تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی

 

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

خانم تهراني ميگويند: [آقای عبدالله چرا فکر می کنید اصطلاح عامیانه اهل بیت (اهل خانه) فقط شامل زنان است. مگر در خانه فقط زنان هستند؟
اگر اصطلاح عامیانه را دنبال می کنید اهل خانه شامل زن , بچه, پسر, دختر , مادر , مادر بزرگ , پدر و پدر بزرگ نیز می باشد. این قصه را دنبال نکنید.]

 

اولاً كسي نگفت كه اهل البيت فقط زنان هستند! ما فقط ميگوييم منظور از اهل البيت در آيه‌ي تطهير فقط زنان هستند نه اينكه فرزندان را از دايره‌ي اهل البيت خارج كنيم!

 

شما فرض كنيد پدري چهار فرزند پسر دارد. به بزرگترينش يك هديه‌اي ميدهد و ميگويد: [اين بخاطر زحمات تو فرزند عزيزم است.]

 

آيا بكار بردن واژه‌ي «فرزند عزيزم» براي پسر بزرگش دليل بر خروج ديگر پسرانش از فرزندي اوست؟!

واضح است كه اينچنين نيست! بلكه فقط به حالت ندا اين واژه را بكار ميبرد. در آيه‌ي تطهير هم اينچنين است. خداوند به حالت ندا زنان را اهل البيت صدا ميزند.

 

مهمان عزيز! لطفاً موضوع را پيش خودتان پيچ و تاب ندهيد! بلكه كمي با فكر روشن نگاه كنيد! شما و يا آقاي عباس كه آدمهاي باسوادي هستيد بايد با يك اشاره‌اي قضيه را بفهميد. لزومي ندارد كه بنده كلمه به كلمه برايتان هجي كنم و آيه را تفسير كنم!

«« عاقل را اشاره‌اي بس است »»

 

فرموديد: [آیا روایات محکم و معتبری دارید که پیامبر در آن اشاره کرده باشند که منظور اهل بیت در آیه مورد نظر و سایر موارد زنان اینجانب می باشد ولاغیر؟]

 

نيازي ندارد كه وقتي كلمه‌ي «الشمس» در آيه‌اي بيايد پيامبر بگويد «منظور همان خورشيد در آسمان است!!!»...! چيزي است كه واضح است! حالا معناي اهل البيت را چگونه ميفهميد؟!

 

«اهل البيت» از نظر لغوي يعني «اهل خانه» و از نظر اصطلاحي يعني «خانواده»...! واضح است كه چيزي بغير از اين دو معني نميتواند داشته باشد!

 

آيا زن خانه در هردو مورد اولين كس آن گروه نيست؟! قطعاً هست. بخاطر همين رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم از كجا ميدانست كه قومي در آينده خواهند آمد كه كلمات و اصطلاحات عام و مشخص را نيز وارونه تفسير خواهند كرد؟!؟!؟

 

مهمان عزيز! آيه‌ي تطهير از آيات واضح است. وقتي از احاديث بايد دنبال حديث بگرديم كه خود قرآن واضح نگفته باشد! اما وقتي همه‌ي موارد آيه‌ي تطهير به زنان برميگردد چرا دنبال حديث بگرديم!! گيرم كه اصلاً حديثي هم موجود نباشد! آيا بايد كلام واضح خداوند را وارونه تفسير كنيم؟!

 

فرموديد: [1- پیامبر برای همسرانشان یک بیت نداشتند. بلکه بیت ها داشتند. در آیه بیت بصورت مفرد بود.]

 

من نميدانم آيا شما موارد پيش را خوانديد يا نخوانديد! باز هم بايد توضيح بدهم!؟؟!

 

شما فقط به اين نكته فكر كنيد كه خداوند چرا در قرآن ميگويد «اهل الكتاب»...؟! درحاليكه همه ميدانيم وقتي لفظ «اهل الكتاب» ميآيد يعني همه‌ي اهل كتب آسماني (تورات، انجيل و ...) را در بر ميگيرد! چرا خداوند نگفته «اهل الكتب»...؟!

فقط خواهشمندم كمي روشنتر فكر كنيد!

 

فرموديد: [2- تکلیف بزرگ بانوی اسلام خدیجه همسر اول پیامبر هم در این آیه معلوم نیست. چرا لطفی که شامل زنان پیامبر شده شامل ایشان نشده ( فعل کذشته نیست).]

خوب...! اين چه ربطي دارد؟!؟! اين آيه بعد از وفات حضرت خديجه است! چرا كسي كه فوت كرده را خداوند قول طهارت به او بدهد؟!؟!؟ سبحان الله...

 

فرموديد: [3- راستی کدام بیت پیامبر منظورتان بود.]

به قول برخي مفسرين «بيت نبوت» است. به قول برخي ديگر همان بيتهاي پيامبر هستند. يعني بيتهايي كه منتسب به پيامبر باشند.

 

فرموديد: [4- ضمنا این شما هستند که بیت را صرفا خانه ترجمه می کنید]

منظور...؟!؟! آيا شما نظر ديگري داريد؟! آقاي شيعه كه چندين بار ميگفتند «اهل خانه‌ي معهود»...! حالا شما چرا معناي ديگري ميخواهيد بياوريد؟!

 

فرموديد: [شما ها در گفتگوهایتان عناد دارید دنبال حقیقت نیستید می خواهید فقط حرف ها یتان را زده باشید]

سبحان الله...! دلايلي كه ما مي‌آوريم همه از قرآن است! اما شما چي...؟!

همش ظن و گمان!! همش وارونه‌سازي معاني عبارات و آيات واضح قرآن كريم!

 

نه خواهر گرامي! اگر انديشمند هستيد بيانديشيد كه خداوند ميگويد:

 

يَسْمَعُ آَيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (الجاثية/8)

[(واي بر كسي) كه پيوسته آيات خدا را مى‏شنود كه بر او تلاوت مى‏شود، اما از روى تكبر اصرار بر مخالفت دارد؛ گويى اصلا آن را هيچ نشنيده است؛ چنين كسى را به عذابى دردناك بشارت ده!]

 

مطمئن باشيد اگر اين گفته‌ي شما از روي عناد و تكبر باشد مشمول اين آيه قرار خواهيد گرفت! استغفر الله... به نفس خود رجوع كنيد! به دلايلي كه گفتم خوب توجه كنيد! آيا قابل قبول نيستند؟!

 

در ضمن از نظراتتان متشكرم... به اميد وحدت بين شيعه و سني.

 

ومن الله التوفيق...

 

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 17:58 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

آقاي حقگو و آقاي عباس در قسمت نظرات انتقاداتي كردند...! هرچند اين شبهات آنها را چندين بار جواب دادم و اين بي‌انصافي از خودشان است (قابل توجه حقگو) كه آن نوشته‌ها را نخوانده نظر ميدهند!!

اما باز هم به اين شبهه ايشان توضيح خواهم داد. ان شاء الله...

 

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33)

[و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.]

 

بايد توجه كرد كه آمدن ضمير مذكر در اين آيه بخاطر رعايت لفظ «اهل» است. كه صيغه‌ي جمع مذكر به خود ميگيرد. شما هرجا را در قرآن ببينيد كه كلمه‌ي «اهل» در آن آمده باشد خواهيد ديد كه ضمير اشاره به آن صيغه‌ي جمع مذكر گرفته است.

 

بطور مثال:

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود/73)

[گفتند: آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است؛ چرا كه او ستوده و والا است!]

 

در اين آيه خطاب فرشتگان به ساره (همسر حضرت ابراهيم عليه السلام) است. اما با اين حال ضمير جمع مذكر «عليكم» گرفته است!

 

...فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ ... (القصص/12)

[و خواهر (موسي) گفت: آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند ...]

 

در اينجا نيز منظور از «اهل بيت» مادر موسي عليه السلام است اما با اين حال ضمير مذكر «يكفلونه» بكار برده شده است!

 

شما هرجاي قرآن كريم را كه واژه‌ي «اهل» باشد را بيابيد و ببينيد كه ضميري كه به آن اشاره ميكند آيا مؤنث است يا مذكر؟!

 

آقاي عباس گفتند: [خيلي عجيب و سطحي نگريست كه اهل بيت را زنان پيامبر فرض كنيم.]

 

متأسفانه ايشان كاملاً برعكس ميگويند! چون اهل بيت را هرگونه كه معنا كنيم زن خانه را شامل ميشود!!! اين موضوع را خود آقاي شيعه هم قبول كرده‌اند! چون چيزي نيست كه قابل انكار باشد!

ولي آقاي شيعه براي گذشتن از اين موضوع گفتند: [پيامبر با دعاي خويش اهل بيت را در آن چهار نفر تخصيص زده است!]

 

كه جواب آن قبلاً داده شد. و اما گفته‌ي آقاي عباس...

«اهل البيت» از نظر لغوي يعني «اهل خانه» و از نظر اصطلاحي يعني «خانواده»...! واضح است كه چيزي بغير از اين دو معني نميتواند داشته باشد!

 

خوب...! آقاي عباس! آيا « زن » جزو اهل خانه نيست؟! اگر هست پس جنابعالي اشتباه كرديد كه ميگوييد «سطحي نگريست!»!!!

اگر نيست پس زن بيچاره متعلق به كجاست؟!

 

و همچنين «خانواده»..! آيا زن خانه جزو خانواده نيست...؟! قطعاً هست. بلكه اولين فردي است كه با آمدن او خانواده تشكيل ميشود!

 

فكر نميكنم نياز به توضيح بيشتر باشد!

فقط يك شبهه ميماند كه آن هم سخن آقاي شيعه است كه گفته بود [پيامبر با دعاي خويش اهل بيت را در آن چهار نفر تخصيص زده است!]

كه جواب آن را نيز قبلاً دادم. لطف كنيد نوشتارهاي پيشين را بخوانيد!

 

حالا فكي ميكنم سطحي‌نگر واقعي معلوم شد! خداوند همه‌ي ما را هدايت كند...

 

موارد ديگر آقاي عباس جوابهاي بس محكمتري از اين آيه‌ي تطهير دارند اما...

هر حرفي جايي دارد و هر نكته مكاني...!

 

در ضمن از نظراتتان متشكرم... به اميد وحدت بين شيعه و سني.

 

ومن الله التوفيق...

 

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 21:42 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

صحيح مسلم

حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن نمير واللفظ لأبي بكر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زكرياء عن مصعب بن شيبة عن صفية بنت شيبة قالت قالت عائشة

خرج النبي صلى الله عليه وسلم غداة وعليه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علي فأدخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علي فأدخله ثم قال

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا }

 

سنن الترمذي

حدثنا قتيبة حدثنا محمد بن سليمان بن الأصبهاني عن يحيى بن عبيد عن عطاء بن أبي رباح عن عمر بن أبي سلمة ربيب النبي صلى الله عليه وسلم قال

لما نزلت هذه الآية على النبي صلى الله عليه وسلم

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا }

في بيت أم سلمة فدعا فاطمة وحسنا وحسينا فجللهم بكساء وعلي خلف ظهره فجلله بكساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا قالت أم سلمة وأنا معهم يا نبي الله قال أنت على مكانك وأنت على خير

قال أبو عيسى هذا حديث غريب من هذا الوجه من حديث عطاء عن عمر بن أبي سلمة

 

آقاي شيعه! هرچند ميدانم كه :

«آنكس كه به قرآن و خبر زو نرهي ... آنست جوابش كه جوابش ندهي!»

اما با اينحال اينبار هم جواب ميدهم!

 

بجاي اينكه بگوييد «اشتباه كردم كه منظور شما را درست نفهميدم!» ميگوييد «از دليل قرآني ميگذرم!!!»!! سبحان الله...

 

چقدر عناد؟!؟!؟

 

احاديثي كه شما ميخواهيد همين دو حديث هستند.

 

لطفاً نگوييد كه توضيح بدهيد!!! چون هزار بار توضيح دادم. خودتان از توضيحاتي كه قبلاً دادم جوابتان را بگيريد.

 

حالا اگه دليلي بر اثبات حق بودن گفتارت داري بفرما وگرنه اعلام كن كه تابحال مذهبي كه داشتي از اساس و بنيان باطل بوده است!

 

شما با اين حيله‌تان خوب داريد از مباحث حياتي در ميرويد! ولي گويند:

«شتر در خواب بيند پنبه دانه ... گهي لف لف خورد گه دانه دانه!!»

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 15:59 |

بسم الله الرحمن الرحیم

شما ادعا کرده بودید که آیه ی تطهیر در شان زنان نازل شده است اما پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند رحمت مورد اشاره در آیه ی تطهیر را شامل اهل کسا نیز کرده اند. این ادعایی است که شما مطرح کرده اید(شما و خانم هدایت)
هر ادعایی نیاز به دلیل معتبر و صحیح دارد. از دلیل قرآنی می گذرم. اما شما باید برای ادعایی که مطرح کرده اید تمام احادیث را که صحیح هستند ارائه دهید. چون شما به انحاء و اشکال مختلف از جواب دادن فرار می کنید بنده مناظره با شما را ادامه نخواهم داد و از فرد دیگری (مثلا خانم هدایت یا ....) دعوت می کنم که اگر مایل باشند به صورت دو نفره مناظره کنیم.(از همان جایی که آقای عبدالله متوقف شدند)

علی ای حال اگر به این سوال جواب دقیق ، کامل و صریح بدهید بار دیگر مناظره را با شما پی خواهم گرفت.

والسلام علی عباد الله الصالحین و من الله توفیق

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 13:5 |

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين حمداً يوافي نعمه و يكافئ مزيده و الصلاة و السلام على حبيبنا رسول الله محمد و على آله و أصحابه و من تبعه بإحسانٍ إلى يوم الدين.

مثل اينكه آقاى شيعه قصد دارد ما را هيپنوتيزم كند!

مى دانيد از كجا به اين نتيجه رسيدم!؟

براى اينكه ما ابداً ادعا نكرده بوديم كه شامل شدن آل عبا در وصف اهل البيت از قرآن استنباط مى شود!!

ولى ايشان به خيال اينكه اونقدر سرمون شلوغ شده كه متوجه ى اين حيله ى جالب ايشون نخواهيم شد!

ببينيد آقاى شيعه!

اين سخن شما حكايت از وحشتتان از كلام الله دارد :

 

(( شما اعتقاد دارید که چون آیه ی تطهیر میان آن دو قسمت قرار گرفته است بنابر این اهل البیت زنان پیامبر هستند. کاری به صحت یا غلط بودن این استدلال ندارم ، اما این بیان شما، فقط قسمت اول سوال من را جواب می دهد. اما قسمت دوم سوال من را کجای قرآن جواب می دهد ؟ یعنی باید بگویید که دقیقا چه آیه ای بیان می کند که اهل کسا بواسطه ی دعای پیامبر مشمول این رحمت شده اند؟ - نقل قول آقاى شيعه هداه الله ))

 

منظورتان از  ((  آن دو قسمت   ))  چيست!؟

اينقدر وحشت داريد كه حتى ذكر آن آن دو قسمت   مورد هراس و دلهره تان شده !

بعدش هم فرموديد : (( کاری به صحت یا غلط بودن این استدلال ندارم  )) !!؟

أخه پدر بيامرز ، چرا كارى به صحت يا غلط بودن اين استدلال قرآنى ندارى!!؟؟

پس اينجا براى چه تشريف آورديد!؟

اما بقيه ى كلامتان  (( اما قسمت دوم سوال من را کجای قرآن جواب می دهد ؟ ))  لازم به وصف و تجزيه و تحليل نيست كه برادر گرامى مان آقاى عبدالله منظورتان را آشكار ساخته است.

از شما خواستم مرحله به مرحله در باره ى آيه ى تطهير سخن گوييم.

و بخاطر همين برايتان آيه را كامل نقل كرده و از لام التعليل در فعل ليُذهب ، سخن آوردم.

سبب تجاهل شما چيست؟

آيا ترس و هراستان را از لام التعليل اعلام مى داريد ؟

 

أستغفر الله لي و للمؤمنين و المؤمنات

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 7:24 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

به به!!! عجب لجبازي هستيد شما!!

 

الف) اهل البیت زنان پیامبر هستند

ب) پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته است اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده است.

 

 

آقاي شيعه! ادعاي اهل بيت بودن زنان را كه ثابت كرديم!

 

حالا اين ادعاي دومي را نميدانم كي گفتيم كه از قرآن ثابت ميشود!؟!؟! شما نوشتيد: [شما در جواب من نوشته بودید که این ادعا (که از دو بخش تشکیل شده است) را می توان از خود قران بدست آورد و خود قران گویای آن است و نیازی به آوردن حدیث نیست.]

 

اين ديگه كمال بي‌انصافي شماست!!! مرد حسابي! همش كه من نبايد كلمه به كلمه بايد به شما هجي كنم و بگم كه اين اينه و اين اون!!!

 

خودت هم يه كم عقلت رو بكار بيانداز!!! مرد حسابي! اگه من گفتم «حديث نميخاد و از قرآن معلومه» منظورم اهل بيت بودن زنان بود كه!! من فكر نميكردم كه شما اينقدر ...! لا اله الا الله..!

 

اينقدر بي‌انصافي...! اين معلومه ديگه از كوچه‌ي علي‌چپ به كوچه‌ي علي‌راست رفتن شما را ميرساند!!

 

آقاي شيعه؛ يك نصيحت برادرانه به شما ميكنم. ما مثلاً داريم مناظره ميكنيم كه حق را بدانيم كجاست! نه اينكه همديگر را شكست بديم به هر صورت كه شده حتي در صورت به نفهمي زدن خودمان!!

 

نه آقاي شيعه! بحث علمي و حق‌شناسي اين نيست! به اين ميگويند بازي كردن با آيات خداوند.

آقاي شيعه! خداوند ميفرمايد:

يَسْمَعُ آَيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (الجاثية/8)

[(واي بر كسي) كه پيوسته آيات خدا را مى‏شنود كه بر او تلاوت مى‏شود، اما از روى تكبر اصرار بر مخالفت دارد؛ گويى اصلا آن را هيچ نشنيده است؛ چنين كسى را به عذابى دردناك بشارت ده!]

 

و در جاي ديگر ميفرمايد:

وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (نساء/115)

[كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم؛ و به دوزخ داخل مى‏كنيم؛ و جايگاه بدى دارد.]

 

آقاي شيعه! نميخواهم بگويم با پيامبر مخالف ميكني! و يا راه به جز مؤمنان را پيش ميگيري! ولي اين را ميخواهم بگويم كه انكار و اخفاي حق همان مخالفت با خدا و پيامبر است.

 

پس سعي كن حق را پيدا كني نه اينكه حق بودنت را ثابت كني ولو با انكار واضحات!

 

آقاي شيعه! اگر منتظر اين هستيد كه من از قرآن ثابت كنم پيامبر بنابر رحمت و عطوفتش اهل كساء را شامل آيه كرده، اعتراف ميكنم كه نميتوانم! چون چنين جيزي در قرآن وجود ندارد!!! و من هم اين منظور را نداشتم كه در قرآن چنين جيزي وجود دارد! شما داريد برداشت غلط ميكنيد!

 

اين شما هستيد كه خودتان داريد خودتان را گول ميزنيد! آيا انكار آيات خداوند آسانتر از اعتراف به حق است؟!

 

آقاي شيعه! وقتي ميتوانيم به حديث رجوع كنيم كه با نص آيه مخالفت نكند. پس اول بايد خود آيه را بررسي كنيم كه آيا امكان دارد زنان را شامل نشود يا خير!؟!؟!

 

حالا ميل خودتان است...! ولي به دو آيه‌اي كه در بالا گفتم خوب فكر كنيد!

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 22:11 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

آقاي شيعه! اين سؤالتان عجيب‌ترين سؤال است كه تابحال از شما ديدم! دفعه‌ي پيش فكر ميكردم كه منظورتان چيزي غير از اينست! بخاطر همين توضيحات حديث كساء را دادم!

اما نگو كمي كوته‌فكرتر تشريف داريد!! از من گله‌مند نباش! بلكه «خود شكن! آينه شكستن خطاست!».

 

عین سوالی را که اولین بار مطرح کردم را در ذیل می آورم :

 

[  ۷- اولین بار خانم هدایت در ادعایی (=اختراعی) عجیب مدعی شدند که اهل البیت زنان هستند اما پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند ٬ اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده اند . خوب حالا لطف کنید(آقای عبدالله و خانم هدایت) و بفرمایید که بر طبق کدام احادیث چنین ادعایی کرده اید. در واقع تمام احادیثی را که مدعای شما را ثابت می کنند را لطف کنید و با قید آدرس ذکر نمایید.  ]

 

عین جوابی را نیز که شا اولین بار نوشتید در زیر کپی می کنم :

 

[آقاي شيعه! حديث نميخواهد كه چنين بيان كرده باشد! خود قرآن كريم گوياي اين امر است ولي شما چشمتان كور است! اگر براي وضوحات نيز بخواهيم حديث بياوريم كه ...!!!

آقاي شيعه! نزنيد به كوچه‌ي علي چپ!!!  ]

 

** ادعای خانم هدایت از دو قسمت تشکیل شده بود . الف) اهل البیت زنان پیامبر هستند  ب) پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته است اهل کسا را نیز مشمول این رحمت کرده است.

شما در جواب من نوشته بودید که این ادعا (که از دو بخش تشکیل شده است) را می توان از خود قران بدست آورد و خود قران گویای آن است و نیازی به آوردن حدیث نیست. شما اعتقاد دارید که چون آیه ی تطهیر میان آن دو قسمت قرار گرفته است بنابر این اهل البیت زنان پیامبر هستند. کاری به صحت یا غلط بودن این استدلال ندارم ، اما این بیان شما، فقط قسمت اول سوال من را جواب می دهد. اما قسمت دوم سوال من را کجای قرآن جواب می دهد ؟ یعنی باید بگویید که دقیقا چه آیه ای بیان می کند که اهل کسا بواسطه ی دعای پیامبر مشمول این رحمت شده اند؟

** حالا متوجه شدید که چه کسی کوته فکر است؟ در واقع سوال بنده دقیقا ناظر بر ادعای شما بود و شما ناخواسته اعتراف کرده اید که گوینده ی این مدعا کوته فکر است .

بگذریم ...

اما درباره ی قسمت دوم :

آقای عبدالله !

1- شما و خانم هدایت ادعایی را مطرح کرده اید  2 – برای این ادعا باید دلیل معتبر و صحیح بیاورید  3- این دلیل را یا باید از قرآن بیاورد و یا از احادیث صحیح   3- حالا اگر از قران دلیلی دارید پس بیاورید و اگر از احادیث صحیح دلیلی دارید تمام آن احادیث را که صحیح می دانید بیاورید .

 

تا آنجاییکه که می دانم من این سوال را بارها و بارها به زبان فصیح و سلیس فارسی نوشته ام . نه ترکی نوشته ام و نه عربی و نه انگلیسی و نه لری. حالا بنده نمی دانم چرا شما مدام از جواب دادن فرار می کنید؟ آیا شما نمی توانید برای یک ادعایی که کرده اید و هزار بار در بوق و کرنا فریاد کشیده اید چند تا حدیث صحیح یا دلیلی قرآنی ارائه دهید؟


لطفا بیش از این وقت تلف نکنید. تمام احادیثی یا

آیاتی را که صحیح می دانید و

 مدعای شما را ثابت می کند بنویسید.

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 19:22 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»» 

««سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم»»

 

نقل آقاي شيعه:[کدام آیه و یا آیات ثابت می کند که اهل کسا شامل اهل البیت نمی شود و پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند اهل کسا را هم مشمول آن کرده اند؟]

 

آقاي شيعه! اين سؤالتان عجيب‌ترين سؤال است كه تابحال از شما ديدم! دفعه‌ي پيش فكر ميكردم كه منظورتان چيزي غير از اينست! بخاطر همين توضيحات حديث كساء را دادم!

اما نگو كمي كوته‌فكرتر تشريف داريد!! از من گله‌مند نباش! بلكه «خود شكن! آينه شكستن خطاست!».

 

آخه آدم حسابي! ما چند بار بايد بگوييم كه خطاب آيه‌ي تطهير به زنان رسول الله است نه به اهل كساء بخاطر همين اهل كساء را از اول شامل نميشده و هنوز هم به اعتقاد ما شامل نميشود!

چون آيه‌ي خداوند نازل شده است و مخاطب آن انتخاب شده است. و اگر رحمتي شامل اهل كساء شده فقط با دعاي رسول الله شامل آنها شده است نه اينكه بگوييم خداوند تقدير آيه‌ي قران را تغيير داده است! متوجه شديد! (اين از جواب قسمت اول سؤال)

 

حالا حتماً ميگوييد «اختراع جديد...!!!»...! نه آقا! اين همان اعتقاد اهل سنت است كه ميگويد رحمت اين آيه توسط دعاي حضرت رسول اكرم شامل شده است نه اينكه خداوند بعداً آن چهارتن را نيز به ليست مشمولين آيه اضافه كرده باشد!

 

و رسول الله با دعاي خويش كه همان «اللهم هؤلاء اهل بيتي...» است (البته درصورت صحيح بودن احاديث كساء) آل كساء را هم شامل اين طهارت كرده است! يعني از خداوند درخواست كرده كه اين وعده‌ي طهارت را براي آنان نيز بدهد. (اين هم جواب قسمت دوم سؤال شما)

 

من فكر نميكردم شما اينچنين منظور عجيبي داشته باشيد! چون اين موارد را شايد هزارمين بار است كه دارم ميگم!!! والله اعلم... من فكر ميكنم اين نشانه‌ي به بازي گرفتن ما باشد!

 

آقاي شيعه! شما باز هم بهانه‌ي ضعيف دانستن حديث كساء از طرف اهل سنت را مي‌آوريد! عزيز من! من كه قبلاً به عرض شريف رساندم كه فرض را بر صحت حديث ميگيرم! نميفهميد؟؟

 

نقل آقاي شيعه: [تمام احادیثی را که ثابت می کند اهل البیت شامل اهل کسا نمی شود اما پیامبر با دعای خویش انها را نیز مشمول این رحمت کرده است را بنویسید . (یعنی احادیثی را که صحیح هستند)]

 

اولاً: همانطور كه قبلاً هم گفتم فرض را بر اين ميگيرم كه حديث كساء صحيح است! بخاطر همين هم در «نوشتار پنجم» جواب كامل اين سؤالتان را دادم.

 

ثانياً: آقاي شيعه!  مهم اين است كه شما اين حديث كساء را قبول داريد و چهاردستي به آن چسبيديد! بخاطر همين من دارم روي آن با شما بحث ميكنم! اگه بنابر مشتركات بخواهيد بحث كنيد، بنده فقط خود قرآن را به شما پيشنهاد ميكنم. اگر حاضريد بسم الله... فقط از خود قرآن ثابت كنيد كه اين آيه زنان را شامل نميشود و اهل كساء را شامل ميشود!!!

 

آقاي شيعه! اگر ميخواهي حديث را درمقابل قرآن بگذاري هرگز نبايد با هم مخالفت كنند! در اينصورت ميتوان حديث را قبول كرد. بخاطر همين اهل سنت مفتخر است به اهل تحقيق بودن.

 

آقاي شيعه! عقيده‌ي اهل سنت والجماعة بر طبق نص صريح قرآن و احاديث متواتر صريح و واضح است. نه احاديثي كه فقط فضيلت اصحاب را بيان كند و بگوييم آنها معصوم هستند! سبحان الله....

 

ومن الله التوفيق...

 

+ نوشته شده توسط عبد الله (سنی) در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 7:40 |

بسم الله و الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله محمد و على آله و أصحابه و التابعين .

با تشكر از آقاى شيعه كه سؤالى بسيار واضح كردند ، موضوع مورد بحثم را إن شاءالله با يك درخواست از ايشان شروع مى كنم.

بحث ما آيه ى تطهير است و بقول خودتان كلى گويى فايده اى ندارد !

پس بايستى با صبر و آرامش مرحله به مرحله بحث را ادامه دهيم و تا رسيدن به نتيجه اى واضح ، به سخن ديگر منتقل نشويم.

مرحله ى اول :

 آيا اين آيه از آيات واضح است يا مبهم؟

يعنى ، آيا اين آيه بصورت كلى و مبهم بسوى اشخاصى نامعلوم خطاب شده و يا برعكس؟

خداوند در سوره ى احزاب مى فرمايد:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ

وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

الأحزاب - الآية ۳۳

 در اين آيه بوضوح كامل ، اوامر و نواهى بسوى زنان رسول الله نازل آمده و براى اثبات اين امر احتياجى به تدخل و ذكر سخنهاى خارج از قرآن نيز نيست.

زيرا اين آيات بصورت قواعدى بسيار رسا و زيباى لغت عربى خودش را ظاهر و آشكار مى سازد.

 

وقتى الله تعالى مى فرمايد :

...  إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

اين لام متصل با يُذهب ، لام تعليل است.

 لام در اينجا يعنى : براى اينكه ...

مثالى عربى ساده مى زنم:

جئت لأدرسكم اللغة العربية.

من آمدم براى اينكه به شما زبان عربى را بياموزانم. ( اگر اشتباهى در قواعد زبان فارسى داشتم ، لطفاً تذكر دهيد تا بنده هم قوائد زبان فارسى را از شما بياموزم ! )

در اينجا لأدرسكم ، فعلى ست كه به لام متصل شده است و اين همان لام تعليل يا لام علت و سببى ست.

يعنى آمدن من سببى داشته است و آنهم آموختن زبان عربى به شما .

حالا برگرديم به آيه ى مباركه :

 إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

در اينجا سخن الله تعالى ، ما را بسوى سبب اذهاب رجس ( بردن پليدى )   يا مسببات آن مى برد.

زيرا فعل لِيُذْهِبَ  با اتصالش به لام التعليل ( لامى كه سبب و علت را گواهى مى دهد ) ما را بسوى جمله ى اتصالى قبلى اش مى برد .

و با رجوع به بقيه ى جمله  (( وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ

وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ

تَطْهِيرًا ))  خطاب آشكار بسوى زنان رسول الله ديده مى شود و آنگاه بسوى اين حقيقت

بلاغى قرآن خواهيم رسيد كه احتياجى به زحمت نيز ندارد و آنهم اينكه :

اين علت و سببى كه خداوند براى اذهاب رجس ( دور كردن  پليدى ) از خانواده ى رسولش ( زنان رسولش ) بيان داشته است ، همان اوامر و نواهى ست كه در بقيه ى آيه و آيات قبل معلوم شده است.

البته در باره ى ادعاى آقاى شيعه ى محترم راجع به اينكه در اينجا اذهاب رجس يعنى هرنوع گناه ، كاملاً اشتباهست .

زيرا خداوند در آيات قرآنش از گناهان و درجات آنها بيانى آشكار و زيبا دارد.

مثلاً :

إن الشرك لظلمٌ عظيم . الآية

براستى كه شريك به خداوند قرار دادن ، ظلمى بزرگ ( گناه بزرگ ) است.

الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْأِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ  [لنجم:32

اللمم ، همان گناهان صغيره است زيرا در برابر كبائر الإثم ( گناهان بزرگ ) ياد شده است و اينكه خداوند گناهان كوچك را مى بخشد. 

البته فعلاً ضرورتى به بحث در باره ى انواع گناهان نمى بينم و از آقايان محترم اهل تشيع خواهشى دارم و آن هم اينكه فعلاً بفرماييد آيا تا اينجاى سخنم با من موافقيد؟

آيا لام التعليل را مى شناسيد؟

أستغفر الله لی و لکم ...

 

+ نوشته شده توسط أمة الله ( هدايت سابقاً ) در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 13:51 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آقاي شيعه! اين هم حديثي كه خواسته بودي! گفتم فقط همين يكي دوتا را بياورم. چون بقيه هم شبيه همين هستند. (حالا بماند كه كدام ضعيف است و كدام مردود!!)

آقای عبدالله چرا اینقدر وقت هدر می دهید؟

بنده دو سوال از شما پرسیده بودم:

1- کدام آیه و یا آیات ثابت می کند که اهل کسا شامل اهل البیت نمی شود و پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند اهل کسا را هم مشمول آن کرده اند؟

2- تمام احادیثی را که ثابت می کند اهل البیت شامل اهل کسا نمی شود اما پیامبر با دعای خویش انها را نیز مشمول این رحمت کرده است را بنویسید.


** اولا شما جواب اولین سوال را ندادید. ثانیا تمام احادیث را نیاوردید. ثالثا: بنده احادیثی را از شما خواستم که مدعایتان را ثابت می کند. بدیهی است که انسان نمی تواند مدعایش را با احادیث ضعیف یا مردود ثابت کند. حالا جالب است که شما ادعایی را مطرح می کنید و سپس وقتی من از شما دلیل می خواهم احادیثی را می نویسید و بعد می گویید که حالا بماند که کدام ضعیف یا مردود است؟!!! آیا ادعای شما با احادیث ضعیف یا مردود ثابت می شود؟!!! شما باید احادیثی را برای من بنوسید که علمای خودتان آنها را صحیح می دانند تا بتوانید مدعایتان را ثابت کنید . ضمنا این دو حدیثی را که نوشته اید را مشخص کنید که آیا صحیح هستند یا خیر .

بار دیگر سوالم را تکرار می کنم. ان شاء الله که بیش از این وقت را هدر ندهید و جواب سریع و دقیق بدهید.

1- کدام آیه و یا آیات ثابت می کند که اهل کسا شامل اهل البیت نمی شود و پیامبر بنابر رحمت و عطوفتی که داشته اند اهل کسا را هم مشمول آن کرده اند؟

2- تمام احادیثی را که ثابت می کند اهل البیت شامل اهل کسا نمی شود اما پیامبر با دعای خویش انها را نیز مشمول این رحمت کرده است را بنویسید . (یعنی احادیثی را که صحیح هستند)

 

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 13:50 |

««« بسم الله الرحمن الرحيم »»»

 

صحيح مسلم

حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن نمير واللفظ لأبي بكر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زكرياء عن مصعب بن شيبة عن صفية بنت شيبة قالت قالت عائشة

خرج النبي صلى الله عليه وسلم غداة وعليه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علي فأدخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علي فأدخله ثم قال

{ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهر