل آشكارست كه :

 

در اصل زنان رسول الله كه مادران مؤمنين هستند همان اهل البيت در اين آيه هستند.

و اينكه وصف اهل البيت را تعميم دهيم و شامل كسان ديگرى نيز كنيم ، قضيه را عوض نخواهد كرد.

يعنى اصل آيه و مخاطبانش هرگز قابل تغيير نبوده و نخواهند بود .

مثلاً در روايتى آمده كه واثلة رضي الله عنه نيز بعد از روايتى شبيه به روايت كساء أم سلمة رضي الله عنها از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مى خواهد كه از اهل بيت باشد و رسول الله مى فرمايد : و أنت من أهلي .

خلاصه ى كلام اينكه اهل البيت در آيه ى تطهير همان أمهات المؤمنين رضي الله عنهن مى باشند.

و تنها دليل تعميم اهل البيت به مؤمنانى غير از أمهات المؤمنين رضي الله عنهن ، احاديثى ست كه با وجود الفاظ مختلف  معناى آيه را تحريف نمى كند .

أستغفر الله لي و للمؤمنين و المؤمنات

 

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 21:38 |
بسم الله الرحمن الرحيم

اميدوارم همه ى همراهان آماده ى ادامه ى مناظره باشند.

در مناظره مان با اهل تشيع متوجه شديم كه آنان براى اثبات نظريه هاى خود نمى توانند از قرآن سند بيابند.

ولى بخوبى مى توانند با استناد به احاديث ضعيف اهل سنت ، اختراعات خود را بروز دهند!

البته بسيار خنده دار است كه آنان خيال مى كنند با استناد به كتب اهل سنت مى توانند عقايد عجيب و غريب خود را اثبات كنند!

اعتقاداتى كه در طول تاريخ نتوانسته مشتريانى در ميان اهل سنت بيابد.

اعتقاداتى مانند عصمت امامان و اينكه وجود امامان ضرورتى ست براى استمراريت نبوت!

اعتقاداتى مثل اخراج زنان رسول الله از آيه ى تطهير كه خاص به آنان بوده و خواهد بود!

باز اين هم ميدانى جديد !

آيا در مقابل صريح آيه ى قرآن نيز مى شود شريعتى مغاير با شريعت قرآنى ، وضع كرد!؟

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 20:40 |
با سلام خدمت شما دوستان گرامی

 از انجایی که  مدتی است سایت میهن بلاگ دچار مشکل شده بر ان شدیم ادامه مناظره از وبلاگ

http://monazere.mihanblog.com/

را به این مکان انتقال دهیم.

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 20:12 |